بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

خانه رئیس جمهور

دکتر حسن رضایی


iran-emrooz.net | Thu, 06.07.2006, 5:33

پژوهشگر مسایل حقوق ایران و اسلام در موسسه ماکس پلانک- فرایبورگ، آلمان
.(JavaScript must be enabled to view this email address)
پنجشنبه ١٥ تير ١٣٨٥

درآمد
آقای ابراهیم نبوی در مطلب روز چهارشنبه هفتم تیر ماه در روزآنلاین تحت عنوان این فرانسویهای بد نکات جالبی در باره افتخاراتی که فرانسویان از طریق حرمت گذاری به دیگران به دست آورده اند، بیان داشته است. او در ضمن مطالب خود، اشاره ای به خانه بنی صدر نموده است که تا حد زیادی برای هر کسی که از نزدیک این خانه و وضعیت زندگی شخصی آقای بنی صدر را ندیده باشد می تواند سوال انگیز باشد. اصل نوشته او از این قرار است: «اما این ها مهم نیست، مهم این است که خانه ابوالحسن بنی صدر از سال ١٣٦٠ به بعد در ورسای تحت شرایط خانه یک رئیس جمهور اداره می شود، چون بر اساس یک قانون فرانسوی، وقتی یک رئیس جمهور به این کشور پناهنده می شود، فرانسوی ها موظفند تا آخر عمر از وی مانند یک رئیس جمهور پذیرایی کنند». با توجه به کلیت مطلب می توان بدون تردید گفت اشاره آقای نبوی نه از باب انتقاد از وضعیت بنی صدر، بلکه از باب آشکار شدن یک حقیقت بود. اما از آنجا که در بیان «حق گویی و حق مداری» اگر همه حقیقت گفته نشود، ای بسا به اصل حقیقت جفایی بس آشکار شود. لذا برای کسانی در ایران که فقط ذکر پاریس و ورسای در ذهنشان یادآور رفاه و خوشگذرانی و به قول آقای خمینی اسلام مرفهین بیدرد است، به نظرم شرط انصاف و اخلاق این است که با دقت بیشتری در این باره سخن گفته شود. به ویژه برای جامعه «فقیر شده» ایران که آقای احمدی نژاد تنها از طریق بازگویی نحوه زندگی خود، بدون لحاظ قدرتی که در سایه امتثال حکم ولایت داراست و جان و مال کشور را به رایگان در ید اقتدار و ملکیت او قرار می دهد، دست به عوام فریبی می زند، توضیح شیوه زندگی بنی صدر در تبعید که در شرایط آزادی انتخاب شده است، می تواند آموزنده باشد. از این منظر، شرح و بازگویی جوانب بیشتر ودقیقتری از نحوه زندگی اولین کسی که اکثریت ملت ایران در اولین و بلکه آزادترین انتخابات تاریخش به او اعتماد کرده و به نام اولین رئیس جمهور منتخب تاریخ ایران در جایگاه تاریخی ویژه ای ایستاده است، برای آگاهی افکار عمومی لزوم اخلاقی پیدا می کند. همین جا یادآور شوم که نویسنده این سطور جز یک رابطه فکری-انتقادی، هیچ وابستگی و التزامی به بنی صدر ندارد و این کلمات را تنها از سر دفاع از حق ملت در آگاهی یابی از روزگار اولین منتخب خود می نگارد. در واقع، تنها انگیزه من در اینجا، به عنوان عضوی از جامعه ایرانی، حساسیت در برابر واقعیتها و لزوم پاسداشت حق دانستن مردم ایران نسبت به اولین منتخب خودشان است.

