بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

بخش نخست

سود و زیان چشم‌پوشی از غنی‌سازی اورانیوم چیست؟

دکتر بهروز بیات


iran-emrooz.net | Wed, 20.08.2008, 7:56

.(JavaScript must be enabled to view this email address)

نقدی بر نظریات طرفداران کاربرد تکنولوژی هسته‌ای برای تهبه برق در ایران


اکنون که اندکی از شدّت و حدّت کشمکش هسته‌ای میان جمهوری اسلامی ایران و گروه ۱+۵ کاسته شده و باب مذاکرات در آستانه‌ی گشوده شدن است، این موضوع مطرح خواهد بود که کدام طرف مذاکره در چه موردی کوتاه بیاید.

هدف غرب از کلّ مناقشه در کنار جلوگیری از بوجود آمدن توانائی ساختن جنگ‌افزار هسته‌ای، تغییر رفتار نظام جمهوری اسلامی در پهنه‌ی جهانی است و نخستین و موثرترین اهرم‌اش برای رسیدن به آن، غنی‌سازی اورانیوم است.

اگرهدف این باشد که ایران در این کشمکش صدمه‌ی بزرگی - حتی تا بروز جنگ - نبیند مجبور خواهد بود در موضوع تعلیق غنی‌سازی کوتاه بیاید و به ازاء آن امتیازاتی به سود خود بگیرد.

پرسش این است که اگر جمهوری اسلامی در سیاست هسته‌ای خود بازنگری کند و از غنی‌سازی اورانیوم چشم بپوشد چه زیانی متوجه ایران خواهد شد. در سطور زیر نگارنده کوشش می‌کند با عطف توجه به نظریات طرفداران سیاست هسته‌ای جاری ایران/ فناوری هسته‌ای، سود و زیان‌اش را ارزیابی کند.

طرفداران بکاربردن انرژی هسته‌ای برای تهیه‌ی برق در ایران طیف وسیعی را در بر می‌گیرد که دامنه‌اش از بالاترین سطوح رهبری جمهوری اسلامی تا اپوزیسیون اصلاح‌طلب درونی، اپوزیسیون دمکرات برون مرزی تا پاره‌ای از کارگزاران رژیم پهلوی گسترش دارد.

رهبر جمهوری اسلامی، آبت الله خامنه‌ای، براین عقیده است: "من به شما بگویم كه اهمیت به كارگیرى انرژى هسته‏اى و به دست آوردن فناورى هسته‏اى در كشور ما، از كشف و استخراج نفت - آن روزى كه براى اول‏بار در كشور ما نفت استخراج شد - بیشتر است."(۱)

آقای احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران ادعا می‌کند که تکنولوژی غنی‌سازی اورانیوم برای ایران ارزش حیاتی دارد تا آنجا که به خود اجازه میدهد تساط بر آنرا هم تراز تسلط بر منابع نفت- در پرتوجنبش ملی کردن صنعت نفت به رهبری دکتر محمد مصدق- قلمداد کند. اخیرأ نیز در گفتگو با شبکه اول تلویزیون ایران آقای احمدی نژاد بار دیگر برنامه‌ی هسته‌ای ایران و نحوه مقابله با کشورهای غربی را "صدها برابر بزرگ تر" از دستاوردهای ملی شدن صنعت نفت برشمرده است(۲).

آقای امیر محبیان روزنامه‌نگار برجسته‌ی محافظه‌کاران از روزنامه‌ی رسالت آنرا سرنوشت‌ساز می‌پندارد: "یک پدیده‌ی سرنوشت‌ساز مملکتی را با حساب صنار و سه شاهی نمی‌شود بررسی کرد." (۳)

آقای عباس عبدی چهره‌ی نامدار اپوزیسیون در درون کشور براین عقیده است: "تقریبا شاید هیچ كس در ایران نباشد كه وقتی از مواهب و مزایای انرژی هسته‌ای بر انرژی‌های فسیلی آگاهی پیدا كند ، مخالف این باشد كه كشورش به این انرژی دستیابی پیدا كند (۴).

صدا و سیما ومطبوعات تقریبأ یکصدا فنآوری هسته‌ای را به مثابه حلّال همه‌ی مشکلات کشور ، فنآوری مادر، و پایه‌ی پیشرفت مملکت به شهروندان ایران القآء می‌کنند.

اخیراً سایت تابناک از تهیه‌ی "بذر برنج هسته‌ای" خبر داده است (۵).

