|
سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ -
Tuesday 9 June 2026
|
يكشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۲
روزنامه ايران
اين روزها همه اظهار میکنند سرباز ولايتاند، سرباز ولايت دو نوع است سرباز خودسر آتش به اختيار و سرباز گوش به فرمان! اين عادت ناپسند سربازان آتش به اختياری است که حرف ولايت فقيه را خودشان تفسير میکنند، خودشان پيگيری میکنند، مفسر، قاضی و عامل حکم ولايت میشوند.
روزنامه ايران در يادداشت امروز خود و در نقد سخنان اخير سردار احمدی مقدم نوشت: فرمانده نيروی انتظامی جمهوری اسلامی گفت: «کسانی که به غير از تفکر ولايت فقيه میانديشند و خود را مستقيم به امامزمان متصل میدانند و هشت سال در سخنرانیها خود را مرتبط به امام زمان میدانند، بازهم ولايت فقيه را کامل نمیدانند، بايد بدانند که قرآن و ولايت دو چيز جدايیناپذير است و ولايت فقيه اصل مراجعه به اسلام است.»
سردار احمدی مقدم با بيان اينکه «اعضای فرقه انحرافی جديد مدعی هستند که حکمشان را از امام زمان میگيرند»، گفت: «آنها هشت سال در کشور حرف زدند اما معلوم نيست ولی آنها چه کسی است.» وی افزود: «کسی که به غير از ولايت فقيه، تمسکی به اسلام داشته باشد، سلفیگری را در پيش گرفته و خونش مباح است.»
اظهارات فرمانده ناجا سردار احمدی مقدم بار ديگر حقانيت بيانات رهبر کبير و فقيد انقلاب حضرت امام خمينی در طرح بحث ممنوعيت ورود نظاميان به سياست را نشان داد و تاييد کرد که عدم ورود آنها به سياست بيش از همه برای خود آنها سودبخش و مفيد خواهد بود. فلسفه عدم ورود نظاميان به سياست اين است که جايگاهی که يک نظامی دارد، دفاع از تماميت ارضی و امنيت کشور است.
پايبندی به اين ايده باعث میشود که يک نظامی حتی فراتر از حاکميت سياسی خود را مدافع ارزشهايی بداند که قوام حاکميت جمهوری اسلامی بر مرزهای ايران بر آنها استوار است. شايسته چنين موقعيتی اين است که يک نظامی به حسب خطير بودن جايگاهش هيچگاه وارد تنازعات سياسی و جانبداریها نبوده و از «امر سياسی کلی» که متوجه کشور است دفاع نمايد. در طول چند سال گذشته تقريباً تمامی کسانی که به نحوی از احمدینژاد دلخور بودهاند ناخواسته به دامی افتادند که بيش از احمدینژاد ساحت اخلاقی کشور را به خطر میاندازد و حاشا که همين افراد مدعی هستند در دوره احمدینژاد اخلاق عمومی افت کرده است.
سوالی که متوجه اين افراد است اين است که چرا بر فرض وجود تمام اشکالاتی که به دکتر احمدینژاد وارد باشد، از حيطه ادبيات لازم برای مواجهه با دولت به عنوان کلانترين مجری امر سياسی کشور خارج شدند و ادبياتی را به کار میگيرند که شائبه تزلزل اخلاقی منتقدان سياسی در کشور را به وجود میآورد؟ آيا فقط رئيسجمهور را میتوان از جهت اخلاق مورد مواخذه قرار داد؟
حداقل از مجموعه رفتار احمدینژاد اين استنباط میشود که رفتار و گفتار وی در چارچوب قانون معنادار است و ايشان به عنوان کسی که به پايبندی به قانون قسم ياد کردهاند تلاش دارند که ظاهراً يا باطناً کاری نکنند که نص قانون زيرپا گذاشته شود. کافی است که به نامه نگاری دکتر احمدینژاد به قاضی القضات جناب لاريجانی توجه کنيد. رئيسجمهور غير معمم ايران که هيچ ادعايی در مورد تحصيلات حوزوی و فقهی مرتبط با امر قضا ندارند نامهای به ايشان نوشته که طبق قانون هيچ توهين و محل افترا نسبت به آن جناب وجود نداشت اما جواب ايشان به عنوان رئيس امر قضا شايد حداقل از سوی شماری مورد انتظار نبود، مورد دوم مربوط به روزهای ثبت نام است، حداقل به ظاهر استدلال احمدینژاد هيچ ايرادی وارد نيست (همان طوری که حقوقدانان نيز تاييد میکنند) و اگر ايرادی هست متوجه مسائل ديگری است که بايد به آنها توجه شود نه آستين احمدینژاد.