کدام حقیقت؟
پرسشی که یک هموطن ایرانی در فضای سیاسی و فرهنگی کنونی ممکن است از همان ابتدا به طور جدی مطرح کند این است که، این چه حقیقتی است که با زندگی بنی صدر پیوند خورده است؟ مگر بنی صدر نماد چه حقیقتی در ایران معاصر است که این گونه نسبت به سخنانی که در باره او گفته می شود حساسیت وجود دارد؟ یا حتی بسیاری از اندیشمندان داخل با تعجب و کنایه از کسانی که اندیشه خود را با تفکر بنی صدر پیوند زده اند می پرسند که مگر وی چه مطلب نویی دارد که این قدر برای شما جاذبه دارد؟ در برابر این پرسشها بی شک و شبهه باید پاسخ داد؛ نه، هیچ شخصی چه به نام بنی صدر و چه غیر آن نماد یا اسوه حقیقت نیست و هیچ حقیقتی را هم نمی توان با شخص سنجید. اما باید توجه داشت که تا حقیقتی هم در کار نباشد قدرت چیزی و یا کسی را سانسور نمی کند. و آیا درست نیست در همین جا پرسیده شود، مگر در کلمه بنی صدر چه چیزی نهفته است که در ایران پس از خرداد ٦٠ که از آثار مارکس و انگس گرفته تا کتاب نبرد من هیتلر تا خاطرات خاندان پهلوی همه در زمانهایی اجازه نشر یافته اند، اما یک تن، هم اسمش، هم صدایش، هم تصویرش و هم آثارش و هم هرکسی که با او در ارتباط است، ٢٥ سال است در سانسور کامل قرار دارد؟ باری، وقتی با دخالت تیغ سانسور حافظه تاریخی جامعه ای تا حد زیادی از واقعیت قطع می شود، یعنی وقتی بنی صدر به مثابه نماد جریانی که کودتا علیه او در خرداد ١٣٦٠ نه تنها در ایران، بلکه در خارج ایران و حتی در میان قربانیان این حادثه تاریخی به سادگی سانسور می شود، شرح پاره ای از واقعیت هایی که در این دوره زمانی عجیب خواه ناخواه مرتبط با نام بنی صدرهستند، شاید بتواند زوایایی (تاکید می کنم تنها زوایایی را و نه همه را) از حقیقت در ایام کودتا را تا امروز، روشن کند.

بنی صدر ِ لیبرال و غرب زده
ابوالحسن بنی صدر در خرداد ١٣٦٠ با اتهام لیبرال بودن و این که او می خواهد ایران را فرانسه و سوئیس کند، مجبور شد از کشور تبعید شود. در همین حال عجیب اینجاست که او پیش از انقلاب نزد روشنفکران لیبرال ایرانی و غربی به سوسیالیست و گاهی مائوئیست شهرت داشت، اما در ایران چون بنا به ضرورت از لیبرالیسم دشنام ساخته بودند، او را به دلیل مشی آزادی خواهی و دفاع از ولایت جمهور در برابر ولایت فقیه و اصالت دادن به حقوق اساسی مردم، به ویژه پاسداری از اصل آزادی بیان، به بیرون راندند. شگفتی اینجاست که همان زمان پاره ای از مخالفان لیبرال، همزمان به او لقب کمونیست و اسلامیست می دادند. به عنوان مثال آقای محمد علی ایزدی، وزیر دولت مرحوم شادروان مهندس بازگان، در یکی از صحبت های خود گفتند اقتصاد توحیدی [اشاره به کتاب بنی صدر] همان اقتصاد کمونیستی است، با این تفاوت که آقای بنی صدر روی سر آن عمامه گذاشته است. البته ناگفته نماند دیدگاههای بنی صدر را وقتی در خصوص عدالت و برابری می خوانیم، چنین تحلیلهایی بدون درک شفاف ترین نگاه او به آزادی و و روابط قدرت، بعید به نظر نمی رسند. برای نمونه وقتی آدم به بحثهای متعددش در باره رابطه اصول برابری و آزادی مراجعه می کند در شگفت می ماند که او از سوسیالیست های افراطی و مارکسیست های ارتدکس بیشتر بر این مفاهیم تاکید دارد. تا جایی که نه چون «پرودن» مالکیت را نوعی دزدی بنامد، بلکه آن را به مثابه شکلی از روابط قدرت که تحدید کننده آزادی هاست بر می شمرد.

