سه شنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۷ - Tuesday 18 September 2018
بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

حاضران و غایبان کنگره فلسفه در تهران

كمپین‌های زیادی توسط روشنفكران فلسفی در سراسر جهان به راه افتاده بود تا میزبانی همایش یونسكو در ایران را لغو كند، اما به نظر می‌رسد تیر خلاص بر پیكر این مراسم، انتصاب یك مسئول حكومتی و شخصیتی غیر فلسفی به ریاست همایش بود. جایگزینی غلامعلی حدادعادل كه هم خویشاوند رهبر فعلی است و هم نزدیك رئیس دولت فعلی، به جایی رسید كه یونسكو حمایت خویش از همایش را برداشت.

iran-emrooz.net | Fri, 26.11.2010, 21:29


(گزارشی از اتفاقات روز جهانی فلسفه)
حامد زارع (سایت فیلوسوفیا)


كمپین‌های زیادی توسط روشنفكران فلسفی در سراسر جهان به راه افتاده بود تا میزبانی همایش یونسكو در ایران را لغو كند، اما به نظر می‌رسد تیر خلاص بر پیكر این مراسم، انتصاب یك مسئول حكومتی و شخصیتی غیر فلسفی به ریاست همایش بود. جایگزینی غلامعلی حدادعادل كه هم خویشاوند رهبر فعلی است و هم نزدیك رئیس دولت فعلی، به جایی رسید كه یونسكو حمایت خویش از همایش را برداشت.

* * *

خبر كوتاه بود، اما قابل پیش ببینی! «یونسکو از همایش روز جهانی فلسفه در ایران حمایت نمی‌کند» دیروز خبری روی سایت‌های خبری قرار گرفت مبنی بر اینكه سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد - یونسکو - حمایت خود از برگزاری یک همایش بین المللی فلسفه در ایران را پس گرفته است. اما به چه دلیل میزبانی ایران در این همایش مهم لغو شد. خبر رسمی این است كه "مدیرکل سازمان بر این نظر است که شرایط لازم برای سازماندهی موثر یک همایش مورد قبول سازمان ملل برآورده نشده است." اما شاید تغییر ریاست همایش، آن هم سه ماه مانده به برگزرای آن، یكی از دلایل این تصمیم بوده است. شایان ذكر است كه در اقدامی غیر منتظره غلامعلی حداد عادل جایگزین غلامرضا اعوانی در سمت ریاست همایش بین المللی روز جهانی فلسفه شده بود كه این تصمیم اعتراض برخی‌ها را در داخل كشور نیز برانگیخته بود، چه اینكه اكثر زحمات این همایش را اعوانی متحمل شده بود و جایگزینی حداد عادل به جای وی آن هم در روزهای پایانی چندان معمول به نظر نمی‌رسید.

رئیس جدید همایش نیز در اولین اقدام خود، هیئت برگزار كننده همایش را به قم برده و با محمد تقی مصباح یزدی، حسن زاده آملی و جوادی آملی دیداری ترتیب داده بود. البته پیش از این نیز حدادعادل تلاش كرده بود تا مكان انجمن حكمت و فلسفه را از تهران به قم انتقال دهد تا بدین ترتیب رسمی‌ترین مرجع فلسفی كشور را به حوزه علمیه نزدیك كند. با همه این اوصاف به نظر می‌رسد اگر چه در تاریخ‌های یاد شده مراسمی در ایران گرفته خواهد شد، اما با لغو حمایت یونسکو از همایش فلسفه در ایران، مراسم بین‌المللی روز جهانی فلسفه تنها در مرکز این سازمان در پاریس برگزار خواهد شد.

«از در درآمد و آمد وسط نشست!» این جمله نه ضرب‌المثل است و نه حكایت و متل! این جمله عامیانه‌ترین كلماتی است كه به ذهن من می‌رسد تا به مدد آن دخالت ناگهانی غلامعلی حداد عادل در جریان برگزاری مراسم روز جهانی فلسفه در ایران را بیان كنم. همایشی كه می‌رفت به خوبی و خوشی برگزار شود، با بركناری غلامرضا اعوانی و جایگزینی غلامعلی حدادعادل كه هم خویشاوند رهبر فعلی است و هم نزدیك رئیس دولت فعلی، به جایی رسید كه اكنون یونسكو حمایت خویش از همایش را برداشته است.