به قول آقای دکتر شیرزاد ، استاد فیزیک و نماینده‌ی مجلس ششم "این روزها هم پیچ رادیو و تلویزیون را كه باز می‌كنی هر طرف كه می‌چرخانی خبر، گزارش، مصاحبه، تفسیر و برنامه است در منفعت فیزیك هسته‌ای، انرژی هسته‌ای، فناوری هسته‌ای، برق هسته‌ای، كوفت و زهرمار هسته‌ای و ... . مثل اینكه در آسمان باز شده و تمام علوم و معارف انسانی خلاصه شده در فیزیك هسته‌ای و آن هم یك مرتبه و یك جا نازل شده است بر مغز "دانشمندان جوان هسته‌ای" ایران كه تاكنون یك نفر هم نام یكی از آنها را نشنیده است تا بداند این كدام نوابغ فوق بشری‌اند كه اینشتین را در یك جیب‌شان می‌گذارند و بوعلی سینا را در جیب دیگرشان!"(۶)

جالب اینجا است که روش توجیه کاربرد فنآوری هسته‌ای برای تهیه‌ی برق در دوران جمهوری اسلامی و دوران پهلوی بسیار بهم شبیه‌اند. از اینروی است که مبلغین فنآوری هسته‌ای بویژه غنی‌سازی در جستجوی شاهدی "عادل" به سراغ کارگزار هسته‌ای رژیم پهلوی، دکتر اکبر اعتماد، میروند. ایشان نیز روایت میکنند که چگونه "اعلبحضرت" ، بیست سال جلوتر از دوران خود، راه نجات ایران را از عقب ماندگی، روی آوردن به فنآوری هسته‌ای تجویز کرده بود. خود آقای اعتماد نیز تکنولوژی هسته‌ای را حیاتی قلمداد کرده و آنرا مادر و موتور پیشرفت دیگر فنآوری‌ها و اقتصاد ایران میداند(۷).

بیهوده نیست که در جمهوری اسلامی از آقای دکتر اکبر اعتماد، کارگزار اصلی رژیم پهلوی در برپاکردن نیروگاه‌های هسته‌ای، علیرغم وفاداریش به رژیم پهلوی، مورد استقبال و ستایش قرار می‌گیرد. روزنامه‌ی اعتماد ملی در مقدمه‌ی مصاحبه‌ای که در تاریخ سه شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۸۷ با ایشان انجام داده است از ایشان به عنوان "پدر فنآوری هسته‌ای در ایران"(۸) تجلیل می‌کند و بر این عقیده است که متخصصین ایرانی اکنون پروژ ه‌هائی را که ایشان بنیان نهاده‌اند به ثمر می‌رسانند.

این تشابه استدلالات مبلغین گوناگون انرژی هسته‌ای برای ایران بویژه رهبران و پیروان جمهوری اسلامی و همراهان رژیم پهلوی نگارنده را برآن داشت در این نوشته به هر دو رویکرد بپردازم.

اکنون باید برشکافیم که آیا تکنولوزی غنی‌سازی آن اهمیت "حیاتی" ادعائی آقای احمدی‌نژاد و دیگر مدافعان آن را دارد:

مقدمتأ دو نکته را خاطر نشان می‌کنم:

نخست: مناقشه‌ی غرب با جمهوری اسلامی ایران بر سر بهره گرفتن از دستاورد‌های عمومی تکنولوژی هسته‌ای در صنعت، کشاورزی، پزشکی و ... نیست، معطوف به تهیه‌ی برق از طریق تکنولوژی هسته‌ای نیز نیست، بلکه به خاطر به کارگرفتن تکنولوژی غنی‌سازی اورانیوم است که میتواند مصرف دوگانه داشته باشد: فراوردن سوخت برای نیروگاه‌های هسته‌ای وکاربرد در جنگ افزار‌های هسته‌ای.

دوم: آموزش، تحقیق، تسلط و تکامل هرگونه تکنولوژی امری است فی النفسه مثبت. موفقیت مهندسین و متخصصین ابرانی را که در این شرایط دشوار کاری موفق شده‌اند به نحوی غنی‌سازی اورانیوم را شبیه سازی کنند، حتی با توجه به اینکه دیگران بیش از شصت سال پیش بدان دست یافته اند، ستود. لیکن احتمال اینکه کوشش‌هایشان چه به لحاظ اقتصادی و چه به لحاظ سیاسی بیهوده از آب درآید بسیار بالا است.

حق پرداختن به همه‌ی جنبه‌های فنآوری هسته‌ای در پژوهش، تکامل وبهره گیری برای انسان اصولأ سلب شدنی نیست. از انجا که میزان منابع مالی موجود برای هزینه کردن در تحقیق، تفحص، تسلط و تکامل هر تکنولوژی محدود است باید تخصیص منابع برابر با نیازها، امکانات و زمینه‌ها و تناسب سود و هزینه ترجیح بندی شوند و در این رابطه است که باید تشخیص داد که تکنولوژی غنی‌سازی از چه ارجحیتی برخوردار است.