ابوالحسن بنی صدر در همان ایام آغازین انقلاب با چوب غرب زدگی هم روبرو بود. از آن موقع تا کنون، نقد های او بر لیبرالیسم و مدنیت سرمایه سالار در غرب در عین سرسختی اش در دفاع از آزادی او را در میان کسانی می گذارد که حتی سرسخت تر از شریعتی، کوچکترین سنخیتی با فرهنگ سلطه غرب نداشته و ندارند. اگر شادروان شریعتی منتقد سرسخت غرب ستایی (در معنای اٌکسیدانتالیسم) بود و هم او اغلب نظریات خود را از همین نظرمندان غرب چون؛ سوسیالیزم سن سیمون ، دیالکتیک مارکس، فلسفه وجودی هایدگر و انسان شناختی اریک فروم، اقتباس می نمود، بنی صدر خود از پایه گذاران اندیشه راهنمای آزادی در قلمرو ایران معاصر است. «ماسیمو کاچاری» فیلسوف ایتالیایی در کنگره مولیانو در دسامبر ١٩٩٨ در ایتالیا در باره حقوق، فرهنگ، مردم سالاری و هویت در توصیف این اندیشه چنین می گوید: «قبل از هر چيز، اجازه دهيد خوشحالى خود را به خاطر حضور مجدد در اين كنگره و در حضور پرزيدنت بنى‏صدر، براى دومين بار، اظهار كنم. خوشحالم كه، دوباره، با بنى‏صدر، پیرامون مسائلى صحبت مى‏كنم كه مسائل امروز و نيز آينده ما، نه فقط در حوزه مديترانه، كه در تمامى نقاط جهان هستند. شما، همگى، سخنان آقاى بنى‏صدر را شنيديد و ملاحظه كرديد كه او از سنت فكرى بزرگى برخوردار است. اصول و حقوقى كه انديشه او برآن پايه گذارى شده است، بر اصل خداشناسى است. او اين مجموعه‏اى را كه شامل فرهنگ، خداشناسى، سياست، انتروپولوژى است به طور بسيار كامل، در نظام توحيد، بيان مى‏كند. انديشه او، ترجمان اومانيسم اسلامى است. هيچ فكر كرده‏ايد كلام بنى‏صدر چه معنى مى‏دهد و كدام معنى را مى‏تواند داشته باشد؟ به خصوص براى ما كه طرف سخن او هستيم. شايد نياز به آن باشد كه با واقع بينى از خود بخواهيم اين انديشه را نيك درك كنيم. سخنان پرزيدنت بنى‏صدر بيانگر اصالت انسان اسلامى است. اسلامى كه معلم بردبارى، گفتگو و تفاهم است. اين اسلام اسلامى نيست كه در حال حاضر، در ايران، حكومت مى‏كند. اسلامى نيست كه در كشورهاى اسلامى معمول است. تقصير كيست كه آن اسلام اين اسلام گشته است؟ پرسشى است كه در فرصتى ديگر بايد بدان پرداخت. تمام اين كشورها در اسلامى زندگى مى‏كنند كه با سخن بنى‏صدر فاصله بسيار دارد. كف زدنهاى ما ايتاليائيها براى آقاى بنى‏صدر، اميدوارم آگاهانه باشد. اميدوارم اين آگاهى وجود داشته باشد كه در صحبتهاى بنى‏صدر، نه نظر ماكياول، نه قول ماكس وبر، نه فكر مارسيليو دى پادوا و نه انديشه اسميت وجود دارند. از فرهنگ سياسى سخن گفت كه هيچ كلامى از اين شخصيتها در آن نبود. با سياست زدگى غربى ما كه بر پايه بينشهاى اين صاحب نظران است، تفاوت بسيار دارد. در ديد مدرن غربى معاصر، تمام سعى بر اينست كه همه آنچه را بنى‏صدر سعى در توحيدشان مى‏كند، از يكديگر جدا كنيم. سعى بنى‏صدر بر اينست كه اينها به توحيد برسند در صورتى كه ما غربيها، بر عكس، همه را از يكديگر جدا مى‏كنيم. مى‏بينيد گفتگو چقدر دشوار است. گفتگو اين نيست كه دور هم جمع شويم و چيزهائى را بگوئيم و بشنويم كه مى‏شناسيم. بنظر من، گفتگو يعنى همين كه در اين جلسه جريان دارد. گفتگو يعنى در بينشها تأمل كردن و در تفاوتها انديشيدن. گفتگو يعنى فهميدن فاصله‏ها. گفتگوى واقعى اينست. اگر اينطور كه ما پيش مى‏رويم نباشد، جز براى احساسات جا نمى‏ماند. مى‏گوئيم و مى‏شنويم و بعد هم يكديگر را در آغوش مى‏كشيم. فرصتهاى واقعى را از دست مى‏دهيم و احساسات نيز ما را بجائى نمى‏رسانند».[١]

