يكشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷ - Sunday 18 November 2018
بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

زنان دوباره پشت درهای بسته ورزشگاه آزادی ماندند

به رغم حضور زنان برزیلی در سالن ۱۲ هزار نفری آزادی، از ورود بانوان ایرانی به سالن برگزاری دیدار حساس ایران و برزیل جلوگیری به عمل آمده است. این تبعیض عجیب و غیرمنطقی مسوولان برگزارکننده باعث شده دختران و زنان ایرانی پشت درهای بسته بمانند و تنها نظاره گر حضور خارجی‌ها در ورزشگاه باشند. گویی تنها زنان نامحرم موجود در کشور، زنان ایرانی هستند و بانوان خارجی جای خواهر و مادر خودمان هستند.

iran-emrooz.net | Sat, 14.06.2014, 18:33

زنان ایرانی بار دیگر پشت درهای بسته ورزشگاه آزادی ماندند.گروهی از زنان ایرانی که دیروز برای تماشای بازی والیبال ایران با برزیل به استادیوم آزادی رفتند، اجازه ورود به ورزشگاه را نیافتند.

خبرگزاری بانک ورزش در این باره نوشت : تبعیض عجیب مسوولان ورزشگاه آزادی باعث شده است تا برخی بانوان ایرانی موفق به حضور در سالن و تماشای دیدار والیبال ایران و برزیل نشوند.

بنا به گزارش خبرنگار بانک ورزش، به رغم حضور زنان برزیلی در سالن ۱۲ هزار نفری آزادی، از ورود بانوان ایرانی به سالن برگزاری دیدار حساس ایران و برزیل جلوگیری به عمل آمده است. این تبعیض عجیب و غیرمنطقی مسوولان برگزارکننده باعث شده دختران و زنان ایرانی پشت درهای بسته بمانند و تنها نظاره گر حضور خارجی‌ها در ورزشگاه باشند. گویی تنها زنان نامحرم موجود در کشور، زنان ایرانی هستند و بانوان خارجی جای خواهر و مادر خودمان هستند.

تعدادی از فعالان زن که دیروز پشت درهای بسته ورزشگاه ماندند، در نوشته هایی کوتاه به این اتفاق واکنش نشان دادند.

به گزارش کانون زنان ایرانی، تعدادی از این واکنش ها به شرح زیر است:
میرا قربانی فر :رییس حراست گفته ورود خانم ها ممنوع

«زن »پابرجا ایستاده بود که باید بگذارید من بروم داخل ، بیشتر از یک ساعت بود داشتیم جر و بحث می کردیم ، اول کارت خبرنگاری خواستند و بعد بهانه آوردند که نمی شود باید تآییدیه داشته باشید و بعدتر زنانی دیگری اضافه شدند چنان ثابت قدم که وقتی گفتند رئیس حراست گفته ورود خانوم ها ممنوع است، گفتند می ایستیم رییس حراست بیاید ، ما فقط می خواهیم والیبال ببینیم و «زن» با اصرار می گفت چرا وقتی شوهرم آنجاست من باید اینجا باشم ، من تا آخر بازی اینجا صبر می کنم تا یکی جواب من را بدهد.من می خواهم و حق دارم به اندازه همسرم که بازی را ببینم و الان باید در سالن باشد.

خسته و کلافه شدم و با سولماز کمی ازشان دور شدم.روی بلوک های جلوی در ورزشگاه نشستیم روبروی ماشین های گارد محافظت و فکر کردم چقدر خوب که خیلی گرم نیست . سولماز برگشت سمت جمع زنانی که همچنان ایستاده بودند جلوی در ورودی و من رفتم سمت ماشین که کیفم را بردارم ،سربازی از گارد خیلی ساده پرسید آب نمی خواهم گفتم نه ، گفت امیدوارم راهتان بدهند و رفت.روبرویمان نیروهای گارد بدون هیچ واکنشی نگاهمان می کردند و فکر کردم چند تایشان امیدوارند ما برویم داخل .

