چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ - Wednesday 21 November 2018
بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

دانشگاهی برای دیکتاتورها

همگان سرهنگ قذافی را به عنوان کسی که طی چهار دهه حکومت بیرحمانه بر مردم لیبی، به آنها ظلم زیادی کرد، می شناسند، اما کمتر کسی کارزار گسترده جنایت و تروریسمی را که او در اوج قدرت‌اش در غرب آفریقا و اروپا به راه انداخت به خاطر دارد.

iran-emrooz.net | Sat, 05.03.2011, 18:55



داگلاس فاراه
۱۴ اسفند ۱۳۸۹
منبع: فرارو

همگان سرهنگ قذافی را به عنوان کسی که طی چهار دهه حکومت بیرحمانه بر مردم لیبی، به آنها ظلم زیادی کرد، می شناسند، اما کمتر کسی کارزار گسترده جنایت و تروریسمی را که او در اوج قدرت‌اش در غرب آفریقا و اروپا به راه انداخت به خاطر دارد.

همچنین اتحاد اخیر قذافی با هوگو چاوز و روابط طولانی‌اش با دانیل ارتگا در نیکاراگوئه - دو نفر از کسانی که در حال نقض مداوم قانون اساسی کشورشان و حرکت به سوی دیکتاتوری‌اند - نیز به خوبی درک نشده است و به این واقعیت هم که هر سه این دولتها (لیبی، ونزوئلا و نیکاراگوئه) از فارک (شورشیان ارتش انقلابی کلمبیا) حمایت می کنند، آنطور که باید توجه نشده است. فارک یک گروه تروریستی است که بیش از نیمی از کوکائین مصرفی جهان و دو-سوم کوکائینی که به ایالات متحده وارد می شود را تولید می کند.

ارتگا و چاوز از معدود رهبرانی هستند که از حمله قذافی به مردم خودش دفاع کرده‌اند و او را برای «آخرین جنگ انقلابی‌اش» همواره مورد تشویق قرار داده‌اند.

در سال ۲۰۰۴ قذافی به چاوز «جایزه بین المللی حقوق بشر» را که خودش ابداع نموده بود اعطا کرد. چاوز نیز در مقابل، «نشان افتخار سیمون بولیوار»، رهبر جنگهای آزادی بخش امریکای لاتین در سده ۱۹ را در سال ۲۰۰۹ به قذافی داد. چاوز اکنون پیشنهاد میانجی گری در منازعات لیبی را به جامعه جهانی ارائه کرده که بنا به گزارشهای رسیده، تاکنون تنها از سوی قذافی پذیرفته شده است.

روابط قذافی با برخی از سرکوبگرترین رژیمهای حال حاضر جهان و دیگر جنبشهای مسلح، در دهه ۱۹۸۰ آغاز شد. وقتی که او یکی از بزرگترین تهدیدهای تروریستی جهان محسوب می شد. قذافی سرمست از پول بادآورده نفت، یک اردوگاه نظامی را برای آموزش تعدادی از بیرحم ترین ستیزه جویان و جنگ سالاران سراسر افریقا، رهبری کرده است. میراثی که اکنون این منطقه را سست و بی ثبات نموده است.

قذافی اردوگاهی به نام «مرکزانقلاب جهانی» (WRC) در حوالی بنغازی تاسیس کرده بود. اردوگاهی که پژوهشگری به نام «استفن الیس» در کتاب خود «نقاب آنارشی» در سال ۲۰۰۱ به آن اشاره نموده و آن را به مثابه «دانشگاهی بزرگ برای تربیت یک نسل کامل از انقلابیون در افریقا» دانسته است که بسیاری از آنها جزو بدنام ترین دیکتاتورهای افریقا هستند. دانشجویان این مرکز از کشورهای مختلف جذب و در اردوگاههای متعددی در بیابان های لیبی آموزش کار با سلاح، تکنیکهای اطلاعاتی و برخی آموزشهای ایدئولوژیک مبتنی بر «کتاب سبز» قذافی را فرا می گرفتند. طول دوره های آموزشی بنا به سطح تخصصی که باید به افراد آموزش داده می شد از چند هفته تا بیش از یک سال در نوسان بود.

همزمان با گروههای افریقایی، کادرهای قذافی، «ساندینیستهای» نیکاراگوئه و دیگر اعضای جنبشهای انقلابی امریکای لاتین را که روابط روبه گسترشی با دانیل ارتگا (رئیس جمهور فعلی نیکاراگوئه) داشتند نیز آموزش می دادند. قذافی از این طریق و به تدریج، روابط خود را با فارک نیز گسترش داد. به نحوی که لیبی میزبان گردهمایی های منظم رهبران این گروههای انقلابی بود.

در دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ یک گروه نخبه، از دانشجویان حاضر در اردوگاههای آموزشی «مرکز انقلاب جهانی» شکل گرفت. این دانش آموختگان، یک «انجمن اخوت» بوجود آوردند که از طریق آن، در مبازرات خشونت بار و خونین خود برای کسب قدرت و ثروت، اقدام به حمایت متقابل از یکدیگر می نمودند. این شبکه گسترده هنوز هم دارای نفوذ بالایی از طریق دانش آموختگان سابق «مرکز انقلاب جهانی » است، کسانی مثل «بلیز کمپائوره» در بورکینافاسو و «ادریس دی بای» در چاد.



