پنجشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۹۷ - Thursday 20 September 2018
بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

قتل یک نوجوان با شلیک گلوله پلیس در تهران

روزنامه دولتی ایران از کشته شدن یک نوجوان با تپانچه یک مامور نیروی انتظامی در خزانه تهران خبر داده است. این روزنامه از قول شاهدان نوشت، این نوجوان ۱۶ ساله به نام علی در فلکه چهارم خزانه همراه دوستانش در حال تماشای مراسم نیمه شعبان بوده که یک مامور پلیس او را به مست بودن متهم کرده و پس از مداخله دوستان این نوجوان، از نزدیک با تپانچه‌اش به گردن او شلیک می‌کند.

iran-emrooz.net | Thu, 12.07.2012, 14:15

روزنامه دولتی ایران از کشته شدن یک نوجوان با تپانچه یک مامور نیروی انتظامی در خزانه تهران خبر داده است. این روزنامه از قول شاهدان نوشت، این نوجوان ۱۶ ساله به نام علی در فلکه چهارم خزانه همراه دوستانش در حال تماشای مراسم نیمه شعبان بوده که یک مامور پلیس او را به مست بودن متهم کرده و پس از مداخله دوستان این نوجوان، از نزدیک با تپانچه‌اش به گردن او شلیک می‌کند.

بخشی از گزارش روزنامه ایران درباره این حادثه:

نیمه شعبان همه خیابان‌‌ها غرق نور بودند و کوچک و بزرگ برای شب جشن ثانیه‌شماری می‌کردند. علی ۱۶ سال بیشتر نداشت و با مینی‌موتوری که به تازگی خریده بود همراه دوستش راهی فلکه چهارم خزانه شد.

جمعیت زیادی بود. در ۱۰۰ متری حسینیه قمربنی‌هاشم و در حاشیه میدان روی موتورش نشست. هیاهویی به پا بود تا این که مأمور موتوری کلانتری ۱۶۰ خزانه سررسید. «علی» از ترس همراه نداشتن مدارک موتور و نداشتن گواهی​نامه به دوستش گفت می‌خواهد آنجا را ترک کند اما خیلی دیر شده بود و مأمور موتوری خود را به علی رساند. علی و دوستش ترسیده بودند، موتور خاموش بود و نمی‌توانستند فرار کنند، آنجا محله‌شان بود و همه آنها را می‌شناختند.

مأمور پلیس در برابر علی ۱۶ ساله ایستاد و با بیان این که پسربچه مشروبات الکلی خورده است وی را بازخواست کرد. «علی» گفت که مست نیست و هنوز حرف‌هایش تمام نشده بود که مأمور وی را به عقب هل داد و این پسربچه و موتورش روی زمین افتادند.

وقتی دوستان و بچه​محل‌‌های «علی» برای هواخواهی به سمت وی دویدند مأمور پلیس اسلحه‌اش را به دست گرفت و 2 تیر هوایی شلیک کرد. همه بهت​زده شدند. «علی» باز وحشت‌زده اصرار کرد که گناهی ندارد و مست نیست و از مأمور خواست دست از سرش بردارد. همه دیدند مأمور تپانچه‌اش را به نزديك علی برد، هیچ کس فکر نمی‌کرد گلوله‌ای شلیک شود، اما صدای انفجار همه را سر جایشان خشک کرد.

دیگر جشنی در کار نبود، علی ناله‌کنان روی زمین افتاد و خون اطرافش را رنگی کرد.

این‌‌ها ادعا‌های کسانی است که سوگند می‌خورند با چشمان خود چنین صحنه باورنکردنی را دیده‌اند و هنوز شوکه هستند.
تیم خبرنگاری شوک پس از این که ماجرای شلیک پلیس به یک شرور انتشار یافت با تماس‌‌های زیادی از سوی خوانندگان که همگی از اهالی خزانه بودند به تحقیقات میدانی دست زدند تا جزئیات این شلیک مرموز را فاش کنند.

اگر قدمی در خزانه بزنید تصویر پسربچه‌ای را می‌بینید که اعلامیه‌ مرگش روی شیشه همه مغازه‌‌ها نصب شده است و تصاویر بزرگ روی حجله‌‌ها نشان می‌دهد همه عزادار هستند.

همین کافی است که بدانید علی ۱۶ ساله نمی‌توانسته شرور بوده باشد و اهالی و همسایه‌‌ها داغدار مرگ این پسر، آن هم دو ماه بعد از مرگ پدر صاحب‌نامش هستند.

اما این سؤال ذهن همه را درگیر کرده است که آیا کسی جوابگوی شلیک بی‌دلیل این مأمور است؟!

