پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷ - Thursday 15 November 2018
بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

رابطه ایران و آمریکا پس از انتحابات ریاست جمهوری

جواد اطاعت: اگر در ایران یک دولت تعامل‌گرا بر مسند امور قرار گیرد و در آمریکا نیز یک رئیس‌جمهور تعامل‌گرا بر سر کار باشد، امکان تفاهم، گفت‌وگو و کوتاه‌شدن دیوار بی‌اعتمادی فراهم‌تر است. اگر هر دو تقابل‌گرا باشند، نه‌تنها امکان تفاهم ایجاد نخواهد شد که به سمت تیره‌ترشدن فضا پیش خواهیم رفت. چنانچه یکی از آن دو تعامل‌گرا و دیگری تقابل‌گرا باشد، شاهد تطویل اختلافات خواهیم بود.

iran-emrooz.net | Tue, 08.11.2016, 7:00

شرق / حامد طبیبی
انتخابات پرفرازونشیب ریاست‌جمهوری آمریکا سرانجام به ایستگاه آخر رسید. حالا چه جمهوری‌خواهان بخواهند و چه نخواهند، در تاریخ ایالات متحده، نام دونالد ترامپ به‌عنوان نامزد این حزب در انتخابات سال ۲۰۱۶ ثبت خواهد شد. دموکرات‌هایی که برنی سندرز متفاوت و منتقد را می‌پسندیدند و نگران ظرفیت بالای هیلاری کلینتون برای تخریب‌شدن بودند، نیز ممکن است از همین فردا، بر حقانیت خود مهر تأیید بزنند. انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، همواره با موضوع ایران هم گره خورده است. در انتخابات اخیر هم موضوع ایران بارها مطرح شد و برجام، عامل موفقیت ایران و شکست آمریکا ارزیابی شد.

مدیرکل مطالعات و تحقیقات سیاسی وزارت کشور و دبیر کمیسیون احزاب و تشکل‌های سیاسی در وزارت کشور دولت اصلاحات، در گفت‌وگو با «شرق»، انتخابات آمریکا را از منظر حقوقی و سیاسی بررسی کرد. جواد اطاعت در مجلس ششم، فعالیت پارلمانی را نیز به سوابق خود افزود و البته در انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم، یکی از چند چهره شناخته‌شده‌ای بود که در رقابت نهایی، حضور نداشت. استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی که در سال‌های اخیر مقالات و تألیفات درخور توجهی را نیز ارائه کرده است، مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه شهید بهشتی گرفت اما تا مقطع دکترای علوم سیاسی در دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد. اطاعت درحال‌حاضر عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی است.

انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده آمریکا در این دوره به روز موعود رسید. بااین‌حال، چه از منظر بیرونی و چه مسائل داخلی خود ایالات متحده، این دوره به‌نظر کمی متفات‌تر از دیگر انتخابات در دوره‌های گذشته است. این یک تصور است یا در عالم واقع نیز این تفاوت احساس می‌شود؟
این انتخابات نگرانی‌های بنیان‌گذاران اولیه ایالات متحده آمریکا را در نظر صاحب‌نظران حقوقی و سیاسی برجسته کرده است.

منظور شما رفتار کاندیداها و موضوعات مطرح‌شده در مناظره‌ها و در رقابت میان آنهاست؟
بنیان‌گذاران اولیه آمریکا بعد از پیروزی در جنگ‌های استقلال در فیلادلفیا در سالن استقلال در سال ۱۷۸۷ نگران آن بودند که انتخابات ریاست‌جمهوری تحت‌الشعاع جنجال‌های بازاری و پوپولیسم قرار گیرد بنابراین، قانون اساسی این کشور را به‌گونه‌ای تدوین کردند که نظام انتخاباتی ریاست‌جمهوری این کشور با استفاده از «الکترال کالج‌ها» انجام شود. یعنی هر ایالت به تعداد نمایندگانی که آن ایالت در مجلس نمایندگان و سنا دارد، کارت الکترال در اختیار داشته باشد و مردم به جای اینکه مانند ایران به‌طور مستقیم به نامزدهای ریاست‌جمهوری رأی دهند در ایالت‌های خود به الکترال کالج‌ها یا هیأت‌های انتخاب‌کننده رأی دهند و سپس این هیأت‌های انتخاب‌کننده با آرای خویش رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا را انتخاب کنند. یعنی اینکه رئیس‌جمهور با واسطه و به‌وسیله هیأت‌های انتخاب‌کننده یا همان الکترال کالج‌ها انتخاب شود.

