شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۷ - Saturday 22 September 2018
بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

سعید مرتضوی بازداشت شد

سعید مرتضوی،‌ دادستان سابق تهران و سرپرست سازمان تامین اجتماعی و دادستان عمومی و انقلاب سابق تهران شامگاه دوشنبه بازداشت شد. سعید مرتضوی در پرونده کهریزک به همراه تعدادی از همکارانش از کار معلق شده و متهم اول پرونده‌ جنایت کهریزک است که دستکم چهار قربانی دارد. رامین پوراندرجانی، پزشک وظیفه مامور خدمت در نیروی انتظامی نیز به دلیل آگاهی از وضعیت قربانیان شکنجه کهریزک، توسط فرماندهان نیروی انتظامی به قتل رسید.

iran-emrooz.net | Mon, 04.02.2013, 21:46

سعید مرتضوی دادستان سابق تهران شامگاه گذشته بازداشت شد.

به گزارش خبرنگار قضایی فارس سعید مرتضوی سرپرست سازمان تامین اجتماعی و دادستان عمومی و انقلاب سابق تهران شامگاه شب گذشته بازداشت شد.

دادستانی تهران نیز با تایید این خبر، هنوز درباره علت بازداشت سعید مرتضوی اظهار نظری نداشته است.

سعید مرتضوی در پرونده کهریزک به همراه تعدادی از همکارانش از کار معلق شده و پرونده مفتوحی داشت که احتمال می رود علت بازداشت وی به همین دلیل باشد.

پیش از این محسنی اژه‌ای در نشست خبری خود عنوان کرده بود که در اسفند ماه امسال دادگاه رسیدگی به پرونده کهریزک برگزار خواهد شد.

پایگاه اطلاع رسانی دادستانی تهران نیز دوشنبه شب در خبر کوتاهی اعلام کرد: سعید مرتضوی بازداشت شد.

سعید مرتضوی در پرونده کهریزک متهم ردیف اول است. او به همراه تعدادی از همکارانش  از کار معلق شده تا به پرونده‌‌شان رسیدگی شود. پرونده کهریزک به اعتراض‌های تابستان سال ۱۳۸۸ مربوط می‌شودز صدها جوان معترض به دستور قاضی مرتضوی که دادستان تهران بود در سوله‌های کهریزک زندانی شدند. چهار تن از آنها زیر شکنجه جان خود را از دست دادند. رامین پوراندرجانی، پزشک وظیفه مامور خدمت در نیروی انتظامی نیز به دلیل آگاهی از وضعیت قربانیان شکنجه، توسط فرماندهان نیروی انتظامی به قتل رسید.


مهر هم نوشت: بعد از دستگیری سعید مرتضوی در ساعت 11 دوشنبه شب، نیروهای دادستانی تهران، وی را ساعت 12 تحویل زندان اوین دادند و همانند سایر متهمان تشریفات لازم برای ثبت نام متهم و ورودش به زندان انجام شده است.

بازداشت مرتضوی یک روز بعد از جلسه استیضاح جنجالی وزیر کار در مجلس صورت می گیرد که علت اصلی استیضاح وی، عدم برکناری مرتضوی از تامین اجتماعی بود و در این جلسه، بخشهایی از فیلمی که به صورت مخفیانه از مکالمه وی با فاضل لاریجانی ضبط شده بود، پخش شد.

اما افکار عمومی کشورمان سالهاست با اقدامات مرتضوی 45 ساله و متولد تفت یزد آشناست؛ فردی که ابتدا قاضی دادگاه مطبوعات بود و به قاضی مرتضوی مشهور و در سال 78، در یک شب حکم به توقیف ده ها نشریه داد. یکی از این اقدامات ماجرای مرگ زهرا کاظمی ، شهروند ایرانی کانادایی بود که به تدریج روابط نزدیک ایران و کانادا را کاهش داد و در ماه های اخیر به قطع رابطه دو کشور انجامید.

