بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  
iran-emrooz.net | Tue, 09.04.2019, 15:58

بریتانیای غیرقابل پیش‌بینی؟ آغاز ماجرا


گیدیون راخمن

‏(برگرفته از نشریه فایننشیال تایمز: ۸ آوریل ۲۰۱۹‏)
نوشته‌ای از «گیدیون راخمن» (‏Gideon Rachman‏) مفسر ارشد مسایل خارجی فایننشیال تایمز در سالهای ۲۰۰۶-‏‏۲۰۱۶ و برنده جایزه جرج اورویل در روزنامه‌نگاری سیاسی

برسر بریتانیا چه آمد؟ این سر درگمی در سراسر اروپا، و در واقع سراسر جهان ایجاد شده که کشوری ‏که به ثبات و اعتدال شهره بوده قصد تکه پاره کردن خود را کرده است. بسیاری از مردم براین گمان‌‏اند که بالاخره در نقطه‌ای از زمان پراگماتیسم بریتانیایی دوباره وارد عمل خواهد شد. اما من خبر ‏بدی دارم. علیرغم هر نوع اتفاقی که این هفته در جلسه فوق‌العاده سران اتحادیه اروپا در مورد ‏خروج بریتانیا از این اتحادیه بیفتد، این کشور برای یکی دوسال آینده کشوری بی‌ثبات وغیرقابل ‏پیش‌بینی خواهد بود که پیامدهای هشدار دهنده‌ای را برای کشورهای اتحادیه اروپا، متحدین ‏کشورهای غربی و نظم لیبرال بین المللی به همراه خواهد داشت.‏

علیرغم هر نوع محدودیتی که برای ترزا می ‌به عنوان نحست وزیر بریتانیا تصور شود، وی فردی ‏محافظه‌کار بوده که برای سازگار کردن خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا با منافع سیاست خارجی این ‏کشور‎ ‎و نظم موجود جهانی تلاش کرده است. اما خانم می ‌در مسیر خروج از قدرت قرار داشته و ‏نخست‌وزیر آینده بریتانیا می‌تواند این کشور را درست به یک مسیر رادیکال هدایت کند، خصوصا ‏که دو جانشین محتمل بعد از وی؛ عبارت از بوریس جانسون کاندید مطلوب موسسات شرط‌بندی ‏و رهبر آینده حزب محافظه‌کار، و جرمی کوربین رهبر حزب کارگرخواهند بود.‏

یک دولت محافظه‌کار به رهبری بوریس جانسون یا یک طرفدار سر سخت خروج از اتحادیه اروپا، ‏کشور بریتانیا را با آمریکای دونالد ترامپ بیشتر هماهنگ و هم خط خواهد کرد. در حالیکه خانم می ‌‏در دعوا با ایالات متحده آمریکا بر سر مسایل محیط زیستی، ایران، اسراییل و ‏تجارت از اتحادیه اروپا پشتیبانی کرده است. دولتی به رهبری بوریس جانسون تقریبا به‌طور قطعی با آمریکا همراهی ‏خواهد نمود. و این نکته مهمی است. چون آقای ترامپ اولین رئیس جمهور آمریکا است که به طور ‏فعالی سیاست غیردوستانه‌ای را بر علیه اتحادیه اروپا در پیش گرفته است.

هرکسی که با نوشته‌های جان بولتون، مشاور امنیتی آقای ترامپ آشنا باشد نمی‌تواند تردیدی در خصومت و مخالفت ‏عمیق وی با اتحادیه اروپا داشته باشد. وی اتحادیه اروپا را یک خطر و تهدید ایدئولوژیک برای ‏قدرت و حاکمیت ایالات متحده آمریکا می‌شناسد. و به همین خاطر است که دستگاه اداری ترامپ ‏بدون هیچ ملاحظه‌ای، خروج بدون معامله کشور بریتانیا از اتحادیه اروپا را تشویق می‌کند. این ‏امر در عین حال به سیاست کمتر غیرمعصومانه جان بولتن این امکان را فراهم می‌سازد که به تمامی ‏قول‌ها و کمک‌های وعده داده شده به بریتانیا برای خروج از اتحادیه اروپا جامه عمل بپوشاند. این ‏کمک‌ها انتخاب لحظه دلخواه برای افزودن بر هرج و مرجی را مهیا خواهد کرد، که شامل مستثنی ‏کردن بریتانیا از افزودن تعرفه‌های ۲۵ در صدی بر صادرات اتحادیه اروپا به مقصد ایالات متحده ‏آمریکا خواهد بود.‏

اگر دولت بعدی به وسیله اقای کوربین رهبری شود، به هر صورت ممکن است بریتانیا به سمت ‏مسکو به جای واشینگتن متمایل شود. وی در طول فعالیت خود نسبت به روسیه و متحدین آن ‏مثل کوبا و ونزوئلا سمپاتی نشان داده است. وی همچنین به مدتی طولانی با‎ ‎پیمان ناتو بر اساس ‏یک غریزه قوی پاسیفیستی مخالفت کرده است. سیاست خارجی کوربین ممکن است خارج شدن دو ‏فاکتو از ساختار امنیتی اروپا را، با عادی کردن رابطه با روسیه، خاتمه تحریم‌ها بر علیه آن، خارج ‏کردن نیروهای بریتانیایی از استونی و تایید سیاست روسیه در سوریه ترکیب کند.

