بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

مقدمه‌ای برای سوریه شدن ایران!

بهروز قاسمی


iran-emrooz.net | Sun, 14.04.2019, 16:51

ورود شبه نظامیان خارجی به ایران مقدمه‌ای برای سوریه شدن!‏

بر اساس گزارشاهای تأیید شده رسانه‌های داخلی و خارجی، به بهانه کمک به سیل زدگان نیروهای مختلف شبه نظامی عربی و ‏غیر عربی وابسته به سپاه پاسداران مانند حشد الشعبی، جنبش النجباء عراق(همه مدیران دفاتر نمایندگی نُجَباء در عراق و در رأس آنان حاج نصر ‏الشمری رئیس شورای اجرایی) با بیش از ۱۰۰خودروی سبک و سنگین وارد ایران شدند.‏

دویچه وله فارسی به تاریخِ ۱۳/۰۴/۲۰۱۹ می‌نویسد: «...حشد الشعبی عراق نیز با تجهیزاتی کامل شامل... وارد ایران شده است. ‏حشدالشعبی در اطلاعیه‌ای توضیح داده که که واحد مهندسی و لجستیکی این سازمان برای انحراف مسیر سیل و «حمایت از ‏مناطق عراق» از جمله شهر عماره وارد ایران شده و این کار با هماهنگی تهران و بغداد صورت گرفته است، اما روزنامه کیهان، ‏چاپ تهران علت حضور گروه‌های غیرایرانی در مناطق سیل‌زده را دعوت فرمانده سپاه قدس دانسته و می‌نویسد: «در پی دعوت ‏فرمانده محبوب مدافعان حرم، سردار سرلشگر قاسم سلیمانی برای کمک به سیل زد گان، رزمندگان مدافع حرم از حشدالشعبی ‏عراق تا لشگر فاطمیون افغانستان در قالب موکب‌های خدمت رسانی و اردوهای جهادی به مناق سیل زده کشورمان شتافته‌اند.‌»

‏دویچه وله ادامه می‌دهد: ««حشد الشعبی» یا «بسیج عراق» شبه نظامیانی هستند که در ۴۰ گروه مختلف متشکل شده‌اند. ساختار ‏و بدنه اصلی حشدالشعبی را شیعیان عراقی تشکیل می‌دهند. سفیر ایران در بغداد گفته است که این نیروها با مراجعه به سفارت و ‏سرکنسولگری‌های ایران و دریافت ویزا وارد ایران شده‌اند».‏

خبر فوق را نمی‌توان تنها یک موضوع انسان‌دوستانه توسط برادران! شیعه یا بسیجیِ عراقی تلقی کرد. ما می‌دانیم که در عرف ‏سیاسی، به ویژه در میان کشورهای محافظه کاری مانند ایران ارسال هر نوع کمک‌سازمان یافته به خاک آنان آنهم توسط گروهی ‏شبه‌نظامی امری عادی و مسبوق به سابقه نیست زیرا هر نوع کمک تنها از طریقِ نهادهایی مشخص مانند جمعیت هلال احمر ‏وابسته به صلیب سرخ جهانی پذیرفته می‌شود و نه بطور مستقیم با صدور ویزا برای عبور نفرات آنان به داخل خاک کشور.‏

ایران کشوری بیگانه با ساخت‌وساز و عملیات عمرانی نبوده و نیست و در این زمینه دچار فقر در تجهیزات نمی‌تواند باشد. ‏آشنایی با امکانات موجود در ایران بر اساس ساخت و سازهایی که طیِ سالیان قبل در مورد جاده‌سازی، برج‌سازی، شهرک‌‏سازی، انبوه‌سازیِ مسکن و سدسازی صورت گرفته است و از جمله در حال انجام است و استعدادِ نیروهای عملیاتی در امر ‏عمران (اعم از بخش خصوصی یا حکومتی) اثباتگر وجود امکاناتی قابل‌قبول در خصوصِ تجهیزات موثر برای مقابله با سیل است.‏

وجود تعداد بسیار زیادی از ماشین آلات سنگین، نیمه سنگین و سبک در ایران (انواع لودر، بولدوزر، گریدر، انواع غلتک، انواع بیل مکانیکی، ‏کمپرسی، آبپاش، انواع جرثقیل‌ها برای تناژهای سبک و سنگین) در قیاس با کشورهای همسایه به ویژه عراق و افغانستان هر فرد آشنا با پروژه‌های عمرانی را شگفت‌زده می‌کند و در این زمینه درخواست کمک گرفتن آنهم از گروه‌های کوچک شبه نظامی(غیردولتی) را ‏بدون توجیه ساخته و پذیرش چنین کمک‌هایی را مشکوک نشان می‌دهد.