دیگر کشورها چطور؟ آیا نگرانی از پوپولیسم در دیگر قوانین اساسی دنیا نیز مدنظر قرار گرفته است یا اینکه فقط در ایالات متحده آمریکا این نگرانی وجود داشته است؟ منظورم این است که الگوی انتخاباتی دیگر کشورها، از این نوع حساسیت‌ها داشته است؟
این موضوع در اکثر کشورهای جهان وجود داشته است. تعدادی از کشورها با استفاده از الگوی نظام کابینه‌ای انگلستان رئیس قوه ‌مجریه یا نخست‌وزیر ازسوی پارلمان انتخاب می‌شود. برخی از کشورها مثل آلمان رئیس‌جمهور به وسیله هیأت فدرال آلمان انتخاب می‌شود. برخی از کشورها مثل عراق و ترکیه تا دوسال پیش از سوی مجالس مقننه انتخاب می‌شوند. در فرانسه نیز تا سال ۱۹۶۲، انتخاب رئیس‌جمهور به صورت مستقیم نبود. بعدا با اصلاح قانون اساسی انتخاب رئیس‌جمهور با انتخابات مستقیم و به صورت عمومی انجام می‌شود. بنابراین اصل بر این بوده است که انتخاب رئیس کشور با رأی مستقیم مردم نباشد.

به موضوع ایالات متحده برگردیم. اینکه در انتخابات ریاست‌جمهوری، مردم مستقیما به نامزدها رأی نمی‌دهند، مکانیسم انتخاب رئیس‌جمهور را پیچیده‌تر نمی‌کند؟ یعنی مثلا در این دوره با وجود تبلیغات پرحجم نامزدها، باز هم باید به وسیله آرای الکترال رأی داد و اثری از نام کلینتون یا ترامپ نیست. این مسئله روی نشاط انتخاباتی تأثیر نمی‌گذارد؟
براساس قانون اساسی، نام خانم کلینتون و ترامپ را روی برگه رأی نمی‌نویسند؛ اما با نقشی که احزاب در انتخابات ایفا می‌کنند، عملا مستقیم شده است؛ بدین معنا که چون هر حزب قبل از انتخابات نامزد ریاست‌جمهوری خود را برمی‌گزیند، عملا مردم می‌دانند به چه کسی رأی خواهند داد. هر حزب در هر ایالت الکترال کالج‌های خود را معرفی می‌کند و رأی‌دهندگان اگر طرفدار خانم کلینتون باشند، به فهرست الکترال کالج معرفی‌شده از طرف حزب دموکرات رأی می‌دهند و اگر طرفدار آقای ترامپ باشند، به فهرست الکترال کالج معرفی‌شده از طرف حزب جمهوری‌خواه رأی خواهند داد. پس از شمارش آرا هر حزبی بالای ۵۰ درصد آرا را در آن ایالت کسب کند، کل کارت الکترال‌ها به همان حزب تعلق خواهد گرفت. به‌جز دو ایالت مین و نبراسکا در همه ایالت‌ها به همین شیوه انتخابات برگزار می‌شود و هر حزب بتواند اکثریت مطلق کارت‌های الکترال را کسب کند، پیروز خواهد شد.

شرایط انتخاب نامزدهای انتخاباتی چگونه است؟ فرایند تأیید صلاحیت‌ها و شیوه برگزاری انتخابات و نهادهای درگیر، چه شرایطی دارد؟
در نظام انتخاباتی کشورهای دموکراتیک اعم از ریاست‌جمهوری و مجالس مقننه تأیید و رد صلاحیت نامزدها موضوعیت ندارد. اینکه چه کسی واجد صلاحیت نمایندگی مردم است، به شهروندان رأی‌دهنده مربوط می‌شود. در این کشورها به‌جای احراز صلاحیت احراز شرایط قابل استناد در قانون موضوعیت دارد، آن هم سعی بر آن است که با حداقل شرایط، امکان رقابت را برای هر علاقه‌مندی فراهم کنند. برای مثال در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا که ایشان فرمانده کل قواست، نامزد ریاست‌جمهوری باید دارای سه شرط باشد. یکم متولد خاک آمریکا باشد. یعنی یک ایرانی هم اگر در خاک آمریکا متولد شود، شرط اول را دارا خواهد بود. دوم اینکه سن او ۳۵ سال تمام باشد و سومین و آخرین شرط اینکه ۱۴ سال مانده به زمان ثبت‌نام در انتخابات ریاست‌جمهوری تبعه آمریکا باشد.

