بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

رویای دیرین

مریم سطوت


iran-emrooz.net | Sun, 20.05.2007, 11:11

.(JavaScript must be enabled to view this email address)

چهار سال پیش در آغاز تلاش برای شکل دهی اتحاد جمهوریخواهان مقاله ای نوشتم تحت عنوان "رویای دیرینی را جان می بخشیم" .در این مقاله من تلاشی را که آغاز گردیده بود، يک تحول در حرکت اپوزیسیون سکولار دمکرات ایران نامیدم و از اینکه فعالینی با سابقه جبهه ملی، توده ای، اکثریتی، اقلیتی، ملی مذهبی، خط سومی و ... در کنار یکدیگر و برای شکل دهی يک نیروی نوین در عرصه سیاست ایران میکوشیدند، خوشحالی خود را ابراز نمودم . آنروز من نوشتم این حرکت اگر به مقصود نرسد و در همین نقطه هم متوقف گردد، فضای نوینی پدید آورده، مباحث جدیدی را موجب شده و قطعا تاثیراتی درازمدت بر فضای سیاسی جامعه ما خواهد گذاشت.
چهار سال پس از نوشتن شدن آن مقاله، جا دارد که امروز در آستانه همایش سوم اجا (اتحاد جمهوریخواهان ایران) نگاهی به راه طی شده بیاندازیم.

اجا علیرغم مشکلات و دشواریهایی که با آن درگیر بوده و هست، برخلاف تصور کسانی که عمری کوتاه برای آن متصور بودند، تداوم یافت. بخش مهمی از منفردین، امروز در سازمانهای شکل گرفته در این چند سال متشکل شده اند. فضای مباحثه مابین آنها در مقایسه با سالهای پیشین دگرگون شده. تحولی که قبل از تشکیل اجا آغاز گردیده و در سالهای اخیر تداوم و گسترش یافت. ولی هنوز سه سال پس از شکل گیری اجا ما با متشکل شدن مجموعه جمهوريخواهان سکولار در یک تشکل مواجه نیستیم. کماکان سکولارها در داخل کشور در پراکندگی بسر میبرند و اين در شرايطی است که تحولات سیاسی در داخل کشور در سمتی سیر نموده است که فعالین سیاسی اجتماعی در ایران با مشکلاتی بیش از گذشته مواجهند. آیا باید بپذیریم که در شرایط کنونی کشور کار بیشتری نمیتوان کرد و اپوزیسیون ایران با همان دشواریهایی که با آن مواجه بوده کم و بیش درگیر خواهد بود؟ آیا تحقق رویای دیرینمان را باید به آینده های دورتر محول کنیم؟

متشکل شدن جمهوریخواهان سکولار دمکرات ایران، تقویت نقش نیروهای جمهوريخواه در ایران نیازی بود که هنوز نیز وجود دارد. جا دارد که در آستانه همایش سوم و بازبینی آنچه کرده ایم بار دیگر ضعف هایمان و کل اپوزیسیون را مورد بررسی قرار داده و راههائی برای غلبه برآن جستجو کنیم. من در چند سطر زیر بر زاویه هایی که فکر میکنم درست است مورد توجه قرار گیرد تاکید میکنم.

تقویت مبارزات جاری در ایران

اپوزیسیون ایران درتمام 20 سال گذشته در راه تغییرات بنیادین سیاسی در ایران کوشیده است. صرف نظرازآنکه راهکارهای ارائه شده توسط این یا آن نیروی اپوزیسیون واقع بینانه یوده یا خیر، یاید پذیرفت که تحولات مورد نظر تحقق نیافته و هر آنجا که ما شاهد تحولاتی در درون قدرت سیاسی بوده ایم، این تحولات خارج از تاثیر فعالیت نیروهای اپوزیسیون صورت گرفته است.

ما امروز در ایران با جنبش مقاومت فعالی مواجهیم. زنان، دانشجویان، معلمین و سایر مزدبگیران، فعالین برابر حقوقی اقوام و ... در برابر همه فشارها مقاومت میکنند. فعالیت های آنان مستقیما تغییر قدرت سیاسی را هدف قرار نمیدهد. آنها خواست های معینی برای بهبود شرایط زندگی و فعالیت خود در همین امروز ایران را طلب می کنند .

