سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ - Tuesday 9 June 2026
ايران امروز
" width="800" />
iran-emrooz.net | Wed, 22.05.2013, 9:30

حذف رشته «مطالعات زنان» پاك‌كردن صورت مساله است

ژاله شادی‌طلب در گفت‌وگو با «شرق»:
حذف رشته «مطالعات زنان» پاك‌كردن صورت مساله است

لیلا رزاقی: رشته مطالعات زنان با هدف ارتقای سطح علمی و تحقیقاتی در حوزه زنان بیش از یک دهه است که در چندین دانشگاه کشور تدریس می‌شود. مرکز مطالعات و تحقیقات زنان دانشگاه تهران به‌عنوان متولی ایجاد این رشته در دانشگاه تهران در سال ۱۳۸۰ تاسیس شد و فعالیت‌های علمی و پ‍ژوهشی خود را در راستای شناسایی، بررسی و ارایه راهکار درباره مسایل زنان ایرانی آغاز کرد.

از سال ۱۳۸۳ این مرکز با تصویب هیات‌رییسه دانشگاه تهران علاوه بر انجام امور تحقیقاتی و با توجه به تاثیری که تحصیلات تکمیلی بر پیشبرد بهتر امر پژوهش دارد، عهده‌دار آموزش دانشجویان مقطع کارشناسی‌ارشد مطالعات زنان شد و تاکنون اقدام به پذیرش دانشجو در پنج دوره کارشناسی‌ارشد کرده است.

پس از حذف این رشته از دانشگاه «علامه طباطبایی» در سال گذشته در کنکور کارشناسی‌ارشد سال 92 نام این رشته از فهرست رشته‌های ارایه‌شده در دانشگاه تهران نیز حذف شد.

«ژاله شادی‌طلب» جامعه‌شناس و مدیر سابق مرکز مطالعات و تحقیقات زنان دانشگاه تهران که طرح اصلی ایجاد این رشته در دانشگاه تهران به همت اعضای این مرکز پی‌ریزی شد، معتقد است حذف مطالعات زنان از رشته‌های دانشگاهی «برآیند نگرش غیرتخصصی مسوولان آموزشی به مسایل و آسیب‌های موجود در حوزه زنان است.»

* خاستگاه ایجاد رشته مطالعات زنان در دانشگاه تهران را باید در مرکز تحقیقات زنان جست‌وجو کرد، اصولا اهدافی که اعضای مرکز تحقیقات از ایجاد این رشته در دانشگاه تهران از ابتدا دنبال می‌کردند چه بود؟
رشته مطالعات زنان قبل از اینکه در دانشگاه تهران ایجاد شود در دانشگاه تربیت مدرس و الزهرا ایجاد شده بود و در دو گرایش زن در اسلام و زن و خانواده اقدام به پذیرش دانشجو می‌کردند اما تفاوت دانشگاه تهران با سایر دانشگاه‌ها در این بود که در دانشگاه تهران با جمع‌بندی‌ای که در مرکز مطالعات و تحقیقات زنان این دانشگاه انجام شده بود قرار بر این شد که این رشته بدون در نظر گرفتن گرایشی خاص، اقدام به پذیرش دانشجو کند. در واقع دانشگاه تهران ابداع‌کننده روش جدیدی در جذب دانشجو بود که طبق آن ابتدا دانشجویان با کلیات رشته آشنا می‌شدند و سپس در مقطع ارایه پایان‌نامه با توجه به گرایش مورد علاقه خود عمل می‌کردند. هدف از ایجاد این رشته هم این بود که این مرکز، بعد از چند سال کار صرفا پژوهشی، تصمیم گرفت تا در راستای ارتقای سطح کیفی تحقیقات خود اقدام به جذب دانشجو در رشته مطالعات زنان کند تا به این‌وسیله شرایط کارورزی محققان حوزه زنان را هم فراهم کند. این مرکز تنها مرکز تحقیقاتی بود که در میان تمام دانشگاه‌های کشور آموزش را در کنار تحقیقات وارد کرده بود. چون معتقد بودیم که دانشجویان مطالعات زنان در کنار مباحث تئوریک احتیاج به تجربه تحقیقاتی نیز دارند تا بتوانند در حل مسایل اجتماعی مربوط به زنان صاحب‌نظر و راهگشا باشند. در دو دوره‌ای که دانشگاه تهران اقدام به پذیرش دانشجو در رشته مطالعات زنان کرد ریاست مرکز به عهده من بود و پس از آن با تغییر و تحولات صورت گرفته در مدیریت مرکز، این رشته از مرکز مطالعات و تحقیقات زنان به گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تهران واگذار شد.

