سه شنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۷ - Tuesday 18 September 2018
بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

فساد و تباهی ارکان حکومت را فرا گرفته است

نامه محمدتقی کروبی هب مهدوی کنی: دوست دارم باور کنم که ایشان (مهدوی کنی) ندیده‌اند و نشنیده‌اند دستگاه های امنیتی و نظامی در ۳۰ ماه گذشته چه بلایی بر سر معترضین نازل کرده‌اند. اما مگر می‌شود در این دنیا بود و فیلم جان دادن فرزندان این سرزمین را در خرداد و عاشورا ندید؟ مگر می‌شود در قید حیات بود و فریاد تظلم‌خواهی نخبگان کشور را از زندان‌های رسمی و غیررسمی نشنید.

iran-emrooz.net | Mon, 02.01.2012, 16:57

فرزند مهدی کروبی در نامه ای به مهدوی کنی آورده است: دوست دارم باور کنم که ایشان ندیده اند و نشنیده اند دستگاه های امنیتی و نظامی در ۳۰ ماه گذشته چه بلایی بر سر معترضین نازل کرده اند. اما مگر می شود در این دنیا بود و فیلم جان دادن فرزندان این سرزمین را در خرداد و عاشورا ندید؟ مگر می شود در قید حیات بود و فریاد تظلم خواهی نخبگان کشور را از زندان های رسمی و غیر رسمی نشنید.

محمد تقی کروبی در نامه خود نوشته است: نزدیک به ۱۱ ماه است که پدر و مهندس موسوی بدون محاکمه و طی کردن تشریفات قانونی در حبس غیر قانونی قرار گرفته‌اند و از حقوق اولیه یک زندانی عادی هم محروم هستند. بیش از ۶ ماه است که پدرم در انفرادی هستند و اجازه ماندن به مادرم داده نمی شود، فکر می کنید کم است، دستور تشدید صادر نمائید و مطمئن باشید در اراده او خللی ایجاد نمی شود، اما لطفا از انصاف و عدالت و صبوری سخن بر زبان نرانید.

متن کامل این نامه در وبسایت شخصی محمدتقی کروبی به شرح زیر است:

وَلا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَکْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُون

رعایت حرمت افراد بویژه بزرگان را از پدر آموخته ام ، چنین کرده ام و خواهم کرد. اما این به معنای نادیده گرفتن سخن نادرست و توهین آمیز افرادی نیست که برای برخورداری مستمر از مزایای حکومتی، مردم و بزرگان را دشمن و ظلم های صورت گرفته را عدالت و انصاف می نامند. آقای مهدوی کنی از زمان اعطای مسند ریاست خبرگان مواضع عجیبی اتخاذ می کنند که از آنجمله می توان به بیانیه مرتبط با جشن حکومتی ۹ دی اشاره کرد. ایشان در این بیانیه رهبران جنبش اعتراضی را در مرز “بغی” قرار داده و مدعی شدند این دو عزیز “با ژنرال‌ها و افسران جنگ نرم دشمن همراهی کردند و از سوی مردم لقب ساکتین و مردودین را گرفتند.” آیت الله کنی ظلم ها و فشارهای بی حد و حصر ۳۰ ماه گذشته را کتمان و مدعی انصاف،‌عدالت و صبوری حکومت با این عزیزان در حبس شده است. بازخوانی بخشی از خاطرات پدرم کمک به آشنائی با روحیات ایشان در سال های اول انقلاب که این روزها شباهتی بسیار با ادبیات جناب شجونی پیدا کرده است، می کند. پدر در بخشی از خاطرات روزهای ترور می گوید:

«... بعد از حوادث تلخ و ترور های مستمر منافقین که منجر به شهادت آیت الله دکتر بهشتی، محمد منتظری و بیش از نزدیک به ۷۰ نفر از بهترین نیروهای نظام شد، آیت الله اردبیلی با ناراحتی نقل کردند که آقای مهدوی کنی پیشنهاد دادند گروهی برای مذاکره با مسعود رجوی تعیین شوند تا بخشی از قدرت را به وی واگذار کنند تا ماجرا تمام شود.»

عجبا، در روزهایی که گروهک تروریستی به قیام مسلحانه اقدام و در نقاط مختلف تهران بمب گذاری می کردند و صادق ترین نیروهای این کشور را در کنار شهروندان عادی به خاک و خون می کشیدند، ایشان پیشنهاد واگذاری قدرت به سرکرده گروهک تروریستی را مطرح کردند و امروز در کسوت رئیس مجلس خبرگان به جای استجابت صدای حق طلبانه مردم معترض، آنان را بی بصیرت نامیده و صادق ترین یاران مردم و کشور را در مرز “بغی” قرار می دهند.

در این باب در قرآن کریم می خوانیم:

إِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّى تَفِیءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِین .

و اگر دو طایفه از مؤمنان با هم بجنگند میان آن دو را اصلاح دهید و اگر [باز] یکى از آن دو بر دیگرى تعدى کرد با آن [طایفه‏اى] که تعدى مى‏کند بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد پس اگر باز گشت میان آنها را دادگرانه سازش دهید و عدالت کنید که خدا دادگران را دوست مى‏دارد.

والباغی هومن خرج علی امام عادل و قاتله و منع تسلیم الحق.

