چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ - Wednesday 21 November 2018
بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

جايزه خرس نقره‌ای به فيلم آفسايد جعفر پناهی

فيلم "آفسايد"، ساخته چعفر پناهی، و فيلم "ان ساپ" ساخته‌ی "پرنيله فيشر كريستنزن" كارگردان دانماركی، بطور مشترك جايزه‌ی خرس نقره‌ای جشنواره­ی بين‌المللی فيلم برلين (برليناله) را دريافت كردند. جايزه خرس طلايی به فيلم "گرباويسا" به كارگرادنی خانم "ياسميلا زبانيچ" از بوسنی هرزه‌گووين تعلق گرفت.

iran-emrooz.net | Mon, 20.02.2006, 7:12

گزارش از: سهند زمانی

فيلم "آفسايد"، ساخته چعفر پناهی، و فيلم "ان ساپ" ساخته‌ی "پرنيله فيشر كريستنزن" كارگردان دانماركی، بطور مشترك جايزه‌ی خرس نقره‌ای جشنواره­ی بين‌المللی فيلم برلين (برليناله) را دريافت كردند. مراسم پايانی اين جشنواره شب گذشته / شنبه ١٨ فوريه/ برگزار شد و جوايز برندگان آن اعطا گرديد.
جايزه خرس طلايی به فيلم "گرباويسا" به كارگرادنی خانم "ياسميلا زبانيچ" از بوسنی هرزه‌گووين تعلق گرفت. موضوع فيلم "گرباويسا" پيامدهای تجاوز دسته‌جمعی به زنان در سارايوو در جنگ بالكان می‌پردازد.
در جشنواره بين‌المللی فيلم برلين، كه امسال پنجاه و ششمين دوره‌ی آن برگزار گرديد، ٣٦٠ فيلم از ٥٠ كشور جهان شركت داشتند. در مجموع ١٩ فيلم از سوی هيات داوران انتخاب و جوايزی را به آنها اعطا گرديد.
جایزه اول فستیوال، خرس زرین نصیب "یاسمیلا زبانیچ" برای فیلم "گراباویکا" محصول مشترک آلمان ، اطریش و بوسنی و هرزگوین شد. فیلمی با بازیهای گیرای "ماریانا کارانویک" بازیگر نقش اول و دختر خردسال "لونا میجوویک" که در هر بار نمایش مورد استقبال خوب تماشاگران و گزارشگران قرار گرفته بود. داستان فیلم در سارایوای بعد از جنگ اتفاق می‌افتاد و فاجعه‌ای از تجاوز به زنان در دوران جنگهای وحشتناک ملی و قومی!
ايسما با دختر دوازده ساله‌اش در سارایوو زندگی می‌کند. او به سختی کار می‌کند تا با درآمد مختصرش زندگی خود و دخترش را اداره کند. اما در این میان ماجرای سفر دخترش همراه با کلاس مدرسه پیش می‌آید که هزینه آن ٢٠٠ یورو است. ایسما برای تأمین این پول در یک بار شبانه کار می‌گیرد. اما مشکل با تأمین هزینه سفر سارا حل نمی‌شود و حتا دشوارتر می‌شود. زیرا ایسما به دخترش گفته است که پدر او شهید جنگ است و سارا انتظار دارد که مثل همکلاسی‌اش "سمیر" در لیست فرزندان شهیدان جنگ و بدون پرداخت پول به سفر برود. اما با نام خود در لیست کودکان دیگر مواجه می‌شود و اینک برای دانستن حقیقت در باره پدر خود به سراغ مادر می‌رود. حقیقت تلخی که ایسما باید راهی برای گفتنش بیابد.
فیلم انگلیسی "جاده گوانتانامو" که یکی از پر سرو صدا ترین فیلمهای جشنواره بود و حضورش اهمیت حضور فیلم " هتل رواندا" را در سال گذشته داشت، توانست جایزه بهترین کارگردانی را برای دو کارگردانش،" مايکل وينترباتم" و "مت وايت کراس" به ارمغان بیاورد.
خرس نقره‌ای برای بهترين بازيگر مرد به "موريتس بلايب تروی" و برای بهترین بازیگر زن به "ساندرا هولر" هر دو از آلمان رسید. به ترتیب برای بازیگری در فيلم ذرات بنيادی و فيلم رکوئيم. از آن گذشته جایزه خرس طلائی برای یک کار هنری مجموعاً خوب به "یورگن فوگل" باز هم از المان بعنوان بازیگر، نویسنده دوم و نیز تهیه کننده دوم در فیلم " انتخاب آزاد" رسید و به این ترتیب کسب جایزه از طرف سه آلمانی یکی از رویدادهای جشنواره بود که رشد و بهبود را در سینمای آلمان نشان می‌داد.
جایزه‌ای که به نام " آلفرد باور" بنیانگزار برلیناله نامگذاری شده است به به "رودریگو مورو" برای کارگردانی "الکوس تیودور" تعلق گرفت.
اما اتفاق جالب در اعلام جایزه‌ها این بود که خرس نقره‌ای جایزه بزرگ هیئت داوران، برای اولین بار به دو فیلم تعلق گرفت و آنهم از دو کشوری که هریک به نوعی نامشان در حوادث این‌روزها بر سر زبان‌هاست آنهم در تقابل با یکدیگر!
این صحیح است که جشنواره فیلم برلین در میان تمامی جشنواره‌های فیلم جهان، یکی از مشخصاً سیاسی‌ترین آنهاست امسال نیز آقای اقای "کوسلیک" ، مدیر فستیوال، قبل از آغاز آن به صراحت به فضای سیاسی فیلم‌های برگزیده تأکید کرده بود. و در پایان نیز انتخاب فیلم‌هایی که هریک نوعی به قول آقای کوسلیک نشان دهنده گوشه‌ای از مشکلات و بحران‌های جهانی بودند، امر غیر قابل پیش بینی نبود. اما اعلام نام این دو فیلم از این دو کشور خصوصیتی ایجاد کرد. فیلم آفساید از ایران ساخته جعفر پناهی و فیلم "ساوپ" یا داستان دنباله‌دار، ساخته "ترنیله فیشر کریستین سن" كارگردان دانماركی.
انتخاب این دو کشور دلایلی روشنی را به ذهن همه می‌آورد ولی تفسیرها گاهی از یک دلیل فراتر می‌رفت و برخی این احتمال را می‌دادند که مضمون هردو فیلم به نوعی می‌تواند ایرانی‌ها را عصبانی بکند!
فیلم جعفر پناهی در مورد ممنوعیت ورود زنان به استادیوم فوتبال، آنهم در یکی از کشورهایی که فوتبال بزرگترین حساسیت جوانان است، فیلم که آمیخته‌ای از نوعی مستند و فیلم داستانی بود و خیلی از اوقات، در فضای کمدی درام و به هرحال، بی‌پایگی یکی از تابوها را در رژیم ایران به محاکمه می‌کشید. اما فیلم دانمارکی نیز موضوع و فضایی داشت که به مزاق فوندامنتالیست‌ها نباید خوش بیاید. داستان این فیلم ماجرای رابطه عشقی رو به گسترشی بود میان یک زن جوان و مردی که برای تغییر جنسیت آماده می‌شود و منتظر سپری شدن پروسه قانونی عمل جراحی است.
به هر حال چه تنها دو کشور سازنده در این انتخاب دخیل باشند و چه دو موضوعی که هر یک تعصب را بر می‌انگیزد، آنچه مسلم است این است که هر دوی این فیلمها بخصوص فیلم ایرانی با استقبال بسیار زیاد تماشاگران مواجه شده بودند. جعفر پناهی، پيشتر با فيلم "دایره"، جايزه "شير طلايی" ، جایزه اصلی جشنواره فيلم ونيز را به دست آورده بود، اما این فیلم همچنانکه فيلم بعدی او، طلای سرخ هنوز نتوانسته‌اند در ايران به نمايش عمومی درآیند.
البته او در مصاحبه مطبوعاتی گفت که اجازه نمایش این فیلم را در ایران دریافت کرده است! نکته جالب دیگری که در مورد این فیلم گفته شد این بود که او و نویسنده دیگر فیلمنامه داستان فیلم را که از آغاز تا پایان مسابقه فوتبال بین تیم‌های ایران و بحرین اتفاق افتاده است، بر اساس یقین به پیروزی تیم فوتبال ایران نوشته بوده‌اند! شنیدن این نکته برای تماشاگران بسیار جالب بود.