ضرورت تقویت و حمایت از این مبارزات را همه جریانهای سیاسی و منجمله اجا میپذیرند ولی در عمل این عرصه را تنها یکی از مجموعه وظایف خود می دانند. در مورد اکثر جریانها این تقویت به صدور اطلاعیه های مکرر در حمایت از این مبارزات محدود میماند. من منکر اهمیت پرداختن به مباحثی که راهکارهای استراتژیک نیروها را مورد بحث قرار میدهد، نیستم. ولی همه آن مباحثات در صورتی مفید خواهد بود که راهگشای جنبش همین امروز باشد. در همایش پيش روی بیشترین توجه ها بر سند استراتژی سیاسی و سپس سمت گیری های اقتصادی اجا متمرکز گردیده است. اين مباحث به يقين دستاوردهای میان مدت و بلند مدت خواهد داشت ولی پرداختن به آنچه همین امروز در کشور ما جریان دارد و یافتن راههایی برای تقویت همین مبارزاتی که نه برای تحولات بنیادین بلکه برای خواست های معین در ایران جریان دارد کمتر توجه فعالین را بخود جذب می نمايد.

به نظر من درست آن بود که مبارزه برای دفاع از حقوق بشر، یافتن راههای تقویت نیروهایی که امروزدر کشور برای بهبود زندگی خود و یا برای گشایش فضای سیاسی میکوشند، استفاده از امکانات بین المللی برای دشوار کردن شرایط سرکوب این فعالین، انعکاس اخبار و دستاوردهای این مبارزات در داخل و خارح از کشور با استفاده از امکانات رسانه ای و ... در مرکز توجه همایش اجا و فعالیت آینده آن قرار میگرفت.

لازمه فعالیت در این راه اهمیت قائل شدن به فعالیت هایی است که خرد به نظر میرسد. فعالیت های خردی که همواره تحت الشعاع مباحث پراهمیتی که فردا یا در آینده دور باید تحقق یابد قرار میگیرد. چندی قبل آقای سعید شروینی تیتر زیر را برای یکی از مطالبش انتخاب کرده بود " کوچکترین چیزی که وجود داشته باشد از عظیم ترین چیزی که وجود ندارد بزرگتر است" که به نظر من امروز این جمله بیش از هر زمان برای ما مصداق دارد.

ضرورت دگرگونی

ما فرزندان دوران شکستیم. اکثریت قریب باتفاق و یا شاید همه مسئولین سازمانهای سیاسی در خارج از کشور را کسانی تشکیل میدهند که دوران جوانی را پشت سرگذاشته اند. در جوانی خود شکست آرمانهایشان را تجربه کرده اند. خطاهایی بزرگ مرتکب شده، با زندان ، شکنجه ، دربدری و از دست دادن نزدیکترین دوستانشان مواجه شده اند. روشنفکران نسل ما بزرگترین مصیبت ها را تحمل کرده اند و اين در حالی بود که کل جامعه در این رابطه ساکت ؛ نظاره گر و یا بخش مهمی از آن در سوی سرکوبگران بود. ما ضعف و بی پناهی را تجربه کرده ایم. نبودن شور، انرژی و آرمانخواهی جوانی در صفوف ما و تجربه شکست بر روانشناسی همه ما تاثير گذاشته است.

در داخل کشور از نیمه های دهه 70 نسل دیگری پا بمیدان مبارزه اجتماعی گذارد و موفق شد صحنه سیاسی جامعه را دگرگون سازد . نسلی که شور و انرژی داشت و با مشکلات دوران شکست مواجه نشده بود. مشارکت در مبارزه سیاسی امروز در ایران بدون درک روانشناسی این نسل ممکن نیست. ما نمیتوانیم خود را عوض کنیم ولی حداقل قادریم با درک این نقطه ضعف خود که از وجود جوانان و شور و انرژی آنان در صفوف خود محرومیم، تاثیرات مخرب آنرا تضعیف نمائيم . شرایط زندگی ما امکان جذب جوانان به صفوف ما را نمیدهد. جوانانی که در خارج از کشور بزرگ شده اند اگر به شرکت در فعالیت های اجتماعی علاقمند باشند معمولا ترجیح میدهند در سازمانهای سیاسی اجتماعی کشوری که در آن ساکنند فعالیت کنند و متاسفانه امروز امکان ارتباط مستقیم و تشکیلاتی با نیروی جوان در داخل کشور وجود ندارد و ما مجبوریم با این نقطه ضعف خود زندگی کنیم.

