بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

از حسین تا حسین در نیمهء راه وادی اول

دارا گلستان


iran-emrooz.net | Sat, 04.07.2009, 19:48

تا کنون دیده نشده بود، ولی در سرزمین "هزار یک شب" اتفاق افتاد. در ایران، ولی فیقه، "پدر امت اسلامی" مردم را به شرکت در "انتخابات" خود ساخته، با تمام اگرها و مگر ها دعوت کرد و سپس چون با رای آنها موافق نبود و جنبش سبز با او بیعت نکرد با "مهرورزی" تمام دست به سرکوب و کشتار آنها زد. در هیچ جای تاریخ چنین حکایتی را نمیتوان دید اما چیزی شبیه به آن: عبیدالله بن زیاد از حسین خواست که با یزید بیعت کند و نوشت "نه، وحرمت نیست تا دست در دست من نهد. حسین گفت: بخدا هرگز چنین نخواهد شد. گوید پس با وی بجنگید و همه یاران حسین کشته شدند که از آن جمله ده و چند جوان از خاندان وی بودند، تیری به فرزند وی خورد که در دامنش بود، خون وی را پاک میکرد و میگفت: خدایا میان ما و قومی که ما را دعوت کردند... اما می کشندمان داوری کن. گوید آنگاه بگفت تا پارچه سیاهی آوردند که آنرا شکافت و به تن کرد و با شمشیر برفت و بجنگید تا کشته شد." امروز در دامن جنبش سبز ایران بسیار کشته هاست، افکار عمومی ایران و جهان خون این کشتگان را پاک و مابین مردم و "بیت رهبری" داوری میکنند.

این روز ها که بسیاری به تعمق در وقایع چند هفته گذشته می‌پردازند، یکی از مسائل قابل توجه برای درک بهتر موقعیت موسوی پس از بیست و دوم خرداد نامه موسوی به "مراجع" برای اعتراض به تقلبات "بیت رهبری" بود، دردا هم برای موسوی و هم مردمی که به او رای داده بودند خیلی زود روشن شد که "مراجع" محترم که دین‌شان سه دهه پیش از این دولتی شده بود بیشتر به فکر دنیای خود هستند تا عاقبتشان. و در بهترین حالت به جز تعدادی اندک آنهم با تاخیر و محافظه کاری بسیار ترجیح دادند راه بیت المال را باز نگهدارند و سکوت کنند. این موضوع بیگمان رابطه جدیدی میان مراجع و مردمی که به حمایت "مراجع" امید داشتند ولی مایوس شدند را در سالهای پیش رو رقم خواهد زد. به نظر میرسد اینان حتی اگر در حرف دلهاشان با مردم باشد ولی شمشیر هاشان در خدمت "بیت رهبری" است.

موسوی امروز به اجبار بیرق تسلیم را نیمه افراشته است ولی این نباید به نا امیدی و طرد او منجر شود. حمایت از موسوی و کروبی برای پیگیری وضع اسرای در بند سیاهچال های ولایت و زنده نگاه داشتن امید در مردم راهی است که باید از طرف همه نیروهای آزادیخواه انتخاب شود. لازم به تذکر نیست که موسوی بعلاوهء محدودیت های خود، تحت فشار های زیادی از هر دو سو و بیشتر از بالا قرار دارد. طیف بالائی هائی که از موسوی حمایت میکردند همان انسجام چند هفته پیش را ندارند و پائینی ها نباید این احساس را پیدا کنند که تنها مانده‌اند.

نتیجه اما دولت برگزیدهء "بیت رهبری" که با زور چماق و گلوله "انتخاب" شد چنان بی اعتبار است که همه چیز را باید از صفر آغاز کند. در مناسبات بین المللی، جمهوری اسلامی هرگز چنین بی اعتبار نبوده است. این تصور میتواند درست باشد که سرمایه گذاری خارجی در ایران دیگر نمیتواند برای دراز مدت برنامه ریزی کند و همین موضوع اگر به کاهش بیشتر سرمایه گذاری در ایران که قبل از این هم قابل توجه نبود، منجر نشود یقینا به گرانتر شدن آن و محدود شدن درآمد ها و افزایش تورم می انجامد.

"بیت رهبری" بعلت بی اعتباری داخلی و بین المللی طبعا سرمایه گذاری در بخش غیر مولد نظامی را افزایش بیشتری خواهد داد و این میتواند اوضاع اقتصادی را بدتر از پیش کند. گذشته از این، امکانات حکومت ایران در چانه زنی روی مسئله هسته ای و تقویت بنیادگرائی در منطقه به نازلترین سطح خود در چندین سال گذشته رسیده و مشکل بتوان غرب را قانع کرد که هدف جمهوری اسلامی استفاده صلح آمیز از تکنولوژی هسته ای و از اینگونه ارتباطات است.
تبلیغات حکومت در رابطه با اینکه اسلام اینان دین مدارا و برادری، و با اسلام طالبانی متفاوت است در چند هفته گذشته دود شد وبه هوا رفت. افکار عمومی جهان غرب بیش از گذشته در مقابل جمهوری اسلامی به موضع گیری دست خواهد زد.

"بیت رهبری" در قماری که انجام داد همه چیز جز حمایت چند حاکم از چند کشور استبدادی و چماقداران مزدور خود را باخت و البته که چماق به تنهائی برای بازگرداندن جامعه به اوضاع سابق کافی نیست.

علی الرغم اینکه به نظر میرسد اعتراضات خیابانی پایان یافته باشند، اما در مبارزات اخیر آشنائی ها و هم احساسی های بیشماری بوجود آمده که پیوند های تازه را ادامه خواهند داد. جنبش سبز مردم زیر پوست شهرها در جریان است و نمیتوان آنرا کشت. حکومت نمیتواند بر این موضوع آگاهی نداشته باشد؛ به همین دلیل ممکن است "بیت رهبری" از طریق رئیس جمهور منتخب خود پس از مدتی برخی آزادی های اجتماعی را بنام "اصلاحات"، خود در اختیار جمعیت جوان شهر های بزرگ قرار داده و از فشار ها بکاهد.

درس بزرگی که وقایع اخیر به همراه داشته اینستکه خواست آزادی های اجتماعی از سوی جمعیت جوان کشور مهمترین نیروی نهفته در رگ شهر ها برای تغییر است. تذکر این مسئله از این جهت اهمیت دارد که پس از انتخابات دوره نهم بسیاری تحلیلگران بدون توجه به تقلبات انتخاباتی که صورت گرفته بود، "انتخاب" احمدی نژاد در مقابل رفسنجانی را نشانه این میدانستند که در ایران خواست آزادی های اجتمائی در مقابل "عدالت" اقتصادی از اهمیت کمتری برخوردار است. جریان انتخابات اخیر نشان داد که آن تصور غلط با استناد به آمار تقلبی در انتخابات دوره نهم بدست آمده و بی پایه بود. واقعیت مهم دیگر اینکه روشن شد که در جمهوری اسلامی نهاد های حکومتی از جمله مجلس، شورای نگهبان، مجلس خبرگان، مجمع تشخیص مصلحت و قوای سه گانه هیچ اعتبار و اختیاری از خود ندارند و این "بیت رهبری" است که حکومت میکند.


نظر شما درباره این مقاله:


Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.