ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Mon, 18.05.2015, 8:56
مصطفى تاج‌زاده به دلیل «نامه‌نگارى از زندان» آزاد نشد

مصطفى تاج زاده، زندانى سیاسى و معاون اسبق وزارت کشور، علیرغم پایان محکومیت ۶ ساله به دلیل اجراى حکم یک ساله به دلیل نامه نگارى از زندان، آزاد نشد.

به گزارش خبرگزارى هرانا، ارگان خبرى مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز دوشنبه ٢٨ فروردین، حکم حبس شش ساله این زندانى سیاسى به پایان رسید.

همسر این زندانی سیاسی در این باره نوشته است که وی با پایان یافتن ۶ سال حکم ظالمانه‌اش در شرایط حصر و ایزوله و انفرادی و تنهایی در بند باید همین شرایط غیرقانونی را یک سال دیگر تحمل کند.

آقاى تاج زاده در ایام حبس به دلیل نامه نگارى هاى انتقادى به رهبر ایران از درون زندان، با شکایت سپاه پاسداران، به تبلیغ علیه نظام متهم شد و با عدم حضو در دادگاهى که آن را غیرعلنى و غیر قانونى خواند، توسط شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب به ریاست قاضى مقیسه به یک سال حبس محکوم شد.

سیدمصطفی تاج‌زاده، عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت، پس از انتخابات سال ۸۸ به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام، بازداشت و  از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به ۶ سال حبس محکوم شد، این حکم در دادگاه تجدیدنظر عینا تایید شد، این زندانی سیاسی تمام مدت حبس خود را در شرایطی ایزوله و جدا از دیگر زندانیان سیاسی سپری کرده است.

***

فخرالسادات محتشمی‌پور، همسر مصطفی تاج‌زاده، روز دوشنبه ۲۸ اردیبهشت در صفحه خود در فیسبوک نوشت:

اول این توضیح من رو بخونین لطفا بعد گزارش ملاقات دیروز را. سپاس:
فکر کردم یادتون هست که سپاه دو سه سال پیش پرونده جدیدی برای همسرجان دربند ما تدارک دید و کار به دادگاه کشید و همسرجان اعلام کرد که این بار به جای دفاع نکردن اعتراضی از خود در دادگاه غیرعلنی غیرقانونی شرکت نمی‌کند و شرکت نکرد و دادگاه غیابی تشکیل دادند و قاضی مغیسه یک سال حکم دیگر به جرم نقد رهبری به ۶ سال پیشین قاضی صلواتی افزود. یعنی اینکه همسرجان با پایان یافتن ۶ سال حکم ظالمانه‌اش در شرایط حصر و ایزوله و انفرادی و تنهایی در بند باید همین شرایط غیرقانونی را یک سال دیگر تحمل کند! خوشحالم که پست دیشبم موجب شادی دل دوستان مهربان و دل نگران همیشه همراه شد و متاسفم که پست امروز شادیتان را زودگذر می‌کند. شرمنده‌ام اما حقیقت را نمی‌توان پوشاند!

فردا، ۲۸ اردیبهشت حکم ظالمانه ۶ ساله تمام می‌شود!

شنبه‌ها با ما سر ناسازگاری دارد. عید است و اسباب شادی اما برای ما ظلم مضاعف است انگار وقتی که بهترین روز هفته‌مان از دیدار یار تهی می‌شود.

این هفته هم شنبه تعطیل بود و من و همسرجان در ملاقات پیشین قرار گذاشته بودیم که یک شنبه اول وقت را زمان دیدار هفتگی قرار دهیم. اینجا به جایی روز ملاقات یار دربند روزه دار ما هیچ مزاحمتی برای هیچ کس ندارد. کافی است درب بند تنهایی او را بگشایند و راهی‌اش کنند به سمت سالن ملاقات کابینی و بعد هم بازش گردانند به‌‌ همان بند تنهایی که زمانی حداقل ۲۰ زندانی سیاسی زن در آن در کنار هم گذران عمر می‌کردند. سر ساعت خود را به قرارگاه رساندم و شاد و سرخوش به همه سلام و تبریک عید گفتم و برگه ملاقات را پر کرده تحویل دادم. گفتند سراغتان را می‌گرفتند قبل از اینکه بیایید. گفتم ولی هنوز ساعت ۹ نشده! وقتی برای هماهنگی با حفاظت اطلاعات تماس گرفتند برخلاف معمول برای شنیدن پاسخ معطل شدند و بعد هم چنین پاسخ شنیدند: سه شنبه بیایند ملاقات! خونم به جوش آمد با شنیدن این پیام و گفتم اما من باید همین امروز ملاقات کنم و اگر امکانش نیست باید قبلا اعلام می‌کردند که نیایم. گفتم من همین امروز با همسرم روزه دار دربندم ملاقات خواهم کرد که ۶ سال محکومیتش را سراسر در انفرادی و اندکی از آن را با نفری یا نفراتی گذرانده و تمام آن را از حضور در بند عمومی در کنار سایر زندانیان سیاسی محروم بوده و فردا، ۲۸ اردیبهشت این محکومیت ۶ ساله ظالمانه به پایان می‌رسد و باید بیاید بیرون! گفتم چطور جرأت می‌کنند به من بگویند بعد از ۸ روز بی‌خبری از همسرجان نمی‌توانم او را ببینم و از حالش باخبر شوم. چطور رویشان می‌شود که او را غیرقانونی در حصر و انفرادی نگاه داشته‌اند و حالا بگویند برو سه شنبه بیا. گفتم تماس بگیرید خودم سوال کنم. مأمور طفلکی گفت که من اجازه این کار را ندارم. گفتم ولی من باید پاسخ سوالاتم را از بگیرم. گفتم خجالت آور است از سکوت و متانت و نجابت ما سوء استفاده می‌کنند. گفتم و گفتم و گفتم و سرانجام پس از پی گیری‌های مسئول سالن ملاقات مانعی که نمی‌دانم چه بود ظاهرا برطرف شد و سرانجام به دیدار یار نائل گشتم.