خانه بنی صدر
استقامت بنی صدر بر اصول آزادی و استقلال و اخلاق، موجب شد تا او حدود ٢٥ سال از عمر خود را به دلیل پرهیز از ترور و تنگدستی مالی، در شرایط مطلق زندگی یک زندانی قرار دهد. ابراهیم نبوی راست می گوید، هر فرد که در فرانسه و در مقام یک رئیس جمهور پناهنده می شود، مطابق قانونی خاص از حقوق و جایگاهی در حد یک رئیس جمهور بازنشسته برخوردار می شود. اما بنی صدر اولاً، به یمن ١٨ سال زندگی پیش از انقلاب در فرانسه و با وجود داشتن اقامت دائم، هیچ نیازی نبود تا از دولت فرانسه درخواست پناهندگی کند و تا امروز هم تنها با اجازه اقامت معمولی در این کشور حضور دارد. و ثانیاً، محل زندگی او از آن داستان هایی است که باید در تاریخ به ثبت برسد. از این محل که سالها پیش از اقامت، به صورت یک ساختمان مخروبه و محل آموزش و پرورش قدیمی شهر ورسای بود، آثار خرابی و کهنگی در و دیوار تا همین امروز بعد از گذشت بیش از دو دهه به خوبی نمایان است. به گفته خود ایشان محل یاد شده به یمن تلاش دوستان ایشان در حد زندگی یک شخص معمولی در ایران بازسازی شده است. وسایل کهنه و ساده و بعضا دست دومی که در این خانه وجود دارد (نظیر چند فرش و میز و صندلی ها و مبلمان و...) به مرور زمان و با هدیه دوستان نزدیکش تهیه شده است. به طوری که وقتی چند سال پیش از این خانه دیدن می کردید، هیچیک از این وسایل وجود نداشتند.

سیستم گرمایشی این خانه، درس بزرگی در استقامت ایشان بر استقلال و آزادی و اصول اخلاقی است. این سیستم که شامل یک کرسی با یک لامپ ٤٠ واتی است، بیشتر به سیستم گرمایشی پدر و مادران ما در ٧٠ و ٨٠ سال پیش ایران شبیه است، تا یک سیستم گرمایشی در دل تمدن غرب امروز. مابقی خانه در سراسر زمستان یک سردخانه بیش نیست، به طوری که اغلب خبرنگاران از آن به عنوان «خانه یخی» یاد کرده اند. چندی پیش جمعی از هیئت تحریریه سایت رهایی که با بنی صدر در این خانه دیدار داشته اند د ر مقدمه مصاحبه در باره این خانه چنین آورده اند: «ساختمان محل سکونت دکتر سید ابوالحسن بنی صدر علیرغم وسعت ، قدیمی و بسیار کهنه بود و البته واقع در شهر مشهور ورسای که بیست دقیقه ای با پاریس فاصله دارد. دیوارهای بلند با دوربینهای مداربسته بر روی آنها حکایت از ضریب بالای امنیت آقای بنی صدر داشت. در بدو ورود با دوست مشترکمان که واسطه ما شده بود و تعدادی از دوستان و طرفداران آقای بنی صدر که کار حفاظت از وی را بعهده دارند مواجه شدیم. برخوردها در کمال احترام بود و حد اقل بازرسی از ما صورت گرفت. دو نفراز محافظین از اهالی کرمانشاه بودند و با سبیلهای پر پشتشان ما را یاد اکراد غیورمناطق غرب ایران انداختند. یک فوتبالیست سابق تیم ملی فوتبال کشورمان نیزدرحلقه محافظین آقای بنی صدر بود. اطاقی که درآن به بحث و گفتگو با آقای بنی صدر مشغول بودیم بسیار سرد بود که محافظین پس از دقایقی یک بخاری برای ما آوردند اما آن هم نفتش تمام شد و ما تا آخر مصاحبه درمنزل اولین رئیس جمهور "ج ا ا" سرما خوردیم... آنچه برای ما جالب بود پیراهن سه دکمه آقای بنی صدر بود، دقیقاً از همان جنس و شکلی که با آن بیست و پنج سال پیش به عنوان رئیس جمهور در برابر عموم ظاهر می شد».[٢]

گفته می شود وقتی مراتب دشواری زندگی وی به گوش فرانسوا میتران رئیس جمهور فقید فرانسه می رسد، ایشان و دولت فرانسه در دو نوبت از وی می خواهند که از کمک های مالی دولت فرانسه که «حق قانونی» اوست بهرمند شود، اما بنی صدر در هر دو نوبت به دلیل اینکه کوچکترین خدشه ای به استقلالشان وارد نشود، از پذیرش هر گونه کمک مالی خودداری می کند. به قول او دریغ از یک فرانک کمک مالی که از هیچ دولتی و هیچ نهاد سیاسی دریافت کرده باشد.

