شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۷ - Saturday 22 September 2018
بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

جدایی گروهی از اعضای اتحاد جمهوری‌خواهان

گروهی از اعضای «اتحاد جمهوری‌خواهان ایران» با انتشار بیانیه‌ای از آن جدا شدند. این گروه علت جدایی خود را «شکل‌گیری خط سیاسی معینی» در درون اتحاد جمهوی‌خواهان اعلام کرده‌اند که آنها را «در گناه فجایعی» که در کشور رخ می‌دهد، با «رهبری» جمهوری اسلامی «شریک» می‌داند. این گروه می‌گویند: «ما همزیستیِ سازمانی با چنین دیدگاهی را در اتحاد جمهویخواهان بسود جنبش دمکراسی خواهانه مردم ایران نمی‌دانیم.»

iran-emrooz.net | Tue, 01.02.2011, 0:39

متن کامل بیانیه:

برای بازسازی جنبش جمهوریخواهی

اتحاد جمهوریخواهان ایران (اجا) هفت سال پیش در شرایطی تشکیل شد که حرکت اصلاح طلبانه دوم خرداد به بن بست رسیده بود و گشودن دورنمای دیگری برای تحقق مطالبات آزادیخواهانه مردم ضروری می نمود. در بیانیه "برای اتحاد جمهوریخواهان" نوشته بودیم :

"حرکت اصلاح طلبانه دوم خرداد اگر چه دستاوردهايی هـمچون بازنمايی تناقضات قانون اساسی، گشايش فضای مطبوعاتی و کمک به انزوای جناح‌های اقتدارگرا با خود داشته است، اما اين حرکت نتوانسته است حقوق اساسی مردم و آزادی‌های فردی و اجتماعی را تثبيت کند. يکی ازعلل "بن بست اصلاحات" سرسختی اقتدارگرايان در تداوم استبداد است، اما علل ديگر آنرا بايد در محدوديت برنامه سياسی اصلاح طلبان، تناقضات نظری، اتکای يک سويه بر ظرفيت‌های قانون اساسی و کم توجهی به سازماندهی نيروهای جامعه مدنی جستجو کرد. اين تجربه نشان داد که اصلاحات تدريـجی و قانونی به ميانـجی مجلس و قوه مجريه، بدون تکيه به نيروی سازمان يافته مردم و تغييرات بنيادی در قانون اساسی به سرانـجام نـخواهد رسيد.

ساختار سياسی جمهوری اسلامی که دين و دولت را درهـم آميخته و برپايه تبعيض ميان شهروندان بناشده است، نمی‌تواند مبنای تدوين قوانين و تنظيم مناسبات اجتماعی به شيوه ای امروزی و مردمسالارانه باشد... ولايت فقيه و نهادهای وابسته به آن بزرگترين مانع در راه استقرار مردمسالاری و ثبات و پيشرفت کشورند.

در چنين وضعيتی، هـمگامی و هـمآهنگی افراد و نيروهای آزادی خواه و ايـجاد يک جنبش وسيع دمکراتيک ميتواند اقتدارگرايان را به تمکين و پذيرش مطالبات مردم وادار سازد و راه دستيابی به آزاديهای سياسی، برگزاری انتخابات آزاد و در نهايت مراجعه به آراء عـمومی را برای تغيير قانون اساسی و گذار به دمکراسی بگشايد. تشکل جـمهوری خواهانی که در پی تـحول مسالمت آمـيز جامعه‌اند، با برنامه سياسی روشن و راهبردی مبتنی بر بسيج سازمان يافته مردم، گامـی در جهت شکل گيری چنين جنبشی است."

امید این بود که خواست و اراده سیاست ورزی مشترک، بین فعالان سازمانی و روشنفکران سیاسی، یک تشکل مدرن با هویت و چهری نوین پدید آورد. ما که از پایه گذاران و اعضای اتحاد بودیم همه فعالیت سیاسی خود را در این سازمان متمرکز کردیم. ولی کوشش برای اجماع که در مراحل نخستین تشکیل سازمان بایسته بود بتدریج تبدیل به سیاستی شد که که شکل گیری اقلیت و اکثریت و اتخاذ سیاست های لازم را دشوار و سپس ناممکن میساخت. هرآینه تصمیمی نیز به اکثریت آراء گرفته میشد، هرکس مجاز بود دیدگاه خود را بصورت فردی یا جمعی ویا از طریق سازمان دیگری اعلام کند. امکانات رسانه ای به چهره های سرشناس اتحاد امکان میداد نظر خود را در رسانه های عمومی تبلیغ کنند.

