شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۷ - Saturday 17 November 2018
بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

به مناسبت سالگرد انقلاب سال ۱۳۵۷

بیانیۀ کانون فرهنگی- سیاسی خلق تورکمن

در آستانۀ سی و چهارمین سالگرد انقلاب بهمن ماه، کانون فرهنگی- سیاسی خلق تورکمن اعلام می‌دارد که مشکل‌گشای واقعی فاجعه‌ای بنام رژیم اسلامی برای خود ایران، منطقه و جهان، نه تغییر ولی فقیه مطلقه و یا لغو این اصل از قانون اساسی رژیم یا تغییر رؤسای جمهوری یا نمایندگان مجلس یا آیت‌الله و حجت‌الاسلام‌های شورای نگهبان، مجلس خبرگان و مجلس تشخیص مصلحت نظام، بلکه لغو کلی و اصولی آن قانون اساسی است که بیش از سه دهه به صورت سخیف‌ترین قانون اساسی جهان، سرنوشت مردم و کشور را به فاجعه آمیزترین شکل ممکن رقم می‌زند.

iran-emrooz.net | Fri, 08.02.2013, 16:02

بیانیۀ کانون فرهنگی- سیاسی خلق تورکمن بمناسبت:
سی و چهارمین سالگرد انقلاب اسلامی در ایران!

بیست و دوم بهمن ماه مصادف با آغاز سی و چهارمین سال انقلاب اسلامی در ایران است. انقلابی که رهبر آن، “نظام الهی” خود را بر بیش از یکصد دروغی بنیاد نهاد که در طول اقامت  ١١٨ روزۀ خود در نوفل لوشاتوی فرانسه، تحویل مردم ایران و رسانه های بین المللی داده بود! 

قدرت گیری این نیرو در ایران، از یکسو محصول انفجار نارضایتی انباشه شدۀ مردم از حکومت خودکامۀ سلطنتی پهلوی، تا حدیکه هستی خود را در نیستی آن می دیدند و کانالیزه شدن این تنفر و نارضایتی عمیق به تنها مجرای موجود درآندوره، یعنی مراکز دینی و روحانیت مترصد فرصت و سازمانیافتۀ شیعه بوده است. بویژه آنکه در جوامع استبدادی با عدم وجود آزادی احزاب سیاسی و جمعیتهای مدنی مستقل از دولت، قدرت گیری نیروهای رادیکال مذهبی در یک مقطع بحرانی امریست بسیار محتمل، همانگونه که امروزه این امر در جنبش موسوم به “بهار عربی” با قدرت گیری نیروهای رادیکال دینی با سقوط دیکتاتوریهای سنتی در این کشورها بوقوع می پیوندد. از سوی دیگر، عروج روحانیت بر سریر قدرت، محصول خود فرهنگ دینخوئی جامعۀ شیعۀ ایران بوده است. زیرا، این نیروی جهنمی سر از گور تاریخ دینی ایران سر برآورده و در ذهدان فرهنگ شیعه گری پرورده شده بود!

به این زمینه و بستر اصلی قدرت گیری و مهار انقلاب بهمن بدست روحانیت شیعه، باید عدم شناخت روشنفکران و نیروهای سکولار و انقلابی حامی این نیروی قهقرائی از چپ تا راست در قبل  و در بحبوحۀ انقلاب از شیعه گری و ساختار و نیت مافیائی روحانیت آن و عدم شناخت از فرهنگ دینی- اسطوره ای غالب  و اصلی در جامعۀ خود و غالب بودن فرهنگ شیعه گری حتی در خود این نیروها و بی ریشه گی و بیگانگی نظرات و تئوریهای مبارزاتی آنها در جامعه، بدلیل وارداتی بودن آنها را نیز افزود!

بنابراین، انقلاب مردم ایران در بیست و دوم بهمن ماه سال ١٣٥٧، نه از مسیر خود “منحرف شده” و نه از طرف روحانیت “دزدیده شده” و نه محصول توطئه ها و رقابتهای نو استعماری و نه ناشی از “حسادت دیگران” به ایران بوده، بلکه انقلابی کاملا ایرانی با ماهیتی دینی به رهبری روحانیت شیعه بوده است!