سعید مرتضوی بعد از دادگاه مطبوعات ارتقا یافت و از سال 81 تا 88، سمت دادستان تهران که از پراختیارترین پست های قضایی کشور است را بر عهده گرفت و در این دوره نیز علاوه بر ایفای نقش در بازداشت برخی چهره های سیاسی اصلاح طلب، به نقش آفرینی در پرونده فروش سوالات کنکور و ارتباط با جاسبی متهم شد، اما هیچ گاه در این زمینه تحت پیگرد قرار نگرفت.

این موارد در کنار مسائل دیگر زمینه ساز تحقیق و تفحص از قوه قضائیه شد که البته آن هم چندان به جایی نرسید.

فارغ از اقدامات سعید مرتضوی در بازداشت های سال 88 که برخی پرسشهایی درباره آنها مطرح می کردند، جنایت کهریزک و شکنجه ده ها و جان باختن 3 جوان شامل محسن روح الامینی، محمد کامرانی و امیر جوادی فر، باعث شد تا کمیته ویژه مجلس به تحقیق در این زمینه بپردازد و مرتضوی را در جان باختن این جوانان مقصر قلمداد کند.

با آغاز ریاست صادق لاریجانی بر دستگاه قضایی، مرتضوی از اولین افرادی بود که عزل شد و بعد از مدتها و به رغم فشارهای مراکز قدرتمند، سرانجام به همراه قاضی حسن حداد (معاون امنیت) و علی اکبر حیدری فر (بازپرس)  تعلیق قضایی شدند تا به اتهامات آنان رسیدگی شود؛ امری که تا به امروز و با گذشت 3 سال و نیم از جنایت کهریزک، هنوز به نتیجه نهایی نرسیده است.

مرتضوی در دولت احمدی نژاد

مرتضوی بعد از عزل از دادستانی تهران ، از سوی احمدی نژاد جذب دولت شد و به عنوان رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز مشغول به کار شد. او در اسفند سال گذشته ، با نظر مستقیم رئیس جمهور ، به عنوان رئیس سازمان تأمین اجتماعی منصوب شد ، انتصابی که واکنش های فراوانی را به ویژه در مجلس به دنبال داشت و حتی مجلس وقت ، تهدید به استیضاح وزیر کار کرد.

به نوشته عصریران، با این حال ، قضیه با پادر میانی غلامعلی حداد عادل ، موقتاً فیصله یافت زیرا حداد ، به نمایندگان گفت که از مرتضوی قول گرفته است که استعفا کند. با این حال خبری از استعفای مرتضوی نشد و مجلس هشتم به پایان رسید.

در چنین شرایطی ، دیوان عدالت اداری ، وارد پرونده شد و ریاست مرتضوی بر این سازمان را “غیرقانونی” اعلام کرد. در پی این حکم قضایی ، دولت با تغییر شکلی در عنوان سازمان ، کوشید به ریاست مرتضوی وجاهت قانونی دهد ولی این کار نیز ثمر نداد و نهایتاً مرتضوی برکنار شد ؛ اما این ، تنها ظاهر ماجرا بود زیرا بلافاصله ، مرتضوی به جای خودش و این بار تحت عنوان “سرپرست” منصوب شد!

دولت برای این که عهده وزیر کار را از پاسخگویی در برابر مجلس خالی از مسوولیت کند، در مصوبه ای ، اختیار عزل و نصب رئیس سازمان تأمین اجتماعی را از وزیر گرفت و به معاون اول داد و حکم سرپرستی مرتضوی نیز با امضای محمدرضا رحیمی صادر شد.

با این حال ، مجلس که نسبت به این قانونگریزی حساس تر شده بود ، روز 15 بهمن ، وزیر کار را بعد از یک جلسه جنجالی ، استیضاح و برکنار نمود. برغم برکناری وزیر ، مرتضوی هنوز در رأس سازمان تأمین اجتماعی قرار داشت و این در شرایطی بود که دستگاه قضا ، تصدی او بر این سازمان و تصرف بر اموالش را غیرقانونی اعلام کرده بود.

سرانجام در شامگاه 16 بهمن 1391 ، سعید مرتضوی که روزگاری حکم بازداشت صادر می کرد ، از سوی همان نهادی که زمانی رئیس و قدرت بلامنازعش بود ، بازداشت شد.