گفتم: فردا باید می‌آمدی خانه همه حکم‌های ۶ ساله اندک اندک تمام می‌شود و زندانیان سیاسی با افتخار و سربلندی به آغوش خانواده بازمی گردند. لبخند زنان گفت: باورت می‌آمد این ۶ سال به این زودی تمام شود؟! نگاهش می‌کنم و به ۶ سالی فکر می‌کنم که گذشت…

برایم می‌خواند:
طهارت ارنه به خون جگر کند عاشق
به قول مفتی عشقش درست نیست نماز
ز مشکلات طریقت عنان متاب‌ای دل
که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز
چه گویمت که ز سوز درون چه می‌بینم
ز اشک پرس حکایت که من نیم غماز

از احوال بچه‌ها و خانواده‌هایمان و دوستان پرسش می‌کند. خبر تمام شدن حکم آقا کیوان صمیمی را که می‌شنود خوشحال می‌شود و می‌گوید بالاخره همه حکم‌ها تمام می‌شود. اخبار نمایشگاه کتاب را کمابیش دارد. می‌دانم که دلش پر می‌کشد برای سر زدن به غرفه‌های کتاب و تورق کتاب‌ها و خرید آن و نیز برای گپ‌های فرهنگی در حاشیه‌اش. می‌گوید: کتاب «سعدی در غزل» را خواندم و لذت بردم نوشته دکتر سعید حمیدیان نشر قطره. خوب است دوستان آن را بخوانند. یادداشت خانم شبنم رحمتی در روزنامه شرق ۲۲ اردیبهشت با عنوان «عمق بحران را به مردم اطلاع دهید» و مطلب طنز «طرح توقف مذاکره با آن پنج کشور دیگر» نوشته آیدین سیار سریع (یا به قول خودش دلواپیش فعلی و دلواپس پیشین) در روزنامه ایران ۲۴ اردیبهشت هم برایش خواندنی بوده است.

برای آقای روحانی پیام دارد:
نگران دلواپسان نباشید چون بی‌آبرو‌تر از آنند که برای دولت مشکل ایجاد کنند ولی بزرگ‌ترین خطا آن است که وجود نارسایی‌ها و مشکلات و حتی نارضایتی‌های گسترده که بسیاری از آن‌ها طی سال‌های پیش انباشته شده و به ارث رسیده‌اند، در وجود دلواپسان خلاصه شود. حوادث کردستان، سیستان و بلوچستان، تجمعات اعتراضی معلمان و خودکشی‌ها بسیار قابل تأمل و هشداردهنده است و باید به مطالبات پاسخ داده شود.

به دولت هم هشدار می‌دهد:
این روز‌ها بزرگ‌ترین زجر من این است که محکوم به دیدن رسانه میلی هستم و این موجب می‌شود که به خوبی متوجه هجمه‌ها به دولت باشم و برجسته کردن ضعف‌ها و کمبود‌ها آن هم فقط در مورد قوه مجریه و نه سایر قوا و نهادهای انتصابی را خوب ببینم. در رسانه میلی ما قوه قضائیه عملکردش عالی و بی‌نقص است و شهرداری ابدا عملکرد اشتباهی ندارد. مجلس و نمایندگان هم هیچ تخطی از وظایفشان نمی‌کنند و هرگز دچار نارسایی و مشکلات نیستند. از سپاه و نیروی انتظامی هم که نباید حرف زد. رهبری و نمایندگان ولی فقیه هم که فوق قانون و نقدند. نقد شورای نگهبان هم که توهین به مقدسات است و مجازات سنگین به دنبال دارد. بنابراین همه فریاد‌ها بر سر دولت کشیده می‌شود. صدا و سیما به آزاد شدن یازده میلیارد دلار پس از مذاکرات هسته‌ای هیچ سخن نمی‌گوید مبادا مردم نکته مثبتی به نفع مذاکرات برداشت کنند. هم چنان که درباره کاسبی ۲۵ میلیاردی تحریم کلامی نمی‌گوید تا غارتگری‌های این سالیان آشکار نشود. من البته به شعور مردم ایمان دارم اما این دلیل نمی‌شود که دولت حواسش به سم پاشی‌های صدا و سیما نباشد!