به موجب همین استقلال بود که در همان ایام، بنی صدر از افشاء روابط پنهان ایران و فرانسه خودداری نکرد. در همان ایام بود وقتی ماجرای ایران گیت مطرح شد، آقای پاسکوا وزیر اسبق کشور فرانسه افرادی را نزد بنی صدر فرستاد که تا مدتی در باره روابط ایران و فرانسه سکوت کند. ملاقات کنندگان وقتی به نزد پاسکوا بازگشت می کنند، به ایشان یاد آور می شوند، که شما به کسی می گویید سکوت کند که هرگاه سخن می گوید، مطبوعات را بر این باور هستند که کلام او، کلام انجیل است.

به دلیل همین استقلال و اخلاقمندی بود که وقتی دولت فرانسه در اوایل سکونت ایشان در منزل قطب زاده[٣] ، از ایشان درخواست می کند که محل زندگی خود را به جای دیگری منتقل کند، او محل جدید را بدون پیش شرط پرداخت اجاره نمی پذیرد. داستان تغییر محل سکونت از این قرار یوده است که در اوایل مهاجرت، چون محل زندگی بنی صدر در نزدیکی یک کودکستان و در یک محیط مسکونی بود، دولت فرانسه به دلایل امنیتی از ایشان در خواست ترک آنجا و انتخاب یک محیط دیگر برای زندگی می کند. با وجود آنکه دولت فرانسه محل جدید را به رایگان در اختیار بنی صدر قرار داده بود، اما بنی صدر تا زمانی که دولت فرانسه اجاره آن را دریافت نکرد، حاضر به پذیرش محل جدید نشد. اجاره این خانه نیز در ورسای، به گفته خود او از محل اجاره آپارتمان شخصی خود در پاریس پرداخت می شود.

بنی صدر ِ تنزه طلب
سماجت و ایستادگی بنی صدر بر اصول استقلال و اخلاق به گونه ای است که عده ای آن را نوعی تنزه طلبی افراطی نامیده اند. همین سماجت ها موجب شده است که او در عین نیاز به ارتباط وسیع با جامعه داخل با بسیاری از رسانه هایی که شائبه وابستگی به نیروهای ضد ملی یا سازمان های اطلاعاتی می رود، مصاحبه نکند. برای نمونه در حالی که اغلب روشنفکران ایرانی تمایل دارند سخنشان به وسیله رادیو فردا به دلیل گستره پخش آن منتشر شود، به قول آقای مهدی خلجی، یکی از همکاران سابق رادیو فردا، با وجود پذیرش گرمی که آقای بنی صدر از وی به عمل می آورد و به همه پرسشهایش هم پاسخ می دهد، وقتی بنی صدر متوجه می شود که قرار است این گفتگو در رادیو فردا پخش شود، به وی اجازه می دهد فقط برای استفاده شخصی از آن استفاده کند. استدلال بنی صدر ظاهراً این است که چون بودجه این رادیو معلوم نیست از کجا تامین می شود، لذا همکاری با آن می تواند منافی اصل ایستادگی بر استقلال ایران تفسیر شود.
شاید بی وجه نباشد بگوییم همین سماجت و ایستادگی و عدم خودداری او از ابهام گویی و یا احیاناً مسامحه در برابر دولتها بود که سرانجام به سانسور عمومی و تقریبا مطلق او منجر شده است. حتی تا سالها پیش که در مسایل و موضوعات حساس داخلی و خارجی رادیو بی بی سی و رادیو آمریکا یک پای مصاحبه هایشان بنی صدر بود، چندین سال است به جز موارد بسیار معدودی که اصلا به گوش نمی رسد، یکسره هر گونه مصاحبه و نظر خواهی با شخص بنی صدر قطع شده است. در حالی که اندیشه بنی صدر به گواه نوشته هایش و بنا به گفته رژه گارودی در کتاب “ایران کدام انقلاب نه تنها راه حلی برای ایران، بلکه راه حلی برای جهان صنعتی به منظور خروج از بحران است. او نه تنها در مقام یک فیلسوف و نظریه پرداز مسائل روشنفکری، بلکه به مثابه یک اسلام شناس و حتی در مقام یک مرجعیت دینی قرار دارد»[٤].