* علت این جابه‌جایی را در چه می‌بینید؟
علت را می‌شود در برخورد سلیقه‌ای مسوولان مربوطه در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران جست‌وجو کرد. من همان موقعی که متوجه شدم این رشته از مرکز تحقیقات جدا و به گروه جامعه‌شناسی سپرده شده، گفتم کسانی که این کار را انجام داده‌اند اصلا متوجه نشدند هدف از تاسیس این رشته چه بوده و فکر کردند این هم رشته‌ای است مانند دیگر رشته‌های دانشگاهی که باید به یک گروه آموزشی سپرده شود که ضوابط آموزشی خاص بر آن حاکم است. در حالی‌که اساسا فلسفه ایجاد رشته مطالعات زنان در مرکز مطالعات و تحقیقات، متفاوت از آن چیزی بود که در مجموعه علوم اجتماعی کشور ما متداول است. در واقع، مرکز مطالعات و تحقیقات زنان، به‌عنوان یک پشتوانه علمی - تحقیقاتی مبتنی بر شرایط ایران، زمینه‌ساز ایجاد رشته مطالعات زنان بود که با یک برخورد سلیقه‌ای و غیرکارشناسانه از بدنه آموزشی خود جدا شد و به گروه جامعه‌شناسی سپرده شد. بنابراین وقتی این دو را که مکمل هم هستند از هم جدا کنید دیگر مثل هر رشته دیگر دانشگاهی خواهد بود و نبودش فرقی نمی‌کند، به خصوص که گردانندگان رشته جامعه‌شناسی، لااقل در دانشگاه تهران، عمدتا آقایانی هستند که در زمینه مطالعات زنان تخصصی ندارند! بنابراین با نهایت تاسف من خیلی تعجب نمی‌کنم که می‌شنوم امروز دانشگاه تهران اقدام به حذف این رشته کرده است.

* با توجه به اینکه سرفصل دروس مربوط به رشته مطالعات زنان هم چندی پیش تغییر کرد، آیا می‌شود حذف این رشته از دانشگاه تهران را هم محصول همین نگاه سلیقه‌ای دانست؟
قطعا حذف این رشته از دانشگاه تهران که از قطب‌های اصلی دانشگاهی کشور است محصول یک رویکرد غیرتخصصی و نگاه غیرکارشناسانه است که معتقد است مسایل زنان چندان حایزاهمیت نیست، و نگرش تخصصی به آن، چندان الویتی ندارد. حذف رشته‌هایی مثل مطالعات زنان که به بررسی مشکلات و مسایل زنان بر مبنای نظریات و تحقیقات می‌پردازد تنها پاک‌کردن صورت مساله است. باید گفت کاری که امروز برای حذف رشته مطالعات زنان در کشور انجام می‌شود مانند انکار ضرورت تخصص زنان در رشته پزشکی است. رویکرد آقایان مثل این است که بگوییم ما در علم پزشکی رشته تخصصی زنان و مامایی را نمی‌خواهیم! چون یک پزشک عمومی به‌تنهایی می‌تواند برای همه بیماران از هر سن و جنسی یک نسخه واحد بپیچد. در شرایطی که گفته می‌شود زنانی که سیگار می‌کشند تا 70درصد خطر ابتلا به سرطانشان بیشتر از مردانی‌ است که سیگار را به همان میزان می‌کشند؛ یعنی تفاوت‌هایی بین دو جنس وجود دارد که ضرورت نگرش تخصصی به مسایل زنان را بیشتر می‌کند. امروزه علم به این ظرافت‌های شناختی پیرامون مسایل بشری دست یافته و ثابت کرده که کنش‌ها و واکنش‌ها در زنان و مردان، متفاوت است؛ هم از لحاظ فیزیکی، هم از لحاظ روانی و هم از لحاظ پدیده‌های اجتماعی و آن وقت جالب است که با وجود اینکه این امور بدیهی را در مورد تفاوت‌های زن و مرد پذیرفته‌ایم به پدیده‌های اجتماعی که می‌رسیم درصدد نادیده‌گرفتن زنان هستیم. من واقعا گاهی تعجب می‌کنم چطور برخی از استادان جامعه‌شناسی که اتفاقا در مسند تصمیم‌گیری نیز هستند متوجه تفاوت پدیده‌های زنانه و مردانه نمی‌شوند و هنگامی که با پدیده‌هایی مواجه می‌شوند که در مورد آنها آگاهی کمی دارند، تصمیم می‌گیرند که این‌گونه رشته‌ها را حذف کنند و حال، سوالی که مطرح می‌شود این است که با حذف رشته مطالعات زنان آیا مسایل و مشکلات زنان را هم می‌شود حذف کرد و آیا می‌شود زنان را نادیده گرفت؟ تنها چیزی که از حذف این رشته‌های علمی نصیب نظام آموزشی ما می‌شود این است که با این کار، فهم پدیده‌های اجتماعی 50سال به عقب برمی‌گردد.

