بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

ستون پنجم

حبیب تبریزیان


iran-emrooz.net | Sat, 12.03.2011, 23:50

مقام رهبری در بازدید ۶ ساعته از وزارت اطلاعات بتاریخ پنجشنبه ۱۲ اسفند:
«ایشان با تأكید بر لزوم نگاه كلان، راهبردی و عمیق وزارت اطلاعات خاطر نشان كردند: طرح های بلند مدت خوبی در وزارت اطلاعات تهیه شده است اما باید طرح های جامع و راهبردی در دیگر موضوعات مهم تهیه و كامل شود زیرا اساسی ترین وظیفه این دستگاه تهیه طرح های عمیقِ بلند مدت است»

مصلحی وزیر اطلاعات:
«با توجه به اقدامات و فعالیت‌های خوب و مؤثر صورت گرفته، در مجموع تلقی و برداشت مقام معظم رهبری این بود که مجموعه وزارت اطلاعات در مقابله با فتنه موفق عمل کرده است که این فرمایش معظم له مدال افتخاری بر سینه سربازان گمنام امام زمان(عج) بود.
...
...
«در مقطع کنونی، وزارت اطلاعات از اشراف بسیار خوبی برخوردار است و از آنجا که بهترین دفاع، تهاجم تلقی می‌شود، برنامه تهاجمی را در مقابله با سرویس‌های اطلاعاتی در دستور کار دارد. این مأموریت را مجموعه‌ای متشکل از نیروهای جوان و باتجربه از خدمتگزاران انقلاب اسلامی و مردم برعهده دارند و حضور توأمان روحیه جوانی و تجربه در کنار یکدیگر، امری قابل توجه است».

مقدمه:

در سال ۱۹۳۶ در جریان جنگ داخلی اسپانیا، به ژنرالی که نیروهای تحت فرماندهی اش، درچهار ستون مادرید را در محاصره میگرفتند اطلاع میرسد که این چهار ستون درحمله به مادرید از طرف «ستون پنجمِ» دیگری در داخل نیروهای جمهوریخواهان که مادرید را دردست داشتند و بنفع فاشیسها فعالیت میکردند حمایت خواهند شد. از آن زمان اصطلاح «ستون پنجم» به معنای نیرویی که در پشت یا درون جبهه دشمن عملیات خرابکارانه و اطلاعاتی انجام میدهد مصطلح شده است. در جنگ دوم جهانی با عملیات وسیع دو طرف در پشت و درون اردوی طرف مقابل این اصطلاح کاربرد بیشتری یافت. امروزه چون دیگر جنگی بدان صورت بین قدرتهای بزرگ دینا وجود ندارد این اصطلاح در معنای قدیم خود مهجور شده است ولی از طرف دولتهای استبدادی و بلوک کمونیستی سابق با متدها و روشهای دیگری که عمدتاً متوجه مخالفین سیاسی و بمنظور فلج سازی هر گونه جنبش اعتراضی علیه دیکتاتوریی و اختناق است وسیعاً بکار گرفته میشود.

پس از جنگ جهانی دوم؛ ک گ ب، دستگاه مخوف اطلاعاتی شوروی برای از هم پاشاندن سازمانهای مهاجرین روس، کشورهای بالتیک و اروپای شرقی با روشهای بسیار پیچیده جدیدی، از «ستون پنجم» استفاده برد و نه تنها برای محو کردن هرگونه هسته مقاومت علیه دول کمونیستی بلکه حتی برای گمراه سازی سیستمهای اطلاعاتی خود غرب. ک گ ب، طی سالیان دراز با رخنه در درون سازمانهای مهاجرین کشورهای شرقی، تا روزی که کاملاً ازهم نپاشیده بودند، با تزریق اطلاعات قلابی و گیج کننده به سرویسهای اطلاعاتی غرب این سازمانها را دنبال نخود سیاه می فرستاد. امریکا، انگلیس و فرانسه تا سالیان سال پول و تجهیزات برای گروه های مسلح چریکی ای، دراوکرائین، لهستان و کشورهای بالتیک، میفرستادند که خارج ازاوراق گزارشات همین شبکه های تسخیر شده مهاجرین از طرف «ک گ ب» وجود خارجی نداشتند و در این زمینه کمی نوشته نشده است.

این مقدمه ای بود بر آنچه میخواهم بنویسم.

چند روز پس از بازداشت یا حصر خانگی میر حسین موسوی و آقای کروبی و همسرانشان و بدنبال ماهها حصر اعلام نشده خانگی، درصبح پنجشنبه گذشته ۱۲ اسفند ماه، مقام رهبری بازدید ۶ ساعته از وزارت اطلاعات داشتند که کمتر نیرویی، چه اپوزیسیونی و چه فعالین نیمه پوزیسیونی جنبش سبز توجهی بدان نمودند. من دو پارگراف از اظهارات مصلحی و مقام رهبری را در بالا آورده ام.