انتخاب نامزدهای نهایی هر حزب چطور؟ برای مثال در حزب جمهوری‌خواه یا دموکرات تعداد زیادی نامزد شده بودند و فعالیت می‌کردند. براساس چه مکانیسمی فقط ترامپ و کلینتون باقی ماندند و بقیه کنار رفتند؟
در انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده آمریکا نامزد نهایی هر حزب نیز به وسیله مردم و فعالان حزبی انتخاب خواهد شد. به‌عبارتی هر حزب و جریان سیاسی اصل علاقه ورود به عرصه انتخابات را نه‌تنها به رسمیت می‌شناسد؛ بلکه رهبران حزبی هم‌حزبی‌های خود را برای ورود به این عرصه تشویق می‌کنند؛ اما همه می‌دانند که نامزد نهایی کسی خواهد بود که از اقبال عمومی بالاتری برخوردار باشد. به این معنا که ابتدا رقابت درون‌حزبی برای انتخاب نامزد نهایی حزب آغاز می‌شود و سپس نامزد نهایی حزب باید با نامزدهای نهایی دیگر احزاب در انتخابات ریاست‌جمهوری رقابت کند. برای مثال در حزب دموکرات علاوه بر خانم کلینتون، برنی سندرز، لینکلن شیفی، جیم وب، لارنس لسیگ و مارتین اومالی نیز نامزد بودند. نهایتا در رقابت‌های درون حزب دموکرات خانم کلینتون بر دیگران پیروز و به‌عنوان نامزد نهایی حزب معرفی شدند.

یعنی اگر بخواهیم با ایران مقایسه کنیم، با این رویکرد مشکلی مثل تعدد نامزدها همانند آنچه در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۴ برای اصلاح‌طلبان و در انتخابات ۱۳۹۲ برای اصولگران پیش آمد، به وجود نخواهد آمد؟
همین‌طور است. در انتخاباتی که با نظام اکثریتی انجام می‌شود و سیستم برنده، بازنده حاکم است، اگر از یک حزب یا جریان سیاسی بیش از یک نفر نامزد باشند، آرا تقسیم خواهد شد و شکست نتیجه پراکنده‌شدن آرا خواهد بود.

این سخن کلی که دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان و نامزدهای آنان در زمینه سیاست خارجی، تفاوت چندانی با هم ندارند، از نظر علمی و با نظر به رویکردهای تاریخی آنان، درست است؟
در شرایط کنونی با پایان‌گرفتن عصر ایدئولوژی‌ها رقابت‌ها ایدئولوژیک نیست. برای مثال در ایالات متحده آمریکا حزب کمونیست با حزب لیبرال رقابت نمی‌کند که سیاست‌ها کاملا متفاوت باشد. همه احزاب در کانتکس لیبرال‌دموکراسی فعالیت می‌کنند. بنابراین تفاوت‌ها بنیادی و عمیق نیستند بلکه تفاوت‌ها در روش‌ها و بعضا میزان مالیات‌هاست. برای مثال دموکرات‌ها چون سوسیالیست‌تر از جمهوری‌خواهان هستند، موافق مالیات‌های سنگین‌تری هستند تا از این منابع بتوانند فقرا و دهک‌های پایین اجتماعی را از این محل بیمه کنند. اما جمهوری‌خواهان معتقدند با توجه به جهانی‌شدن سرمایه، مالیات‌های سنگین باعث می‌شود سرمایه‌گذاران به جای سرمایه‌گذاری در آمریکا در کشورهایی سرمایه‌گذاری کنند که مالیات کمتری بدهند تا سود بیشتری عاید آنان شود. این موضوع باعث می‌شود در درازمدت اقتصاد آمریکا از رقبا عقب بماند و سرمایه‌گذاری کمتر باعث افزایش بی‌کاری شود و در نهایت به ضرر فقرا و اقتصاد آمریکاست.