اکنون کوشش کنیم بر مبنای بیانات رایج ستایشگران انرژی هسته‌ای در ایران سود و هزینه‌های ناشی از تسلط برفنآوری تهیه‌ی برق به روش هسته‌ای و بویژه تکنولوژی غنی‌سازی را بر مبنای اسبدلالات طرفداران برشمریم و ارزیابیم.

فنآوری هسته‌ای، امری حیاتی؟

هم رژیم پهلوی وهم نظام اسلامی برای توجیه سیاست هسته‌ای خود به این شعار متوسل شده‌اند که تولید برق بروش هسته‌ای برای ایران امری حیاتی است. معنی این سخن چیست؟ حیاتی یعنی اینکه اگر ایران نتواند به میانجی فنآوری هسته‌ای برق فراهم کند هستی‌اش در مخاطره قرار میگیرد، یعنی در چنین حالتی چرخ‌های تولیدی کشور باز خواهند ایستاد و کشور دچار بحران اقتصادی، قحطی، فقر و تنگدستی خواهد شد.
اکنون ببینیم که این ادعا تا چه حد با واقعیت انطباق دارد.

نخست اینکه در ایران ارزش انرژی‌زائی منابع اورانیوم با ۲۷/۰ اگزا ژول به اندازه‌ی پنج ده هزارم منابع نفت، کمتر از سه ده هزارم منابع گاز و ۷۶ ده هزارم برق آبی است(۱۶) . حال چگونه می‌توان ادعا کرد که اهمیّتش از کشف و استخراج نفت بیشتر است و یا تسلط بر آن صد برابر از ملی کردن صنعت نفت مهمتر است، این خود رازی است.

تنها ذخائر تا کنون شناخته شده‌ی گاز ایران (۲۶۶۰۲ میلیارد متر مکعب) با میزان استخراج ومصرف کنونی(به ترتیب با 83.5 و ۶۸ میلیارد متر مکعب در سال) برای ۳۱۹ سال آینده کفایت می‌کند(۲۱) (طبق تخمین آژانس بین المللی انرژی اتمی برای ۴۰۰ سال کفایت می‌کند(۱۶)). البته میزان مصرف ایران در حال افزایش است و طبیعتأ این مدت کاهش می‌یابد. با این وجود میتوان نتیجه گرفت که تا آینده‌ای نسبتأ دورایران با کمبود ذخائر انرژی مواجه نخواهد بود.

فزون برین برابر با آمار مندرج در سایت آژانس بین المللی انرژی اتمی(۱۶)- که خود بر مبنای اطلاعات دریافت شده از وزارت نیروی جمهوری اسلامی است، ظرفیت بالقوه‌ی تهیه‌ی انرژی از طریق نیروگاه‌های آبی حدود ۴۰۰۰۰ مگاوات برآورد شده است که در عمل ۲۳۰۰۰ مگاوات از آن قابل بهره برداری است. امّا در حال حاضر تنها از ۲۰۰۰ مگاوات آن استفاده می‌شود.

میانگین سالانه‌ی مقدار انرژی خورشیدی که در روز به هر مترمربع زمین در ایران می‌تابد ۲۰۰۰ کیلووات ساعت است(۱۶). بازده اکتساب شده پانل‌های فوتوولتائیک بیش از ۱۵% است. اگر برای ایران بازده‌ای ده درصدی فرض کنیم معنی‌اش اینست که از هر مترمربع زمین در ایران می‌توان سالیانه ۷۲۰۰۰ کیلووات ساعت برق تهیه کرد. بنابراین اگر یک کیلومتر مربع از زمین را با پانل‌های فتوولتائبک بپوشانیم میانگین توان بالقوه بدست آمدنی تقریبأ ۸۰۰۰ مگاوات –برابر با توان چندین نیروگاه هسته‌ای خواهد بود .

با داشتن این منابع غنی انرژی موضوع تهیه‌ی برق به شیوه‌ی هسته‌ای چه در زمان پهلوی و چه در جمهوری اسلامی نمیتوانسته و نمی‌تواند به مثابه امری حیاتی تلقی شود.

