بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

به بهانه درگذشت آیت‌الله منتظری

به گیتی نماند بجز نام و ننگ ...

مزدک بامدادان


iran-emrooz.net | Sun, 20.12.2009, 18:22

یکی از برجسته ترین آموزه‌های شاهنامه پاسداری از نام نیک است. "نام" در شاهنامه چنان جایگاه فرازی دارد که بهرام گودرز پس از نبردی پیروزمندانه با تورانیان شباهنگام به میدان نبرد باز می‌گردد، تا تازیانه خویش را که نامش بر آن نوشته شده است، بازبیابد و باز آورد، چرا که افتادن "نام" خود بدست تورانیان را ننگی برتر از مرگ می‌شمارد.

چــنین گــــفت با گــــیو، بهــــرام گُرد / که ایـــن ننگ را خُــــــرد نتوان شمرد
شـــــــما را ز رنـگ و نگار است گـفت / مــــرا آن که شـــد نام با نــنگ جُفت

بهرام که از پهلوانان برجسته شاهنامه است، تنها آنگاه به یک تندیس اخلاقی فرامی‌روید، که جان بر سر باز آوردن نام نیک خویش می‌نهد، تازیانه‌ای که نام بهرام بر آن نوشته شده است، نمادی است از نامی نیک که در دستان نیرویی پلید و اهریمنی جای می‌گیرد و دارنده خود را به پلیدی می‌آراید.

در زندگی هر انسانی کژرویها و دُژکاری‌های فراوان هست و هر چه جایگاه فرد در یک جامعه فراتر رود، کژروی او نیز بزرگتر و دُژکاری اش مرگ آفرینتر می‌شود. سرنوشت برای تک تک ما گاه گریزگاهی می‌گشاید تا بتوانیم گریبان خود را از چنگالِ کرده‌هایی که نام ما را به ننگ آلوده‌اند و یا مایه رنج و شکنج دیگران شده اند، رهائی بخشیم. این گریزگاهها انگشت شمارند و کسانی که آنها را می‌بینند و در سر بزنگاههای تاریخی از آنان بهره می‌جویند انگشت شمارتر. آیت الله حسینعلی منتظری یکی از این انگشت شماران بود.

آیت الله منتظری که می‌توانست دم فروبندد و مرگ خمینی را چشم در راه بنشیند و بر تخت فرمانروائی او بنشیند، از همان آغاز کار با او از سر ستیز درآمد و سرانجام در پی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ از دربار ولایت فقیه رانده شد تا ده سال پس از آن در خانه خود زندانی شود و نتواند حتا برای رفتن به مسجد و خواندن نماز پای به کوچه گذارد.

منتظری همانگونه که خود بارها گفته است، بنیانگذار اندیشه "ولایت فقیه" بود و بی گمان یکی از کسانی که همه گفتمانهای وابسته با این اندیشه با همه پیامدهای ویرانگر آنها باید به پای او نوشته شوند. او نیز پایبند به جمهوری اسلامی بود و تنها راه رهائی و آسایش این- و آن جهانی مردم را در پیروی از اسلام، با همان برداشت سنتی اش می‌دید. ولی آنچه که او را در جایگاهی ویژه جای می‌داد، گرایش مردم گرایانه و انسان دوستانه او بود و بیزاری اش از دینفروشی. منتظری از بنیانگزاران جمهوری اسلامی بود، از بنیانگزاران نظامی که در سه دهه گذشته "نام" ایرانیان را در سرتاسر گیتی چنان به ننگ آلوده است، که تنها خون پاک ندا می‌توانست این ننگ را از چهره درخشان ایران بزداید. با این همه او در بیست سال گذشته و بویژه در شش ماه پس از انتخابات بی هراس از برافتادن درختی که خود کاشته بود به آزادیخواهان پیوست و در کنار مردم جای گرفت.

آیت الله منتظری یک فقیه سنتی به معنی راستین آن بود. شاید در زمینه اندیشگی همانندی دیدگاههای او با دیگر حوزه نشینان بسیار بیشتر و با نسل جوان به میدان آمده بسیار اندک بود. با این همه از یاد نبریم که منتظری در جایگاه یک فقیه شیعه دوازده امامی حوزه ای، مرزهائی را شکست که درنوردیدن آنها حتا برای بسیاری از کسانی که خود را نواندیشان دینی می‌خوانند نیز چندان آسان نیست. هنگامی که یک آیت الله شیعه به پشتیبانی از حق شهروندی هم میهنان بهائی برمی خیزد، باید از جای برخاست و در برابر او سر به کرنش خم کرد. بی گمان برای همچو منی که نه شیعه ام و نه مسلمان و نه حتا دین باور، پایفشاری بر حقوق شهروندی بهائیان هنری نیست، ولی باید نخست جایگاه اندیشگی و دینی منتظری را دریافت و آنگاه در باره او به داوری نشست و دید که ساختارشکنیهای او زهره شیر می‌طلبند.

آیت‌الله منتظری بی‌گمان در آنچه که بر سر ما آمد بیگناه نبود، ولی نگاه انسانگرایانه و منش سرکش و ستم ستیز او و بهره جوئی دلاورانه‌اش از گریزگاه‌های سرنوشت، او را بجایگاهی رسانید که امروزه بخش بزرگی از ایرانیان، از دین باوران گرفته تا دین ستیزان و دین گریزان در اندوهِ فرمان یافتنش اشک می‌ریزند و به ماتم نشسته‌اند.

آیت الله منتظری از انگشت شمار کسانی بود که توانست به جایگاه سیاسی و دینی خود پشت پا زند و کژرویها و دُژکاری‌های گذشته خود را برای همیشه بشوید و از خود نامی نیک بجای بگذارد، نامی که با جنبش سبز ایرانیان پیوند ناگسستنی خورده است. پس برخیزیم و در پای مرد دلاوری که همه چیزش را بپای حقوق مردم یا آنچه که در باور او "حق الناس" نامیده می‌شود قربانی کرد و در دلهای ایرانیان آسوده آرمید، کلاه از سر برگیریم و یادش را گرامی داریم؛

که کـــس در جهـان جـــاودانه نمـانـد / به گـــیتی بمـا جــز فســــانه نمــانـد
چو مرگ افکــند ســوی مـا بر کمـــند / هـــم آن نـام بـایــــد که مـاند بلــــنـد

خداوند دروغ، دشمن و خشکسالی را از ایران زمین بدور دارد
مزدک بامدادان
mbamdadan.blogspot.com
.(JavaScript must be enabled to view this email address)


نظر شما درباره این مقاله:


Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.