بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

دورنمای انتخابات ٧ ژوئن از مقطع ٢٩ مه

چنگیز جاندار


iran-emrooz.net | Wed, 03.06.2015, 9:21

روزنامه رادیکال (ترکیه)
٢٩ مه ٢٠١۵ 
از: چنگیز جاندار * / برگردان از متن انگلیسی: آرسن نظریان

آیا ترکیه با دادن رای موافق برای گذار به یک نظام “تک نفره” در ٧ ژوئن تصمیم به پیوستن به هرج و مرج خاورمیانه خواهد گرفت؟ در صورتی که پاسخ مثبت باشد، که بدین معنی است که گذار به “ترکیه نو” تسریع خواهد شد، یک چنین نتیجه انتخاباتی خطر “محو ترکیه در تاریخ” را به دنبال خواهد داشت.

امروز ٢٩ ماه مه است. دقیقا ۵۶٢  سال پیش درچنین روزی امپراتوری بیزانس، یا آنطور که در تاریخ معروف است، امپراتوری رم شرقی، به دست دولت عثمانی به حافظه تاریخ سپرده شد. دولت یادشده از سال ١۴۵۳ به عنوان یک “امپراتوری” تازه نفس سربرافراشت.

نیال فرگوسون اسکاتلندی پرفسور دانشگاه‌هاروارد و یکی از مورخان پرکار عصر ماست. ایشان تاریخ ٢٩ مه ١۴۵۳ را که در غرب به عنوان روز “فتح قسطنطنیه” مشهور است تاریخ آغاز امپراتوری عثمانی می‌داند و یادآوری می‌کند که امپراتوری عثمانی با عمری به طول ۴۶٩ سال طولانی ترین امپراتوری در تاریخ بعداز ٢٩ مه آن سال بوده است.

روز ٢٩ مه، روز مهمی در تاریخ، به ویژه در تاریخ ماست. اما، دارودسته حاکم در ترکیه امروز، که هیچ درک واقعی از تاریخ واقعی ندارد ضمن اینکه در خودکامگی و گستاخی حد و مرزی نمی‌شناسد، تصمیم گرفت امسال روز ٢٩ مه را در روز ۳٠ مه جشن بگیرد.

هرسال، تاریخ ٢٩ مه موضوع جشنها و مراسمی بود که به نمایشهای بی کلام بی مزه بی شباهت نبود. این بار، با دسته موزیک ۵۶٢ نفره به سبک عثمانی مراسم در ۳٠ مه به یک نمایش مسخره با حضور رییس جمهور در معیت نخست وزیر تبدیل می‌شود.

چرا ۳٠ مه و نه ٢٩ مه؟
برای اینکه طبق برنامه‌های آقای رجب طیب اردوغان برای حزب حزب عدالت و توسعه لازم است که جشنها درراستای تاکتیک مبارزه انتخاباتی در این روز برگزار شود. به همین دلیل است که سالروز نبرد گالی پلی (چاناق قلعه) که هرسال در ٢۵ آوریل برگزار می‌گردد، امسال به روز ٢۴ آوریل جلو برده شد، روزی که اهمیت ویژه‌ای برای ارمنیان دارد. سالواره به مراسم پرزرق و برق متظاهرانه‌ای تبدیل گردید که ضمن آن، مصطفی کمال آتاترک، قهرمان نبردهای داردانل، به جایگاهی ثانوی و کم اهمیت و رجب طیب اردوغان به جلو رانده شد.

می بینیم که ترکیه دورانی را طی می‌کند که در آن با تاریخ “فتح قسطنطنیه” در مطابقت با برنامه‌های انتخاباتی حزب عدالت و توسعه بازی می‌شود، دوره‌ای که خودکامگی و بولهوسی این حزب به صورت افسار گسیخته خود را نمایش می‌دهد.

خودکامگی در این حد فقط با دوره ١٩٢۳ تا ١٩۵٠ قابل مقایسه است که طی آن نظام تک حزبی حاکم و روسای جمهور به عنوان “رییس مادام العمر” یا “رییس ملت” مشهور بودند.

