بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

شورش پنهان آقازاده‌ها علیه پدرخوانده!

مهدی مهدوی آزاد


iran-emrooz.net | Wed, 30.03.2011, 19:38

در رژیمی که ساختار حقیقی قدرت عملاً ساختار حقوقی را به محاق برده و بر مبنای خشن‌ترین رقابت‌ها برای کسب هر چه بیشتر رانت‌های اقتصادی، سیاسی و حتی امنیتی شکل گرفته است؛ «آقازاده‌» بودن امتیاز بسیار بزرگی برای پیروزی بر سایر رقباست. پدیده «آقازاده‌ها» در اکثریت رژیم‌های تمامیت‌خواه مشاهده می‌شود؛ از مصر و تونس و لیبی گرفته تا کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و آسیای میانه و روسیه. با این حال؛ این پدیده در جمهوری اسلامی به دلایل مختلف از جمله ساختار ملوک‌الطوایفی قدرت، اشتهای سیری ناپذیر روحانیت، درآمدهای بادآورده و سرشار نفتی و نهایتاً نبود هیچ‌گونه دستگاه نظارتی و قضایی مستقل، شکل و شمایلی متفاوت دارد.

شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران باعث شده است که کاست قدرت در جمهوری اسلامی یکی از فاسدترین رژیم‌ها در سراسر جهان باشد؛ فسادی که از راس هرم قدرت (با محوریت مجتبی خامنه‌ای) تا پایین‌ترین سطوح قدرت ریشه دوانده و با ورود تمام‌قد سپاه پاسداران به عرصه اقتصاد، طی ۴ سال اخیر ابعادی تکان دهنده یافته است. افشاگری‌های مستند عباس پالیزدار و عبدالله شهبازی که هر دو سوابق نظامی و امنیتی دارند تنها بیانگر بخش کوچکی از این فساد فراگیر است که هم‌اکنون توسط دو قطب رقیب یعنی روحانیون و نظامیان ساختار مافیایی پیدا کرده است. روحانیون حاکم بر ایران البته به دلایل مختلف ترجیح داده‌اند جمع‌آوری منابع مالی را به فرزندان خود یا همان «آقازاده‌ها» بسپارند. این رویکرد باعث تشکیل مثلثی از نظامیان ـ روحانیون ـ آقازاده‌ها شده که هرگونه مبارزه با فساد اقتصادی را عملاً غیر ممکن می‌سازد.

طیف جدید آقازاده‌ها

به دلایل مختلف؛ نظام ولایت فقیه طی سال‌های اخیر به ویژه پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸ شاهد بروز و فعالیت طیف جدیدی از «آقازاده‌ها» بوده است که تفاوت‌هایی عمیق با هم‌نوعان خود دارند. این طیف جدید با شکستن تعریف سنتی از جایگاه و کارکرد آقازادگان؛ با شجاعتی قابل تقدیر وارد نبردی جدی با ساختار فرسوده و فاسد جمهوری اسلامی شده است. بی‌اعتنایی نسبی این طیف به منافع اقتصادی کلانی که بالقوه می‌توانستند از آن بهره‌مند شوند و اطلاعات نسبتاً دقیق آن‌ها از ساختار فاسد سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی؛ این گروه از آقازاده‌ها را به معترضانی جدی تبدیل کرده که مشکلاتی اساسی برای نظام ولایت فقیه تولید می‌کنند. آیت‌الله خامنه‌ای و دستگاه‌های نظامی و امنیتی تحت امر وی در مقابله با این طیف دو راه بیشتر ندارند. راه اول سکوت در مقابل اعتراضات علنی و فعالیت‌های این طیف از آقازاده‌هاست که می‌تواند این گروه را به کنشگرانی بسیار مؤثر در فضای سیاسی و اجتماعی کشور تبدیل کند. این راهکار البته از سوی جمهوری اسلامی انتخاب نخواهد شد. راه دوم نیز برخوردهای امنیتی و قضایی با این طیف جدید است که نتیجه‌ای جز ریزش بیشتر نیروهای داخل حاکمیت (پدران آقازاده‌ها) و تشدید شکاف‌های سیاسی درونی نخواهد داشت.