فنآوری هسته‌ای برای تهیّه‌ی انرژی، نیروی محرکه‌ی پیشرفت؟

در تب تبلیغات هسته‌ای در ایران آقای احمدی نژاد مدعی شده‌اند که تسلط به این فن‌آوری ایران را ۵۰ سال به پیش می‌برد بدون اینکه در باره‌ی چونی آن توضیحی بیشتر دهد. و یا آقای اعتماد اظهار کرده است:"حالا بگذریم از تاثیرات جانبی بسیار مهمی که صنایع اتمی می توانست علاوه برتولید برق بر اقتصاد کشور داشته باشد. بالا رفتن سطح علمی و تکنولوژیک کشور، که انرژی اتمی می توانست محور اصلی آن باشد، بی شک به پویائی بخش‌های دیگر اقتصاد می افزود و این خود عاملی برای رشد ثروت ملی بود."(۷)

اکنون فرض کنیم که علیرغم همه‌ی محدودیت‌های سیاسی و مشکلات تکنولوژیکی و اقلیمی، ایران موفق شود بر فنآوری غنی‌سازی اورانیوم تسلط یابد. فزون براین موفق به بر پا کردن ۲۰ نیروگاه هسته‌ای و تولید ۲۳ هزار مگاوات برق نیز بشود. چرا معنی این کار ۵۰ سال به جلو افتادن است؟ مگر فرقی موجود است میان برقی که از راه سوخت هسته‌ای تهیه شده باشد با برقی که به میانجی سوختی دیگر، مثلأ سوخت گازی، فراهم شود. اگر ایران اکنون نیروگاه‌های گازی برای این مقدار برق برپا کند معنی‌اش پنجاه سال پیشرفت است؟

ویا کشورهائی چون پاکستان، کره شمالی، بلغارستان، رومانی، ارمنستان و ...که ده‌ها سال است دارای نیروگاه‌ها و یا حتی امکانات غنی‌سازی هستند، به لحاظ تکنولوژیکی و اقتصادی به اندازه‌ی ۸۰ سال پیشرفته تر از ایران اند؟ پرسشی که پاسخش بی شبهه منفی است.

البته بسی جای تأسف است که دولتهای ایران تا کنون نتوانسته‌اند باندازه‌ی میزان مصرف کشور برق تهیه کنند و هر از گاهی چون همین تابستان جاری برق بخش‌هائی از شهرها به خاموشی کشیده می‌شود همراه با انواع پیامدهای هزینه زا و ناگوار ش.

فن‌آوری هسته‌ای، فن آوری مادر؟

جالب اینستکه در دوران پهلوی همچون دوران کنونی درتبلیغات برای تکنولوژی هسته‌ای نخست نقش فنآوری مادربه آن نسبت میدهند و آنرا موجب دیگر پیشرفت‌های تکنولوژیکی میدانند و سپس جوانب مختلف فنآوری هسته‌ای را، علیرغم واقعیات، به عنوان موضوعی یگانه جلوه میدهند تا بدینوسیله به شهروندان ایران القأ کنند که غرب می‌خواهد کشور را از چه موهبت‌هائی محروم کند.

آقای اکبر اعتماد در مصاحبه‌اش با روزنامه‌ی اعتماد ملّی اظهار میدارد: " تکنولوژی هسته‌ای تقریبأ تمام علوم و تکنولوژی‌های دیگر را در بر می‌گیرد..."(۸) و در جای دیگر ابراز میدارد: " خود اشعه در زمینه‌های مختلف مصارف زیادی دارد. مثلا درطب مشاهده می کنیم که دستگاه‌های مختلف برای عکسبرداری و تشخیص از خواص مواد و اشعه اتمی استفاده می کنند. درکشاورزی همین طور، درصنایع همین طور. بنابراین اتم روی همه اینها تاثیر می گذاشت. ضمن اینکه این جزء اهداف اصلی سازمان انرژی اتمی به آن مفهوم نبود، این آگاهی و این کشش بود که بله این یک پایه ای می شود برای توسعه علمی و فنی کشور." (۷)

اکنون به پرسش نخست که آیا تکنولوژی هسته‌ای فنآوری مادر است می‌پردازیم:

این فنآوری دو جنبه‌ی اساسی دارد: یکی فراهم آوردن انرژی است و دیگری کاربردش در بخش‌های دیگر زندگی مانند صنعت، پزشکی، کشاورزی، دامداری،محیط زیست، آبشناسی، باستانشناسی، جرم شناسی، تحقیقات علمی و غیره.

بخش کاربرد انرژی نیز خود دو سویه دارد: یکی آزاد کردن سریع و ناگهانی انرژی است که همانا کاربرد جنگ افزاری آنست و دیگری آزاد کردن آهسته و کنترل شده‌ی آن که در نیروگاه‌های هسته‌ای برای فرآوردن برق صورت می‌گیرد.

دو نوع کاربرد ذکر شده یعنی تهیه‌ی برق و جنگافزار با دیگر جنبه‌های فنآوری هسته‌ای با هم ارتباطی ناچیز دارند. راکتوری که برای نیروگاه هسته‌ای ساخته شده باشد نمیتواند مثلأ برای تولید رادیونوکلید‌ها که در پزشکی یا صنعت یا دیگر موارد یاد شده در بالا بکاربرده می‌شود، مورد استفاده قرار گیرد. به سخن دیگر ابزار و وسائلی را که در نیروگاه هسته‌ای بکاربرده می‌شوند عملأ نمی‌توان برای مصارف دیگردر پژوهش، تکامل و تولید دیگر جنبه‌های فنآوری هسته‌ای بکار برد.