مسئله دیگری که در طول برگزاری جشنواره با تمام سعی مجریانش نتوانست کوچکترین تأثیری از خود در فضای درون یا بیرون فستیوال ایجاد کند، فضایی بود که سه یا چهارنفر ایرانی که خودشان هریک به نوعی دست اندر کار سینما یا تئاتر و ادبیات بودند سعی کرده بودند علیه فیلمسازان ایرانی ایجاد کنند. آنها از مدتی قبل با پخش اعلامیه از تماشاگران فیلمها خواسته بودند که برای اعتراض به نقض حقوق بشر توسط دولت ایران، فیلمهای فیلمسازان ایرانی را بایکوت کنند و این پرسش را پیش آورده بودند که مگر همین هنرمندان جزء کسانی نیستند که حقوق‌شان در ایران نقض می‌شود؛ پس چرا ما باید اینها را تنبیه کنیم. به هرحال استقبال از فیلمهای ایرانی بسیار بالا بود و به ویژه افساید در هر نوبت نمایش با کف زدنهای طولانی تماشگران مواجه شد.
جعفر پناهی پس از گرفتن جایزه گفت که این فیلم را به خاطره یک زن یونانی تقدیم کرده است که ٤٠٠ سال قبل از میلاد مسیح، برای آنکه بتواند وارد ورزشگاه المپیک شود و از پسر قهرمانش استقبال کند، لباس مردانه به تن کرده و مخفیانه وارد ورزشگاه شده است.