سانسور اسلام آزادی
متاسفانه جریان سانسور بنی صدر تا بدانجاست که در تمام رسانه ها، وقتی گفتگویی پیرامون مسائل روشنفکری و یا مباحث مربوط به موقعیت اسلام و دین در مسائل روشنفکری مطرح می شود، گویی بنی صدری وجود ندارد. جریان سانسور علیه بنی صدر متاسفانه یک جریان عمومی است. به طوری که شما وقتی به تمام کتاب هایی که در این سالهای اخیر درباره سیر جریان روشنفکری دینی در ایران نگارش شده نگاه می اندازید، گویی اینکه وجودی چون بنی صدر و هزاران صفحه آثار او در دین ورزی ، دموکراسی ، عدالت، آزادی و عقل آزاد، یکسره خواب و خیالی بیش نبوده است. این نشانه چیست؟

البته از حق نگذریم در این سانسور پاره ای از دوستان نزدیک او هم مقصر بودند وهستند. زیرا به جای اینکه بنی صدر ِ اسلام شناس، روشنفکر و فیلسوف اجتماعی و عالم سیاسی را درک کنند، او را پیوسته به خانه سیاست روزمره و مسائل جزئی دعوت می کنند. بدین ترتیب در محاصره سیاست زدگی (که چهره و اندیشه بنی صدر از این خصلت مبراست) از او چهره ای ساخته اند که نزدیک شدن به او، به ویژه نزد روشنفکران دینی نوعی ترس ایجاد می کند. علاوه بر این، دلایل دیگری برای ترس از بنی صدر وجود دارد. این ترس، از یک سو، ناشی از طبیعت تقلیدگرایانه روشنفکری دینی است، زیرا گمان می رود با حضور بنی صدر که دارای اندیشه راهنما ست، جا برای اندیشه های ترجمه ای و ضد طلب آنان تنگ می شود. و از سوی دیگر، فضای «ترس از اسلام گرایی» که از طرف رسانه های غربی معادل بنیادگرایی معرفی شده است، نقش مؤثری در سانسور ایشان دارد. زیرا حضور اندیشه بنی صدر را آلترناتیوی از درون جهان اسلام می شناسند که هم به سبب استقلال طلبی و هم به سبب آشنایی با ماهیت تاریخی و فلسفی مدرنییته و هم به سبب وجود اندیشه راهنمای آزادی، قادر است تا به کمک تحول از درون، ایران را در ربط با اسلام، همانطور که بعضی از اندیشمندان معتقدند، در آستانه عصر سوم دموکراسی (دموکراسی بر اصل مشارکت عمومی) قرار دهد. شاید هم از همین روست که دولتهای غرب به آن دسته از نویسندگان و روزنامه نگاران و روشنفکرانی که با اصول راهنمای لیبرالیسم سر سازگاری نشان می دهند، خوش آمد می گوید، جایزه می دهد و بزرگداشت می گیرد، ولی «خانه اندیشه» بنی صدر همچنان در محاصره سانسور قرار دارد.

------------------
[١] متن کامل سخنان کاچاری به همراه اصل سخنرانی بنی صدر در اینجا قابل مراجعه است http://www.banisadr.com.fr/Books/Hoguge_Bachar/Hoghuhe_bashar.html
[٢] برگرفته از مقدمه مصاحبه سایت رهایی با بنی صدر
[٣] گفتته می شود که مرحوم قطب زاده این خانه را به بنی صدر بخشیده بود. اما از بخت بد، این خانه به دلیل سهل انگاری و عدم مراجعه، بعد از ١٥ سال طبق قوانین فرانسه به سود مستاجر آن مصادره شده است. اما با این وجود، به نظر اینجانب این قانون از بسیاری جهات از قوانین مالک مستاجر ما در ایران عادلانه تر است.
[٤] برای مطالعه ابعاد مختلف اندیشه بنی صدر علاوه بر کتابهایی چون «حقوق بشر در اسلام»، «زن و زناشویی»، «عقل ازاد» و «انسان ، حق و قضاوت و حقوق انسان در قرآن» به چند مصاحبه اینجانب پیرامون برخی از مسائل حقوقی و فقهی با ایشان که عمدتاً بر روی اینترنت منتشر شده است مراجعه شود.


نظر شما درباره این مقاله:


Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.