تنها بخشی که میتواند در هر دو مورد کاربرد داشته باشد همانا غنی‌سازی است، منتها غنی‌سازی‌ای که محدودیت درجه‌ی غنا نداشته باشد. چنانچه ایران تنها اجازه‌ی غنی‌سازی 3-5% را داشته باشد طبیعتأ خود نمیتواند نیاز‌های راکتور‌های پژوهشی را تأمین کند و حتی اگر هم مجاز میبود خرده تولیدی از صرفه به دورمیبود .بیهوده نیست که حتی کشوری چون آلمان که دارای یک صنعت بزرگ و پیشرفته‌ی غنی‌سازی است، اورانیوم لازم برای مصرف در ۱۲ راکتور پژوهشی‌اش را از امریکا یا روسیه وارد میکند(۹). فرانسه نیز با وجود داشتن یک صنعت کلان هسته‌ای نیاز‌های ۱۳ راکتور پژوهشی‌اش را ،جز در معدودی موارد، از امریکا میخرد.(۹)

ایران نیز که دارای پنج راکتور تحقیقاتی است (۹) ظاهرأ تا کنون دچار کمبودی از این لحاظ نشده است و اورانیوم غنی شده‌ی مورد نیازش را بروش قانونی از طریق کشور‌هائی چون چین و آرزانتین دریافت کرده است.

بر خلاف آنچه که در ایران تبلیغ شده و میشود تکنولوژی هسته‌ای نه تنها تکنولوژی مادر نیست بلکه جزء فنآوری‌های مطرح و کلیدی معاصر نیز نمی‌باشد. دوران شکوفائی این فنآوری بر میگردد به دوران بعد از جنگ دوم جهانی تا اواسط سال‌های دهه‌ی هفتاد میلادی و اکنون دیگر سپری شده است. در این دوران نخست کشورهائی که به لحاظ نظامی سرمایه گزاری‌های هنگفتی برای غنی‌سازی اورانیوم کرده بودند به این فکر افتادند که از نظر اقتصادی این تکنولوژی را در خدمت بگیرند. روند گسترش پژوهش‌های هسته‌ای در جهان پس از یک شتاب اولیه از این تاریخ (اواسط دهه‌ی هفتاد میلادی) به بعد پیوسته سیر نزولی داشته است.

کاهش گستره‌ی پژوهش هسته‌ای در نهاد‌های مهم پژوهشی جهان

برای نمونه می‌توان با مراجعه به تارنماهای چهار نهاد مهم تحقیقات هسته‌ای در ایالات متحده‌ی آمریکا و آلمان که منحصرأ برای پژوهش‌های هسته‌ای پایه گذاری شده اند، شاهد آورد که تا چه اندازه سهم تحقیقات هسته‌ای در این سازمان‌ها کاهش یافته است و به موزات آن سهم پژوهش در موضوع‌های کلیدی که ربطی به دانش هسته‌ای ندارند افزایش یافته است. این چهار سازمان عبارتند لابراتوار ملی آرگن (Argonne National Laboratory) و لابراتوار ملی بروکهاون (Brookhaven National Laboratory) در ایالات متحده‌ی امریکا و مرکز پژوهش‌های هسته‌ای یولیش (Kernforschungszentrum Jülich) و مرکز پژوهش‌های هسته‌ای کارلزروهه (Kernforschungszentrum Karlsruhe) در آلمان. مختصر نگاهی به تاریخ این سازمانها که در وبسایت شان مندرج است نشان میدهد که با وجود اینکه هدف اولیه‌ی تاسیس شان پزوهش‌های هسته‌ای بوده است، اکنون این پزوهش‌ها تنها در بر گیرنده‌ی سهمی بس کوچک و حاشیه‌ای از فعالیت شان است:

• لابراتوار ملی آرگن (Argonne National Laboratory ) در ایالات متحده‌ی امریکا(10): نگاهی به سرگذست این سازمان نشان میدهد که در سال‌های 50 و 60 میلادی پژوهشهایش منحصرأ بر روی فیزیک هسته‌ای بویژه رآکتور‌های هسته‌ای متمرکز بوده است و اکنون در میان 26 برنامه‌ی پژوهشی اش، که از فیزیک مصالح در ابعاد ننومتری تا محیط زیست را در بر میگیرد، تنها یک برنامه مستقیمأ به مهنسی هسته‌ای میپردازد. سه چهار برنامه‌ی دیگرش نیز یا غیر مستقیم ( و نه منحصرانه) به این موضوع ویا به جنبه‌های دیگر فنآوری هسته‌ای در آنسوی کاربردش برای تهییه‌ی انرژی میپردازد.