تصور کنید اعلام می‌شد کمک‌های انسان‌دوستانه توسط شبه نظامیانِ وابسته به پ‌ک‌ک (گروه کُرد پیرو عبدالله اوجالان در ترکیه) یا ‏پیشمرگه‌های اتحادیه میهنیِ کُردستان عراق (پیرو جلال طالبانی) آماده ارسال به ایران است. آیا دولت ایران برای احدی از آن شبه ‏نظامیان مجوز ورود به خاک ایران صادر می‌کرد، آنهم به شکل مستقل و کاروانی؟
شبه‌نظامیان افغان و عراقی شیعه، معروف به «مدافعان حرم»، مزدبگیرانی حرفه‌ای هستند که با پول و مدیریتِ سپاه قدس پدید ‏آمده‌اند که اینک نیروهای جنبیِ سپاه پاسداران به شمار می‌روند یعنی؛ آنان پیش از آنکه دوست مردم ایران باشند یا متعهد به ‏قوانین مصوبه دولتِ خود، مزدبگیران یا خدمه تحت امر یک نیروی خارجی(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) هستند.‏

این شبه‌نظامیان از آنجا که تابعیتی خارجی دارند و تعصب بر تعلقِ خاطر ِمیهنی نیز برای خود ندارند، در صورت هر نوع تغییر ‏و تحول سیاسی در ایران مستعد هستند توسط سایر دولت‌های منطقه با مزدی بالاتر به استخدام درآیند.

باز شدن پایِ شبه نظامیان خارجی به مناطق مرزیِ ایران به ویژه مناطق نفتی، یکی از خطرناکترین اقداماتِ صدساله اخیر علیه امنیت ملی و ‏وحدتِ ملت ایران به شمار می‌آید.‏

آشنایی شبه‌نظامیان خارجی با احوالات بومی و جغرافیایی ایران به ویژه تسلط آنان بر جزئیاتِ حوزه‌های نفتی و تجهیزات بکار رفته در آن ‏و دسترسیِ احتمالی آنان به این تأسیسات و جمع‌آوریِ اطلاعاتِ تکنیکی و لجستیکِ نهادها و دوایر دولتی و بخش خصوصی در ایران اعم از ‏نظامی، خدماتی یا تولیدی که اینک با تردد آنان در این مناظق به بهانه کمک به سیل زدگان به سهولت انجام می‌شود، تبعات غیر قابل جبرانی برای آینده مردم ایران به ویژه در مناطق مرزی خواهد داشت.

طبق گزارشات از مناطق سیل‌زده هیچ کنترل امنیتی بر تجهیزات و ادوات کاروان‌های شبه‌نظامی خارجی توسط نیروهای ‏مرزی یا انتظامی در داخل انجام نمی‌شود و کنجکاوی در این خصوص توسط مردم نیز با واکنش آنان یا سپاهیان مواجه می‌‏شود.‏

به‌کارگیریِ نیروهایی که به دلیل نبود شغل و وجود فقر در کشورشان مبتلا به کار سیاه یا مزدوریِ نظامی در کشور خود یا سایر ‏کشورها می‌شوند، همانقدر که به نظر سودآور به نظر می‌آید خطرناک نیز هست؛ این نیروها در صورت لزوم، خود را وفادار ‏به کارفرمایِ خود نخواهند دید زیرا از انسجام پدیدآمده بین دولت و ملتی واحد برخوردار نیستند و یا آن انسجام را به دلایل قابل ‏حدس در بحران‌ها از دست داده‌اند(چه از منظر روانشاسی و چه در ابعاد حقوقی).‏

نیروهای آمریکایی با آموزش و تجهیز داوطلبان بومی در افغانستان با تصور توسعه مبارزه علیه شورویِ سابق زمینه برای ‏پیدایش و سازمان‌یافتگیِ گروه‌هایی افراطی و بنیادگرایِ ضدآمریکایی را ایجاد کردند (القاعده، طالبان، داعش و نظایر آنان)؛ به اذعان ‏مقامات ارشد آمریکایی این اشتباه در تاکتیک به یک فاجعه‌ای استراتژیک منجر شد.