* آیا حذف این رشته به سیاست وزارت علوم که دانشگاه‌ها می‌توانند راسا درخصوص تغییر محتوا و حذف برخی از رشته‌ها تصمیم‌گیری کنند هم مرتبط است؟
ببینید اتفاقا این یکی از سیاست‌های خوب وزارت علوم است که چند سال است طبق مصوبه‌ای اعمال می‌شود و می‌توان از آن به عنوان گامی در جهت استقلال دانشگاه‌ها نام برد. این طرح به دانشگاه‌ها این امکان را می‌دهدکه تا 30درصد دروس دانشگاه را کم یا زیاد کنند و نسبت به تغییر محتوا یا در مواردی نسبت به تاسیس یا حذف رشته‌ها اقدام کنند، بنابراین من واقعا در اینجا و نسبت به حذف این رشته سیاست‌های وزارت علوم را مقصر نمی‌دانم بلکه معتقدم این ایراد در خود دانشگاه تهران است و اگر بخواهیم دقیق‌تر اشاره کنیم در دانشکده علوم اجتماعی و در گروه جامعه‌شناسی است که تصمیم به حذف این رشته از دانشگاه تهران گرفته‌اند و در واقع حاصل سوءمدیریت‌هایی است که درخصوص این رشته صورت گرفته و باید از آقایان مسوول دانشکده که این طرح را اجرا کرده‌اند پرسید که آیا برای مثال، با حذف تخصص زنان در رشته پزشکی می‌توان به جایی رسید که حالا با حذف رشته مطالعات زنان از علوم انسانی می‌خواهید به آن برسید!

* با این تفاسیر پیامد‌های حذف این رشته را چگونه می‌بینید و آینده رشته مطالعات زنان را چطور پیش‌بینی می‌کنید؟
به نظر می‌رسد با حذف این رشته از دانشگاه تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات زنان یکی از بال‌های خود را از دست داد. چون این مرکز دو بال داشت که برای بقای علمی خود به هر دو احتیاج داشت، یکی بال پژوهشی و دیگری بال آموزشی و امروز با حذف بال آموزشی، دیگر باید انتظار هر اتفاقی را داشت. با توجه به روند فعلی فکر می‌کنم این حذف‌شدن‌ها تنها به دانشگاه تهران محدود نمی‌شود و به احتمال زیاد به سایر دانشگاه‌های دولتی نیز کشیده خواهد شد. و به‌تبع آن، سطح علمی این رشته با افت چشمگیری مواجه خواهد شد. با اینکه دانشگاه آزاد در این چندساله در جهت ارتقای سطح علمی خود تلاش فراوانی کرده و بعضا موفق هم عمل کرده اما حذف این رشته از دانشگاه‌های مادر، مثل دانشگاه تهران که یک مرکز مطالعات و تحقیقات زنان مصوب وزارت علوم دارد به معنای بلااستفاده گذاشتن ظرفیت‌های کیفی این‌گونه رشته‌هاست. در این بین مساله‌ای که جای تاسف دارد حضور استادان و مدیرانی در دانشگاه‌هاست که همان‌طور که اشاره کردم به هیچ‌وجه قایل به ضرورت ایجاد بستر‌های لازم برای رشته‌های تخصصی چون مطالعات زنان نیستند و اصولا اعتقادی به این ندارند که پدیده‌های اجتماعی بر اساس فرهنگ جوامع و جنسیت افراد متفاوت هستند و نوع خاصی از نگاه تخصصی را می‌طلبد که جدا از علوم کلی‌تر مثل جامعه‌شناسی باید بررسی شوند. در کشور ما همه‌چیز تحت‌تاثیر تغییر و تحولات سیاسی است و اتفاقاتی که در دانشگاه‌ها هم می‌افتد از این جهت‌گیری‌های سیاسی مستثنا نیست. متاسفانه با اینکه دانشگاه باید به رسالت علمی خود عمل کند می‌بینیم که در آنجا هم عده‌ای تحت‌تاثیر این سوءمدیریت‌ها قرار می‌گیرند و سلیقه‌ای عمل می‌کنند. با این همه من فکر می‌کنم اگر ترکیب گروه‌های جامعه‌شناسی در دانشگاه‌ها از مردان و گاهی زنانی که درک درستی از پدیده‌ها و مسایل اجتماعی ندارند، خالی شود و استادان و مدیرانی در راس امور قرار گیرند که جهان‌بینی متفاوتی داشته باشند، رشته مطالعات زنان بازخواهد گشت چون معتقدم با این رویکردها نمی‌شود نیمی از جمعیت را حذف کرد و مسایل و مشکلات آن را نادیده گرفت.




 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net