بدینسان، تاریخ ٧ ژوئن خود را در شکل یک “همه پرسی” برای “ترکیه نو” با هدف کسب سند تضمین حکومت خودکامه عرضه می‌کند.

حتی اگر انتخابات پیش رو چنین نتیجه‌ای به دست دهد – چیزی که احتمال آن هرروز کمتر می‌شود –  طرز فکر و بینشی که در  شعار “ترکیه نو” نهفته است دوام زیادی نخواهد داشت، زیرا تاریخ پر از نمونه‌هایی است که نشان می‌دهد شیوه و ذهنیتی آقای اردوغان نماینده آنست امروزه دیگر محلی از اعراب ندارد و تاریخ مصرفش به سر رسیده است.

شش سال پیش، فرگوسن، مورخ اسکاتلندی رساله فوق العاده‌ای  را تحت عنوان “تاریخ مصرف امپراتوری‌ها” به رشته تحریر درآورد. از نظر این مورخ، تاریخ داستان ٧٠ - ۵٠ امپراتوری در پهنه وسیعی از کره ارض است که هریک بر شمار کثیری از ملل و اقوام مختلف حکمرانی می‌کرده‌اند. موقعی که مقایسه‌ای از لحاظ طول عمر بین این امپراتوری‌ها به عمل می‌آید، معلوم می‌شود که امپراتوری‌های باستانی طول عمر خیلی بیشتری نسبت به امپراتوری‌های جدیدداشته‌اند.

فرگوسن تاریخ آغاز امپراتوری رم در غرب را سنه ٢٧ قبل از میلاد قرار می‌دهد، یعنی زمانی که اوکتاویان با نام “آگوستوس” به قدرت رسید. این امپراتوری کلا ۴٢٢ سال دوام آورد، یعنی تا سال ۳٩۵، زمانی که قسطنطنیه به عنوان “پایتخت رقیب” رم و مرکز رم شرقی شناخته شد. هرگاه این مدت را تا ٢٩ مه ١۴۵۳، یعنی سنه‌ای که امپراتوری بیزانس یا رم شرقی منقرض شد، ادامه دهیم، طول عمر آن به ١٠۵٨ سال می‌رسد.

وارث امپراتوری رم غربی امپراتوری مقدس رم در سرزمینهای آلمانی نشین بود که حدود ٨٠٠ سال دوام آورد و سپس در ١٨٠۶ توسط ناپلئون به حیات آن خاتمه داده شد.

طبق تحقیقات فرگوسن، طول عمر متوسط امپراتوری‌های خاور میانه، ازجمله امپراتوری آشور و بابل، عباسیان و عثمانیان، اندکی بیش از ۴٠٠ سال و طول عمر امپراتوری‌های مصر و چین حدود ۳۵٠ سال بوده است. همین طور، امپراتوری‌های اروپای شرقی، مثل رومانفهای روسیه و یا‌هابسبورگهای اتریش- هنگری ٢٠٠ تا ۳٠٠ سال بیشتر نبوده است. بعلاوه، آنچه که در تاریخ نویسی انگلیسی به نام “دوره مغول” و در کتب تاریخی ما به نام  “امپراتوری مغولی ترکی” در هند معروف است، همچنین امپراتوری صفویان ایران و امپراتوری آفتاب درخشان در شرق، به طور متوسط ۲۳۵ سال عمر کرده‌اند.

امپراتوری‌های ماوراء بحار کشورهای اروپای غربی، نسبتا طولانی تر بوده‌اند .  امپراتوری‌های بریتانیای کبیر، هلند، فرانسه و اسپانیا کمابیش ۳٠٠ سال و پرتغال ۵٠٠ سال عمر کرده‌اند.