آنچه که اینان را با یکدیگر متحد می سازد، دستورکار ضد امریکایی آنهاست، همان چیزی که دلیل اصلی حمایت قذافی از این دیکتاتورها بود. قذافی نزدیک ترین متحد منطقه ای رابرت موگابه (دیکتاتور زیمباوه) نیز هست. هرچند او دانش آموخته «مرکز انقلاب جهانی » در لیبی نبوده اما همیشه از کمکهای مالی و محموله‌های نفتی چند صد میلیون دلاری قذافی بهره مند شده است، با این وجود، روابط این دو دیکتاتور در دوره اخیر به دلیل ناتوانی موگابه در بازپرداخت بدهی های هنگفت اش تیره شده است.

به نظر می رسد قذافی در سرمایه گذاریهایش عملکرد خوبی داشته است. پس از اینکه او در «جمهوری افریقای مرکزی» به نفع رئیس جمهور این کشور، «انج فلیکس پتازی» دخالت نظامی کرد، وی یک قرار داد حیرت انگیز با قذافی به امضاء رساند که طبق آن اجازه بهره برداری از تمام منابع طبیعی افریقای مرکزی برای مدت ۹۹ سال به لیبی واگذار می شد، از جمله منابع نفت، اورانیوم، الماس، مس و... قذافی همچنین در ازای حمایتها و کمکهایش از موگابه، علاوه بر هدایای لوکس، سهام عمده معدود شرکتهای دولتی زیمباوه را که هنوز سرپایند از آن خود نمود.

غرب افریقا خاطرات دردناکی از جاه طلبی های قذافی دارد. لیبریا، دژ محکم امریکا در غرب افریقا در دوران جنگ سرد، پس از آنکه رونالد ریگان دستور بمباران کاخ قذافی را در سال ۱۹۸۶ صادر نمود، به طور ویژه ای مورد توجه قذافی قرار گرفت.

برای انتقام گیری از این کشور و متحدش، قذافی «چارلز تیلور» را به استخدام خود درآورد، یک جنایت کار جنگی که اکنون در آستانه محاکمه به اتهام جنایت علیه بشریت است. اتهامات وی شامل ربودن کودکان برای استفاده به عنوان سرباز جنگی، تجاوز برنامه ریزی شده و سیستماتیک و قتل عام است. سرباز دیگر قذافی در افریقا «فدای سانکوه» از «جبهه متحد انقلابی سیرالئون» است، که اگر به مرگ طبیعی نمی مرد اکنون باید به اتهام ارتکاب جنایاتی شبیه به چارلز تیلور محاکمه می شد.

سانکوه یک سرجوخه بیسواد بود که تحت نظارت تیلور، «جبهه متحد انقلابی سیرالئون» را بنیان گذاشت. دو جنایتکاری که به دلیل قساوتهایشان - شامل قطع دست و پای مردان، زنان و کودکان به عنوان بخشی از سیاست «زمین سوخته» برای تصاحب مناطق دارای معادن الماس در دهه ۱۹۹۰، زبانزد بودند. قساوتهای آنها در آن زمان توسط قذافی حمایت می شد و وی به صورت مداوم با تیلور و دستیاران‌اش برای بررسی جبهه نبرد و ارائه کمکهای تسلیحاتی دیدار می کرد. قذافی حتی پس از اینکه تیلور در سال ۲۰۰۳ از قدرت برکنار شد نیز برای او تسلیحات می فرستاد.

یک دیگر از دانش آموختگان «مرکز انقلاب جهانی»، «لوران کابیلا» ست، کسی که با بیرحمی تمام قدرت را در جمهوری دموکراتیک کنگو، پس از سرنگونی «موبوتو سه سه سکو» در سال ۱۹۹۷، تصاحب کرد. ناکارآمدی، فساد و جنایت آنچنان بر مجموعه تحت مدیریت کابیلا حاکم بود که «ارنستو چه گوارا» انقلابی آرژانتینی/کوبایی وقتی تلاش می کرد تا در دهه ۱۹۶۰ با نیروهای کابیلا کار کند، از آنها سرخورده شد و این کشور را رها کرد. هر چند اکنون روابط قذافی با رئیس جمهور فعلی کنگو «جوزف کابیلا» (پسر لوران کابیلا) چندان نزدیک نیست.

کومپائوره، رئیس جمهور فعلی بورکینافاسو از دیگر دانش آموختگان برجسته «مرکز انقلاب جهانی» است. در سال ۱۹۸۷، سربازان وفادار به کومپائوره، که آن زمان یک سروان و از وزرای دولت بود، رئیس جمهور «توماس سانکارا» و بهترین دوست کومپائوره را ترور کردند. به عنوان رئیس جمهور یک کشور کوچک، فقیر و محصور در خشکی، کومپائوره پس از رسیدن به قدرت سربازانش را برای حمایت از شورش تیلور و «جبهه متحد انقلابی سیرالئون» بسیج کرد. تحقیقات سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۲ آشکار ساخت که کومپائوره با نقض تحریم تسلیحاتی این سازمان، نقش مهمی در مسلح نمودن «جبهه متحد انقلابی سیرالئون» و تیلور داشته است. کومپائوره برای سالها، متحد قذافی باقی ماند.

