شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۷ - Saturday 22 September 2018
بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

تنگدستی و تقلا در ایران

گزارشگر نیویورک تایمز : یکی از یافته‏های من در این سفر ۲۷۳۶ کیلومتری در ایران این بود که در نتیجه‏ تحریم‏های غرب، کارخانه‏ها در حال تعطیلی، و کارگران در حال از دست دادن کار خود هستند؛ تجارت متزلزل است و قیمت‏ها در حال افزایش. این برای کیف پول و غرور طبقه‏ متوسط ایرانیان ویرانگر است. بدون پرده‏پوشی باید گفت که تحریم‌ها اهداف تعیین شده‏ خود، یعنی فشار شدید اقتصادی بر ایرانیان و ایجاد نارضایتی را برآورده کرده‏اند.

iran-emrooz.net | Sun, 17.06.2012, 15:03

نیویورک تایمز / نیکلاس کریستف

June 16, 2012

قبل از این که ایرانگردی سراسری خود را شروع کنم، برای خرید چند قطعه‏ کامپیوتری به یک پاساژ کوچک در تهران رفتم. گذشته از مجسمه‏ استیو جابز در ویترین، مغازه پر بود از آیفون و آیپد و یکی از فروشنده‏ها با پوزخندی تحقیرآمیز به لپ تاپ من نگاه می‏کرد. او با تمسخر گفت: «خیلی قدیمیه! سن این از من بیشتره؟»

این برخورد یادآور این نکته بود که ایران به نسبت بیشتر همسایگانش کشوریست ثروتمند و سطح بالا. با این وجود یکی از یافته‏های من در این سفر 2736 کیلومتری در ایران این بود که در نتیجه‏ تحریم‏های غرب، کارخانه‏ها در حال تعطیلی، و کارگران در حال از دست دادن کار خود هستند؛ تجارت متزلزل است و قیمت‏ها در حال افزایش. این برای کیف پول و غرور طبقه‏ متوسط ایرانیان ویرانگر است.

بدون پرده‏پوشی باید گفت که تحریم ها اهداف تعیین شده‏ خود، یعنی فشار شدید اقتصادی بر ایرانیان و ایجاد نارضایتی را برآورده کرده‏اند.

یک کارخانه‏دار به نام حسن قنبری که تابلو برق تولید می کند به من گفت که [برای تعدیل نیرو] ناچار شده است 12 نفر از 15 نفر کارگر خود را اخراج کند. مسعود فاطمی که تولیدکننده‏ نخ و پارچه است می‏گوید که تحریم ها مشکلات موجود را تشدید کرده‏ است. او می گوید: «افزایش مضحک قیمت ها، تولید را تقریبا غیرممکن کرده است. در نتیجه‏ این تحریم‏ها، همه چیز سخت‏تر و وقتگیرتر و گرانتر شده است.»

فاطمی می‏گوید که یک سال و نیم پیش یک مبدل برق در کارخانه اش منفجر شد و یکی از خطوط تولیدش را تعطیل کرد و در نتیجه او روزی پانصد دلار ضرر داده است. او می‏گوید در نتیجه‏ تحریم‏ها نتوانسته است یک مبدل جدید تهیه کند، اما امیدوار است به زودی بتواند یک مبدل ساخت کره‏ جنوبی بخرد.

در تبریز، شهری در غرب ایران، من با یک فروشنده‏ کفش های ورزشی نایک، آدیداس و ساکونی که نشانه‏ مرفه بودن خریداران است صحبت کردم. او می‏گوید: «اگر یک جوان دنبال دوست دختر می‏گردد، با پوشیدن نایک بهترین شانس را خواهد داشت.»

او با ناراحتی گفت که فروش در یک سال گذشته به یک سوم کاهش یافته است و با تنفر افزود که دست بسیاری از ایرانیان چنان تنگ است که با کفش های تقلبی نایک ساخت چین به مهمانی می‏روند.