• لابراتوار ملی بروکهاون (Brookhaven National Laboratory) در ایالات متحده‌ی امریکا(۱۱): این پژوهشکده که در سال 1946 میلادی با مشارکت معروفترین دانشگاه‌های ساحل شرقی ایالات متحده‌ی امریکا برای پژوهش‌های هسته‌ای سامان یافته است اکنون دارای چهارده دپارتمان است که هیچیک از آنها منحصرآ به فنآوری هسته‌ای نمی‌پردازد. در بین پنج زمینه‌ی پژوهشی که در وبسایت‌اش به عنوان ارجح قلمداد شده‌اند در یک مورد صحبت از فنآوری هسته‌ای برای کاربرد‌هائی غیر از فرآوردن انرژی هست اما نشانه‌ای از کاربرد برای تهیه انرژی نیست.

• مرکز پژوهش یولیش (Forschungszentrum Jülich) که سابقأ مرکز پژوهش‌های هسته‌ای یولیش (Kernforschungszentrum Jülich) نامیده میشد در آلمان(۱۲): این مرکز در سال ۱۹۵۳ برای پژوهش‌های هسته‌ای بر پا می‌شود و تا ۱۹۷۰ تنها به پژوهش‌های هسته‌ای با تاسیس دو راکتور هسته‌ای می‌پردازد. از این تاریخ دومی به بعد تکامل این نهاد پژوهشی اندک اندک به سوی دیگر موضوع‌های علمی گرایش یافته است به نحوی که در سال ۱۹۹۰ به کلی تغییر نام میدهد و از این پس با حذف صفت هسته‌ای تنها به نام "مرکز پژوهش یولیش" (Forschungszentrum Jülich) نامیده می‌شود. اکنون از میان هشت انستیتوی مستقر در این نهاد تنها یکی به فنآوری هسته‌ای میپردازد. در بین فنآوری‌هائی که در این پژوهشکده بعنوان " فنآوری‌های کلیدی آینده" تعقیب می‌شوند از فنآوری هسته‌ای صحبتی در میان نیست.

• مرکز پژوهش کارلزروهه (Forschungszentrum Karsruhe) که سابقأ مرکز پژوهش هسته‌ای کارلزروهه (Kernforschungszentrum Karlsruhe) نامیده میشد در آلمان(۱۳): این نهاد علمی در سال ۱۹۵۶ میلادی منحصرأ برای تحقیقات هسته‌ای بویژه راکتورها برپا شده است. از اواخر سالهای ۱۹۷۰ میلادی همراه با پدیدآمدن مشکلات تکامل نیروگاه‌های هسته‌ای به سوی پژوهش در مورد دیگر فنآوری‌ها گرایش می‌یابد. در این مرکز امروزه در پنج زمینه کار میشود: ساختار ماده، زمین و محیط زیست، بهداشت، انرژی و فنآوری‌های کلیدی. از میان یازده برنامه‌ی جاری تنها در سه مورد با بخش انرژی پیوند دارد و از این میان تنها یک مورد به فنآوری هسته‌ای می‌پردازد و آنهم در مورد امنیت در تاسیسات هسته ای.
در میان فنآوریهای کلیدی مطرح در این نهاد پژوهشی نیز از فنآوری هسته‌ای صحبتی در میان نیست.

تائید مطالب مذکور در بالا را میتوان در سایت آژانس انرژی هسته ای(NEA) وابسته به OECD نیز مشاهده کرد(۱۴).

آیا غنی‌سازی اورانیوم به خود کفائی در تولید برق می‌انجامد؟

موضوع دیگری که به عنوان استدلال به سود غنی‌سازی مطرح میشود اینستکه صنعت هسته‌ای که برای تولید برق قرار است بر پا شود باید خود کفا باشد و وابستگی به خارج وجود نداشته باشد زیرا که به دیگر کشورها، بویژه غرب، اعتماد جایز نیست.