از دوحزبی‌بودن انتخابات به‌عنوان یکی از نقاط ضعف ایالات متحده یاد می‌شود؛ یعنی افراد متعلق به تفکرات دیگر یا مستقل، امکان یا جرئت ورود به فرایند انتخابات را ندارند. واقعا این نقطه ضعف است یا تعدد احزاب و تشکیلات در کشورهای توسعه‌نیافته که بعضا باعث شده هشت نامزد با هم رقابت کنند؟ به‌عبارتی نوع سیستم انتخاباتی ایالات متحده چقدر با نظام‌های ارزشی آن تطابق دارد؟
انتخابات در ایالات متحده آمریکا متأثر از دو متغیر نظام و ساختار حقوقی و نظام انتخاباتی است. نظام حقوقی آمریکا سیستم ریاستی و الگویی است که آنها ابداع کرده‌اند. کمااینکه سیستم حقوقی نظام انگلستان پارلمانی یا کابینه‌ای است. فرانسه براساس نظام نیمه‌پارلمانی و نیمه‌ریاستی اداره می‌شود. هر کدام از این الگوها دارای نقاط قوت و ضعف هستند. در دنیای کنونی اگرچه برای اداره بهتر کشورها عالمان علم سیاست و حقوق‌دانان تلاش‌های زیادی کرده‌اند؛ اما هیچ نظام بی‌عیب و نقصی وجود ندارد. نظام انتخاباتی این کشور نیز نظام اکثریتی است. به این معنا که نظام انتخاباتی اکثریتی، موجد نظام دوحزبی و نظام انتخاباتی تناسبی، موجد نظام چندحزبی است. برای مثال اگر نظام انتخاباتی آمریکا از اکثریتی به تناسبی تغییر پیدا کند، ما شاهد نظام چندحزبی در این کشور خواهیم بود. اگرچه نظام تناسبی چندحزبی عادلانه‌تر هست؛ اما اگر فرهنگ سیاسی رشد نیافته باشد، با شکست ائتلاف‌ها باعث بی‌ثباتی سیاسی می‌شود. این در حالی است که ثبات سیاسی در نظام‌های دوحزبی نهادینه شده است. در نظام سیاسی آمریکا از آنجا که انتخابات قوه‌ مقننه و مجریه جداگانه انجام می‌شود، چه‌بسا رئیس‌جمهور از یک حزب و اکثریت مجلس نمایندگان یا سنا از حزب دیگر انتخاب شوند. در این صورت رقابت‌های سیاسی پس از انتخابات هم ادامه پیدا می‌کند و کارشکنی‌هایی در کار رئیس‌جمهور صورت می‌گیرد و باعث مشکلاتی می‌شود. مشکلاتی از این دست را در نظام‌های پارلمانی شاهد نیستیم چراکه حزب، اکثریت پارلمان دولت را هم در اختیار دارد و اتحاد دولت و مجلس زمینه کارشکنی‌های احتمالی را از بین می‌برد. البته اگر نظام پارلمانی با نظام انتخاباتی تناسبی همراه شود، تنوع احزاب در پارلمان زمینه وحدت و ثبات را مخدوش می‌کند.

این انتخابات چرا تا این میزان موردتوجه کشورهای مختلف قرار دارد؟ حتی رسانه‌های رسمی در ایران که ظاهرا اتفاقات آمریکا را در همان بخش خبری بی‌ارزش می‌دانند، بلافاصله بعد از آن، نشست زنده برای بررسی مواضع دو نامزد اصلی برگزار می‌کنند.
ایالات متحده آمریکا رهبری جهان سرمایه‌داری را در اختیار دارد. ارتش این کشور در سراسر دنیا دارای پایگاه نظامی است. سابقه مداخله این قدرت جهانی در گوشه و کنار جهان زبانزد است. بیشترین علم در این کشور تولید می‌شود و بزرگ‌ترین اقتصاد جهان در اختیار آن است. بازارهای جهانی نسبت به تحولات این کشور واکنش نشان می‌دهند. کمااینکه بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ دیگر اقتصادها را از هم متأثر کرد. بنابراین طبیعی است که دیگر کشورها نسبت به این انتخابات واکنش نشان دهند.

