فرارو: بر اساس اطلاعاتی که از هفته گذشته در فضای رسانه ای کشور پررنگ شد، میزان افزایش حقوق برای سال آینده در لایحه بودجه ۲۰ درصد در نظر گرفته شده است. این رقم از همان لحظه مطرح شدن، با واکنشهای مختلفی از سوی فعالان اقتصادی مواجه شده است. برخی تحلیلگران اقتصادی معتقدند این رقم در برابر رشد تورم عملا فایده خاصی ندارد اما برخی دیگر معتقدند این میزان افزایش حقوق با توجه به مشکلات اقتصادی موجود در کشور کافی است.به گزارش فرارو، مسعود دانشمند، فعال اقتصادی و عضو اتاق بازرگانی ایران، به بررسی این وضعیت پرداخته است:
مشکل اصلی وضعیت افزایش حقوق نیست، تورمی است که بی محابا رها شده
مسعود دانشمند گفت: «بر اساس آمارهایی که مرکز آمار کشور منتشر کرده، تورم سالانه آبان ۱۴۰۴ به ۴۰.۴٪ رسید و تورم نقطه به نقطه این ماه نیز به ۴۹.۴٪ نیز به رسیده است. وقتی عدد سالانه به ۴۰ درصد رسیده و در ماههایی مثل فروردین نیز این عدد بیش از ۴۵ درصد است، ۲۰ درصد افزایش حقوق یعنی مردم باید ۲۵ درصد فقیرتر شوند. دولت تازه از خود می پرسد این ۲۵ درصد را قرار است چطور جبران کند؟ این راه حل درستی نیست که مدام روی معضل افزایش حقوق تمرکز کنیم. مسئله اصلی این است که چرا قیمت اقلام خوراکی به ویژه در ۱۵ الی ۲۰ سال اخیر، روند صعودی داشته و کنترل نشده است. مسئله اصلی نه وضعیت حقوق، بلکه وضعیت تورمی است که بدون محابا به حال خود رها شده است.»
وی افزود: «مسئله اصلی این روزهای اقتصاد کشور حرکت به سمت ثبات قیمتها است. ثبات قیمت ها می تواند با این روش رخ دهد که دولت ۲۰، ۳۰ قلم، کالای اساسی را به همه مردم ایران اعطا کند و نگوید این دهک میگیرد و آن دهک نمی گیرد و قیمت ها را تثبیت کند. در نتیجه مسابقه افزایش قیمت و دستمزد نیز تا حدودی کنترل می شود. اگر قرار باشد با همین روش پیش برویم، قیمت صادرات، بازرگانی داخلی و GDP کشور نیز مشکل پیدا می کند. همچنین رشد اقتصادی کشور منفی تر از منفی می شود.»
در ۱۵ سال اخیر هیچ یک از عواید مالیاتی که انتظار داشتیم، برآورده نشده
این تحلیلگر و کارشناس اقتصادی در ادامه گفت: «متاسفانه شرایط تصمیم گیری ها و اقدامات به شکلی است که گویی آقایان از شرایط کشور، فارغ هستند. چرا یک مجمع متخصصین تشکیل نمی شود که متخصصین صحبت کرده و تصمیم بگیرند؟ مجلس دقیقا چه کار می کند؟ آیا واقعا مجلس، طرحها و پیشنهادات را کارشناسی میکند و با دقت تمام مورد بررسی قرار می دهد؟ همین کارها را کردهایم که به اینجا رسیدهایم. بودجه یک امر بسیار تخصصی است و هر کسی نمیتواند در این زمینه نظر بدهد یا تصمیم بگیرد. همین تصمیم گیریهای نمایندگان و دولت به خوبی نشان میدهد تصمیمگیریها چگونه انجام می شود. چرا اشتباهات بودجه هر سال و در دولتهای مختلف مدام تکرار می شود؟ وضعیت دولت مثل آن شخصی شده که چون از پس هزینه های زندگی خود بر نمی آید اقدام به فروش طلا و املاک و مستقلات خود می کند اما این وضعیت هم نمیتواند مدام ادامه پیدا کند. اتفاقا همین وضعیت را امروز در سطح زندگی طبقه متوسط میبینیم. بسیاری از مردم برای این که از پس هزینههای زندگی بربیایند، مجبور به فروش برخی داشته های خود شده اند.»
وی افزود: «برای تدوین بودجه، اول باید درآمدهای قطعی مشخص شود و سپس در مقابل آن، هزینهها ذکر شود. ما برعکس می گوییم که هزینه ها را بر اساس ۸۰ درصد مالیات تامین میکنیم. وقتی هم مالیات محقق نمیشود، تازه به فکر حل مشکلات خواهیم افتاد. در این وضعیت مسائل بازرگانی ما هم محقق نمی شود و برای جبران عوارض موجود، آقایان به فکر چاپ پول می افتند. چاپ پول نیز به معنای افتادن در یک دور باطل دیگر است. در ۱۵ سال اخیر هیچ یک از عواید مالیاتی که انتظار داشتیم، برآورده نشده است. دولت مدام درگیر کسری بودجه است و برای جبران این کسری اقدامات مختلفی انجام می دهد. از جمله این اقدامات توقف بودجه های عمرانی است. اگر به موضوع دستمزدها برگردیم باز به همین موضوع میرسیم که دولت باید به حل مشکل تورم فکر کند. افزایش دستمزد با هر رقمی بدون توجه به تورم یک شوخی بزرگ با حقوق بگیران است. »