حال این موضع گیری ها تا جایی که زیر و بم هایی را در سیاست دمکراتیک باز میتافت، در سازمانی که موجودیتش با اظهار نظر چهره های سرشناس آن معرفی میشد، تا حدودی برای اعضاء قابل تحمل بود. ولی اینک خط سیاسی معینی درون اجا، با اعلام برونی در حال شکل گیریست که ما را در گناه فجایعی که رخ میدهد با "رهبری" شریک میداند، نگران از دست رفتن سرمایه نظام است و آشکارا در کاستن بار مسئولیت سید علی خامنه ای در جنایات دو سال اخیر میکوشد. ما همزیستیِ سازمانی با چنین دیدگاهی را در اتحاد جمهویخواهان بسود جنبش دمکراسی خواهانه مردم ایران نمیدانیم و جدایی خود را از این گروه با خواست بازسازی جنبش جمهوریخواهی توسط اعضا وپايه گذارانی که به ميثاق ديرين وفادارند اعلام میکنیم و همکاری و رایزنی با همه جمهوریخواهانی را که پذیرای این میثاق و خواهان دموکراسی و جدایی دین از دولت اند صمیمانه خوش آمد میگوییم.

يكشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۹- 30 ژانویه 2011

داریوش احمدی
کمال ارس
اردوان ارشاد
جمشید اسدی
بیژن افتخاری
مهدی امینی
مهران براتی
محمد برزنجه
شهلا بهاردوست
رضا چرندابی
بیژن حکمت
منصور سحرخیز
رضا سیاوشی
عباس شیرازی
رامین صفی زاده
فیروزه فولادی
امیر حسین گنج بخش
پرویز مختاری
منیژه مرعشی
مهرداد مشایخی
مرتضی ملک محمدی
امیر ممبینی
مهران میرفخرایی

نظر کاربران:


همه می دانیم که تفرقه، خصومت ها و انشعابات پی در پی و ناشی از درگیری های شخصی عامل اصلی ضعف اپوزیسیون جمهوری ولایت فقیه است. تصحیح راه و روش و در پیش گرفتن راهی نو هیچگاه نباید مورد سرزنش قرار بگیرد. ولی کاش این دوستان برای افراد نا آگاهی مثل من توضیح می دادند که اختلافات بر سر چه بود و چه گروهی با چه اهداف خبیثه ای قصد تصرف این اتحادیه را داشته و اصولا چرا همکاری با آنان غیر ممکن بوده است. همچنین توضیح داده شود که چرا از ابتدا با چنین افرادی به اتحاد دست زده شده بود. متاسفانه این سوالات در تمامی انشعابات گذشته بی‌جواب مانده‌اند و همین باعث قطع اعتماد مردم به انواع گروه های سیاسی ایران بوده است.

*
به امید آنکه جوانان در ایران بی مایگی بحث شما که تنها نشانه عدم تحمل همرزم سابقتان است را به بینند و بقول لقمان از بی ادبان ادب بیاموزند. تحمل مخالفان مهمترین نشانه دمکرات بودن است. شما چه بحث علنی با فرخ نگهدار داشته‌اید که حالا با استدلالی سطحی می خواهید خود را از او جدا کنید؟ اگر در پنهان بحث میکردید توقع احترام از کسی نداشته باشید.

*

بدون توجه به استدلالی که در متن بیانیه آمده است باید گفت اقدام به انشعاب در حالیکه بر خی ازامضا کنندگان در کار نامه سیاسی خود در همین اتحاد جمهوریخواهان خطاهای فاهشی دارند هم چون تردید در محکومیت بمباران لبنان از سوی اسراییل ماجرای یک بام ودوهواست .میتوان ناگوارانه علت را در جای دیگری جستجوکرد واگر چنین باشد که شما ذوق زده از ماجراهای تونس و مصر نگران عقب ماندن خود از انقلابیون روزهای آینده ایران عزیزشده باشید باید گفت این دیگر احتیاج به انشعاب نداشت لازم بود کمی صبر از نوع اصلاحطلبانه می داشتید.