اکنون بدون اینکه وارد مبحث اهمیت، سود و زیان خودکفائی در شرایط امروز جهانی شویم ببینیم این استدلال تا چه حد صحیح است:

• فنآوری هسته‌ای برای تهیه‌ی برق عمومأ و بخش‌های معطوف به جنبه ایمنی آن خصوصأ بسیار پیچیده، حساس و بغرنج‌اند. مواد بکاربرده باید دارای ویژه گی‌هائی باشند که در شرایط استثنائی درون و پیرامون راکتور هسته‌ای با درجه‌ی اطمینان بسیار بالا پایدار بمانند. چنین مهمی فزون بر دانش پیشرفته، نیاز به تخصص و تجربه دارد چیزیکه در کوتاه و حتی میان مدت در ایران فراهم شدنی نیست. قطعات الترونیکی لازم برای کنترل و هدایت ابن نیروگا ه‌ها نیز نیاز به یک صنعت الکترونیک پیشرفته دارد که این هم اکنون در ایران فراهم نیست. بنابراین در کوتاه و میان مدت وابستگی به خارج برجا می‌ماند. دلیل این ادعا نیز وابستگی فعلی ج ا ایران به سیاست ملون مزاج روسیه در پروژه‌ی نیروگاه بوشهر هنوز بعد از سی سال است.

• اگر هم فرض کنیم که ایران به مشکلات تکنولوژیکی مذکور هم غلبه کند باز یک نگاه نزذیک تر به مسئله‌ی تهیه‌ی انرژی به شیوه‌ی هسته‌ای نشان میدهد که با فرض تسلط بر چرخه‌ی کامل سوخت هسته‌ای وابستگی کشور به منابع بیرونی پس از اندک مدتی افزایش می‌یابد.

چگونه؟

مطابق آمار آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA) بر مبنای اطلاعات کسب شده از جانب سازمان انرژی اتمی ایران (AEOI) مقدار ذخائراورانیوم محرز شده ۳۰۰۰ تن است و میزان ذخائر احتمالی ۲۰۰۰۰- ۳۰۰۰۰ تن تخمین زده می‌شود.

در مقام مقایسه ارزش انرژی زائی ذخائر اورانیوم با دیگر ذخائر ایران رجوع به ارقام زیر از جانب آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA) راهگشا است(۱۶):


تخمین ذخائر انرژی به واحد اکزاژول (Exajoule= 1018 Joule)

جامد (ذغال سنگ) 52.16
مایع (نفت) 532.01
گاز 938.29
اورانیوم 0.27
آب 35.48
جمع 1558.21

منبع بانک اطلاعاتی IAEA (۱۶)

اکنون در نظر بگیریم که شرط خود کفا بودن که به عنوان هدف برقراری چرخه‌ی کامل سوخت هسته‌ای، علیرغم مخالفت‌های جهانی، ابراز می‌شود تا چه اندازه با واقعیت انطباق دارد:

چه در دوران پهلوی و چه در نظام جمهوری اسلامی صحبت از تهیّه‌ی حدود ۲۳۰۰۰ مگاوات برق به روش هسته‌ای بوده است ، یعنی تقریباً ۲۰ نیروگاه هریک با ظرفیتی پیرامون ۱۰۰۰ مگاوات. هر چند که به احتمال قوی شرایط اقلیمی ایران اجازه‌ی برپا کردن این شمار نیروگاه هسته‌ای را نمی‌دهد ( آقای دکتر اکبر اعتماد در مصاحبه‌ای که در چهارچوب" آرشیو تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران"(۸) با عنوان "برنامه‌ی انرژی اتمی ایران، تلاش‌ها و تنش‌ها" انجام داده است به این موضوع اذعان دارد که در ایران تنها ده جایگاه مناسب برای بر پا کردن نیروگاه هسته‌ای یافته بودند).

اکنون فرض کنیم که ممکن میشد این شمار نیروگاه هسنه‌ای را براه انداخت. هر نیروگاه بطور میانگین سالانه ۱۰۰۰۰۰ واحد کار جداسازی (SWU) برای غنی‌سازی اورانیوم نیاز دارد(۱۵) که تقریبأ هم ارز ۱۵۰ تن اورانیم است. ۲۰ نیروگاه در سال ۳۰۰۰ تن سوخت لازم دارند.

نتیجه اینکه ذخائر شناخته شده و محرز ایران(۳۰۰۰ تن) برای یکسال کفایت میکند. چنانچه تخمین خوشبینانه (۲۰۰۰۰- ۳۰۰۰۰ تن) از منابع احتمالی و محرز نشده را پایه‌ی محاسبه قرار دهیم در این صورت ذخائر اورانیوم تنها برای ۱۲- ۱۳ سال نیاز نیروگاه‌هائی را که قرار است ساخته شوند برآورده میکند(۱۶). حال میدانیم که عمر متوسط نیروگاه‌های هسته‌ای حدود 40-50 سال است. این بدان معنی است که پس از ۱۲-۱۳ سال باید اورانیوم از خارج وارد کرد. یعنی کشور درست به حالتی بازمیگردد که قرار بود از آن پرهیز شود. وابستگی‌ای که بوجود خواهد آمد عمدتأ به کشورهای بلوک غرب مانند کانادا و استرالیا خواهند بود که بیشترین منابع ارانیوم را در اختیار دارند.