در واقع، روند برخورد با آقازاده‌های نوگرا طی ۲۰ ماه گذشته و مقاومت‌های آنان نشان می‌دهد که این گروه به شورشی نامرئی و نانوشته علیه ساختار فاسد جمهوری اسلامی دست زده‌اند. این در حالی است که نوع بازی سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای باعث شده است نوک پیکان انتقادات این دست از آقازاده‌ها عملاً متوجه راس نظام باشد. در اوایل تابستان ۱۳۸۸ سعید مرتضوی طی سخنانی در جمع مدیران مسئول رسانه‌های داخلی (که نگارنده نیز در آن نشست سرشار از تهدیدات دوستانه! حاضر بود) به صراحت اعلام کرد بخش مهمی از بازداشت شدگان در خیابان‌ها، فرزندان مسئولین مختلف نظام یا وابستگان آن‌ها هستند. سعید مرتضوی چندی بعد با از دست دادن پست دادستانی تهران به جمع متهمان جنایات زندان کهریزک پیوست و به کمای خبری فرو رفت. با این حال، اظهارات او نشان می‌داد که جمهوری اسلامی یا حداقل کاست نظامی ـ امنیتی حاکم بر ایران از همان زمان به صورت جدی پدیده «آقازاده‌های معترض» را شناخته و درک کرده‌اند.

طنز داستان اینجاست: نظامی که رهبر آن معتقد است موجی از «بیداری اسلامی» را در سراسر جهان ایجاد کرده و صدها میلیون نفر از آن دفاع می‌کنند؛ اکنون در توجیه فرزندان خود (یا همان آقازاده‌های نوگرا) ناکام مانده است و راهی را جز قلع و قمع این طیف نمی‌شناسد. مروری بر برخوردهای صورت گرفته با این طیف از آقازاده‌ها نشان می‌دهد که نیروهای ارشد داخل حاکمیت نه فقط از سوی جامعه جهانی یا احزاب مخالف داخلی که حتی از سوی خانواده‌های خود نیز تحت فشار هستند.

نمونه‌هایی از آقازاده‌های منتقد

سید علیرضا بهشتی فرزند آیت‌الله بهشتی که پدرش از بنیادگذاران اصلی جمهوری اسلامی محسوب می‌شد و در صورت عدم ترور به احتمال بسیار زیاد پس از درگذشت آیت‌الله خمینی به مقام رهبری نظام می‌رسید طی یک سال گذشته دوبار بازداشت و به سلول‌های انفرادی منتقل شده است. بار نخست در هجدهم شهریور ۸۸ و بار دوم در فردای تظاهرات عاشورای همان سال.

مهدی خزعلی فرزند آیت‌الله فرتوت و به شدت تندرو حاکمیت یعنی آیت‌الله خزعلی نیز از دیگر «آقازادگانی» است که البته با صراحت بیشتری ساختار حقیقی و حقوقی قدرت در ایران را زیر تازیانه‌های انتقاد خود گرفته است. او طی ۲۰ ماه گذشته بارها بازجویی و دوبار بازداشت شده است. انتقادات خزعلی به قدری بر حاکمیت گران آمد که آیت‌الله حامی احمدی‌نژاد (یعنی پدرش) را به نوشتن نامه‌ای سرگشاده علیه فرزندش و اعلام برائت از او وادار کرد.

فرزندان دو شهید مشهور جنگ ایران و عراق که طی دو دهه گذشته همواره به عنوان یک الگوی رسمی از سوی نظام تبلیغ شده‌اند و ده‌ها یادمان و اتوبان در سراسر ایران برای آن‌ها ساخته شده است نیز از دیگر «آقازدگانی» هستند که هم بازداشت‌های کوتاه مدت را تجربه کرده و هم بارها از سوی عناصر بسیجی مورد ضرب و شتم و اهانت قرار گرفته‌اند.

حسن یونسی فرزند حجت‌الاسلام علی یونسی وزیر اسبق اطلاعات نیز «آقازاده» دیگری است که ظاهراً مانند استخوان در گلوی جناح نظامی ـ امنیتی گیر کرده است. او که وکالت برخی از متهمان حوادث پس از انتخابات را بر عهده داشت، در جریان اعتراضات یکم اسفند ۸۹ در میدان ولی‌عصر تهران بازداشت شد (رجانیوز، ۵ اسفند ۸۹) و هنوز در سکوت خبری کامل در سلول انفرادی به سر می‌برد. یونسی در ماجرای قلع و قمع نامزدهای انتخابات مجلس هفتم توسط شورای نگهبان با نگارش نامه‌ای سرگشاده و اعتراضی به آیت‌الله جنتی عملاً به مصاف «سیاست‌های کلی نظام در زمینه انتخابات»! رفت. آن نامه در حالی نوشته شد که پدرش همچنان در راس دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی بود.

