پنجشنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۸ - Thursday 19 September 2019
بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  
iran-emrooz.net | Tue, 13.05.2014, 18:40

لایحه دفاعیه ۱۵ شهروند بهایی شیراز تقدیم دادگاه شد

لایحه دفاعیه ۱۵ شهروند بهایی شیراز تقدیم دادگاه شد+متن کامل لایحه

سحام نیوز
در بهمن ماه سال ۸۹ بود که عده‌ای از هموطنان بهایی به جرم مسافرت به کشورهای هند و امارات دستگیر و همه آنان پس از بازجویی‌های مکرر در اداره اطلاعات شیراز٬ روانه زندان عادل آباد این شهر شدند.
اما پس از پیگیری‌های خانواده‌ها و تلاش وکیل٬ این ۱۵ تن به قید وثیقه آزاد شدند.
بنا به گزارش خبرنگار سحام٬‌ بنا به آنچه مطرح شده جرم اکثر آنان مسافرت به دبی و نیز کشور هند و بازدید از معبدشان در این کشور بوده است.
همچنین از دیگر اتهاماتی که به این افراد زده شده می‌توان به تشکیل کلاس برای کودکان زیر پنج سال و نوجوانان و جوانان بهایی اشاره نمود.

با انجام پیگیری‌های مکرر توسط گیتی پورفاضل٬‌ وکیل این متهمان٬‌ سرانجام آخرین دفاع از ایشان در جلسه هشتم اردیبهشت ماه سال جاری صورت گرفت و خانم‌پور فاضل نیز لایحه دفاعیه‌ای را تقدیم دادگاه نموده است.

به گزارش سحام نکته قابل تامل این بود که درست در‌‌ همان روز دادگاه٬ قبرستان بهاییان در شیراز توسط افرادی خاص تخریب و زیر و رو شده بود.
در حال حاضر علاوه بر گیتی پورفاضل٬ سه تن از وکلای شیرازی نیز به نام‌های رفوگران٬ طراوت و دادفر از این افراد و اتهامات وارده به ایشان دفاع می‌کنند.
متن این لایحه که نسخه‌ای از آن به دست خبرنگار سحام رسیده بدین شرح است:

ریاست محترم شعبه سوم دادگاه عمومی وانقلاب اسلامی شهرستان شیراز
بازگشت به پرونده شماره ۹۱/۱۳۶۵ درپیوند با اتهامهای موکلان بهایی که نامشان درزیرمی آید:
خانم‌ها ۱- یکتا فهندژ ۲ – مژده فلاح ۳- مژگان عمادی ۴ – سُمیترا ممتازیان و آقایان ۵ – هومن زارعی ۶ – نیما دهقان ۷ – کاووس صمیمی ۸ – کامبیزحبیبی ۹- محمد صادق نوریان ۱۰ – فریدعمادی – ۱۱- فرشید یزدانی ۱۲- سام جابری ۱۳- سینا ساریخانی ۱۴- پیام تسلیمی ۱۵- ایمان رحمت پناه، به استحضارمیرساند.

ازآنجا که یک کیفرخواست برای همه مته‌مان پرونده درپیوندباعنوان یک جرم وانطباق آن باماده ۴۹۸ قانون مجازات اسلامی صادرگردیده وهمه دریک پرونده ویک جا برای حضوردردادرسی نیزاحضارشده‌اند لذابا نگاهی به کیفرخواست درمقام دفاع ازنامبردگان اشعارمیدارد:
نخست ناگزیرازتعریف جرم وعناصرتشکیل دهندآن می‌باشم تاروشنگراین باشد که آیا اعمال وکردار انتسابی به موکلان می‌تواندعنوان جرم گیرد یا نه؟ در تعریف جرم آورده شده که فعل یا ترک فعلی که موجبات اضراربه جامعه یا افرادی را فراهم کند عنوان بزه دارد وآن دارای عناصر زیر است:

نخستین عنصر تشکیل دهندهرجرمی عنصر قانونی است یعنی کلیه افعالی که قانون به روشنی زیرچنبره خودگردآورده وارتکاب آن افعال راجرم دانسته وبرایش مجازات تعیین کرده است لذا «عقاب بلابیان» جرم محسوب نمی‌شود پس هرگاه فعل یا ترک فعل فردی با عنوانهای موجود درقانون مطابقت پیدا کند بزه بشمار می‌آید. دوم عنصرمادیست، باعنایت باصل برائت هرگاه بگونه‌ای ازرفتارانسانی فعلی مثبت سرزندکه اورامتهم جلوه دهدبایسته است اتهام بادلایل ومدارک قانونی غیرقابل انکارکه درعنصرقانونی تعریف شده است انطباق داشته باشد درغیراینصورت اتهام نمی‌تواند ثابت گردد.
سومین عنصرتشکیل دهندجرم رکن معنوی وآن داشتن انگیزه‌ای ویژه وسوء نیت است که لازمه اثباتش داشتن دلایل ومدارک معتبریست که علت ارتکاب جرم را آشکارسازد.

اکنون باید درجستجوی این سه عنصردرپرونده متهمانی باشیم که افعال وکردارشان بی‌وجود هیج دلیل و مدرکی عنوان جرم یافته ودرکیفرخواست با ماده ۴۹۸ منطبق گردیده است.
باخوانش وژرف نگری درپرونده هیچ مدرکی که نشانگراتهامهای آورده شده درکیفرخواست باشد نه تنها یافته نشد بلکه به گمانه زنی ضابطان نسبت به مته‌مان بسنده شده است نوشته هاودفترهاوابزارهای بدست آمده بهنگام زیروروکردن خانه‌های دستگیرشدگان ازسوی ماموران اطلاعات هیچیک دلیلی بربزهکاری موکلان این پرونده نیست زیراهمه آن نوشته‌ها ودفترهادرپیوندباچگونگی نیایش وستایش خداوند یکتا ویا شیوه پرورش کودکان ونوجوانان ودرسفارش به پاک ماندن ودوری گزیدن آنان ازکردارهای ناپسندیست که درجامعه‌ی آلوده امروزماروبه گسترش است، می‌دانیم اعتیاد وفحشاء (مُروسیگری وروسپیگری) در جهان بویژه درکشورما که ثبات اقتصادیش رااز دست داده چه بیدادمی کند. هنجارشکنی وروبه فزونی بودن بزهکاری درمیان نوجوانان وجوانان سرچشمه درتنگنا‌های مالی با تورم روزافزون یاداشتن پدرو مادرمعتاد یاجدایی درخانواده‌های نابسامان است.
خانواده‌های هممیهنان بهایی ما برخوردارازروشی نیکودرگرامیداشت پیمان زناشویی ودارای نگرشی ویژه برای آموزش وپرورش کودکان وجوان است این شیوه تربیتی سبب گردیده تا درمیان ایشان معتاد یاخلافکاردیده نشوداین روش نه تنهابرای جامعه آلوده مابلکه برای جامعه بشری که شوربختانه ازنگاهی دچارفقرمادی وبه تبع آن فقرفرهنگی شده که هوده آن گسترش مروسیگری وروسپیگریست راه وروشی بس کارسازبشمار می‌آید، امروزجامعه جهانی درهنجارشکنی ورواج تباهی زندگی جوانان دراوج نکبت و شوربختی بسرمی بردبنابراین هرشیوه خوب آموزشی که بتواندهنجارشکنی را کاهش دهد بسیار ارزنده است که باید آموخت وآن را گسترش داد تا شاید جامعه بشری ازگرداب اعتیاد وفحشا که هرروزبر دامنه‌اش افزوده می‌شودرهایی یابد، اندیشه وکرداروگفتارنیکورا ازهرکس که باشد جدای ازاینکه آیین وباورش چیست بایدآموخت وبکارگرفت مگرکشورمسلمان ایران ازشیوه‌های فن آوری ملل غیرمسلمان که حتی برخی بت پرست هستندبرای پیشبردآماجهای انسان دوستانه بهره نمی‌گیرد؟