قذافی همچنین از سال ۱۹۷۹ از ساندنیستها و دانیل ارتگا در امریکای لاتین حمایت کرده است، چیزی که دانیل ارتگا هرگز فراموش نمی کند. وی هفته گذشته قذافی را «برادر» خود خواند و این هفته خطاب به او گفت: «نیکاراگوئه، دولت من، جبهه آزادیبخش ملی ساندینیست و مردم ما در این جنگ با شمایند.»

روابط قذافی با چاوز و شورشیان فارک حداقل به ۱۱ سال پیش برمی گردد. مجموعه پیامهایی که میان «رائول ریس» فرمانده شورشیان فارک، قذافی و ارتگا رد و بدل شده نشان از روابط عمیق آنها دارد که کماکان ادامه دارد. فارک که در سال ۱۹۶۴ در کلمبیا بنیان گذاشته شد، قدیمی ترین جنبش چریکی نیمکره غربی به حساب می آید. زمانی که چاوز در ونزوئلا بر سر کار آمد حمایت سیاسی بیدریغ خود را از فارک آغاز نمود و خواستار حذف نام این گروه از لیستهای تروریستی امریکا و اروپا شد. دانیل ارتگا نیز روابط طولانی مدتی، به همان اندازه قذافی و چاوز، با شورشیان فارک دارد.

پس از آنکه «ریس» در سال ۲۰۰۸ کشته شد، کامپیوتر شخصی او به دست پلیس کلمبیا افتاد. این کامپیوتر حاوی انبوهی از مکاتبات بود، شامل نامه‌ای که در ۴ سپتامبر ۲۰۰۰ از فرماندهی ارشد فارک خطاب به «رفیق، کلنل قذافی، رهبر بزرگ جهانی» نوشته شده، نامه ای که در آن از قذافی به دلیل میزبانی فرماندهان فارک در لیبی بسیار تشکر شده است و سپس درخواستهای فارک به این شرح بیان گردیده «یک وام ۱۰۰ میلیون دلاری، با بازپرداخت ۵ ساله ... برای خرید موشکهای زمین به هوا جهت مقابله با حملات هوایی» ای که توسط هواپیماهای امریکایی و برای حمایت از دولت کلمبیا، علیه این شورشیان انجام می شد.



ریس در ۲۲ فوریه ۲۰۰۳ نامه‌ای برای دانیل ارتگا با نام «تحویل دستی» نوشته که در آن بر دریافت فوری یکسری درخواستهای ضروری از جمله یک مجموعه موشک، تاکید شده است. ریس در این نامه نوشته است «ارتگا، رفیق عزیز، لیبی قول داده که نیازهای ما را پاسخ دهد، اما تا کنون اطلاعی از تحویل موارد درخواستی نیست ... زمانی که ما در لیبی بودیم آنها به ما گفتند که سیاستهای لیبی را در منطقه (امریکای لاتین) دانیل ارتگا نمایندگی می کند، به همین دلیل ما به شما مراجعه نموده و امیدواریم از این طریق نیازهای خود را برآورده سازیم.» اینکه آیا این تسلیحات به شورشیان تحویل داده شد یا خیر هنوز در هاله ای از ابهام است.

چاوز وقتی که سال ۲۰۰۹ در جریان سفر قذافی به ونزوئلا و در مراسم اعطای نشان ویژه و شمشیر سیمون بولیوار به او گفت «قذافی همان نقشی را برای مردم لیبی دارد که سیمون بولیوار برای مردم ونزوئلا داشته است.» برای او سنگ تمام گذاشت، قذافی هم در پاسخ به اظهارات چاوز گفت «ما دارای سرنوشتی مشترک بوده و در یک سنگر و علیه یک دشمن مشترک مبارزه می کنیم و سرانجام پیروز خواهیم شد.»

به نظر می‌رسد چاوز، اورتگا، موگابه، کومپائوره و بقیه دیکتاتورهای کلوپ کوچک قذافی، نومیدانه انتظار دارند که کلنل شکست نخورد. حمایت چاوز و ارتگا از قذافی، برای آنان از نظر سیاسی بسیار پرهزینه بود و مایه لکه دار شدن حیثیت سابقه انقلابی، آزادیخواهانه و دموکراتیک امریکای لاتین شد. دوره یکی از دیکتاتورهای پیر این باشگاه به احتمال زیاد و به زودی به پایان خواهد رسید و مابقی آنها باید به این «سرنوشت مشترک» دیکتاتورها، بیشتر فکر کنند.

منبع: http://www.foreignpolicy.com
۴ مارچ ۲۰۱۱
مترجم: قاسم توکلی




Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.