در فقه اسلامی باغی کسی است که به قیام مسلحانه علیه امام عادل مبادرت و مانع سپردن حق به او گردد. قصد ورود ماهوی به این بحث را ندارم و از سایر شروط دیگر حدیث می گذرم اما دوست دارم بدانم ایشان با چه ضابطه‌ای اعتراض مسالمت آمیز مردم نسبت به دروغ و خیانت و نهی از منکر را قیام مسلحانه تعبیر کردند. ریشه این تحول عجیب و غریب در نگرش اخیر ایشان چیست؟ چگونه نگرشی که قائل به تقسیم قدرت با سازمان مجاهدین خلق در اوج خیانت و بمب گذاری بوده امروز حرکت مسالمت آمیز مردم در مطالبه حقوق قانونی شان، مصرح در قانون اساسی را مرز تحقق جرم بغی خطاب می کند و از ترحم و صبوری با بغات سخن می گوید. دوست دارم باور کنم که ایشان ندیده اند و نشنیده اند دستگاه های امنیتی و نظامی در ۳۰ ماه گذشته چه بلایی بر سر معترضین نازل کرده اند. اما مگر می شود در این دنیا بود و فیلم جان دادن فرزندان این سرزمین را در خرداد و عاشورا ندید؟ مگر می شود در قید حیات بود و فریاد تظلم خواهی نخبگان کشور را از زندان های رسمی و غیر رسمی نشنید.

به درستی به بصیرت اشاره کرده اند اما نگفته اند که برخلاف حاکمان که این روزها دولت مستقر را جریان انحرافی می نامند، مردم شجاع و باهوش ایران با بصیرت کم نظیر خود راه تغییر دولت بر آمده از دروغ و تزویر را در روشی دموکراتیک و در صندوق های رای جستجو کردند. جستجویی که برای آنان بهایی خونین در کف خیابان ها و زندان ها داشته و دارد. از دورغ و تزویر و مکر گفته اید در حالی که بهتر از هر کس میدانید که مبنای حکومت بر دروغ، تزویر و مکر استوار گردیده و فساد و تباهی ارکان حکومت را فرا گرفته و دستاورد سه دهه تلاش را یکباره بر باد داده است.

نزدیک به ۱۱ ماه است که پدر و مهندس موسوی بدون محاکمه و طی کردن تشریفات قانونی در حبس غیر قانونی قرار گرفته اند و از حقوق اولیه یک زندانی عادی هم محروم هستند. بیش از ۶ ماه است که پدرم در انفرادی هستند و اجازه ماندن به مادرم داده نمی شود، فکر می کنید کم است، دستور تشدید صادر نمائید و مطمئن باشید در اراده او خللی ایجاد نمی شود، اما لطفا از انصاف و عدالت و صبوری سخن بر زبان نرانید. مزید اطلاع شما و دیگران دوست دارم خاطره ای را بازگو کنم. فردای روزی که در قزوین نیروهای سپاه به ماشین پدرم شلیک کردند، به منزل عزیز اندیشمند و فعال حقوق بشری آقای عماد باقی که در آن زمان در زندان بودند می رفتیم. در مسیر نگرانی خانواده و دوستان از برخورد خشونت آمیز حکومت و پیام شلیک چند گلوله را به ایشان انتقال دادیم، در پاسخ گفتند مسیر پر تلاطم و ناهموار است، من خود را برای هر برخوردی آماده کردم، من نمی توانم نسبت به این ظلم ها و خیانت ها به خون شهدا و مردم بی تفاوت بمانم و عافیت طلبی پیشه کنم. شاید برخی بتوانند اما من برای متاع ناچیز این دنیا آخرت خود را ویران نخواهم کرد و به مردم خیانت نخواهم کرد. مناسب دیدم متن زیر که نقلی مستقیم از نامه بهمن ماه ۱۳۸۸ پدرم است را در این نوشتار ذکر کنم.

“… من می توانستم از آنچه بر ملک و ملت می گذرد، سخنی نگویم و دلشاد و سرخوش از گنجینه خاطرات گذشته ام آرام و بی دغدغه اندوخته اسلامی و انقلابی و مردمی پنجاه ساله خود را در معرض حراج گذاشته و در قبال فروش آن، زندگی آسوده ای را فراهم کرده و مورد احترام ارباب قدرت قرار گیرم. ولی چنین رفتاری از جوانمردی و مسلمانی به دور است و من حیات و ممات خود را متعلق به اسلام، ایران و مردم می دانم. بزرگترین افتخار من این است که بنده خدا، فرزند ایران و سرباز مردم بوده و خواهم بود، لذا سکوت و یا جدایی از مردم و بی توجهی به منافع ملی را نه تنها جفا دانسته بلکه با تاکید بر ارزش های دینی و آرمان های بلند مردم و امام، متبلور در قانون اساسی به دفاع از حقوق شرعی و قانونی و آزادی های مشروع مردم پرداخته وخواهم پرداخت.”

آیت الله کنی در بخشی دیگر از بیانیه خود توصیه کرده اند که ” اینجانب از باب خیرخواهی به آنها می‌گویم تا فرصت باقی است به دامن ملت برگردند”. ای عزیز سخن برخی از دوستان تند و بی تدبیر خود را بخوانید تا بیشتر به محبوبیت این دو عزیز نزد ملت پی ببرید. آنان بر خلاف حاکمیت که با جو رعب و وحشت به تسخیر فیزیکی مشغول هستند، به تسخیر قلب ها پرداخته اند. اجازه دهید من بعنوان فرزندی کوچک و علاقمند به شما متقابلا و از سر خیر خواهی از جنابعالی که در شرائط جسمی خوبی هم نیستید بخواهم که گذشته خود را ارزان معامله نکنید و ملک ابدی را به ثمن بخس به حراج نگذارید.




Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.