چگونه است که ما دراین برهه از زمان نبایدبرای تندرستی جامعه ازارزشهای تربیتی هممیهنان غیرمسلمان خویش که آشکارا موفق هم بوده بهره نجوییم و برای این امرآنان رابه دادگاه بکشانیم که چرا این روش پسندیده را بکارمی برند. اتهام موکلان وجرایم انتسابی به ایشان فاقد عناصر تشکیل دهند جرم آنگونه که درتعریف بالا آمده است بدلایل زیرمی باشد:

۱ – گردآمدن افرادخانواده دورهم ویاچندنفرازدوستانی که دارای رفت وآمدخانوادگی هستند بدون داشتن هدف سیاسی ویاسوء نیت ویاعنادباسیستم موجوددرایران جرم بشمارنمی آیدبویژه اگراینگونه گردآمدن‌ها تنهابرای آموزش دادن جوانانشان وگرامیداشت آنچه خداوندازنیکی‌ها دراختیارشان گذاشته است باشد که از آنهابه شیوه‌ای درست بهره جویندوآینده روشنی رابرای خودرقم زنند، ازسویی دیگرنوشته‌ها ودفتر‌ها و وآنچه توقیف ودردسترس دستگاههای قضایی واطلاعاتی گذاشته شده است درمحتوایشان نشانی ازدشمنی بادستگاه حاکمه یاترغیب بشورش ویا تبلیغ علیه نظام نیست بلکه محتوایشان ایجادمهروصلح وآشتی میان بندگان خداست، افزون براین تشکیل گروه زمانی ازموجبات بهم زدن امنیت کشوربه حساب می‌آید که ترویج فتنه وآشوب کند وجوانان رابه بیراهه کشاند.

۲– خواندن پیامهای بیت العدل باکسانی که مادران وپدرانشان به این آیین درسده‌های پیشین گرویده وبا دستور‌ها وباور‌هایش رشد یافته وبالیده‌اند راکه نمی‌توان عنوان جرم داد به ویژآنکه دراصل بیست وسوم قانون اساسی تفتیش عقاید ممنوع وهیچکس را نمی‌توان بصرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض ومواخذه قرارداد، چگونه است که بهاییان بدلیل داشتن باوری وعقیده‌ای که تنها بوی انسانیت می‌دهد گروه گروه دستگیروبه دادگاه کشانیده وموردایذاء قرارمیگیرند؟

۳- گزارشهای ضابطان دادگستری تنها استنباطِ بدون سندومدرک است ایشان درپندارخویش اعمال وکردا کردارمته‌مان را بصِرف مسافرت به خارج که برخی بیشتربرای سیاحت یا دیدارهای خانوادگی بوده است جرم دانسته وبازهم درپندارخویش بدون درنظرگرفتن اصل برائت باروشهای غیرانسانی درگرفتن اقرار ازهیچ فشاری نه تنها فروگذارنبوده اندکه حتی برخی ازآقایان اظهارمیدارند افزون برفشارهای روحی بر خورد فیزیکی هم دربازجوییهابا آنان شده است زهی افسوس شاهدچه بیدادی دراین برهه اززمان هستیم ارزش‌ها وکرامت انسانی چگونه لگدکوب می‌شود ومردمی که بباورخویش برای حفظ حقوق ونگهبانی از شأن انسانی می‌کوشند چه می‌بینند.

۴- یکی ازجرایم انتسابی بموکلان راه اندازی شبکه وارتباط با بیت العدل است، با توجه به اینکه از سال ۱۳۸۵ بهاییان هیچ تشکیلاتی ندارند، پیامهای بیت العدل را دررایانه می‌بینند ویایکی ازافراد بهایی پیامهاراپرینت گرفته ودرجمع خویش می‌خوانند که این امرعنوان تشکیلات بخودنمیگیرد زیرا راه اندازی تشکیلات مستلزم ابزارهایی است که این مته‌مان ندارندازجمله داشتن جای مشخص وعضوگیری وانتشار خبرنامه وغیره که چنین موردی درپرونده بچشم نمی‌خورد، کتاب‌ها ونوشته‌ها واشیاء توقیف شده همه وهمه شخصی بوده است که باید به صاحبانشان بازگردانیده شود.

۵- تقسیم بندی شهرنیزازجهت این بوده که بهاییان هرمنطقه بتوانند با یکدیگرآشنا شده ومراوده داشته باشند، هیچ‌گاه نیزدرپی تغییرباوریک غیربهایی ونیزترغیبش به بهاییت نبوده‌اند درپرونده نام کسی که خانواده‌اش بهایی نبوده وبهایی شده باشدیافته نمی‌شود زیراموکلان درپی تبلیغ باور‌هایشان نبوده ونیستند.

۶- درکیفرخواست چنین آمده که شماری مسلمان شیعه جذب اهداف بهاییت شده‌اند بی‌آنکه حتی از یک نفرنام برده یا کسی ادعا کرده باشد که یکی ازموکلان درصدد تغییردرباورش بوده ورفتاری داشته که او را جذب کند، شوربختانه دراینگونه پرونده‌ها وهم وخیال نقشی پررنگ ترازواقعیت وسند ومدرک متقن دارند زیرا ضابطان باگزارشهای غلیظ می‌کوشندافکارواندیشه وبرداشتهای شخصی خویش را بدون ارائه دلیل ومدرک محکمه پسند درپرونده بگنجانند تا به هرطریق ممکن مجرم بودن متهم را به دادگاه بقبولانند