فرزند علی لاریجانی رئیس اصولگرای مجلس هشتم نیز یکی دیگر از همین «آقازاده‌»هاست. او در تظاهرات عاشورای سال ۸۸ بازداشت و البته با وساطت پدر قبل از ۲۴ ساعت آزاد شد. پسر آقای لاریجانی در جریان راهپیمایی روز قدس نیز دستگیر شده بود (جرس، ۶ بهمن ۸۸). نرگس کلهر فرزند مهدی کلهر که از مشاوران شاخص و مدافعان تندمزاج محمود احمدی‌نژاد محسوب می‌شود نیز کار را به آن‌جا رساند که پس از ساختن فیلمی درباره شکنجه به آلمان پناهنده شد.

«محسن روح‌الامینی» فرزند عبدالحسین روح‌الامینی از چهره‌های «ولایی» و اصولگرای حاکمیت نیز از دیگر آقازادگان معترض به نظام بود. بخت و اقبال محسن البته تفاوتی عمده با سایر آقازادگان منتقد داشت. او پس از بازداشت و تحمل شکنجه‌هایی حیرت‌آور در زندان مخوف کهریزک، بر اثر شدت شکنجه‌ها به قتل رسید.

در ادامه همین روند؛ دو فرزند آیت‌الله بیات زنجانی از مراجع تقلید ساکن قم در اعتراضات روز ۲۵ بهمن ۸۹ در حوالی مترو صادقیه بازداشت شدند. گفته می‌شود این دو که با هدف شرکت در تظاهرات راهی پایتخت شده بودند، از قم تا تهران تحت نظر ماموران وزارت اطلاعات قرار داشته‌اند. فرزند حجت‌الاسلام عبدالواحد موسوی لاری وزیر اسبق کشور نیز از جمله بازداشت‌شدگان همان روز بود (سایه‌نیوز، ۲ اسفند ۸۹). بازداشت «محمدامین هادوی» فرزند مهدی هادوی اولین دادستان انقلاب منصوب آیت‌الله خمینی (آفتاب، ۴ آبان ۸۹) و محاکمه فرزند محمد حسین مقیمی نماینده خمین در مجلس اصولگرای هشتم طی دادگاه‌های دسته‌جمعی و نمایشی پس از انتخابات را نیز باید به این فهرست اضافه کرد.

فائزه و مهدی هاشمی رفسنجانی هم دو تن دیگر از آقازاده‌های شورشی علیه ولایت مطلقه آیت‌الله خامنه‌ای و عملکرد نیروهای تحت امر وی (از جمله سپاه و محمود احمدی‌نژاد) هستند. فائزه هاشمی تاکنون در دو نوبت طی حضور در اعتراضات خیابانی بازداشت شده و مهدی هاشمی نیز پیش از صدور حکم جلبش توسط دادستانی تهران به خارج از کشور پناه برده است. کار حتی به جایی رسیده است که ماموران اطلاعاتی، «محمد صادقی» فرزند آیت‌الله خلخالی را نیز در جریان اعتراضات اول اسفند ماه شناسایی کرده و او را پس از بازداشت در حوالی میدان انقلاب به زندان منتقل می‌کنند (ندای سبز آزادی، ۲ اسفند ۸۹).

به این فهرست البته اسامی بسیار دیگری را نیز می‌توان اضافه کرد؛ آقازادگانی که پدرانشان زمانی از جمله مدیران و مسئولان «نظام مقدس جمهوری اسلامی» بوده‌اند اما به دلیل اعتراض به کاست قدرت سر از زندان و بازداشتگاه درآورده‌اند. فرزندان افرادی مانند حسین عبده تبریزی (دبیرکل سابق بورس تهران)، جواد امام (معاون اسبق وزیر نیرو و مردی با سابقه حضور ۷۰ ماه در جبهه‌)، شیرزاد و مزروعی (نمایندگان مجلس ششم) و حتی بازداشت و ضرب و شتم شدید فرزند محمد نوری‌زاد (آقای نوری‌زاد در آن زمان همچنان به عنوان یک اصولگرای داخل نظام و حامی آیت‌الله خامنه‌ای شناخته می‌شد).