آقای یونسی هم در زمان خود، بعنوان وزیر اطلاعات در دوران اصلاحات، همزمان با جریانات اعتراضی ۱۸ تیر در مصاحبه‌ای گفت: «ما اپوزیسیون را تحت کنترول داریم. روش ما ساده است از پائین در آنها رخنه می‌کنیم، عوامل خود را در آنها بالا می‌کشیم و آنهارا کنترول می‌کنیم».

در جریان شکار کمونیستها در دورن مک کارتی در آمریکا، پس از جنگ جهانی دوم؛ کنگره آمریکا برآن بود تا حزب کمونیست را غیر قانونی اعلام کند. بلافاصله اف بی آی سریعاً به مقامات مربوطه اطلاع داد که حزب کمونیست تحت کنترل آنست و از آن استفاده اینفرماتیو و دیس اینفرماتیو میشود یعنی عملاً بازوی اطلاعاتی و کنتُرُل نارضائی سیاسی وفعالیت های روشنفکرانه چپ است لذا منحل کردن آن زیانمند.

بیانات مقام رهبری در اینکه کارها تا الان برای خنثی کردن فتنه خوب پیش رفته است اما باید اهداف و رویکردهای راهبردی عمقی تر و بلند مدت تر را طراحی و تنظم کرد و بیانات وزیر اطلاعات دایر بر اینکه هنگام اتخاذ موضع تهاجمی فرا رسیده است را در متن سیاست داخلی نظام چگونه باید درک کرد؟

متأسفانه گویا در بین معترضین به و یا مخالفین با نظام چه سبز و چه غیر سبز، گویا اجماعی ناگفته وجود دارد که مسئله ایی که حل و توضیح آن مشکل است را طرح نکنند.

برداشت من از این بازدید ۶ ساعته رهبر و اظهارات وی در متن حوادث روز اینست که: جنبش اعتراض خیابانی، هم با سرکوب سخت و هم نرم افزاری اطلاعاتی تا حدود زیادی جمع شده است. رهبری جنبش سبز نفسش بریده شده و(به احتمال زیاد) پرونده سازی، سناریونویسی، مدرک و فیلم سازی و پیشینه یابی برای تخریب و بی اعتباری آنان تا اینجا خوب پیش رفته و «خوب» در جریان است.

«ستون پنجم» اطلاعاتی که با رشد انفجاری جنبش سبز غافلگیر شده بود در حال بخود آمدن است و...

تفسیر کمی دقیقتر این رویکردها این میشود که: با توجه به اینکه جنبش سبز از مرحله اعتراض خیابانی گذشته وارد شبکه سازی شده است پس دستگاه باید بلند مدت برای تسخیر و کنترول و مألاً متلاشی کردن این شبکه ها اقدام کند.

با توجه به اینکه موسوی و کروبی با آن اشتهار کاریسماتیک از صحنه دور شده اند و جای آنرا ارگانی بنام شورای هماهنگی جنبش سبز گرفته است و یا افرادی که آن اتوریته کاریسکاتیک را ندارند، اگر نفوذ در این حلقه بعلت محرمیت درونی و دیر آشنایی اعضاء آن با هم، مشکل است دستگاه باید برای آنها موازی سازی کرده و یا با انتقاد پروواکاتیو، به بهانه اینکه ترکیب ناشناس این شورا، « نامعلوم و احتمالاً غیر دموکراتیک بوده و فاقد جامعیت ملی و..، است» آنرا از تاریکی به روشنایی بکشاند تا پس از شناسایی آنها، زمینه و تدارک لازم را برای تخریبشان، ایجاد رقابت سیاسی و مدعی سازی بین آنها، تهدید و تطیمع اشان اگر ممکن باشد، آن شورا و این نمایندگان را بی اعتبار کرده و سئوال برانگیز نشان دهند.