۷- ازآنجاکه هرایرانی جدای ازاندیشه وباوری که داردازحقوق شهروندی برخورداراست ونیزبرابراصل سی وهشتم قانون اساسی هیچکس رانبایدباشکنجه روحی یا جسمی واداربه اقرارکرد واینگونه اقرارهای زوری فاقدارزش واعتبارقانونیست ومتخلف ازاین اصل باید طبق قانون مجازات شود لذا موکلانی که در هنگام بازجویی درفشارروحی قرارگرفته یابابرخوردفیزیکی روبروبوده‌اند درخواست محاکمه وکیفرباز جویانشان رادارندهرگونه کوتاهی دراین خصوص مردم جامعه رانسبت بعدالت اسلامی بدبین خواهدکرد. شوربختانه پس ازانقلاب بدلیل سلیقه‌ای عمل کردن برخی از دست‌اند کاران بویژه دردستگاههای حساس قضایی واطلاعاتی کشور، مردم شاهد رخدادهای نا‌موجهی بوده‌اند که با گذرزمان هرچند زخم آن التیام لیکن چون سالکی برپیکرجامعه نشسته که یادشان نمی‌رود این روندتلخ که همچنان ادامه دارد نه تنهاموج نارضایتی‌ها راهرروزگسترده ترمیسازد بلکه روزی چشم می‌گشاییم که دیگرجای سالمی برپیکرپُرسالک و رنجدیده سراغی نیست.
ازنظرماموران گزارشگر، بااقرارهای گرفته شده آنچنان که دربالا اشاره شد جرم ازدیدگاه آنان محرز و متقن شناخته شده است لیکن آنجا که پرونده نزد قاضی که انسانی است سردوگرم چشیده وآگاه به امور می‌رود تا سلامت شاخصه‌های اینگونه احراز‌ها روشن شود برای مته‌مان ایجاد دلگرمی می‌کند ومیدانند که هرحرکت یا کرداری نمی‌تواند عنوان جرم گیرد وزندگی بیگناه ویا بیگناهانی را تباه سازد.
درساختارپرونده‌هایی ازاین دست باگزارش بی‌سند ومدرک ویا مدارکی که وجه قانونی ندارندازسوی ماموران اطلاعات که تنها به سلیقه وباورواستنباط شخصی وبرداشت سلیقه‌ای بازمیگرددنقش پررنگی راایفا می‌کند، بیان اینکه دلایل محرمانه وقابل بازگویی حتی درمحضردادگاه نیست این نقش مجهول در سیستم قضایی روند دادرسی رابیش ازپیش مخدوش می‌سازد زیرا متهم نمی‌داندباکدام دلیل مستندگناهکار ومستوجب کیفرگردیده است زیراهراتهامی بایدبامدرک ویامدارک مستندوقابل رویت باشخاص واردآیدتا بتوان متهم رابه محاکمه کشید وتن‌ها اطلاع دادرس ازمدارک بدون رویت متهم ووکیل اوکافی ووافی برای دادرسی نیست درغیراینصورت فرشته عدالت نمی‌تواندباچشمان بازوبیناشاهد یک دادرسی دادگرانه باشد. خوشبختانه واژه‌های زبان شیرین پارسی دارای بارمعنایی ژرفی است که‌گاه ازنگرش به آن‌ها غفلت می‌شودمانند واژه دادیا دات به معنی قانون پس دادرس کسی است که بداد ستمدیده‌ای می‌رسد ودرمحلی بنام دادگاه دادخواهی‌اش مورد بررسی وبرایش دادنامه نوشته می‌شود ویا دادستان، دادیاروغیره … که همه واژههای جداشده باپسوندویا پیشونداز «داد» برای هرکسی که با این واژه‌ها سروکاردارد وخویشکاری ویژه‌ای بدوشش گذاشته شده رابایدبشیوه‌ای خداپسندانه بانجام برساندتا مبادابردادخواهی بیداد رود.

اینک باتوجه بگفتاربالاومتن کیفرخواست که برمبنای گزارش ماموران اطلاعات برای موکلان صادرشده بدفاع ازتک تک موکلان خود می‌پردازم.

۱- آقای محمد صادقی نوریان فرزند حبیب الله
به اتهام برهم زدن امنیت براساس داشتن رابطه مخفی با دیگرهمکیشان خودورابطه با تشکیلات خارج ازکشور.
موکل درکلیه بازجوییهای بعمل آورده شده اظهارداشته است ارتباط من با پویاموحداززمانیست که خانواده پویا درکرج ساکن شدندوبدوران نوجوانی وجوانی من بازمیگرددوچون متولد شیرازاست خانواده‌اش با بهاییان شیرازخویشاوندویادوست بودندوهرازگاهی هم با خانواده‌اش بشیرازسفرمی کردمن نخست با آقای آکاووس صمیمی درجریان کاری بوسیله پویا آشناشدم وسپس چندتنی را نیز دررفت وآمدکاری شناختم تا آنکه دستگیرشدم واکنون همه مته‌مان دستگیرشده را می‌شناسم، چندی بعدپویا موحد برای ادامه تحصیل بخارج رفت ومن دراثردوستی بابرخی مانندهومن زارعی وپیام تسلیمی باهم بسفررفتیم وباپویاهم دیدار تازه کردیم، پویا عضوهیچ گروه وتشکیلاتی نیست ما پیام بیت العدل را جمعی می‌خواندیم وباهم به نمازونیایش مانندهربهایی دیگری می‌پرداختیم.
دردفاع ازمتهم بالابایدبعرض دادگاه محترم برسانم که همه خانواده‌های بهایی ساکن هرشهری که باشندبه دلیل کم بودن شمارشان یکدیگررامیشناسندوبرای خواندن نمازونیایش گردهم می‌آینداین عمل نمی‌تواند جرم تلقی گرددزیراهرگزبرهم زننده امنیت جامعه یاکشورنیست چون اصول قانون اساسی وازسویی نیزحقوق شهروندی انجام فرایض دینی رابرای اقلیتهاپذیرفته است، سفرموکل به دوبی یاهند ونیزدیدارازپویاموحد که سرگرم درس خواندن است حتی اگرعضویک گروه دینی هم باشدچه زیانی می‌تواندبرای کشورایجادکند وقتیکه این گروه فاقدهرگونه تشکیلاتی درایران است، درپاسخ وپرسشی که دادگاه ازموکل بعمل آورد گفته شدازخط قرمزهاعبورکرده است درحالیکه مرزبین خط قرمزباسایررنگ‌ها راقانون مشخص نکرده و ازآنجاکه مابا مّرقانون سروکارداریم نمی‌توانیم خط قرمزهارابسلیقه خویش ترسیم وتعیین کنیم چون ممکن است کسیکه باور‌هایش به افراط رسیده حتی نفس کشیدن راهم برای بهاییان خط قرمزبداند، اگردراحکام آنان حقوق اجتماعی زن ومردمساوی اعلام وهیچ یک رابردیگری برتری نداده برای برخی از مسلمانان طالبانی ویا القاعده که باورهای افراطی خارج اززمان کنونی دارند خط قرمزاست این خط راموکل من ایجادنکرده بلکه دریکصدوشست سال پیش درکتابهای دینیشان آمده که درزمان خودونیزبرای افراطیهای مسلمان امروزهم ناروا وپذیرفتنی نیست، اگربپذیریم که قوانین بایدباخواست ونیاززمان جامعه را متحول سازندبایدنگاهی به پیرامون خویش بیاندازیم وببینیم درکجای زمان تاریخی ایستاده‌ایم، کشوری با چندین هزارسال مدنیت وفرهنگی پربارکه افتخارصدورنخستین اعلامیه جهانی حقوق بشرراداردآنهم بدست مرد بزرگی که چشم جهانیان حتی امروزیان راباباور‌هایش شگفت زده کرده وآرامگاهش درآژگاه این استانِ پُربرکت قراروچهارگوشه‌اش نشان ازکرامت واقعی انسان دارد وباین سرزمین شکوهی دیگربخشیده آیا سزاواراست گروهی ازفرزندانش بسایرفرزندانش تنهابه گناه داشتن باوری دیگرکه موردپسندنشان نیست ستم روادارندوآنان رابجرم عقایدوباور‌هایشان به زندان بکشانند وغل وزنجیربه دست وپایشان بندند؟