دادن مزد و آموزش به داوطلبی که علیه معترضان سیاسی در یمن بجنگد(روش عربستان سعودی)، همانقدر سهمگین است که ‏مزدبگیری نظامی ولو با اشتراک در ایدئولوژی را علیه ناراضیان سیاسی در ایران بکار گرفت (روش قابل مشاهده از حکومت ایران).‏

نفراتِ پلیس و ارتش هر کشور پیش از اشتغال در آن نهاد نظامی یا انتظامی «شهروندِ» جامعه خود هستند و از تمام حقوق ‏شهروندی برخوردارند و در مقابل، متعهد به مسئولیت‌های شهروندی و قوانین مملکتیِ خود، و این مهم همانی است که نیرهای ‏مزدبگیر بین‌المللی فاقد آن هستند، از همین روی آنان نه مشمول حقوق شهروندی می‌شوند و نه خود را به آن متعهد یا دلبسته می‌بینند، در واقع آنان بر حسب فقر یا باورهای ایدئولوژیکی جایگاه شهروندی خود را از دست داده و می‌توانند مستعد تعرض ‏به جایگاه شهروندی دیگران باشند و در صورت اسارت یا قتل توسط شهروندان مدافعِ جامعه تحت تعرض تنها در جایگاه یک ‏قربانی قرار می‌گیرند.‏

سازمان دادن و بکارگیریِ نیروهای داوطلب برای جنگ با تابعیت مبهم یا مجهول می‌تواند سرآغاز یک ناامنی استراتژیک در هر منطقه‌ای ‏باشد. مخدوش شدن تابعیت افراد بنا به هر دلیل چنانچه به آنان تحمیل شده باشد، یک ظلم است و چنانچه توسط خود آنان واقع شده ‏باشد، یک حماقت از روی عدم آگاهی حقوقی یا طمع مالی که می‌تواند به قربانی شدن بهره دهنده و بهره گیرنده منتهی شود.‏

اینک مزدبگیران نظامی در منطقه تبدیل به یک تهدید شهروندی برای اهالی خاورمیانه شده‌اند و روشن است که استفاده از آنان توسط هر دولت ‏و ارتشی به مثابه شهروندستیزی علیه مردم خود یا دیگران تلقی می‌شود.‏

اگر مردم عراق در قالب جمعیت‌هایِ مردم‌نهاد(NGO) ثبت شده برابر با قوانین کشور عراق، کاروانی انسانی را تشکیل داده و ‏جهت کمک به شهروندانِ آسیب دیده ایرانی به خاک ایران وارد شوند قدم بر چشم ملت ایران گذاشته‌اند و بدون شک کمک‌های ‏آنان مورد استقبال وسیع مردم ایران و آسیب دیدگان سیل اخیر قرار می‌گیرند(مشاهده گزارشات از مناطق سیل زده، علیرغم نیاز به کمک، ‏نارضایتیِ مردم آسیب دیده از کمک‌های شبه نظامیان را نشان می‌دهد) ولی ورود این شبه نظامیان به خاک ایران ولو به بهانه کمک؛ بیشتر به ‏یک سوء استفاده از وضع نابسامان با اهدافی مشکوک تعبیر می‌شود.‏

سپاه پاسداران سعی می‌کند دیدن چهره شبه نظامیانِ خارجی را برای مردم عادی‌سازی کند زیرا با توجه به تروریست شناخته شدن توسط ‏دولت آمریکا و احتمال رویارویی با نیرویی برتر از خود؛ سپاه می‌داند به دلیلِ مهیا بودن زمینه شورش‌های داخلی با انگیزه‌های شناخته شده و با تجربه مشاهده شورشِ دیماه ۱۳۹۷ مهار این قبیل شورش‌های ضدحکومتی چنانچه با درگیریِ خارجی ‏همزمان شود به احتمال غیر قابل مهار می‌شود.‏

انگیزه برای وارد کردن شبه نظامیان خارجی به عنوان یک ضمانت برای بقای حکومت توسط سپاه اینک بطور جدی دیده می‌‏شود، ضمن اینکه در قبل نیز برخی از مسئولان حکومتی به این گزینه تهدیدآمیز علیه ملت اشاره کرده بودند.‏

آنچه امروزه توسط سپاه پاسداران برخلاف قوانین مملکتی و بین‌المللی در حال رُخ دادن است یک اعلان جنگ خزنده با تمامیت ارضی و وحدت ‏ملی در ایران است که تبعاتِ آن اگر سوریه‌ای شدن ایران باشد، این فاجعه نتیجه تصمیمات غلطِ رهبری! و فرماندهان سپاه طیِ ‏همه سالیان گذشته بوده و اینک مداخله دادنِ گروه‌های خارجی و ایدئولوژیکی در امور داخلی ایران مصداقی دیگر از آن ‏تصمیمات خواهد بود.‏


یکشنبه بیست و پنجم فروردین ماهِ یکهزاروسیصد و نود و هشت
‏۱۴/۰۴/۲۰۱۹‏
بهروز قاسمی(نارمکی) عضو جبهه ملی ایران


نظر شما درباره این مقاله:


Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2019
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.