در اسفند پارسال، ایران از شبکه‏ بین المللی بانکی سوئیفت اخراج شد. در نتیجه این تاجر امروزه با استفاده از سیستم سنتی حواله که شبکه‏ای غیر رسمی برای معامله‏های نقدی است خرید می‏کند. شما یک کیف پول نقد را به یک صرافی در بازار می‏برید و بعد درخواست می‏کنید که [معادل آن] در پکن یا لوس آنجلس وصول گردد. این نسبت به انتقال بانکی، گرانتر و غیرقابل اعتمادتر است، اما در حال حاضر جایگزین اصلی ا‏ست.

یک صراف حوالجات، به من گفت: «ما داریم دنبال راهی می‏گردیم که تحریم‏ها را دور بزنیم. ملت ایران هیچ راه دیگری ندارند.»

از آن رو که رییس جمهور محمود احمدی نژاد تمام یارانه ها، از نان گرفته تا بنزین را حذف کرده است، درماندگی مالی دو چندان شده است. این شاید سیاست اقتصادی مثبتی باشد ولی بسیار منفور است.

تحریم‏های غرب از یک سوی دیگر نیز موفق بوده‏اند. بیشتر ملامت از بابت فشار اقتصادی، متوجه رهبران خود ایران است و به نظر می‏رسد که نارضایتی در کل سیستم سیاسی در حال افزایش است. من بارها به ایرانیانی برخورد می‏کردم که بیشتر برای افزایش قیمت ها از رهبرانشان عصبانی بودند تا برای زندانی بودن مخالفان یا بهاییان.

یک مرد که کار فروشندگی‏اش را از دست داده است با درماندگی گفت: «ما دیگر نمی توانیم مثل گذشته کاسبی کنیم و کیفیت زندگی مدام دارد بدتر می‏شود. ما رژیم خودمان را ملامت می‏کنیم نه کشورهای غربی را.»

فشارهای مالی ممکن است توجه مردم را از بقیه‏ مسائل ملی منحرف کند. مثلا خیلی از ایرانیان بر سر مسئله‏ هسته‏ای‏ در کنار دولتشان هستند و از ترور دانشمندان هسته‏ای ایرانی عصبانی، ولی بیشتر مترصد اخراج از شغلشان و قیمت‎های سر به فلک کشیده هستند.

در غرب ایران، زنی جوان به من گفت: «این اقتصاد کمر مردم را دارد می‏شکند.»

من از این عذاب متاسفم و بیایید این را روشن کنیم که این تحریم‏ها بیشتر به مردم عادی ضربه می‏زند تا به مقامات بالا. من همچنین از این وحشتزده هستم که غرب از فروش قطعات هواپیما جلوگیری می‏کند و این خطر سقوط هواپیماهای مسافربری را افزایش می‏دهد.

اما با پوزش از تمام ایرانیان بی‎نظیری که من را غرق مهمان‏نوازی خودشان کردند، من با تحریم‏ها موافقم. چرا که راه دیگری برای زیر فشار قراردادن رژیم بر سر مسئله‏ هسته‏ای، یا تلنگری بر قدرت آنها نمی‏بینم. نتیجه‏گیری من این است که تحریم ها دارند به خوبی کار می‎کنند.

این موفقیت، بحث حمله‏ نظامی به پایگاه‏های هسته‏ای ایران را، هم بی‏خردانه جلوه می‏دهد و هم بی مسئولیت. جدا از تلفات انسانی، در شرایطی که این تحریم‏ها بقای رژیم را به چالش گرفته‏اند، این حمله‏ نظامی واکنشی ملی‏گرایانه ایجاد می‏کند که برای سالهای زیادی رژیم را پایدار خواهد کرد. نه! کسی نمی‏تواند زمانش را پیش بینی کند اما مصر، تونس و یمن نشان داده‏اند رژیم‏های منفوری که قابل بقا نیستند، دوام نخواهند آورد.

تاجری که در کنار دریای خزر با او گفتگو کردم می‏گفت: «[تحمل] مردمی که نان در سفره می‎گذارند و این فشار را تحمل می‏کنند حدی دارد. دیر یا زود این حد به پایان می‏رسد و همه چیز تغییر خواهد کرد.»

انشاالله، اگر خدا بخواهد.

بخش نخست گزارش نیکلاس کریستف: «در ایران نمی‌شود حرف راست زد»




Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.