عده‌ای ممکن ‏است بگویند که افکار عمومی بریتانیایی‌ها اجازه نخواهد داد که بریتانیا با ترامپ نزدیک شده و ‏پشت وی قرار بگیرد چه به رسد به نزدیکی به روسیه پوتین توسط کوربین. اما این غیر عاقلانه ‏خواهد بود که روی این عامل حسابی باز شود. پدیدار شدن رهبرانی چون جانسون و کوربین نشانه ‏قطبی‌شدن سیاست در بریتانیاست، که سیاست میانه‌روانه را به حاشیه می‌راند. هم چنین، ‏سیاست خروج از اتحادیه اروپا یک پروسه تحقیرآمیز برای بریتانیا بوده، و تحقیر می‌تواند مردم ‏و کشورها را به مسیرهای عجیب هدایت کند(از روسیه بپرسید).

با در نظر گرفتن میزان سوء ظن بریتانیایی برعلیه اروپا که در نوستالژی «بهترین ساعات» جنگ دوم ‏جهانی ریشه دارد، نباید تعجب کرد که طرفداران خروج از اتحادیه اروپا در بریتانیا به بازآفرینی ‏متحدین بین‌المللی زمان جنگ اندیشیده و بریتانیا را متحد آمریکا و روسیه بر علیه اروپا با مرکزیت ‏آلمان بدانند. بریتانیا و روسیه به عنوان امپراتوری‌های سابق در حاشیه اروپا، هر دو در یافتن ‏جایگاهی برای خود در اتحادیه اروپا به عنوان یک پروژه، سازش ناپذیر بوده‌اند (ترکیه نیز با همین ‏مشکل روبروست). بریتانیا و روسیه هر دو حس می‌کنند که ‎به وسیله یک قدرت متحد اروپایی ‏تهدید می‌شوند که با هم بر علیه آن در زمان ناپلئون، و دوره‌های جنگ اول و دوم جهانی متحد بوده‌اند.

این ایده که خروج از اتحادیه اروپا ممکن است به باز آفرینی و تکرار این الگوی تاریخی بینجامد، ‏با در نظر گرفتن عمق اختلافات مسکو و لندن در حال حاضر ممکن است مسخره به نظر برسد. اما ‏همانگونه که بارها نوشته شده، آقای ترامپ علاقه عجیبی به پوتین ابراز داشته، و به عنوان رئیس ‏جمهور آمریکا بعد از کنار رفتن گزارش مولر احساس آزادی کرده و دوستی نزدیک با پوتین را تعقیب ‏خواهد کرد. اتحاد پوتین و ترامپ بعدا ممکن است به پیوستن بریتانیا به این اتحاد منتهی شود. بنا ‏بر این می‌توان پرسید که این سناریوهای ترسناک چگونه می‌توانند مذاکرات جاری برای خروج بریتانیا ‏از اتحادیه اروپا را تحت تاثیر قرار دهند؟

بطور کلی آنها باید اتحادیه اروپا و بریتانیایی‌های لیبرال را ‏تشویق به یک تعویق طولانی مدت در اجرایی شدن ماده ۵۰ برای جدایی دو طرف کرده، که سپس ‏ممکن است به یک جدایی نرمتر و یا اساسا لغو این جدایی منجر شود. این یک استراتژی است که ‏می‌تواند بریتانیا را نزدیک به فامیل اروپایی آن نگهداشته و بدینوسیله چارچوبی از روابط دو طرف ‏ایجاد کند که غریزه رادیکال آقایان کوربین و جانسون را تحت مهار و کنترل خود در آورد. اما هیچ ‏ضمانتی برای چنین نتیجه‌ای وجود ندارد. بریتانیا راهی طولانی را درمسیر جدایی پشت سر گذاشته ‏است. بازگشت از این راه طی شده دشوار خواهد بود.‏

برگردان از ترک اوغلی‏
لینک مقاله:‏
https://www.ft.com/content/632d0e50-59d6-11e9-9dde-‎‎7aedca0a081a‎




نظر شما درباره این مقاله:


Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2019
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.