پنجشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۹۷ - Thursday 20 September 2018
بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

یک داوری در باره داوری!

دکتر مرتضی مردیها


iran-emrooz.net | Tue, 06.03.2018, 12:23

روزنامه تازه تاسیس سازندگی چند روز پیش در صفحه اول خود عکسی از آقای روحانی رییس جمهور در کنار عکسی از رضا داوری اردکانی رییس فرهنگستان علوم منتشر کرد و کنار آن نوشت: حکیم و حاکم. و در ادامه عنوان کرد که این هردو در مورد اسلامی بودن علم به یک نتیجه رسیدند که علم، اسلامی و غیراسلامی ندارد.

اینکه آقای داوری را بتوان حکیم نامید هنری است که فقط از باند مطبوعاتی مهرنامۀ مرحوم برمی‌آید. آقای داوری در سال ۱۳۶۳ در دانشگاه تهران در میان دانشجویانی که من هم‌از جمله آنان بودم میگفت که من یک معلم فلسفه‌ام که درد دین دارم. سوابق فکری‌ و رفتاری‌ ایشان صحت هیچ کدام از این دو دعوا را نشان نمیداد. واقعیت این بود که ایشان دریافته بود که فقط با وارونه‌خوانی شانس پیشرفت دارد؛ خصوصاً دریافته بود که با اشغال موضع دشمنی با کسی که به واقع هم معلم فلسفه بود هم درد دین داشت و هم درد علم، شرایطی فراهم میشود که هرجا میرود ایشان هم به عنوان کنتراست دعوت باشد.

چنان‌که بعد هم معلوم شد این دستاویزی برای بالا آمدن در زمانه‌ای بود که از دانشگاهیان کمتر کسی چنین سخنانی میگفت و کسانی در قدرت به شدت به چنین صدایی نیاز داشتند.‌ سرتاسر دهه شصت ایشان با تکیه بر مخالفت با لیبرالیسم و علم تجربی، خود را در کانون توجه بساطی قرار داد‌ که بسط می‌یافت. حتی در این دوره اخیر که جنبش زنان موفق ترین حرکت اجتماعی و فرهنگی در ایران بود، جایی گفت فمینیسم یعنی فقدان حیا.

دارایی ایشان، بیش از همه چیز، بخت بیدار و میانه گل‌آلود با اخلاق بوده است. به یمن همین، در فردای دولت اصلاحات، او که به سبب سوابق فکرستیزاش شایسته بود به بازنشستگی برود، به یمن هم‌ولایتی بودن با آقای خاتمی (و دلایلی دیگر) بر کرسی ریاست فرهنگستان علوم تکیه زد؛ یعنی جایی که بیش از یک دهه با بنیان آن یعنی علم تجربی مدرن دشمنی کرده بود، و البته انس او با “علوم” به اندازه دانش من از زبان چینی بود. در طول سه دهه ایشان، به رغم سخنانی عموماً مبهم و مجوّف، اما به میمنت دشمنی با دشمنان، قدر بسیار و صدر بسیار دید که فقط مؤید این ضرب‌المثل بود که بهشت را به بهانه دهند به بها ندهند.

در سالهای اخیر ایشان که در سنین کهولت است و گویا دیگر حلقۀ اقبال ناممکن نمی‌تواند جنباند، دریافته است که بد نیست کمی از بدنامی خود بکاهد؛ که البته ماموریت ناممکنی به نظر می‌آید. لذا از فیلسوفی دفاع میکند که درد ایران دارد. و لابد این بار خود ایشان هم یک معلم فلسفه است که درد وطن دارد. بازهم بعید می‌نماید صحت هر دو ادعا.

من نه به دفاع از کسی این را مینویسم (چرا که فعلاً عزادار “نولیبرالیسم مسلح” هستم) نه دشمنی خاصی با دیگری دارم. ولی این هم از عجایب روزگار است که کسی بیش از سه دهه در دولتهایی تا این حد متفاوت، کرسی‌هایی را اشغال کرده باشد که شاید در تمامی هشتاد میلیون جمعیت ایران از آخرین نفرهایی باشد که تناسبی با آن داشته است. از او البته انتظاری نیست، از امثال آقای طباطبایی غریب است که فکر میکند از حمایت چنین کسی برای ایشان آبی گرم میشود. از آقای خاتمی گله است که با چه مبنایی او را به این سمت گماشت. و از برخی مطبوعاتیان عجیب است که مردم را سیب زمینی تلقی کرده‌اند.





Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.