تیم والیبال ایران،برزیل را شکست داد و ما همچنان پشت درهای ورزشگاه ماندیم.امروز کلی از مردهایی که می توانستند وارد ورزشگاه شوند همدلیشان با ما را نشان دادند و خنده دار این که کسی که مانع ورود ما به ورزشگاه بود نیز احساس رضایتی از کاری که می کرد نداشت ، واقعآ نداشت. ایران ، برزیل را شکست داد و از این که موفق شد شکستش بدهد خوشحالم اما از اندوه این که زنان برزیلی امروز در مقابل چشمان ما به راحتی وارد ورزشگاه شدند کم نمی کند .

5 تایی با عاطفه و سولماز و صبا و ژیلا رفتیم سمت ماشین ، ساعت از 9 گذشته بود و زنان دیگر هم کم کم متفرق می شدند اما «زن» همچنان ایستاده بود ، همچنان پابرجا که من هم به اندازه همسرم برای دیدن بازی والیبال حق دارم .

شیوا نظرآهاری: همه محرم بودند به جز زنان ایران

“اینا رو کی راه داده تو؟ ” سرگرد که چشمانش از تعجب گرد شده، هی به سربازهای اطرافش می‌گوید اینها را بفرستید بیرون..بیرون.. راهنمایی‌شان کنید.این ماشین باید برود بیرون.

هی ما می‌گوییم که ” بلیت داریم” و سرگرد می‌گوید:” نمی‌شود”

توی پارکینگ استادیوم آزادی،پارکینگی که لابد تااامروز در این چنین بازی‌هایی، زنان را به خود ندیده است، مردهایی که با پرچمشان از ماشین پیاده می‌شوند، سرشان می‌چرخد روی ماشینی از زنان که پرچم به دست دارند و می‌خواهند بروند بازی تیمشان را ببینند.

سرگرد که چشمانش گرد شده، می‌ایستد، زیر لب غرولند می‌کند تا ما از پارکینگ خارج شویم.

** طبق قوانین فدراسیون جهانی والیبال، ایران موظف است که اجازه حضور زنان در ورزشگاه را در مسابقات جهانی صادر کند. امروز اما فقط زنان برزیلی وارد سالن شدند و دوربین صدا و سیما مرتب حضور زنانه‌شان را نشان داد.

آقای نماینده مجلس ما آمدیم، شما نبودید!

عاطفه نبوی: زنان برزیلی و وی.آی.پی رد می شوند و ما پشت دریم

بچه هایی (دخترا) که زودتر رسیدن میگن از در اصلی به هیچ عنوان اجازه ورود نمیدن به خانمها، حتی نمیذارن ماشین وارد پارکینگ بشه، و اگه اونجا پارک کنی ماشینو میبرن. مرددیم که بریم یانه، میگم خب ببینیم چه خبره، برگشته ها توصیه میکنن درهای دیگه رو امتحان کنید، میریم در غربی و با چک و چونه و کلک تا جلوی در سالن هم میریم، اما اونجا دیگه سنگر آخره و فتح نشده باقی میمونه . دست از پادرازتر برمیگردیم جلوی در اصلی، چند تا خانم چادی و روسری سفید اضافه شدن به ما، میشینیم رو جدول و مجازها رو تماشا میکنیم!

بعضی مردها با ریشخند نگاه میکنند و بعضی هم با تحسین، گروهی هم بی توجه رد میشن، از دری که به شکل احمقانه ای گذشتن از اون برای ما ممنوعه! حراست فدراسیون دم دره و گارد روبروی ورزشگاه کشیدن، به نظر نمیاد کاری با ما داشته باشن و برای حفظ نظم کلی ورزشگاه اونجان، خانمهای برزیلی میان رد میشن، خانم‌هایی برای جایگاه وی آی پی و ما همچنان پشت دریم، باز بچه ها با حراست دم در چک و چونه میزنن، و اون میگه اگه بایستین گشت ارشاد میبرتتون، برین و شر به پا نکنین...