گفت و گو با بازپرس پرونده

بازپرس رسولی از شعبه پنجم دادسرای امور جنایی تهران با بیان اینكه پلیس تیرانداز در اختیار بازرسی ناجا است به خبرنگار شوك گفت: تحقیقات نشان می‌دهد كه شب حادثه مأموران كلانتری ۱۶۰ خزانه از طریق پلیس ۱۱۰ مطلع شدند كه چند تن از اراذل و اوباش منطقه اقدام به شكستن شیشه خودروهای پارك شده در خیابان كرده‌اند.

وی افزود: بلافاصله چند موتور گشت پلیس برای بررسی این پرونده وارد عمل شدند. همزمان گشت موتوری پلیس به سه پسر جوان كه سرنشینان یك موتور بودند، دستور ایست داد. اما سرنشینان موتور بدون هیچگونه توجهی به اخطارهای پیاپی پلیس با سرعت زیاد پا به فرار می‌گذارند.

سرانجام پس از مسافت زیادی تعقیب و گریز، موتور استوار كلانتری دچار نقص فنی می‌شود، مأمور به ناچار برای ادامه تعقیب سه جوان از یك بسیجی موتورسوار كمك گرفته و به تعقیب آنان می‌پردازد. به ناچار برای متوقف كردن موتوسیكلت آنها اقدام به شلیك ۳ تیر هوایی می‌كند كه در این میان دو تن از سرنشینان زمینگیر شده و سرنشین موتور كه باز هم قصد فرار از محل را دارد، اما مأمور با پا ضربه‌ای به موتور وی می‌زند و مانع فرارش می‌شود، در این میان پسر جوان باز هم برای فرار با مأمور كلانتری گلاویز می‌شود و در حالی كه استوار پلیس تپانچه‌اش در دستش بود، وی مچ پلیس را گرفته و ناگهان یك تیر شلیك شده و به صورت جوان اصابت می‌كند.

ادعای دوست قربانی در بازپرسی

یكی از دو سرنشین موتوسیكلت كه شاهد این ماجرای خونین بود در بازجویی‌ها گفت: آن شب در پارك اندیشه نشسته بودم كه یكی از دوستانم به من اطلاع داد مأموران پلیس در تعقیب من هستند. بلافاصله به پسرخاله‌ام زنگ زدم و خواستم كه با موتور دوستش علی به دنبالم بیاید تا به خانه بروم.

دقایقی بعد پسر خاله‌ام به همراه علی آمدند و سوار موتوسیكلت آنان شدم كه همزمان گشت موتوری پلیس از راه رسید و ما با سرعت زیاد فرار كردیم.

در بین مسیر از علی خواستم كه توقف كند اما چون موتوسیكلتش را تازه خریده بود گفت نمی‌خواهد مأموران موتورش را بگیرند به خاطر همین فراری شدیم.

بازجویی از پلیس تیرانداز

استوار پلیس نیز در بازجویی‌ها گفت: وقتی به ما گزارش دادند كه تعدادی اراذل و اوباش اقدام به شكستن شیشه خودروهای پارك شده در خیابان كرده‌اند، از آنجا كه مشخصات ظاهری یكی از سرنشینان موتور سیكلت مشابهت زیادی با این مظنون داشت به تعقیب آنان پرداختم، هر چه اخطار ایست دادم آنها بی‌توجه به سرعت مارپیچ خود ادامه دادند، سرانجام برای متوقف كردن مظنون اقدام به تیراندازی هوایی كردم كه در این میان دو تن از مظنونان زمینگیر شدند، اما سرنشین موتوسیكلت – قربانی – باز هم قصد فرار داشت كه با پا موتوسیكلتش را به سمت زمین هل دادم و در این میان با هم گلاویز شدیم و ناگهان تیری از اسلحه‌ام شلیك و به صورت پسر جوان اصابت كرد.

شلیك از فاصله ۲۰ سانتی

بازپرس رسولی به خبرنگار روزنامه ایران گفت: شلیك گلوله از فاصله ۲۰ سانتیمتری بوده و بررسی‌های اولیه نشان می‌دهد كه قربانی حادثه شرور نبوده و انگار دوستش تحت تعقیب بوده است.

وی درخصوص اینكه شاهدان زیادی در محل تیراندازی بوده‌اند و داستان متفاوتی را بیان می‌كنند كه نشان می دهد هیچ تعقیب و گریزی در كار نبوده و علی در حال تماشای جشن نیمه شعبان بود كه پلیس به بهانه بوی الكل به آنان گیر داده است، گفت: ما هنوز قاطعانه اظهار نظر نمی‌كنیم در حال حاضر همه داشته‌هایمان فقط ادعاهایی است كه شنیده‌ایم، مأمور پلیس ادعاهای خودش را مطرح كرده، دوستان قربانی حادثه نیز همین طور، شاهدان حادثه نیز حرف‌هایی گفته‌اند و خواهند گفت كه همگی بررسی می‌شوند و با رسیدن به واقعیت نتیجه‌گیری خواهیم كرد.