بيشتر درباره "آفسايد"

كارگردان: جعفر پناهی
تهيه كننده: داود سماواتی
محصول: هنرهای تصويری سوره، جعفر پناهی
بازيگران: سيما مبارك‌شاهی، صفر سمندر، شايسته ايرانی، محمد خيرآبادی، آيدا صادقی، مسعود خيمه‌كبود، گلناز فرمانی، محمدرضا قره‌باغی، مهناز ذبيحی، هادی سعيدی، نازنين صديق‌زاده، مسعود غياث‌وند، مليكا شفاهی، علی برادری، علی روشن، محسن تابنده، رضا خيری، كريم خدابنده‌لو. به همراه هشتاد هزار تماشاگر بازی ايران و بحرين.
فيلمنامه: جعفر پناهی، شادمهر راستين
مدير فيلمبرداری: محمود كلاری
تدوين: جعفر پناهی
طراح صحنه و لباس: ايرج رامين‌فر
طراح چهره پردازی: پارميس زند
صدابردار: نظام‌الدين كيايی
عكاس: پناه پناهی
زمان: ٣+٩٠ دقيقه
تاريخ شروع فيلمبرداری: ١٨ خرداد ١٣٨٤ - تهران ورزشگاه آزادی


فيلم «آفسايد» ساخته جعفر پناهی تصويرگر تلاش دختران جوانی است که عليرغم ممنوعيت ورود بانوان به ورزشگاه، به خاطر عشق به ورزش فوتبال و تيم ملی کشورشان، هر يک به نحوی با تغيير ظاهر خود، در پی ورود مخفيانه به ورزشگاه و ديدن مسابقه­ی ميان تيم­های ايران و بحرين در چارچوب بازی­های مقدماتی جام جهانی آلمان هستند. تلاش بسياری از آنان ناموفق می­ماند و توسط مأموران انتظامی بازداشت می­شوند. حکايت پس از آن، کوشش نوميدانه­ی آنان برای جلب رضايت مأموران جهت ديدن مسابقه پيش از گسيل آنان به «اداره­ی منکرات» است. سراسر فيلم در فضايی پرتپش و پرهياهو جريان می­يابد. ديالوگ­های فيلم اگر چه سرگرم کننده و با چاشنی مزاح و طنز همراه­اند، اما ذهن تماشاگر باريک­بين در پس­زمينه­ی گفتگوها، با واقعيت­های تلخ جامعه­ای درگير می­شود که در آن به دليل حاکم بودن ارزش­های سنتی و هنجارهای مذهبی و مردسالار، ابتدايی­ترين و طبيعی­ترين خواسته­ها و نيازهای زنان، آماج فشار و سرکوب قرار می­گيرد.
صحنه­ی زيبای پايانی فيلم، تصويرگر پيروزی تيم فوتبال ايران و کارناوال­های شادی و رقص در خيابان­های تهران است. مأموران انتظامی که در حال انتقال دختران بازداشتی به «منکرات» هستند، به همراه آنان از اتومبيل خارج می­شوند و به صف سرور و شادی مردم در خيابان­ها می­پيوندند.
جعفر پناهی در پايان نمايش فيلم خود در برليناله در ميان ابراز احساسات پرشور و کف­زدن­های ممتد تماشاگران به روی صحنه رفت. وی گفت که هميشه آرزوی ساختن چنين فيلمی را داشته است و امروز خوشحال است که اين آرزو به تحقق پيوسته است. جعفر پناهی از همه­ی بازيگران و همکاران فيلم خود قدردانی کرد. وی سپس به تجليل از خاطره­ی سهراب شهيدثالث فيلمساز فقيد ايرانی پرداخت و گفت که اين فيلمساز بزرگ ايرانی سی سال پيش راهی آلمان شد و پس از ساختن فيلم‌های ارزشمندی در اين کشور و از جمله فيلم «در غربت»، سرانجام خود نيز در غربت چشم از جهان فروبست. پناهی در پايان به ياد شهيدثالث، نمايش فيلم خود را به فيلمبردار و همکار او رامين مولايی که در ميان تماشاگران حضور داشت تقديم کرد.




Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.