۲-آقای هومن زارعی کُدویی فرزندنعیم
موکل درمحضردادگاه اتهام خویش رانپذیرفته وبراین باوراست که دوستی با آقای محمد صادق نوریان ودیگرانی که با اوهمسفردوبی وهند بوده ودرجریان سفرتفریحی باآقای پویا موحددیداری تازه کرده‌اند جرم محسوب نمی‌شود وهیچ فعل یا ترک فعلی که مخالف قانون باشدازوی سرنزده است. وی خودرامطیع قانون جاری کشورمیداندوازآنجاکه پیوسته اصل بربرائت است مگرخلافش ثابت شود لذا اگردردادگاه مدرک یامدارکی دال برثبوت جرم ارائه نشود متهم ار اتهام بری می‌گردد. درپرونده مدرک استواری که ثابت کند کردارموکل که تنها مسافرت با دوستان هم کیش خودبه دوبی وهند بوده جرم است دیده نشده تابرآن پایه دفاع محقق وجنبه قانونی آن رعایت گردد درپرونده هیچ سندی مبنی بروقوع جرم دیده نمی‌شودجزاتهام زنی یکطرفه واستنباط ازاینکه پویاموحدبشمابهاییان آموزش می‌دهد، در حالی که هموندی شخص مذکوردرهیچ تشکیلاتی بامدرک ودلیل ثابت نشده است.
موکل وبرادش قهرمانان جودوی ایران هستند لیکن بجرم بهایی بودن ازانتخاب برای مسابقه گزینش نمی‌شوند، بیاددارم قاضی محترم درآخرین جلسه دادگاه بموکلانم درحضوردیگروکلا فرمودند: «شما‌ها بجرم عقیده محاکمه نمی‌شویدبلکه کردارتان غیرقانونی بوده است» اما درراستای اثبات این اعمال هیچ مدرک و دلیل محکمه پسندی ارائه نکردندوامابایدبه استحضارآن مقام عالی که شغلی خطیر بعهده دارندبرسانم مرز باریکی میان «داد وبیدا» موجودوبایسته آنست دادرس گرامی آنرا دریابندکهئموکلان درحقیقت امربجرم عقیده وباوروآیینشان ازحقوق اجتماعی محروم وحق شهروندی راازدست داده ومیدهندزیراموکل مذکور درآزمون سال ۱۳۸۶دانشگاه آزاددررشته گارگردانی وتاترقبول لیکن اجازه ثبت نام نمی‌یابد ونیز برادر کوچکش خشایاردرسال ۱۳۹۰که دانشجوی رشته معماری دانشگاه غیرانتفاعی آپادانابوده بجرم بهاییگری اخراج می‌شودوهمچنین نامبرده عضوتیم ملی جودوی نوجوانان وجوانان بوده که ازآنجا نیز بیرون رانده می‌شود. ریاست محترم دادگاه جامعه با وجودانسانهای سالم وفرهیخته اعتلا می‌یابد بویژه اگرتعاطی وبر خوردافکاردرآن جریان داشته باشد، دریک جامعه ایستا که علم وعالم محل جولان ندارند نمی‌توان انتظار توسعه وپیشرفت داشت هرجامعه‌ای بوسیله دانشمندانی که نظریه‌ای تازه ارائه می‌دهندمتحول می‌شود. جوانان هرکشوری سرمایه‌های بی‌بدیلی هستندبرای توسعه پایدارودلیل آنکه ماپس ازشصت واندی سال که ازنخستین برنامه توسعه می‌گذرد نتوانسته‌ایم تواناییهای خودرا بمنصه ظهوربرسانیم وکشورراازفقر روزافزون نجات دهیم آنست که ازمغزهای خلاق جوانانمان بهره کافی نبرده وپیوسته تعهدرابرتخصص و تعقل برتری داده ونتوانسته‌ایم مدیران مدبرومردان وزنان آفرینگررابا برنامه‌ای کارساز تربیت کنیم. برخی ازموکلان من درزمره‌‌ همان آفرینگران هستند که ببازی گرفته نشده وازیارمندیشان جامعه بی‌بهره مانده است درخصوص آقای هومن زارعی بایدبگویم که نه تبلیغ علیه نظام کرده ونه علیه امنیت کشورگام برداشته که مستوجب مجازات باشدتن‌ها گناهش خواندن پیام بیت العدل وانجام دعاونمازباهمکیشانش است.

۳ – آقای نیما دهقان منشادی فرزند سعید
موکل اتهامهای انتسابی را نپذیرفته وبراین باوراست که کشورش رادوست دارد وهرگز عملی که دال برتبلیغ علیه نظام یا علیه امنیت باشدبرنداشته است اوبه کودکان ونوجوانان بهایی درس می‌داده وهرگزدر صدد جذب کسی به بهاییت نبوده ونیست، شوربختانه دربازجوییهای اطلاعات هرمتهمی که منزلش در محله‌ای ازمحله‌های شیرازاست یکی ازاتهام‌ها وارده‌اش اداره آن بخش ازشهربوده که باواقعیت فاصله زیادی داردزیراتن‌ها اتفاقی که درمحل رُخ می‌داده جمع شدن بهاییان آن منطقه درخانه‌های هم برای انجام نماز ونیایش بوده وهست واین اتهام به تک تک مته‌مان زده شده است، آقای دهقان ازدوستان پویا موحد وهمسن وسال اوست وهیچ یک درگروه یا تشکیلاتی عضو نیستندوارتباط ندارنداووهمسرش خانم ژینوس فناییان با فرزندشان برای گردش به دوبی می‌روندوچون قصدماندن یکماهه داشته اندبا ورودبرخی دیگراز دوستان مواجه می‌شوند وبرابرمعمول پیامهای بیت العدل را خوانده وسپس به دعا می‌پرداخته اندبرای ثبوت اتهام ایشان هیچ مدرک قابل قبولی درپرونده نیست تا ملاک جرم قرار گیرد.