*

دوستان ضمن احترام به تصمیم دمکراتیک شما در حذف شعر زلال ضرورت همنوا، اجازه می خواهم، که گذشته را چراغ راه آینده قرار دهم و بی ریا بگویم: اگر جمهوری اسلامی در ابتدای کم انسجامی قدرت خود کتابهای دگراندیشان را به آتش کشید، پس از انسجام در قبظۀ قدرت، جان آنها را در پراکندگی نسبی (و تفرقه) به آتش کشید. بر مبنای این تجربۀ خونین، اینبار این شبهه به یقین نزدیک می شود: اگر کسانی بعنوان اپوزیسیون در ایران امروز، حتی شعر زلال ضرورت را سانسور می کنند، در صورت مشارکتشان در حاکمیت ایران فردا (البته به روایت دلسوزانۀ رادیوی فردا)، آیا در راه بسط قدرتشان نالۀ بینوایان را، بعنوان فریادی تنها بر سر راه "بسط دمکراسی"، در گلو خفه نخواهند کرد؟
همنوا

*

امیدوارم هرچه زودتر به فرصت طلبی ها خاتمه داده شود. با رژیم اسلامی - فاشیستی نمیتوان مدارا کرد و افرادی که میخواهند نقش " مهندس مشاور" برای جنایتکاران این رژیم ایفا کنند ، خودشان ورفقای دیرینه شان و بسیاری از مردم ایران را قربانی سیاست بازی های فرصت طلبانه خود خواهند کرد.

*
جان كلام راگفتید «اینک خط سیاسی معینی درون اجا، با اعلام برونی در حال شکل گیریست که ما را در گناه فجایعی که رخ میدهد با "رهبری" شریک میداند، نگران از دست رفتن سرمایه نظام است و آشکارا در کاستن بار مسئولیت سید علی خامنه ای در جنایات دو سال اخیر میکوشد. ما همزیستیِ سازمانی با چنین دیدگاهی را در اتحاد جمهویخواهان بسود جنبش دمکراسی خواهانه مردم ایران نمیدانیم » بسیار تشویق می شوید . احسنت - مرحبا وكارتان قابل قدیر است.

*

به نظر بنده - اگر شما یك بیانیه تند وتیزتری علیه خامنه‌ای واحمدی نژاد می دادید مردم بیشتر استقبال می كردند واقعا جان همه به لب رسیده - اگر شماهم نگویید این مردم این نظام جانی وآدم كش و بی رحم وغدار را به زودی ساقط خواهند كرد بخصوص كه این روزها همه ما درداخل وخارج ایران شاهد تحولات و قیام مردم تونس ومصر هستیم بیشتر به این امر امیدوارمی شویم وآن روز - روز وعده نهایی ما باهمه دوستان ودشمنان ملت ایران خواهد بود و پرونده همه روخواهد شد

*

در لیست امضا کنندگان این بیانیه افرادی وجود دارند که در زمان جرج بوش و اوج نگرانی از حمله نظامی آمریکا به ایران، در تلوزیون آمریکا ضمن دفاع از حمله نظامی به عراق و افغانستان، ادعا می کردند که رژیم ایران در حال ساختن بمب اتمی است و دولت بوش را تشویق به حمله نظامی به ایران می کردند . چطور با چنین افرادی می شود کار مشترک سیاسی کرد اما با کسی که خواستار تغییر رفتار خامنه ای است نه؟ چون بوش آمریکائی است و کراوات دارد و خامنه ای ایرانیست و عمامه دار؟ آیا هدف شما دوستان تصفیه حساب با فرد خاصی نبوده که منتظر فرصت بودید و یک جمله از یک نامه این فرصت طلائی را در اختیار شما قرار داده است؟ در این فکرم که کسانی که امروز در اپوزیسیون بخاطر یک اختلاف نظر تلاش برای نابودی سیاسی یک فرد می کنند، اگر روزی – بفرض محال- در قدرت قرار گیرند چه خواهند کرد؟

*

نمیدانم از این خبر باید خوشحال باشم یا غمگین. وقتی‌ اتحاد جمهوری خواهان در برلین تشکیل یا تاسیس شد و بیش از ۱۰۰۰ نفر در آن شرکت کردند، امیدی در دلها زنده شد، چون تصور میشد که بعد از ۲۵ سال جمهوری اسلامی آنقدر رشد کرده ایم که میتوانیم با نداشتن موافقت صد در صد سیاسی باهم، بخاطر نجات ایران در کنار هم بنشینیم و چاره اندیشی‌ کنیم.
از آن جمعیت بیش از ۱۰۰۰ نفر چه تعدادی مانده است؟ پس ما خارج نشینان در جا زده‌ایم و شاید خودمان هم خبر نداریم، چون هنوز فرهنگ حذف درنظر و عمل در ما وجود دارد و کسی را که مثل ما فکر نمیکند بلا فاصله حذف می‌کنیم. شما که طاقت تحمل افرادی مانند فرخ نگهدار را ندارید، برخوردتان فردا با مجاهدین، مذهبیهای افراطی و حزب الله ایران چه خواهد بود؟
پس ما که سالها در خارج و در کشورهای دمکراتیک زندگی‌ کرده ایم، چه وقت باید بیاموزیم که با دیگران باید مدارا کرد؟ هم با دوستان و هم با دشمنان. چرا می‌خواهیم همه را سانسور کنیم؟ و چرا همه باید مثل ما فکر کنند؟ آیا از خودتان سوال کرد‌ه اید که با انشعاب به کجا می‌خواهید برسید؟ بخصوص در این موقعیت زمانی‌ که از هر زمانی بیشتر به هم نیاز داریم؟ برای رسیدن به یک دمکراسی نیم بند، که پایدار باشد و قابل بازسازی، مجبوریم حتی با افرادی مانند آقای خامنه‌ای هم وارد مذاکره شویم. اما اگر این توّهم را دارید که با حذف کردن دوستانتان شما تنها الترناتیو خواهید ماند، بسی خیال خام.