بدین ترتیب سرنوشت مردم ایران بدست روحانی فرتوت و مجنونی که حوزۀ علمیۀ قم را مرکز حل مشکلات جهانی و “بیت رهبری” خود را مرکز فرماندهی آن می پنداشت و دستیاران شیاد و جاهل‌تر از خود وی  و سپس قشون اجامر و آدمکش آنها افتاد.

جنایاتی که در مدت بیش از سه ده از حاکمیت یغما و جهل، دروغ و آدمکشی، از طرف این مافیای عمامه‌دار با پائین ترین سطح ممکن شعور و با بالاترن حد ممکن از جنون و قساوت صورت گرفته است، نه تنها مایۀ شرم رژیم حاکم بلکه مایۀ شرم تاریخ بشریت نیز هست. طی عمر رژیم اسلامی، حتی یکروز از زندگی حاکمان و قداره بندان آن بدون آدمکشی های آشکار و پنهان از نوع مافیائی، چه از “غیرخودی” ها و چه در توطئه ها و تسویه حسابهای درونی “خودی” ها، شکنجه و پوسانیدن انسانها در سیاهچالها نگذشته است. این مجموعۀ هولناک بنام جمهوری اسلامی علیرغم اختلافات و تضادهای آشتی ناپذیر خود بر سر تقسیم منابع قدرت و ثروت که مرکز ثقل همۀ آنها دین اسلام و یا تظاهر به آن و حفظ حکومت اسلامی و ضدیت با هر خواست ابتدائی و انسانی رعایای تبدیل شدۀ ایران به “امت اسلامی” است، تماما دستهایی آلوده بخون دارند یا شریک جرم صاحبان این دستهای آلوده هستند!

امروزه رژیم اسلامی روحانیت شیعۀ در حالی وارد سی و چهارمین سال از حیات پر درد و رنج خود میگردد که اقتصاد مبتنی بر رانت خواری نفتی آنها، با ایجاد جامعه ای مصرف محور با نابودی محوریت تولید در ایران با اتکاء به واردات بی رویه با پول نفتی، به سرانجام طبیعی خود یعنی به ورشکستگی کامل رسیده است. این روند محتوم را تحریم‌های فلج کنندۀ اقتصادی جامعۀ جهانی بویژه آمریکا، جهت بازداشتن رژیم ملایان از ماجراجوئی های بی معنا و جنون آمیز اتمی آن، تشدید و این اقتصاد بیمار و روبه موت را در آستانۀ فلج کامل قرار داده است. بویژه آنکه کاریترین حلقه از این سلسله تحریمها در هیجدهم بهمن ماه از طرف آمریکا به اجرا در آمده که طبق آن رژیم اسلامی که تاکنون ٤٥% از صادرات نفتی خود را از دست داده است، دیگر نمی تواند از محل صادرات نفتی خود که حیات مالی مجموعۀ ارگانهای رژیم و اقتصاد کشور بدان وابسته است، حتی یک دلار نیز دریافت بکند و تنها می تواند از کشورهای معدود خریدار نفت خود، کالای مصرفی و دارویی دریافت بکند. بنابه پیش بینی کارشناسان اقتصاد جهانی، درصورت ادامۀ این وضعیت، اقتصاد ایران در بهار سال آیندۀ هجری به فلج کامل خواهد رسید! طلیعۀ این فاجعۀ اقتصادی نیز از هم اکنون فرارسیده که شاهد آن کاهش ارزش پول ملی ایران تنها در ظرف ده ماه به ١١٣% گران شدن صد در صدی کالاهای مورد نیاز و روزمرۀ مردم و رسیدن احمدی نژاد به پایان کار خود با شصت هزار میلیارد تومان بدهی علیرغم خالی کردن ذخایر ارزی و حذف سوبسیدها از انرژی و کالاهای اساسی و پدیدار شدن قحطی و گرسنگی  و تبدیل شدن ایران در آینده ای نزدیک به وضعیت کرۀ شمالی است!