در مورد اظهارات سردار احمدی مقدم نيز اين مسائل خود به خود مطرح است که به طرح آنها خواهيم پرداخت. ايشان در چه جايگاهی هستند که حکم مهدورالدمی يک يا گروهی از شهروندان را صادر میکنند؟ آيا فراموش کردهاند علمايی هستند که برای داشتن صلاحيت مطرح نمودن چنين مباحثی، سالها دروس متفاوت را خوانده و به درجاتی از تحصيلات مذهبی میرسند که نسبت صلاحيت آنها به زدن چنين حرفهايی در مقايسه با سردار محترم قابل مقايسه با نسبت استاد با طفل نوپا هم نيست؟
جناب سردار احمدی مقدم! اين روزها همه اظهار میکنند سرباز ولايتاند، سرباز ولايت دو نوع است سرباز خودسر آتش به اختيار و سرباز گوش به فرمان! اين عادت ناپسند سربازان آتش به اختياری است که حرف ولايت فقيه را خودشان تفسير میکنند، خودشان پيگيری میکنند، مفسر، قاضی و عامل حکم ولايت میشوند.
نخير سردار محترم! برفرض اين که جريان انحرافی هم وجود داشته باشد اين وظيفه قوه قضاييه است که مسأله را پيگيری کند و با حفظ شأن تمام ضابطين محترم اين نهاد، بايد گفت شما در نهايت سرپرست و مسئول اين ضابطين هستيد! اين حرفهايی که از جنس سياسیبازی هستند نه تنها اخلاق جامعه را فاسد میکند بلکه صلاحيت يک سردار مسلمان را نيز خدشهدار میکند. آيا جنابعالی متوجه نيستيد با اين حرفهايی که میزنيد عملاً حکم قتل را صادر کرده ايد؟ آيا برای چنين حکمی به تنهايی اقدام کردهايد يا از مراجع ديگری غير از رهبری عزيز و فرزانه انقلاب کسب تکليف کرده و صاحب اجازهايد؟؟ آيا حاضريد به همين اتهام شما در يک دادگاه صالحه رسيدگی شود؟
آيا اگر ضابط قضايی يک کشور و يک منطقه خودش عامل مخل امنيت شود، ديگر پايداری و امن و امنيتی در آن کشور وجود خواهد داشت؟ و آيا...؟ اين چه فتنهای است که به جان شما و سايرين افتاده است؟ کسانی که شما امروز آنها را متهم میکنيد به انحرافی بودن، کسانی هستند که بارها به ولايت فقيه ايمان خود را اثبات کردهاند و البته و صدالبته قربانی تحجر و قشریگری کسانی هستند که حتی ممکن است برخی در محافلی با آنها سر و سرهايی نيز داشته باشند. آيا حاضريد با همين توان و قدرت که فريادتان را بر سر انحراف میکشيد کمی به جملات خود فکر کنيد و ببينيد گوشه قبای دوستانی که شما احتمالاً به اميد آنها چنين حرفهايی را میزنيد، ممکن است لای در گير کند يا هماکنونگير کرده باشد؟ جريان انحرافی (به زعم شما) خيلی هنر کنند میگويند بايد فرمانبردار و تابع انسان کامل (امام زمان) و نايبش بود، اما در همين زمان هستند کسانی که میگويند ولی فقيه معذور است و ما حرفهايش را تفسير میکنيم!
از کجا معلوم ولايت فقيه معذور نباشد تا با شما برخورد کند؟ آيا علم کردن کسی که آنقدر بصيرت نداشت تا فلسفه درس دادن امام را در دوران طاغوت تحمل کند در کنار ولی فقيه، نمیتواند اهداف و نيات شوم توطئه را متصور باشد؟ شما از همين راه که آمديد برگرديد. اين توصيه مشفقانه است. سردار تا وقتی که برای اسلام سرش را بالایدار بفرستد ارزشمند است اما وقتی برای خوشايند کسی حرف زد، هر که باشد غير خدا (و به تبع آن ولی خدا)، آن موقع سردار طاغوت است نه سردار اسلام و نه سردار ولی فقيه!
|
| |||||||||||||
|
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2026 | editor@iran-emrooz.net
|