*

آهستگی بلوغ سیاسی هنوز مشکل اساسی جنبش است که گذشته دور را یدک میکشد و بیشتر اینها شابلونی در دست دارند وچنانچه کسی در این قالب نگنجد مستحق خیلی چیزها و محروم از چیزهای دیگر. اینها هنوز درک درستی از نحوه کار دمکراتیک ندارند اگر کسی چپ یا راست بزند یا باید برود یا باید بروند.

*

چه ضعیف؟ شما فرسنگها عقب افتاده‌اید. همان آدمهای بیست سال پیش هستید. متاسفم

*

به باور من این نوشته حاصل نگاهی مطلق بین و عوامانه است و قبل از آنکه نشانه تصمیمی عقل محور و قاعده مند باشد بیانگر تصمیمی از سر استیصال ، رفیق بازی و نداشتن کمترین پرنسیپ سیاسی است در غیر اینصورت بجای گریه و زاریهای کودکانه، با ابزار استدلال و منطق به نفی نگاه کسانی چون نگهدار می پرداختند. برای من این تعجب آور است که این اولین بار نیست آقای نگهدار نامه هایی از این دست می نویسد ، او نامه ها ی مشابه بسیار به افرادی چون جورج بوش پدر و پسر، به اوباما و .. نوشته بوده است و اینک نیز به خامنه ای. این افراد که نامه انشعاب به امضا خود مزین فرمودند اگر دارای چنین اصول و پرنسیپهای سختی هستند باید نخست به این سوال پاسخ دهند که چرا در موارد پیشین سکوت جایز بوده است اما اینک خیر؟ آیا این افراد بر این باور هستند که با جرج بوش ها با آنهمه جنایات بسیار که بر علیه بشریت مرتکب شده اند میتوان دوستی ورزیده و نرد عشق زد اما کمترین ارتباط حتی بشکل نوشتاری و گشودن هر گونه باب گفتگو (حتی غیر مستقیم - که من بیشتر فکر میکنم این گونه نامه ها بیشتر باید به منظور گشودن باب گفتگو درون نیروی اپوزیسیون باشد. و اکنون شاهدیم که اپوریسیون فتوای حرام بودن این قبیل بحث ها را صادر کرده است) با فردی چون خامنه ای حرام است؟ چه چیزی موجب حرام بودن این رفتار میشود و فتوای آنرا کدامین ایت الله "چپ" صادر فرموده است ؟ ایا با دشمن داخلی باید با زبان تفنگ و خشونت سخن گفت اما با دشمن خارجی (البته به نظر میاید اقایان دشمنی در جرج بوش نمیددند که سکوت اختیار کردند) با زبان گفتگو و قلم به بررسیدن تفاوتها نشست؟ چرا؟ به این دلیل مبرهن که این نوشته خالی از هر منطقی بوده و آنچه از اعماق کلام خود به من خواننده منتقل میکند حس شکاکیت ازخود ، عدم اعتماد به نفس و ترس از بدنامی امضا کنندگان آن است بنابر این تذکر این امر بدیهی که نیاز حیاتی شرکت در
امر سیاسی منوط به شهامت و سلامت اخلاقی در هر موقعیت و شرایطی است شهامتی که بعضا نزدیکترین یاران را مقابل هم قرار میدهد اما تقابل فکری به معنای حذف دیگری نیست در این مورد خاص که به انشعاب غیر اصولی انجامیده است مرگز صقل این حرکت بر پایه حذف دیگری به هر قیمتی می باشد امروز قرعه فال به اسم نگهدار، فردا کدام یک شما باید اینگونه حذف شوید؟

*

عالی بود خبر مسرت بخشی است كه یك عده درون شما ا پی بردند كه دارند چه اشتباهی را مرتكب میشوند . ودارند ازقافله عقب میافتند چون هرلحظه ممكن است كه اتفاقی بیفتد كه همگی محو شوید.




Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.