بازپرس جنایی تهران در پایان گفت: چیزی كه ثابت شده شلیك از فاصله ۲۰ سانتی است و بقیه بررسی ها در اختیار تیم زبده‌ای از بازرسی ناجا قرار گرفته و آنان پس از تحقیقات كارشناسانه نتایج را در اختیار من قرار می‌دهند و مطمئن باشید مقصر به اندازه جرمش مجازات خواهد شد.

گفت‌وگو با شاهدان

یک زن که صدایش گرفته و همسایه روبه‌رویی محل جنایت است به خبرنگار روزنامه ایران گفت: «خودم دیدم که مأمور بی‌دلیل این پسر را که آرام روی مینی‌موتورش نشسته بود هل داد و بعد ۲ تیر هوایی شلیک کرد وقتی دوستان «علی» به سمت آنان رفتند اسلحه را روی گردن «علی» گذاشت و صدای شلیک را که شنیدم سر جایم خشکم زد.

یکی از دوستان علی نیز گفت: «دوستم نه اهل مشروب بود و نه خلاف می‌کرد. مینی‌موتور خریده بود تا مادرش را به خاطر این که پاهایش درد می‌کرد و قادر به حرکت نبود جابه‌جا کند و مرتب به بیمارستان ببرد.

مأمور به وی گفت چرا مشروب خوردی وی نپذیرفت، مأمور وی را هل داد و این حادثه رخ داد».

بخشی شوهر عمه «علی» نیز با بیان اینکه خودش شاهد این حادثه نبود، گفت: «چیزهایی که شنیده‌ام از یک نفر نبوده و همه، ماجرا را مشابه تعریف می‌کنند. مطمئن هستم دروغی در کار نیست، نظریه پزشکی قانونی هم نشان داده هیچ الکلی در خون «علی» نبوده است و واقعاً نمی‌دانیم این پلیس چرا وی را کشته است.»

وی با بیان اینکه مأمور پلیس عذاب‌وجدان گرفته و مرتب خواستار بخشش است، گفت: مادر «علی» پس از مرگ شوهرش تنها همین پسر را داشت که آن را هم از دست داد و همه بهت‌زده هستیم. پسر جوانی که وی نیز شاهد حادثه بود، گفت: «نمی‌دانم چرا مأمور پلیس چنین رفتاری کرد وقتی گلوله شلیک شد تماشاچیان با دیدن واکنش‌های مأمور به پلیس ۱۱۰ زنگ زدند، اما وی با بی سیم می‌گفت که خودش در صحنه است و همه چیز تحت کنترل وی است جالب‌تر اینکه اورژانس نیز با همین ادعاها حاضر نشد تا اینکه «علی» را پس از خونریزی زیادی داخل وانت پلیس انداختند و به بیمارستان آیت الله کاشانی بردند که کار از کار گذشته بود.»

وقتی خبرنگار روزنامه ایران سراغ مادر «علی» رفت و دید وی برای خاکسپاری پسر یکی‌یکدانه‌اش به شهرستان محلات رفته است با دوست صمیمی پدر خانواده به گفت‌وگو نشست.

شاگردا که بغض در گلو دارد، گفت: ساعت ۱۲ نیمه‌شب نیمه‌شعبان بود که مادر «علی» با دلشوره خاصی به من زنگ زد. هنوز از پسرش خبری نداشت، می‌گفت «علی» می‌داند من از تنهایی می‌ترسم و دیر به خانه نمی‌آید و موبایلش هم خاموش است.
من هم نگران شدم یک ساعت بعد بود که انگار به خانه‌شان زنگ زده و گفته بودند «علی» در بیمارستان آیت‌الله کاشانی است. من سراغ مادرش رفتم و با هم به بیمارستان رفتیم، باور نمی‌کردیم که با جسد «علی» روبه‌رو شویم.

وی افزود: «همه کسانی‌که صحنه را دیده‌اند استشهادی جمع کرده و تحویل پلیس و دادسرا داده‌اند، شکی نداریم که «علی» بی‌گناه کشته شده و تا آنجایی که من می‌دانم پلیس حتی اجازه شلیک به قاتل، دزد مسلح و هر مجرم دیگری را اگر وی فرار نکند یا مقابله‌ای نداشته باشد، ندارد.»




Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.