*

یادداشت پیمان عارف برای مرتضوی در پی بازداشت او

آقای مرتضوی؛ سعید مرتضوی؛
سلام!
سال ۸۲ را به خاطر داری؟
تازه دادستان شده بودی و سلولهای 2-الف و 209 برایت چونان حیات خلوت خانه‌ات بود؛
به یاد داری که خودت وارد سلول بازجویی‌ام شدی و با لهجه یزدی‌ات گفتی “اگر با کارشناست همکاری نکنی میدهم تعزیرت کنند؟!”
یادت می آید گفتم “تعزیرت میکنند” را نمیفهمم و گفتی کابل میدانی چیست؟ و با خنده‌ای شیطانی من جوان بیست و چند ساله آن روز را به “عزرائیل” سپردی و رفتی؟
یادت می آید صفایی فراهانی و احتمالا شاید ابوترابی هم، دو پایشان را در یک کفش کرده بودند که من و مهدی شیرزاد و عبدالله مومنی را ببینند؛
و تو آن روز عصر دستور دادی که ما را از 2-الف خارج کنند و به حیاط پشتی سومش ببرند تا مبادا اگر اصرار به بازدید کردند ما را نشانشان ندهی؛
و وقتی صفایی فراهانی (به خواهش محسن آرمین و یا شاید هم عبدالله رمضان‌زاده) تا ساعت 11 شب نشست که امشب بدون دیدن اینها نمیروم ، شبانگاهان مرا از سلولم در وسط حیاط دو-الف به دیدنت آوردند؛
نیم ساعت آنجا با من حرف زدی و روح جوان و خام و البته خسته از دوماه انفرادی تابوتی‌ام را فریب دادی که “پیش صفایی هیچ نگو! نه از کتک خوردنت، نه از شکنجه شدنت و نه از اقدام به خودکشی‌ات”
یادت هست خیلی حساس و شکننده شده بودم؛ پیش تو گریستم و گفتم آقای مرتضوی فقط عزرائیل را سراغم نفرست. هر کاری میخواهی میکنم ولی اگر آن دنیایی و خدایی هست رهایت نخواهم کرد!
خندیدی و گفتی حالا آن دنیا را چه کسی دیده است؟!
یادت هست گفتمت: خداوندی که من این روزها در سلول انفرادی میبینمش کارت را به آن دنیا وانمیگذارد؟!
یادت می آید دستور داده بودی بند عمومی اندرزگاه یک اوین را خالی کرده بودند تا من و سعید قاسمی‌نژاد و مجبتی نجفی را از سلول تابوتی 2-الف برای نیم ساعت بدانجا آوردند تا تو صفایی فراهانی و ابوترابی را آنجا بیاوری و ما را نشان دهی و بگویی که اینها اینجا هستند نه در سلول انفرادی!
یادت هست گفتم خداوند کارت را به آن دنیا وانمیگذارد؟
زندان و حبس‌ات نوش باد!

یادت هست چگونه آن شب که عزرائیل نزدیکی‌های صبح بالاخره جانم را شکست و روحم را خرد کرد و اعتراف سناریویی که میخواست ستاند و برای همیشه شرمسار  فاطمه حقیقت‌جو ام نمود، چه سان صبح فردایش خوشحال آمدی و تمرین اعتراف‌ام دادی؟!
میدانی تا چند وقت بعد از آزادی از دو-الف داروی آرام بخش می‌خوردم؟
یادت هست بعد از اقدام به خودکشی‌ام از شدت درد وجدان به دلیل تن دادن به یک سناریوی اعتراف سراسر دروغ ، در طبقه دهم بیمارستان بقیه الله به دیدنم آمدی و گفتی که “دروغ بوده که بوده! تو فکر میکنی که دروغ بوده. کارشناست و من میدانیم که تمام آن مطالب درست بوده! تو اعتراف نمیکردی یکی دیگر اعتراف می‌کرد! فرقی نمی‌کرد! و من گفتم خدا لعنتت کند که آن معاون ات ، “ارجمندی” به من بسته شده بر تخت بیمارستان حمله کرد و کشیده بر گوشم خواباند؟!
یادت هست؟!

منبع: صفحه فیسبوک پیمان عارف




Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.