۴ – خانم مژده فلاح فرزندعلی
اتهام اونیزمانند دیگرمته‌مان تبلیغ علیه نظام واقدام علیه امنیت عنوان شده است، نامبرده اتهام را نپذیرفته واعلام داشته که پویاموحد راتازمانی که برای گردش باهمسرش آقای فریدعمادی به دوبی نرفته بوده نمی‌شناخته است اوبا فرزند دوساله‌اش درهیچ یک ازنشستهای خوانش پیام بیت العدل ونمازونیایش به سبب بیتابی کودکش نمی‌توانسته شرکت کندزیرابایدازبچه نگهداری می‌کرده است اوعضویت درهیچ گروه ودسته وحلقه‌ای ندارد وچون ان ازسال ۱۳۸۶منحل اعلام شده لذاهیچیک ازبهاییان کارتشکیلاتی نمی‌توانند داشته باشند ازآنجا که بهاییان کارسیاسی نمی‌کنندوبه ایشان دستورداده شده است درسیاست کشوردخالت نکنند لذا حتی یک بهایی دیده نشده درمسایل سیاسی شرکت داشته باشد، درمورد نامبرده نیزدلیل ومدرک مناسب اتهام درپرونده دیده نشده است.


۵ – مژگان عمادی فرزند محمد
موکل خواهرآقای فرید عمادی است، هنگامی که ماموران به خانه‌اش می‌ریزندابتداآنان راسارق می‌پندارد وبعد متوجه می‌شود که برای چه امری آمده‌اند مانندمته‌مان دیگرازرفتارنامناسب ماموران می‌گوید واینکه برگه جلب را نشان نمی‌دهندورفتاری خشن دارنداونیزمانندسایرموکلان پس ازبازداشت به انفرادی هدایت می‌شودکودکی خردسال داردکه بهنگام دستگیری مادرش دچارشوک گردیده است باخانواده برادرش ونیز‌گاه با دیگردوستان بهایی که برخی ارتباط خویشاوندی دارند وباتفاق همسرش مراسم دعا ونمازبرگزار می‌کنند. درپرونده‌اش مدرک یا مستندات پذیرفته‌ای که حاکی ازثبوت اتهام‌هایش باشد دیده نشده است.
۶ – خانم یکتا فهندژ فرزند محمدعلی
موکل اعلام داشته که بدلیل علاقه‌ای که به کشورش داردهرگزمرتکب اقدامی دال برتبلیغ یا علیه امنیت نشد وکاری خلاف عرف واخلاق انجام نداده جزآنکه مانند هربهایی معتقدبه آیینش به فرایض دینی خود احترام گذاشته ودرراستای قرب بخداوندمتعال بهمه اطرافیان محبت ورزیده وبا صداقت عمل کرده است کلاس برای اطفال نداشته ولی برای توانمندی نوجوانان که براه خلاف کشیده نشوندهمراه باخانواده مسایل تربیتی رامطرح وبحث وبررسی می‌کرده است، مدت هشتادودوروزدربازداشت بوده است ویکی ازدلایل خشونت ماموران بخودرا شکایت علیه اخراج شدنش بجرم بهاییت ازدانشگاه می‌داند، اوطالب حق وحقوق انسانی خویش است لیکن هنگام بازجویی به وی می‌گویند بهاییان هیچ حق وحقوقی ندارندبایدازکشوربروید درحقیقت ازنگاه برخی هممیهنان تندروماکه افکارطالبانی دارندانسانهابه مسلمان وغیرمسلمان تقسیم می‌شوندوغیرمسلمانان ازبرخی حقوق بی‌بهره وبعضی دیگر هیچ حقوقی ندارند، آنان ازیادبرده‌اند کرامت انسانی یعنی هرانسانی که بدنیاپامیگذاردجدای ازجنسیت ورنگ ونژاد وقوم وقبیله ازارزش انسانی بهره داردوازحقوق کامل برخورداراست ما نمی‌توانیم به شماری ازهموطنانمان بگوییم چون باورهای شما را قبول نداریم حق وحقوقی ندارید وباید ازکشور بروید، باشنیدن چنین سخنانی این نکته به ذهن متبادرمی شودچه کسی ششدانگ کشورایران رابنام گروهی خاص سند زده ویا درحباله نکاحشان آورده که به خود اجازه می‌دهند شماری راایرانی ندانند، بیرونشان برانندوهمه چیزراازآن خودبدانند، درحالی که قانون هر کسی را که تبعه ایرانست را ایرانی می‌داندوبرایش حق وحقوقی قایل وباید دردفاع ازارزشهای انسانیش به کوشد، زردشتیان وبهاییان نه مانندمسیحیان ارمنستان رادارندونه مانند یهودیان اسراییل راکه وقتی بگویید بالای چشمشان ابروست به آنجا کوچ کنند، ایران که برای منِ ایرانی مسلمان عزیزاست برای هموطنان دیگر زردشتی وبهایی عزیزتراست زیرا پیام آورانشان دراین سرزمین متولد شده وبالیده است وجایی غیراز اینجا ندارندما مسلمانان ایرانی که پیامبرمان درحجازمتولد وهمانجابه پیامبری مبعوث شده‌اند وسپس با شمشیر خلفای راشدین کشورهای دیگر فتح شده هرگزسرزمین حجازرا مِلک تلق خودندانسته وزبانمان را برای خوشآمدشان تغییرندادیم، چگونه می‌توانیم به ایرانیانی که دراین کشورریشه‌های سترگ دارند بگوییم بروند، همین قدرکه ارزش مغزهای جوانانمان راندانسته وفراریشان داده‌ایم بسیاری ازنخبه‌ها رابااعمال وکردارنادرستمان ازوطن رانده ودودستی تقدیم بیگانگان کرده‌ایم کافیست بهتراست ازاین پس برای دیگرا ن نسخه نپیچیم وبگذاریم مردممان سرآسوده ببالین بگذارند وبفکر کوچ نباشند. واما درمورد خانم فهندژنیزمدرک ودلیل موجهی که نشان ازبی قانونی اعمالش داشته باشد درپرونده موجود نیست.
۷ – آقای سام جابری فرزند احمد