این فلج اقتصادی، در شرایطی بوقوع می پیوندد که در انسداد سیاسی به نهایت خود رسیده و هیچ راه تنفسی برای هیچکس بغیر از نزدیکترین حلقه از وفادارترین رهبر خودکامۀ رژیم باقی نگذاشته است. روزنۀ تنفسی “اصلاح طلبی” نیز با شکست اصلاح طلبان درونی حاکمیت برهبری خاتمی و اصلاح طلبان خارج از حاکمیت به رهبری موسوی و کروبی برای کسانیکه بیهوده دل به اصلاح یک رژیم غیرقابل اصلاح سپرده بودند، دیگر از طرف رژیم بتونه و مهر و موم شده است. اما، ساختار سیاسی استبدادی با ژرفا و پهنایی از فساد و ریا گسترش و عمق می یابد. این تعمق و گسترش نیز ارزشهای اخلاقی جامعه را از محور خود خارج و موجب افزایش فجیع ترین جنایات و تبهکاری در سطح جامعه و گسترش ناهنجاری های اجتماعی چون فحشاء، اعتیاد، شیادی و راهزنی را که معلول فلاکت اقتصادی و بیکاری فزاینده است، شتاب شدیدی داده است. روند سرکوبی و استحالۀ فرهنگی ملتهای تحت ستم در ایران که از همان فردای انقلاب آغاز شده بود همچنان تداوم یافته و مناطق زیست این ملتها طی این مدت همانند مستعمره ای جدا از ایران به اشغال نظامی و به محل غارت و چپاول بنیادهای رنگارنگ اعوان و انصار حکومت اسلامی تبدیل شده است. این روند غیرقابل تحمل که این ملتها را به نیستی ملی تهدید می کند در بخشی از مبارزان و روشنفکران این ملتها موجب شکل گیری این تفکر گردیده که مسئلۀ ملی ملتهای آنها که بر شدت آن در هر دو رژیم پهلوی و ج. اسلامی افزوده شده است، نه تنها در چهارچوب این رژیم، بلکه در چهارچوب ایران نیز قابل حل نخواهد بود!

اما در عرضۀ سیاست خارجی، رژیم که از بدو بنیانگذاری و بزعم خود با این امید جادویی که بعنوان “نخستین کشور اسلامی مستقل” تاریخ، تیشه بریشۀ درخت کهن استعمار خواهد زد به جنگ “شرق و غرب” رفته بود، از همان آغاز قیام و قعود خود علیه جهان، ازپای درآمده بود. هرچند که این افسانه بخش مهمی از نیروهای سکولار، بویژه نیروهای چپ را که رسالت اصلی خود را مبارزه امپریالیسم برهبری آمریکا تلقی میکردند، افسون خود ساخته و در کنار این نیروی “ضد اجنبی” بر ضد تمامی ارزشهای انسان و دنیای مدرن قرار داده بود. علیرغم شعارهای توخالی و ژاژخایی های رژیم در دستیابی به “استقلال و خودکفائی در تمامی عرصه ها” در بیش از سه دهه، امروزه نه بدون حمایت سیاسی روسیه و چین در عرصۀ بین المللی می تواند سرپای بماند و نه بدون فروش نفت خود به “دنیای استکبار جهانی” به رانت خواری نفتی دست بیابد و نه با واردات همه چیز به حیات اقتصادی انگلی خود تداوم بخشد.

این رژیم که به عنوان رژیمی متضاد با دنیای امروزه جهت کسب هویت به بحران آفرینی در سطح داخلی و خارجی و تغذیه از آن نیاز دارد، ایران را به “بزرگترین ناقض حقوق بشر در جهان” و از لحاظ تبدیل این کشور به حامی اصلی بنیادگرایان تروریستی در جهان و چه به عنوان بزرگترین صادر کنندگان مواد مخدر به اروپا و آسیای میانه و ناقض آشکار و خشن حقوق اقلیتهای دینی و ملتهای تحت ستم و حقوق زنان و ... به منفورترین کشور جهان در اذعان عمومی جهانیان مبدل ساخته است. در میان کشورهای اسلامی و عربی، رژیم ایران تنها کشوری استکه خواهان “محو اسرائیل از نقشۀ جهان” شده است. امریکه حتی خود فلسطینی ها بغیر از حماس مورد حمایت رژیم، خواهان آن نیستند. رؤیای برقراری امپراطوری شیعۀ رژیم ایران در خاورمیانه، موجب بحران آفرینی آن در کشورهای حاشیۀ خلیج فارس و عراق و لبنان... موجب گره زدن سرنوشت ایران به سرنوشت رژیم ملت کُش بشار اسد در سوریه و باعث حمایتهای ملی و نظامی گستردۀ از این رژیم به حساب مردم ایران و از بنیاد گرایان همنوع خود در منطقه است.