جوانان رو به آینده دارند، جوانان حاضرند ریسک کنند ، به موقعیت کنونی خود عادت نکرده و نیروی مقاومت در برابر هر تغییری نیستند. آنها در حسرت آنچه در گذشته تحقق نیافت زندگی نمیکنند. آنها بخش عمده ای از انرژیشان در جستجوی یافتن مقصرینی که خطاهای آنها مانع از دست یابی به رویاهايشان شده سپری نمیشود. نفرت از دیگرانی که بگونه متفاوتی از آنها عمل کردند مانع از حرکت آنها به پیش نمی گردد، عادت به هم صحبتی و همکاری با دوستانی که سالهاست یکدیگر را میشناسند مانع از حرکت آنها بسوی فضاهای بزرگتر نمیگردد...... اپوزیسون خارج از کشور نیاز به روحیه دیگری دارد. باید به کلمات آشنای " عملی نیست، فایده ندارد، به چه درد میخورد..." پایان داد.

چند مثال میزنم:

بخش بزرگی از نیروها با زبانهای مختلف از ضرورت تشکل جمهوريخواهان سکولار دمکرات سخن میگویند ولی ما در عمل با پابرجایی تشکل های موجود روبروییم. جمهوريخواهان لاییک دمکرات در اقدامی مثبت سازمانها و احزات جمهوريخواه را به هم فکری برای همکاری نیروها دعوت نموده اند. اقدامی مثبت که مورد استقبال اجا نیز قرار گرفت. من نیز این گام را مثبت میدانم ولی برایم این سوال طرح است که اصلا چرا چنین دو سازمانی وجود دارد. تجربه سه ساله، تحولات سیاسی و مباحث مطرح شده نشان داد که مرزبندی هایی که بعنوان دلایل شکل گیری این دو تشکل ارائه میشد، سست تر از آن بود که بتوان بر آن تکیه کرد. باید جرات داشت و از یک جریان واحد جمهوری خواه سکولار دفاع کرد. برشمردن اختلافات و تمایزات همواره ممکن و کار ساده ای است. بد جلوه دادن طرف مقابل، منفی ترین شیوه دفاع از موجودیت خود و پابرجایی شرایط کنون و چندگانگی های غیرقابل دفاع موجود است.

در خارج از کشور دهها سازمان چپ وجود دارد که برخی موارد خودشان هم نمیتوانند مرزهایشان را با سازمان مجاورشان توضیح دهند. تمایز فکری فداییان اکثریت و اتحاد فداییان و حزب دمکراتیک مردم ایران در چیست؟ هر روز تعلل در وحدت مستقیم دو سازمان اکثریت و اتحاد فداییان یکروز پیر شدن فداییانی است که دوران جوانی را پشت سرگذارده اند. بچه پیشگامیهای دیروز، امروز نقش مهمی هم در مدیریت جامعه و هم در جنبش های اجتماعی بر عهده دارند. تعلل در اقداماتی که میتواند به اعتماد و ارتباط با این نیروی اجتماعی کمک کند، تن دادن به عادت و ترس از گام برداشتن به پیش است.

لیبرالهای دمکرات حتی تا کنون موفق نشده اند در خارج از کشور یک سازمان پایدار با چنین برنامه ای شکل دهند. در داخل کشور جریانهایی که لیبرالیسم اقتصادی را قبول دارند ولی با ارزشهای اجتماعی فکری لیبرالیسم بیگانه اند هم تئوری و تشکیلات دارند و هم در قدرت نفوذ دارند. آنها در شرایط عدم حضور یک جریان لیبرال دمکرات قادرند و تا کنون نیز قادر شده اند نیروی اجتماعی لیبرال دمکراسی را جذب کنند. هر روز تعلل در تشکل لیبرال دمکرات ها بی پایه شدن بیشتر این نیروهاست.

من این مثال ها را از آنرو ذکر کردم که به چند نمونه از مواردی که از لحاظ نظری غیر قابل دفاع است ولی در عمل اجرا میشود و همه شاخه های اپوزیسیون را در برمیگیرد اشاره داشته باشم. اپوزیسیون ایران نیازمند غلبه و یا حداقل کم اثر کردن این ضعف خویش می باشد.


امیدوارم همایش سوم اجا بتواند در تقویت فعالیت اجا، در شکل دادن روحیه نوینی به نیروهای خود و درتوجه مشخص به تقویت مبارزات مشخصی که در کشور جریان دارد گامهای مثبتی بردارد.

من هنوزباوربه امکان تحقق رويای ديرينمان را از دست نداده ام ..


19 مای 2007


نظر شما درباره این مقاله:


Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.