نامبرده اعلام کرده است که من جزارتباط کاری رفت وآمدباکسی ندارم ازبامدادان تا شامگاهان درحال برق کشی ساختمان‌ها هستم وفرصت شرکت درهیچ محفل ومجلسی برا یم نیست آقای عمادی را می‌شناسم زیراکارش ساختمان سازی است، من فرایض دینی خودرا درخانه‌ام انجام می‌دهم وپایبندباور‌هایم هستم درهیچ دسته و گروه یا تشکیلاتی عضویت ندارم اما ماموراطلاعات که پس ازدستگیریم کتک مفصلی زد وگویی دق دلش راکه ازدیگران داشت سرمن خالی کردشایدبرای اینکه چثه‌ای قوی دارم وبنظرش باید زهرچشمی می‌گرفت بهرجهت ازمن با مشت ومال حسابی پذیرایی کرد. موکل انسانی سربراه وکارگری کوشاست، سردرگریبان خوددارد، ماست خودش را می‌خورد وبه کار کسی هم کارندارداما نمی‌دانم درخصوص ماموران اینچنینی چه بایدگفت وچه بایدنوشت که بی‌هیچ پاسخی به هیچ مرجعی مردمی راچه با گناه یا بی‌گناه دستگیروبامشت ولگدپذیرایی وبه انفرادی می‌فرستند، شنیدن اینگونه سخنان دل هرانسانی رابه دردوسررابه خشم وامیدارد، چگونه ننویسم که درکشورعزیزمن قانون برای شماری اطاعتش واجب وبرای شماری دیگرحاجب است چون درپناه آن حجاب فراترازقانون عمل می‌کنند وکسی هم گوششان را نمی‌پیچاند که چرا؟ وضع این موکل نیازبه قلمفرسایی ندارد وبه قول شاعر «چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است»، اونه درحلقه‌ای پیام بیت العدل را خوانده نه به هند ودوبی مسافرت سیاحتی زیارتی داشته، نه درمحفل ومجلسی برای نمازونیایش شرکت داشته است ونه این اتهام‌ها قامتش را آراسته است پس بی‌دلیل گرفتارآمده شاید برخلاف نظر ریاست محترم دادگاه تنها برای این با مشت ولگد پذیرایی شده که دیانتش بهایی است.
۸ – آقای فرشید یزدانی فرزند جمشید
موکل آقای پویا موحدرا نمی‌شناسد وهیچ سفری هم بخارج ازکشورنداشته وپیامهای بیت العدل راهم نصفه نیمه خوانده است وی چنان درگیرکاروخانواده‌اش است که فرصت کمی برای شرکت درمحافل ومجالس همکیشانش را دارداومیگوید نمی‌دانستم رفت وآمد خانوادگی وخواندن نمازودعا درکشورم جرم است ازهر وکیلی ماده قانونش را پرسیدم گفتند چنین قانونی نداریم، هرچه می‌اندیشم چه گامی خلاف نظم عمومی وتبلیغ علیه نظام وامنیت کشوربرداشته‌ام عقلم بجایی قد نمی‌دهد زیرا ارتباط من با سایرهمکیشان بخاطر دوستی وخویشاوندیست، کاری به سیاست کشورندارم وهرگزبهیچ گروه ودسته سیاسی وارد نشده‌ام اما مامران امنیتی پس از دستگیری با فحش وکتک پذیرایی مفصلی کردند. حقیقت اینست موکل بخارج از کشورسفرنکرده وبدلیل کمردردشدیدی که داردنمیتوانددرجایی آرام وقرارگیردویاچندساعت روی صندلی بنشیند، ازسرکارکه می‌آید درخانه باستراحت می‌پردازد وتن‌ها گاهی درروزهای تعطیل صله ارحامی بجای می‌آورد. درموردنامبرده نیزدلیل کافی ومدرک ومستندی که سبب اثبات اتهام باشد درپرونده‌اش وجود ندارد وبری ازاتهام تبلیغ علیه نظام وامنیت کشوراست، شوربختانه قریب باکثریت موکلان ازرفتارناپسند بازجوونیزماموران امنیتی شکایت دارند، آیافریاداین ستمدیدگان بگوش مسئولان می‌رسد؟ بیادشعردوران دبستان که می‌خواندیم:
پیر زنی را ستمی در گرفت دست زد ودامن سنجر گرفت واینکه …….
شحنه مست آمده درکوی من زد لگدی چند فرا روی من و………….
رطل زنان دخل ولایت برند پیرزنان را به جنایت برند آیا دخل ولایت برانی که دستگیرمیشوندبامشت ولگدوناسزای حضرات حالشان گرفته می‌شود یا به خاطر زرنگی وپولهای حرامی که به جیب زده‌اند از مامورانشان کُرنِش می‌بینند؟
۹- خانم سومیترا ممتازیان فرزند بدیع الله
خانم ممتازیان نه گروهی تشکیل داده ونه دردسته وتشکیلاتی عضو بوده است ونه تازمان دستگیری از بامته‌مان آشنایی داشته است تنها دونفرازبهاییان رامیشناخته که باوی نسبت خویشاوندی دارند. نامبرده اهل مازندران وبدلیل پیداکردن کاراز سال ۱۳۷۹درشیرازاقامت گزیده است ودریک عینکسازی کارمیکند ازنظرسلامتی جسمی دچارمشکل گردیده وپس ازعمل جراحی سرطان غده تیرویید تاپایان عمر باید داروی تجویزی رامصرف کند پزشک معالجش بیماری اورا صعب العلاج تشخیص داده است. وی سالهامشتری دکه روزنامه فروشی بوده بنام ابراهیمی که تصورمیکرده این خانم زردشتی است وقتی متوجه می‌شودبهایی است اظهاراشتیاق می‌کندکه درجلسه دعا شرکت کند ولی دوجلسه بیشترنمیرود وموکل هم دیگراورا نمی‌بینند بنظرمیرسداین آقای روزنامه فروش قصد کنجکاوی داشته تا ببیند نیایش بهاییان با چه حال وهوایی وچگونه برگزارمیشود زیرا پس ازدوجلسه دیگرکسی اورانمیبیند، متهم نیزمانندسایرین نه سابقه کیفری دارد ونه هرگزقصدبرهم زدن امنیت وتبلیغ علیه نظام را، بلکه بدلیل بیماری بیشتر به استراحت پرداخته وکمتردرحلقه ومحفلهای بهایی شرکت می‌کرده است، مراسم دینی خودرا درخانه وبه تنهایی انجام می‌دهد زیرا تا ساعت هشت ونیم شب کارمیکند وخسته بخانه بازمیگردد، تنها یک باربه نیت سیروگشت مانندبرخی ازایرانیان که باغ دلگشایشان کشورهای حاشیه خلیج همیشه پارس است به امارات برای تفریح وسیاحت سفرکرده است ومدرک ومستندی که حکایت ازاثبات اتهام منتسبه باشددرپرونده دیده نمی‌شودتا عنوان جرم پیدا کند.
۱۰ – آقای ایمان رحمت پناه فرزند اسکندر