حال چنانچه فرض کنیم که تعداد کمتری نیروگاه ساخته شود در این صورت البته میتوان برای مدتی درازتر سوخت را از ذخائر درونکشوری تأمین کرد امّا بلافاصله مسئله‌ی اقتصادی بودن غنی‌سازی در مقیاس خرد مطرح میشود. این صنعت مانند دیگر صنایع در حالتی سودآور خواهد بود که تولید انبوه صورت بگیرد. مثلأ شرکت اورنکو(Urenco) که یک کنسرسیوم هلندی –آلمانی-انگلیسی است به تنهائی ۲۳% نیاز نیروگاه‌های هسته‌ای جهان در ۱۷ کشور را تامین می‌کند (۱۷) از جمله شعبه‌ی آلمانی‌اش نیاز ۱۴ نیروگاه را برآورده می‌کند.

تولید خرد برای شمار اندکی نیروگاه به هیچ وجه هزینه‌های تکامل، سرمایه گذاری و نگاهداری تاسیسات غنی‌سازی را تامین نمیکند چه رسد به اینکه هزینه‌های سباسی نیز بدان افزوده شوند- امری که آقای اعتماد در مورد کل کاربرد انرژی هسته‌ای نیز بدان اذعان دارد(۸).

ادامه دارد
---------------------------------------

منابع:
(1) http://www.leader.ir/langs/fa/?p=bayanat&id=2906
(2) http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2008/07/080715_wmj-ahmadinejad.shtml
(3) http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/04/post_600.htm
(4) http://iranglobal.info/I-G.php?mid=2&news-id=46902&nid=haupt
(5) http://tabnak.ir/pages/?cid=11696
(6) http://www.advarnews.com/article/1001.aspx
(7) برنامه انرژی اتمی ایران،تلاش‌ها وتنش‌ها-مصاحبه با اكبر اعتماد نخستین رییس سازمان انرژی اتمی ایران
http://fis-iran.org/index.php/___1234567891011121314/392
http://fis-iran.org/index.php/___1234567891011121314/392
(8) مصاحبه‌ی دکتر اکبر اعتماد با روزنامه‌ی اعتماد ملّی (20/1/1387) با عنوان: ناگفته‌های اکبر اعتماد؛ پیشگام فنآوری هسته‌ای ابران،
http://www.roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=57780
(9) http://www.iaea.org/worldatom/rrdb
(10) http://www.anl.gov/Science_and_Technology/divisions.html
(11) http://www.bnl.gov/bnlweb/departments.asp
(12) http://www.fz-juelich.de/portal/ueber_uns/institute_einrichtungen
(13) http://www.fzk.de/fzk/idcplg?IdcService=FZK&node=0096
(14) http://www.nea.fr/html/general/profiles/germany.html
(15) http://www.cameco.com/uranium_101/uranium_science/nuclear_fuel/
(16)
http://wwwpub.iaea.org/MTCD/publications/PDF/cnpp2003/CNPP_Webpage/pages/..%5Ccountryprofiles%5CIran%5CIran2003.htm
(17) http://www.urenco.com/fullArticle.aspx?m=62
(18) مقاله‌ی دکتر‌هادی زمانی به نقل از منبع اوپک
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=15100
http://www.nuclear-free.com/deutsch/traube3.htm (19)
(20) http://www.oekonews.at/index.php?mdoc_id=1029433
(21) http://www.welt-auf-einen-blick.de/energie/erdgas-reserven.php
(22)
http://www.uranium.info/index.cfm?go=c.page&id=36
http://www.godmode-trader.ch/news/pdf/?ida=802724
(23) http://www.spiegel.de/wirtschaft/0,1518,546970,00.html
(24) روزنامه‌ی سود دیچه تسایتونگZeitung Süddeutsche ، در تاریخ 17 مارس 1971 با تیتر " بزرگترین نیروگاه هسته‌ای دنیا در کنار وزر" یا به آلمانی „Größtes Kernkraftwerk der Welt an der Weser“
(25)Kazuaki Yanagisawa et. Al, Journal of Nuclear Science and technology, Vol. 39, No 10, p. 1120-1124 (Oct. 2002)
(26) http://www.nea.fr/html/ndd/reports/2003/nea4372-generation.pdf
(27) http://www.sueddeutsche.de/ausland/artikel/71/179520
(28) http://www.aeoi.org.ir/NewWeb/Farsi/ordpage.asp?id=296
(29) http://www.nea.fr/html/general/facts.html
(30) http://www.strom.de/vdew.nsf/id/5ADF97C82BEBF1D1C125711B0033169F?open&Highlight=


نظر شما درباره این مقاله:


Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.