در عرصه شبکه سازی و شبکه های مجازی اگر اینترنت شانس و امکان زیادی به جنبش های اعتراضی داده و میدهد نباید از کاستی های آسیب شناختی آن غافل ماند. کافیست فقط به این نکته اشاره کنم که در این چند ماه اخیر استفاده از لوگوهای سبز و یا تصاویر سبز رهبران جنبش به جای تصاویر حقیقی صاحبان صفحه در فیس بوک مرسوم شده است. کم نیستند صفحاتی با همین لوگو ها که مثلاً بخود اجازه میدهند رهنمودها و یا فراخوان و دعوتهایی را بدهند که منطقاً فقط در حوزه مدیریت کلان جنبش و صلاحییت اوست و نه یک فرد یا دارنده یک صفحه فیس بوک و یا یک وبلاگ. من از این میگذرم که این گونه ماسک دار به صحنه آمدن ممکن است برای بسیاری توجیهات امنیتی داشته باشد ولی این توجیه قابل قبول در برخی موارد، نباید به دستگاه های اطلاعاتی فرصت پنهان شدن زیر این ماسکها را نیز بدهد ماسکهائی که ناخود آگاه یک اثر عاطفی خام کننده هم درانسان ایجاد کرده ومنطق امنیتی را به حاشیه رانده، احتیاط سوزو فریب آمیز، اعتماد ساز هستند.

دو روز پیش داستان تهران گفت: ما عابرین را دستگیرمی‌کنیم اگر عابر بودند آزادشان میکنیم و اگر فتنه گر باشند با آنها برخورد قانونی میکنیم. ولی در این توضیح، جای یک گزاره دیگر خالیست و آنهم اینست که: ما فله‌ای دستگیر می‌کنیم و ازبین دستگیر شدگانِ ضعیف و کم انگیزه، برای عضوگیری و پلیسی کردن کل جامعه استفاده می‌کنیم.

پس از شروع اعتراضات مردم بدنبال کودتای انتخاباتی، دستگاه های نظامی همچنان فله‌ای دستگیر می‌کنند و بسیاری را بعد از چندی آزاد میکنند و ساده گرفتن این دستگیری‌های فله‌ای و آزاد کردنها جز خام خیالی بیش نیست.

یکی از متدهای سرویسهای جاسوسی استفاده از عوامل دو جانبه ها است. این دو جانبه ها جاسوسانی هستند که اغلب از پی لو رفتن و یا دستگیری به مهره دو جانبه، برای تزریق اطلاعات قلابی و انحراف آفرینی، و بعد گزارش دهی اطلاعاتی تبدیل میشوند. رژیمهای سرکوب گر از این متد برای پلیسی کردن کل جامعه و مُهره کاری در درون سازمان های سیاسی مخالف خود استفاده وسیع و ارزان میکنند. رسوخ دادن یک مهره امنیتی استخدامی واقعی بطور مستقیم در درون یک سازمان سیاسی هم پر هزینه، هم وقت گیر و هم دشوار است. ولی با دستگیری وسیع و فله ای، خُرد کردن افراد با استفاده از انواع تهدید، آلوده سازی خبرچینانه در مراحل بازجوئی، حتی تطمیع و یا خریدن فعالین کم انگیزه و ضعیف سیاسی و تبدیل آنان به عوامل دستگاه امنیتی، این دستگاه ها لشگری از عناصر نفوذی، اینفرماتور و دیس اینفرماتورهای خود را دربدنه جریان و یا جنبش سیاسی مخالف سازمان میدهند هرچند در مراحل بعدی احتمالاً بسیاری از این افراد بدلیل عدم همکاری حذف شده به حال خود رها میشوند و برخی جذب و در دستگاه امنیتی مربوطه بومی میشوند. یک مزیت بالای این گونه افراد برای دستگاه های امنیتی، اگاهی نسبی سیاسی و شناخت آنها از رفتار طبیعی سیاسی مخالفین است که برای مهره های خود این دستگاه ها آموختن و تظاهر به آن و اجرای نقش آسان نیست.

نباید تصور کرد که این نفوذی ها فقط مصرف گزارش دهی و لو دادن دارند بلکه به استفاده ازآنان در موارد مورد مثال زیر نیز میتوان اشاره کرد:

- نفوذگری
- القاء گری
- منحرف سازی و اغتشاش فکری در مخالفان
- موازی و شبیه سازی و تفرقه آفرینی
- رقابت آفرینی
- تزریق اطلاعاتی وفید بک اطلاعاتی
- چهره سازی و چهره سوزی
- پروواکاسیون و افراط نمایی


توضح:
پروواکاسیون رفتاری است خارج از هنجار جمع اعتراضی . حرکت های افرطی با ژست های سیاسی عمدی که هدفش خارج کردن یک اعتراض یا اعتصاب از مسیری است که با آمادگی جمع معترض نمیخواند و جمع اعترضی را از هم می پاشند. بطور نمونه رفتار افراطی در جریان اعتراضات خیابانی پس از انتخابات، همه کار جوانان تحریک شده و هیجان زده نبود بسیاری از آن اعمال، کار همین پروواکاتورهای نفوذی حرفه ایی خود رژیم بودند.