موکل اتهامهای انتسابی را ردکرده نمی‌پذیرد وبراین باوراست که هرگز قصد ونیت برهم ریختن نظم و امنیت کشورش یا تبلیغ علیه نظام رانداشته است، کلیه وسایلی که از خانه او بره‌اند تعدای کتاب دینی بوده که بامانت برای خواندن نزدش مانده وتخته (وایت برد) هم متعلق بصاحبخانه قبلی بوده که با تعدادی اسباب دیگرجا مانده است، اودرمیان همکیشانش فردی متدین وبه درستکاری ودرست اندیشی شهرت دارد می‌گویدکارتشکیلاتی نکرده ونمیکند وعضویت درهیچ گروهی راهم نداردلیکن درباور‌هایش نسبت به آیینی که دارد استوار وراهی رامیرود که احکامش اورا راهبری می‌کند، فرصت برای خوانش نوشته وکتابهای دینی می‌گذاردومانندهربهایی مومن فرایضش راانجام وگاهی هم درنشستهای نمازونیایش جمعی شرکت می‌کند، اعتقادی به تحمیل عقیده ندارد حتی به اطرافیان نزدیک خود وتاکنون هم بکسی پیشنهادیا تکلیف ویا تبلیغ نکرده که بهایی شود، می‌گویدازکودکی بانیما دهقان بزرگ شده وباهم بسیاردوست هستند خودراموظف به اطاعت ازقوانین ومقررات کشورش می‌داند ونمیدانسته که انجام واجبات دینی‌اش روزی عنوان جرم گیرد واورابه زندان کشاند، پایبنداین عقیده است که هرکس حق انتخاب داردوآزادیهای فردی ومشروع رانباید ازانسان‌ها دریغ گرددتاهرکس بتواندباخرسندی درسایه آیینی که برگزیده راهش را انتخاب وزندگی کند. مدارک ومستندات پرونده مبیّن وقوع جرم ازسوی وی نیست تا اتهام انتسابی ثابت گردد.
۱۱ – آقای کامبیز حبیبی فرزند عبدالله
موکل اتهام تبلیغ علیه نظام وعلیه امنیت کشوررا نپذیرفته وعنوان می‌کند اگرباهمسرش به هند سفرکرده برای آن بوده که درمراسم ازدواج برادرهمسرش شرکت کنند وبرای کارهای تجاری خودنیز به امارات رفته وتن‌ها یک بارباپویا موحد دیدارداشته که طی آن پیام بیت العدل راباهم مرورکرده‌اند اواعلام می‌دارد تصورنمیکرده خواندن پیام ودیگرنوشته‌ها وکتابهای دینی جرم تلقی گردد، البته پیرونظروی باید گفت انجام مراسم ومناسک دینی یک فریضه فردیست که پیروان هرآیینی برابرمراسم خود آداب دینیشان رابر گزارمیکنندودرهیچ کجای دنیا نمی‌تواندجرم بشماررود ونیزرابطه انسان با خدایش ومقدسان آیینش امری خصوصی است و وکسی نمی‌تواندمانع شود، بلاخص که موکل هیچ اقدامی که بوی تبلیغ دهد ویک غیر بهایی را واداربه گرویدن به بهاییت کند نکرده وصِرف مسافرت بخارج ازکشورهم نمی‌تواندکاری غیر قانونی انگاشته شود ازسویی دیگرهرگز فعلیت سیاسی نداشته ودرهیچ گروه و تشکیلاتی عضویت ندارد لذااتهامهای انتسابی بدون دلیل ومدرک قانونی نمی‌تواند ثابت وجرم تلقی گردد.
۱۲ – آقای پیام تسلیمی فرزند ضیاءالله
موکل درسال ۲۰۰۹ میلادی برای دیدارازخواهرش که درکشورهنددانشجوبوده با همسر ودخترش به آنجا سفرکرده وازمعبد لوتوس نیزکه محل مقدس بهاییان است دیدن کرده است، درپی ترغیب یا جذب افراد غیربهایی به آیین خودنبوده درهندبا خانواده راجا آشنا می‌شود که این دوستی تاکنون ادامه داشته است لیکن هرگزگرویدن به بهاییت را تشویق نکرده زیرا براین باورپای می‌فشاردکه هرکسی بایدآزادانه آیین خودرا برگزیند وبا چشم باز راهش را انتخاب کند، درهیج جمع و تشکیلاتی عضویت ندارد وهرگزتبلیغی علیه نظام واقدامی علیه امنیت کشورنکرده است وپیوسته خودرا مکلف به پیروی ازقوانین کشورش دانسته و گامی خلاف این منظوربرنداشته است، سرزمینش رابشدت دوست می‌دارد، روابطش با دیگربهاییان یاازروی دوستی ویاعلقه خویشاوندیست، اوایل انقلاب زمانی که هشت سال بیشترنداشته گروهی ازخدا بیخبرخانه پدریش رابه آتش می‌کشند (لابد بدینوسیله خواسته اندبزعم خود باکشتن کافران جایی دربهشت موعودبرای خویش دست وپاکنند) واین موضوع بیگمان اثربسیاربدی درذهن کودکانه وی بجای گذارده است، اعمال وکرداربرخی عرق شرم برجبین می‌نشاندوانسانیت را تاحد دیووددبه پایین می‌کشاند، تعصب وپیوَرزی‌گاه چشمهاراکوروگوش‌ها راکرمیسازد وکرامت انسانی را دردست بعضی جاهل نابود می‌کند. می‌گویندانسان درپی تکامل وپیشرفت است امامن درکشورخویش این پیشرفت رانه درفنآوریهای شگفت انگیزبلکه درچگونگی فکرواندیشه آدمیان جستجو می‌کنم ومیبینم که درکشورمن احترام واقعی به کرامت انسانی به دوهزاروپانصدسال پیش بازمیگرددکه مردم بیشماردرزیریوغ بندگی وبردگی جان می‌دادند اما مردی فرهیخته ازسرزمین من برخاست ورسم بردگی را که درهمسایگانمان رواج داشت برانداخت او انسانهارابه ارزش وجودیشان آگاه ساخت وکرامت رابایشان بازگردانید، بزرگ‌ترین افتخارنه ساختن تانک وموشک است وسفینه‌های فضاپیما بلکه افتخاردراینستکه ذهن جامعه بشری را ازتعصب وپیورزی پالود وارزشهای واقعی راجانشین خرافات ودُژاندیشی کرد واین تنها ازآنِ سرزمین ماست که پرچمدارتمدنی دیرینه وفرهنگی غنی بوده که دراثریورش همسایگان بیابانگردگرسنه وگله داران بی‌تمدن که هردوچادر نشین بودند وبوی مدنیت به مشامشان نخورده بود چنان آلوده گشت که تابه امروزبه احترام وکرامتی که باید دست نیافته وکوته نگری وکوته اندیشی جایگزین بلندنظری ومهرورزی گردیده است. خوشبختانه هممیهنان بهایی ما این کوته بینی رابهمه مردم تسری نمی‌دهندومیدانند که فقرفرهنگی ازآموزش نادرست سرچشمه می‌گیردکه باید اصلاح شود. موکل درمحضردادگاه اتهامهای وارده رانپذیرفته دلیل ومدرک قانع کننده نیزدراین راستا برای اثبات اتهام درپرونده دیده نمی‌شود درپایان باید اضافه کنم که نامبرده به بیماری سرطان غده تیروئید دچار وتحت نظرپزشک معالجش می‌باشدکه مدارک پیوست لایحه می‌باشد.
۱۳ – آقای سینا ساروخانی فرزند عین الله