بر اساس اخبار موثق، چنین مشکل بزرگی دامان بخشی از فرماندهان سپاه، بسیج، نیروی انتظامی و مدیران ارشد وزارت اطلاعات را نیز گرفته است. افشاگری‌های سایت‌های حامی احمدی‌نژاد علیه سردار علی فضلی فرمانده وقت سپاه سید‌الشهداء تهران و تاکید این سایت‌ها بر این که فرزند سردار فضلی جزو بازداشت شدگان اعتراضات بعد از انتخابات بوده است (سایت باکری آنلاین، ۱۹ اسفند ۸۹) نمونه‌ای کوچک بر این ادعاست. حتی کسانی مانند علی مطهری (فرزند آیت‌الله مطهری) نیز با آن‌که رویکردی بنیادگرایانه به مسایل سیاسی و فرهنگی دارند و انتقادات آن‌ها هیچ‌گاه از چهارچوب نظام خارج نشده است؛ اما نفس انتقادات تند و تیز آن‌ها از محمود احمدی‌نژاد آن هم در شرایطی که همه می‌دانند وی تحت حمایت کامل آیت‌الله خامنه‌ای قرار دارد، نوعی شورش علیه تصمیمات پدرخوانده نظام است. چنین تحلیلی را با اندکی تغییر می‌توان درباره نوادگان آیت‌الله خمینی مخصوصاً سید حسن خمینی و یاسر ارایه داد.

داستان بازداشت فرزند مهدی کروبی، بازداشت فرزندان و نوادگان آیت‌الله منتظری و ده‌ها مورد دیگر که با هدف فشار بر پدرانشان صورت می‌گیرد البته داستان دیگری است که در جای خود باید به آن پرداخت.

رویدادی که رخ خواهد داد

اغلب «آقایانی» که «آقازاده‌های» آنان به دلیل اعتراضات سیاسی بازداشت می‌شوند؛ درست یا نادرست ترجیح می‌دهند از علنی کردن این خبر جلوگیری کنند تا بلکه بتوانند با لابی‌های پشت پرده و استمداد از قدرقدرتان نظام به حل و فصل ماجرا بپردازند. این رویکرد باعث شده است که اطلاع دقیقی از عمق و گستره آن‌چه که «شورش پنهان آقازاده‌ها علیه پدرخوانده» نامیده می‌شود، وجود نداشته باشد. با این حال شواهد بسیار از جمله اخبار متعددی که در سایت‌های داخلی منتشر شده و بدون ذکر نام مسئولان نظام از بازداشت آقازاده‌های آنان خبر می‌دهد، بیانگر شکافی جدی و فراگیر میان مسئولان فعلی و سابق «نظام مقدس» با فرزندانشان است. اگر یک دهه قبل پناهندگی فرزند محسن رضایی به آمریکا یک رویداد نادر محسوب می‌شد؛ در روزهای پس از انتخابات ۸۸، خبر بازداشت «آقازاده‌ها» به دلیل جرایم امنیتی یا همان حمایت از جنبش سبز به خبری عادی و تکراری تبدیل شده است.

در روزهای ابتدایی انقلاب لیبی، کوچکترین پسر سرهنگ قذافی ـ به نام سیف العرب ـ که برای سرکوب مردم به بنغازی اعزام شده بود به معترضان پیوست و از پدرش برائت جست. چنین انتظاری را البته از مجتبی خامنه‌ای فرزند آیت‌الله خامنه‌ای نمی‌توان داشت؛ با این حال دور از انتظار نخواهد بود که در صورت فراگیرشدن اعتراضات در ایران، بخش بزرگی از فرزندان رجال و شخصیت‌هایی که هم‌اکنون در سرکوب سیستماتیک مردم و نخبگان نقش دارند راه خود را از پدرانشان جدا کرده و به مردم بپیوندند. هر برخوردی که از سوی نظام با «آقازاده‌های منتقد» صورت می‌گیرد، این مسیر محتوم را هموارتر خواهد کرد.


نظر شما درباره این مقاله:


Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.