بازی هنوز شروع نشده و یکی اون وسط گفت وایستین شاید آخر وقت راه بدن.

منتظر میمونیم...

میرم از مامور حراست که حالا سرش خلوته میپرسم خب آقا شما از رئیست نپرسیدی چرا خانم‌ها رو راه نمیدین! گفت: آخرین بار خانمها اومدن توی محوطه ورزشکارا، برای مقابله با اونا و بیرون کردنشون لازم بود گارد خانم داشته باشیم ، وضعیت بدی به وجود اومده بود و خلاصه بعد از اون قرار شد خانم ها نباشن و خنده ای کرد... گفتم: خوبه به نظر خودتونم خنده داره! میگه: خانم به خدا خواهرم هم عاشق والیباله، میگفت واقعا تو نمیتونی منو ببری، نمیتونستم واقعا!

برمیگردم پیش بچه ها، روسری سفیدا عصبانی‌ان میرن جلوی یه در دیگه و در حال چانه زنی ان، به هر ماشینی که رد میشه میگن بگین زنا دم درن و میخوان بیان تو، جواد خیابانی رد میشه، یه آدمی که تو فدراسیون کاره ایه و ... جلوی همه ماشینارو میگیرن و توضیح میدن که ما از ساعت 4 اینجاییم و راهمون ندادن و... اونا با تاسف سر تکون میدن، بعضی هم سعی میکنن توضیحی بدن.

هوا تاریک شده و بازی شروع شده، دیگه بعیده بشه رفت تو. برمیگردیم و میریم میشینم توی یه ساندویچی و بازی رو تماشا میکنیم .

چه خوب شد بردیم!

ژیلا بنی یعقوب:ما پاسپورت ایرانی داشتیم آنها پاسپورت برزیلی

فدراسیون جهانی والیبال از جمهوری اسلامی ایران تعهد گرفته بود که به زنان اجازه حضور در ورزشگاه را برای تماشای مسابقات جهانی والیبال بدهد.ما امروز برای تماشای مسابقه ایران-برزیل به استادیوم آزادی رفتیم.تعدادی از دخترها با روسری سفید بودند.برخی از روسری سفیدها چادری بودند برخی با مانتو.مسوولان ورزشگاه اجازه ورود به زنان را ندادند و ما پشت درهای بسته ماندیم.جمهوری اسلامی یکبار دیگر تعهداتش را در باره حقوق زنان نقض کرد.تعدادکمی از زنان که ظاهرا از هسران مقامات و یا وابستگان سفرا و خانواده های والیبالیست های برزیلی بودند توانستند وارد ورزشگاه شوند.

هنگامی که چند زن اجازه ورود پیدا کردند، با این پرسش ما روبرو شدند که چرا آنها اجازه دارند ما نداریم که ماموران گفتند:” آنها پاسپورت دارند، پاسپورت برزیلی”...یکی از دوستان ما(میرا قربانی) گفت :ما هم پاسپورت داریم، پاسپورت ایرانی.اجازه می دهید وارد شویم؟...پاسخی نیامد.

صبا شعر دوست :حتی لحظه ای تردید نکردم که نروم

اگرچه می دانستم که بروم، احتمالا تمام بازی را باید پشت درهای بسته استادیوم باشم اما باز هم تردید نکردم و رفتم. درها باز بود اما برای زنان برزیلی، نه برای زنان سرزمین وطن من که می خواستند تیمشان را تشویق کنند.

منتظر ماندیم و بازی آغاز شد و پاسخ مسئول حراست را هنگام ورود ماشین زنان برزیلی شنیدیم:” اینها پاسپورت دارند. برزیلی اند.”

تا بازی بعدی چیزی نمانده، اینبار با پاسپورت هایمان می رویم.




Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.