لکن، طول عمر “امپراتوری‌های قرن بیستم”، که مدت زیادی نیست که آنها را پشت سر گذاشته ایم، درواقع بیسار کوتاه بوده است. اتحاد شوروی یا به عبارتی دیگر، امپراتوری شوروی، فقط ٧٠ سال، از ١٩٢٢ تا  ١٩٩٢، دوام آورد. امپراتوری استعماری ژاپن، از زمانی که در ١٨٩۵ تایوان را اشغال کرد، ۵٠ سال طول کشید. امپراتوری رایش سوم هیتلر، از هنگامی که نازی‌ها در ١٩۳۳ به قدرت رسیدند تا قلع و قمع کامل آنها در ١٩۴۵، فقط ١٢ سال! طول کشید.

فرگوسن این سئوال را مطرح می‌کند: “چرا طول عمر امپراتوری‌های جدید قرن بیستم اینقدر کوتاه و گذرا بوده است؟”. پاسخ او به این سئوال اینست: “پاسخ آن تاحد زیادی در تضاد قصد حاکمان به برقراری همگونی اجتماعی و این واقعیت است که اقتصادها به شکل بی سابقه‌ای به صورت غیر متمرکز درآمده است.

درس ساده‌ای که از این واقعیت می‌توان گرفت اینست که ساختارهای خودکامه و تمامیت خواه و به ویژه ساختارهای تمرکز گرای متکی به “یک فرد” یا “یک حزب”، که هیچ کدامشان هم ره به پایان قرن بیستم نبردند، در قرن بیستم به هیچ وجه قادر به ادامه حیات طولانی نخواهند بود.

در جهان غرب امروز، حتی احتمال ظهور نظام‌های تمامیت خواه، تقریبا صفر است، چه برسد به اینکه طول عمری هم داشته باشند. درعین حال، در کشورهای “شبه غربی”، مثل ترکیه نیز، ادامه حیات برای نظامهای خودکامه بسیار دشوار خواهد بود.

در خاور میانه، نظامهای خودکامه “تک نفره”، مثل رژیم صدام، الاسد، قذافی و مبارک، که در مسیر حکومتهای موروثی عملی می‌کردند، کشورهایی هستند که از درون از هم می‌پاشند و دولتهای اسقاطی به شمار می‌روند. در حال حاضر هرج و مرج در منطقه حکمفرماست و کنشگران خود خوانده غیر دولتی از داعش گرفته تا حزب الله درتلاشند تا جای آنها را بگیرند. ما در یک عصر پرهرج و مرج طوفانی و خونین زندگی می‌کنیم که کسی نمی‌داند که پایان آن چه خواهد بود.

اما، برگردیم به این پرسش که در این اوضاع و احوال ٧ ژوئن چه مفهوم و عاقبتی برای ترکیه خواهد داشت؟ سئوال عمده در اینجا اینست:

آیا ترکیه با دادن رای موافق برای گذار به یک نظام “تک نفره” در ٧ ژوئن تصمیم به افزودن خود به هرج و مرج خاور میانه خواهد گرفت؟ در صورتی که پاسخ مثبت باشد، که بدین معنی است که گذار به “ترکیه نو” تسریع خواهد شد، یک چنین نتیجه انتخاباتی خطر “محو ترکیه در تاریخ” را به دنبال خواهد داشت.

یا اینکه، ترکیه در روز ٧ ژوئن تصمیم خواهد گرفت خود را دربرابر این خطر محافظت کند.

در سالروز افول امپراتوری رم و ظهور امپراتور ی عثمانی و ٩ روز مانده به انتخابات، این گزینه‌ای حیاتی است که رو در روی ترکها قرار دارد. 

منبع:
http://www.radikal.com.tr/yazarlar/cengiz_candar/29_mayistan_7_hazirana_bakis-1367857

_____________________
*  پانویس مترجم:
چنگیز جاندار از روزنامه‌نگاران مشهور ترک، همکار دیرین المونیتور و مولف هفت کتاب از جمله کتاب پر‌فروش «سفری در تاریخ» است. 


نظر شما درباره این مقاله:


Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.