موکل جوانیست بیست ودوساله که بهمراه دایی خودآقای سام جابری به شغل برقکاری اشتغال دارد. فرصت شرکت درنشستهای همکیشانش رانداشته وفقط درهفته دوساعت می‌توانسته زمان برای خوانش نوشته‌ها ونماز ونیایش بگذارد، بوسیله دایی خودباآقای نیما دهقان آشنا می‌شود، درهیچ گروه ودسته‌ای عضویت نداردشخص پویا موحد را نمی‌شناسد تنها با خانواده‌اش یک سفرتفریحی به تهران وکرج داشته است، وداین سفر با هیچ یک از همکیشانش تماسی نگرفته ودیداری نداشته است، درپرونده‌اش مدرک ومستندی که مبین ثبوت اتهام انتسابی باشد موجود نیست وهرگزهم قصدبهم زدن امنیت یا تبلیغ علیه نظام را نداشته وهیچ فعالیتی درراستای جذب پیروان ادیان دیگربخصوص مسلمانان رابه بهاییت نداشته است.
۱۴ – آقای کاووس صمیمی فرزند قیصور
نامبرده درسال ۲۰۱۰سفری به هند داشته تا ازمعبد لوتوس که بزرگ‌ترین معبد بهاییان ودارای معماری و فضای منحصری است دیدن کند، وی پویا موحد را ازطریق برادرش که دوست موکل است می‌شناسد، درسال ۲۰۱۱سفری با خرج شخصی بقصد تفریح به امارات می‌کند وتن‌ها سه شب وچهارروز برای دیدن آنجا درهتل اقامت داشته است وی مانندهربهایی مومن روزانه پس ازفراغت ازمشغله شغلی درخانه بنماز ونیایش می‌پردازدوکتاب مقدسشان را می‌خواند لیکن درهیچ تشکل وگروه ودسته‌ای عضویت ندارد وهرگز هم فعالیت سیاسی ویاقصد برهمزنی نظم وامنیت کشوررانداشته وتبلیغی هم علیه نظام نکرده است لذاهیچ اتهامی رادراین راستا نمی‌پذیرد، با توجه به اینکه یکی ازارکان تکوین جرم داشتن قصد وانگیزه است که چنین قصدی راهیچیک ازموکلان نیزنداشته وندارندبنابراین جرم نمی‌تواندتحقق پیداکند بویژه که مدرک ومستندی که دارای وجه قانونی باشدنیزدرپرونده وجود نداردزیراسفررفتن وبه نمازونیایش ایستادن هرگز جرم محسوب نمی‌شود مگرآنکه به روشنی درقانون مجازات اسلامی چنین امری قید گردد.
۱۵- آقای فرید عمادی فرزند محمد
موکل فردیست علاقمند به آموختن ویادگیری وبهمین منظوروازآنجا که بهاییان درایران اجازه گذرانیدن دوره دانشگاه راندارندبهند وشهردانشجویی پوناسفرمیکندتا بیبندمیتواندازنظرمالی خودراآماده ادامه درس دردانشگاه کند یانه لذاسفرش جنبه دینی نداشته وتن‌ها برای تحقیق امورمربوط بدانشگاه وهزینه‌های جاری دانشجویی بوده است، دربازجویی‌ها اعلام می‌داردکه چون بهاییان ایران دارای تشکیلات نیستند لذاهرکسی بایدخودبه مطالعه وخوانش کتاب‌ها ویاپیامهایی که ازبیت العدل دراینترنت گذاشته می‌شوداهتمام کند.
بهاییان درهرکجای دنیاباشند وقتی دورهم جمع می‌شوندبخواندن کتاب مقدسشان ونیزکتابهای روحی که بیشترجنبه آموزشی داردتاچگونه کودکان ونوجوانان تربیت شوندکه پس ازسن بلوغ به بیراهه کشیده نشونداست می‌پردازند، بهاییان برای اجرای دستورهای آیینشان همواره کتاب‌هایشان را مطالعه می‌کنند تا سطح سوادونیز معلومات خودراارتقاء دهند، ودرجمع بجای غیبت کردن مسئله‌ای را طرح ودرباره آن اظهارنظرمی کنند وهرکس استنباط خودراکه ازمسئله داردبیان می‌کند وبدین شیوه تعاطی افکاربوجود می‌آید وجوانان یادمیگیرند چگونه بحث کنند وچگونه بی‌دخالت خودپسندی وغروربیجاکه منش آدمی رابتباهی می‌کشاند سخن منطقی راازهرکسی که صادرمیشود بپذیرند، گفتاروکردارخودرابه نیکی ونکویی بیارایند تا برای دیگران وپیرامونیان درسی شایسته باشد.
این توضیح راکسانی که به خوانش کتابهای روحی می‌پردازند دربازجویی‌هاشان گفته‌اند وموکل نیزاین امررا تاییدکرده ومیکند، نامبرده تاکیدکرده که از طریق رایانه واسکایپ موجبات سفرش رابه هند فراهم کرده است وکسی ازهمکیشان دخالتی درآن نداشته است. موکل دربازجویی اظهاداشته که درحلقه مطالعه گاهی غیربهایی‌ها هم شرکت می‌کردند تاروش مارا دریاد گیری ونحوه آموزش ببینندازجمله مازیارکوچک وخواهرش بودندکه برای دیدن آمدند وپس دویا سه جلسه دیگررفتند وخبری ازایشان نداریم، درخصوص موکل نیزبایدگفته شودکه هرگزنیت اقدام علیه امنیت و تبلیغدعلیه نظام رانداشته وچون تشکیلات بهایی درایران سالهای سال است که تعطیل گردیده بهاییان نمی‌توانند فعالیت تبلیغی برای آیین خویش داشته باشند وچون محلی هم برای انجام نیایش ونمازجزدرخانه‌هایشان ندارند هرازگاهی چندتنی دوست یا خویشاوند به دورهم جمع شده مراسم خودرابرگزارمیکنندکه نفس عمل نه جرم است نه جرم زا که مستوجب مجازات باشد. برخی ازهممیهنان غیرمسلمان ما درایران مانندمسیحیان ویهودیان دارای زبان مادری غیرپارسی هستند) پیوسته باهم درارتباط تنگاتنگ‌اند وبرای خوانش کتابهای خودنیزدرمحلهای مقدسشان برای نیایش وانجام فرایض دینی گِردمی آیندازآنجاکه بهاییان دارای تشکل ویاتشکیلات نیستندومکان ویژه‌ای هم برای انجام فرایض دینی ندارندناگزیردرخانه‌هایشان این امررا انجام می‌دهند.
اینک با همه آنچه درگفتارآمدوبا عنایت به اینکه کلیه گزارشهای ماموران امنیتی برپایه استنباط شخصی استوارمیباشدوهیچ دلایل ومدارک ومستندات کتبی برای احرازاتهامهای انتسابی به موکلان وجودندارد و درقانون مجازات نیزچنین مواردی بعنوان جرم آورده نشده است لذا باستنادعقاب بلابیان برچنین پایه‌ای نمی‌توان اشخاص رامجازات کردوبزندان کشید ازریاست محترم دادگاه استعانت جسته ودرخواست صدور حکم برائت موکلان خودرا ازمحضرشان دارم.
با تقدیم احترام
گیتی پورفاضل



Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2019
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.