بعنوان اختتام این یاداشت، مدتها تصمیم داشتم چنین چیزی بنویسم ولی چند عامل باعث شد که در نگارش آن بدون آمادگی عجله کنم:

۱ ـ بازید مقام رهبری از وزارت اطلاعات، سخنرانی وی در آنجا و سخنرانی مصلحی وزیر اطلاعات.

۲ـ بازداشت و یا حصر خانگی رهبران موسوی و کروبی که من آنرا «نه صرفاً» بعنوان بازداشت و محروم کردن آنان از تماس با بدنه جنبش بلکه بعنوان تدارک برای خُرد کردن آنها با استفاده از هر روش ممکن میدانم. این خطر را آنقدر که برای کروبی محتمل میدانم، بدلایلی برای موسوی نمیدانم. مقام رهبری از پیش از انتخابات در صدد انتقام از کروبی بود که با مطالباتی کردن جنبش انتخاباتی میلیونها تحریم‌گر را به میدان کشید که شرکت وسیعشان در انتخابات بنفع خود وی یا موسوی، تمام محاسبات رهبری و وزیر اطلاعات وقت اژه ای را بهم ریخت. شرکت بالای چهل میلیونی و حماسی مردم ـ اکثریتشان بسود موسوی و کروبی در انتخابات ـ تقلب در انتخابات را بر طبق روال گذشته برای رژیم دشوار ساخت و کلاً انجام هر انتخابات نیمه آزاد و نیم متقلبانه ایی را در آینده هم برای همیشه برای نظام غیر ممکن ساخت تا چه رسد به انتخابات آزاد.

هدف از تقلیل آرای مهدی کروبی به چند صد هزار رأی، درحالیکه در انتخابات پیشین وی برغم تقلب بازهم هم حدود ۵ میلیون رأی قرائت و ثبت شده داشت، خفیف و خوار کردن وی بود. مهدی کروبی با افشاگری کهریزک ضربه نگرفته ی تحقیر رهبر را با قدرتی خرد کننده به خود او برگرداند. لذا اراده رهبری مبنی بر خُرد کردن کروبی، و نه تنها مجازات وی، همچنان دردستور کار مقام معظم رهبری قرار دارد. اینکه کروبی از این آزمون چگونه بیرون آید همانند بسیاری موارد مشابه در دستگاه شخصیت کشی اطلاعاتی نظام، تنها به قدرتِ مقاومت کروبی یا دیگر قربانیان بستگی ندارد بلکه به اینهم بستگی دارد که اراده معطوف به قدرت مقام رهبری نظام تا کجا حاضر است پیش رفته و این ماشین سهمگین شخصیت کشی خود را بکار گیرد. استفاده زیاده از حد از این ماشین هم میتواند هزینه ساز هم باشد وبستگی به ارزیابی دستگاه اطلاعاتی از واکنش مردم و افکار عمومی دارد. در همین رابطه رئیس دستگاه قضائی، لاریجانی گفت که: « ما اجازه نمی دهیم سران فتنه قهرمان شوند». آیا وی این حرف را هوائی پراند یا پروژه ایی در کار است.

دیروز خبرهایی در سایتهای سبز درز کرد که گویا چراغ منزل کربی برای لحظاتی روشن شده است. بنظر من همه این ها ترفند های دیس‌انفرماتیو و گمراه ساز برای پنهان کردن آن واقعیت زشتی است که در پس پرده جریان دارد و مدیرت مستقیم آنها را آقای خامنه ایی بعهده دارد.

ولی تا آنجا که به مبارزان سبز مربوط میشود جایی نباید برای سورپرایز شدن باقی بگذارند. به امر مبارزه باید واقعبینانه و دور از توهمزدگی برخورد کرد.

طبق معمول این یاداشت را با عجله ای که دست خودم نیست نوشتم لذا بی کاستی نیست. ولی آنرا ادامه خواهم داد و امید اینرا دارم که دیگرانی هم که در این زمینه تجربه و نکاتی برای گفتن دارند از نوشتن و گفتن فرو گذار نکنند زیرا معرفی سیستم اطلاعاتی رژیم، هزینه جنبش را تقلیل داده و به درک سازمانی مبارزان سبز کمک میکند.

چند کلام دیگر؛ از محتوای این یاداشت نباید نتیجه گرفت که به همه چیز و همه کس با شکاکیت و احتیاط متمایل به ترس فلج کننده برخورد کنیم. بلکه هنر پیکار اینست که بدانیم دراین فضای غبار الود چگونه حرکت کنیم بدون اینکه گیج و گم شده و یا به یأس دوچار شویم. مراحلی از پیکار پایان یافته و مراحل جدیدی آغاز گردیده است که رویکردهای عملیاتی جدید را میطلبند.

حبیب تبریزیان
http://www.iranesabz.se


نظر شما درباره این مقاله:


Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.