موضوع ایران این‌بار هم مدنظر دو نامزد قرار دارد. اما به نظر‌شما نوع پرداخت به ایران چقدر با قبل از این دولت و پیش از برجام تفاوت کرده است؟
ایران قبل از انقلاب هم به‌دلیل موقعیت خاص جغرافیایی آن که در همسایگی شوروی قرار داشت، برای غرب و به‌ویژه آمریکا دارای اهمیت بود. هم‌اکنون هم به‌خاطر اینکه ایران در کانون هارتلند انرژی جهانی است، برای دنیای صنعتی غرب، نقش مهمی دارد. کمااینکه نیکسون در کتاب جنگ واقعی و صلح واقعی می‌نویسد نفت، خون صنعت مدرن است و خلیج فارس قلبی است که این خون را در شریان‌های دنیای صنعتی پمپاژ می‌کند. ایرانی‌ها هم همیشه از انتخابات آمریکا متأثر بوده‌اند. حتی گفته می‌شود رژیم پیشین ایران به‌دلیل نزدیکی بیشتر به جمهوری‌خواهان به ستاد انتخاباتی آنها کمک مالی می‌کرد. انتخاب کارتر و سیاست حقوق‌ بشر وی در تسریع فرایند انقلاب در ایران بی‌تأثیر نبود. رأی‌آوری ریگان و شکست کارتر هم متأثر از اشغال لانه جاسوسی و گروگان‌های آمریکایی در ایران بود. در شرایط کنونی هم موضوع برجام محل مناقشه دو حزب و نامزدهای آنان شده است.

این سؤال تکراری بارها مطرح شده است. هیلاری یا ترامپ؟ کدام‌یک برای ایران مناسب‌تر است؟
هیچ‌کدام از آنها برای ایران مناسب نیستند؛ اما اگر هیلاری را بد بدانیم، ترامپ حتما بدتر خواهد بود.

اینکه این سخنان تبلیغاتی است و وقتی هر نامزدی وارد کاخ سفید شود، به ناچار باید نرم‌های معمول بین‌المللی را درباره ایران رعایت کند، پذیرفتنی است؟
در کشورهای توسعه‌یافته عموما سیاست‌ها کمتر متأثر از سلیقه‌هاست. به این معنا که این نظام‌ها عموما از داده‌های علمی و اطلاعاتی متأثرند و کارشناسان بدیل‌های مختلف را همراه با محاسن و معایب آن بدیل مطرح می‌کنند و دولتمردان یکی از این بدیل‌ها را انتخاب می‌کنند. مضافا اینکه تا حدود زیادی آنها باید قواعد و مقررات بین‌المللی را مراعات کنند. حتی انقلاب‌ها هم نافی مقررات بین‌المللی و تعهدات دولت‌ها نیستند. بر این اساس هیچ‌کدام از نامزدهای موجود نمی‌توانند برجام را منتفی و لغو کنند، چون یک معاهده بین‌المللی است که به امضای چند کشور رسیده است و در سازمان ملل مورد تأیید قرار گرفته است؛ اما آنها می‌توانند به شیوه‌های دیگری برای فشار بر ایران متوسل شوند که در مجموع انتخاب هیچ‌کدام از این دو نفر به‌ نفع منافع ملی ما نیست. در میان نامزدهای موجود سندرز فرد بهتری برای منافع ایران بود که در رقابت‌های درون‌حزبی به هیلاری باخت.

سؤال آخر من درباره بحثی است که کم و بیش در برخی محافل مطرح شده است. آیا نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده روی نتیجه انتخابات سال آینده ایران تأثیر دارد؟ یعنی اگر ترامپ برگزیده شود، ایران به سمت فضاسازی برای انتخاب نامزد تندرو می‌رود و اگر هیلاری انتخاب شود، شانس روحانی افزایش می‌یابد؟ به‌عنوان یک فعال سیاسی شناخته‌شده و استاد بنام علوم سیاسی، این تقسیم‌بندی را می‌پذیرید؟
در کتاب «ایران و نظام بین‌الملل» در فصل اول آن ذیل عنوان سیاست خارجی ایران و آمریکا، تقابل یا تعامل، توضیح داده‌ام که اگر در ایران یک دولت تعامل‌گرا بر مسند امور قرار گیرد و در آمریکا نیز یک رئیس‌جمهور تعامل‌گرا بر سر کار باشد، امکان تفاهم، گفت‌وگو و کوتاه‌شدن دیوار بی‌اعتمادی فراهم‌تر است. اگر هر دو تقابل‌گرا باشند، نه‌تنها امکان تفاهم ایجاد نخواهد شد که به سمت تیره‌ترشدن فضا پیش خواهیم رفت. چنانچه یکی از آن دو تعامل‌گرا و دیگری تقابل‌گرا باشد، شاهد تطویل اختلافات خواهیم بود. انتخابات ایالات متحده و گرایش رئیس‌جمهور، به این شکل روی فضای میان دو کشور اثر می‌گذارد اما اینکه مستقیم روی نتیجه انتخابات در ایران تأثیر بگذارد، تأثیر چندانی ندارد.




Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.