در شمال ایران بدنبال سقوط شوروی، رژیم اسلامی همانند یکی از وارثین این امپراطوری در دریای خزر با زیاده خواهی خواهان سهم بخش مهمی از سهم وارثان اصلی این دریا داشته است! با اینکه در قراردادهای قبلی با اتحاد شوروی مرز طرفین در این دریا کاملا مشخص شده است، اما رژیم اسلامی و حامیان شوونیستی باستان پرست آن در میان به اصطلاح اپوزیسیون رژیم در خارج از کشور با مستمسک قرار دادن “استفادۀ مشاعی” یا “استفادۀ مشترک” از آبهای آزاد این دریا در متن این قراردادها که بهیچوجه از نظر حقوقی “مالکیت مشترک” نیست، بیش از دو دهه است که مانع تعیین وضعیت حقوقی این دریا شده و وضعیتی بحرانی بحرانی را به کشورهای حاشیۀ دریای خزر تحمیل کرده است. صدور مواد مخدر و حمایت و آموزش بنیادگرایان دینی در جمهوریهای آسیای میانه از طرف رژیم ایران معضل دیگری است که امنیت این جمهوریها را مورد تهدید قرار داده است!

بدین ترتیب ایران، طی سالهای بحرانی و پرماجرا از بنیانگذاری رژیم اسلامی تابه امروز، مبدل به منفورترین کشورها در جهان و مخل امنیت و آسایش کشورهای منطقه و یکی ار بحران خیزترین مناطق جهان تبدیل شده است. این شرایط نیز وضعیتی را بوجود آورده استکه اگر خیزشی مردمی برای برافکندن اساس این رژیم در داخل کشور بوجود بیاید که احتمال آن نیز با توجه به ورشکستگی همه جانبۀ رژیم و بویژه با از بین رفتن مشروعیت دینی، اخلاقی و حکومتی  آن در اذعان عمومی ایرانیان، هیچ حامی نه در جهان و نه در منطقه و در میان کشورهای همسایۀ ایران برای این رژیم وجود داشته باشد. حال این مناسبترین شرایط بوجود آمده از لحاظ داخلی و خارجی را مخالفین این رژیم چگونه مورد استفاده قرار خواهند داد، مبحثی جداگانه و مربوط به ظرفیت و توافق واقعی آنها در اتحاد علیه رژیمی که هیچکس دیگر خواهان تداوم حیات بحران زای آن نیست، میباشد.

در آستانۀ سی و چهارمین سالگرد انقلاب بهمن ماه، کانون فرهنگی- سیاسی خلق تورکمن اعلام می‌دارد که مشکل گشای واقعی فاجعه‌ای بنام رژیم اسلامی برای خود ایران، منطقه و جهان، نه تغییر ولی فقیه مطلقه و یا لغو این اصل از قانون اساسی رژیم یا تغییر رؤسای جمهوری یا نمایندگان مجلس یا آیت‌الله و حجت الاسلام‌های شورای نگهبان، مجلس خبرگان و مجلس تشخیص مصلحت نظام، بلکه لغو کلی و اصولی آن قانون اساسی است که بیش از سه دهه بصورت سخیف ترین قانون اساسی جهان، سرنوشت مردم و کشور را به فاجعه آمیزترین شکل ممکن رقم می‌زند.

ما در آستانۀ سالگرد انقلاب اسلامی دست اتحاد خود را به طرف تمامی موافقین محو رژیم اسلامی از حیات سیاسی و اجتماعی مردم ایران و کسانی که خواستار برقرای یک سیستم دمکراتیک و فدرالی در ایران کثیرالملله با برانداختن دستگاه عظیم بوروکراتیک، ایدئولوژیک، نظامی و امنیتی این رژیم هستند، دراز می کنیم!

کانون فرهنگی- سیاسی خلق تورکمن
بیستم بهمن ماه هزار و سیصد نود و یک




Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.