نباید ناگفته گذاشت كه كمپین‌های زیادی توسط روشنفكران فلسفی در سراسر جهان به راه افتاده بود تا میزبانی همایش یونسكو در ایران را لغو كند، اما به نظر می‌رسد تیر خلاص بر پیكر این مراسم، انتصاب یك مسئول حكومتی و شخصیتی غیر فلسفی به ریاست همایش بود. اگر ملاك این تغییر توانایی علمی است، بر همگان مبرهن است كه غلامرضا اعوانی بر غلامعلی حداد عادل اشرف است و هم فضل تقدم دارد و هم تقدم فضل. اگر بركناری اعوانی به خاطر نزدیكی‌اش به فیلسوفانی سنت گرایی همچون سید حسین نصر است، حدادعادل نیز اكثر اوقات جوانی و برنایی‌اش پشت سر سید حسین نصر و مصروف به دوش‌كشی كیف و لوازم استاد گذشته است. اگر ملاك جایگزینی حدادعادل به جای اعوانی كوشش‌های مربوط به حوزه فلسفه اسلامی است، حدادعادل یك تالیف مستقل درباره فلسفه اسلامی ندارد و برعكس غلامرضا اعوانی در این مسیر مساعی ویژه‌ای داشته است و اولین فدراسیون فلسفه اسلامی را راه اندازی كرده است كه خودش نیز به ریاست آن انتخاب شده است. تنها دلیلی كه برای این جایگزینی می‌ماند، نزدیكی به حكومت است. نزدیكی كه برای حدادعادل، ریاست كمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، ریاست فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ریاست دانشنامه جهان اسلام، ریاست شورای سیاستگذاری علوم انسانی، ریاست مجموعه دبیرستان‌های غیرانتفاعی فرهنگ، ریاست مراكز سعدی شناسی در خارج از كشور، عضویت در هیئت علمی دانشگاه تهران، عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی، عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام و ریاست عالیه مراسم روز جهانی فلسفه در ایران را فراهم آورده است و در مقابل دوری از حكومت، باعث عزل اعوانی از ریاست مراسم روز جهانی فلسفه و به زودی زود، عزل وی از ریاست انجمن حكمت و فلسفه می‌شود.

اما تا كنون كه سه روز از انتشار خبر عدم حمایت یونسكو از همایش روز جهانی فلسفه در ایران می‌گذرد، غلامعلی حدادعادل كه ریاست عالیه همایش را بر عهده دارد، هیچ واكنشی نداشته است و تنها خبری كه از او در رسانه‌ها منتشر شده است با این عنوان و تیتر است كه «اخلالگران در هدفمندسازی یارانه‌ها ستون پنجم جنگ اقتصادی هستند» بلاخره از در درآمدن و به ناگاه وسط نشستن همین نتایج را هم بر عهده دارد و باید منتظر بود و دید كه فیلسوف حكومت چگونه می‌خواهد این داستان را به سر برد.

اما این تنها یكی از اقدامات همفكران غلامعلی حدادعادل است. كسانی كه فكر آن را در سر دارند كه كل بساط فلسفه را به قم منتقل كنند و هر كسی بخواهد تفلسف كند باید به قم هجرت كند تا در جوار فقها به فلسفه روی آورده باشد. اصلا مسئله این نیست كه فلسفه را باید در قم آموخت یا تهران! مسئله نگرش ظاهری این گروه از نزدیكان به حكومت است. قم از مهمترین پایگاه‌های فلسفه معاصر بوده است و حتی شخصیت‌هایی مثل آیت الله جوادی آملی مظهر تام یك فیلسوف است. حتی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، كوشش‌های ارجمندی در باب فلسفه و اندیشه سیاسی داشته‌اند و باید ادامه داشته باشد. اما نباید از یاد برد كه تا همین ۵۰ سال پیش فلسفه در حوزه‌های علمیه حرمت داشت و ماجرای آب كشیدن كوزه را به وجود می‌آورد.
باید اذعان كرد كه در مقابل تهران، میزبان میراث فلسفه‌ای است كه ابونصر فارابی آغاز شده و به دست توانمند ابن سینا رسیده است و پس از ظهور در چهره‌هایی نظیر سهروردی و خواجه نصیرالدین طوسی و میرداماد و ملاصدرا، و پس از استقرار در شهرهایی نظیر ری و نیشابور و تبریز و شیراز و اصفهان، اكنون به تهران رسیده است. تهران ۳۰۰ سال است كه میزبان سنت فلسفی متعالیه‌ای است كه اگر چه به عنوان مثال جلال الدین آشتیانی در مشهد بود و جوادی آملی در قم است، اما مركز و مكتب متاخر فلسفه ایرانی، تهران است. در این مسیر نیز نمی‌توان با تعریف فلسفه اسلامی، قم را به پایگاهی برای آن تبدیل كرد. چه اینكه فلسفه ایرانی، تفاوتی با فلسفه اسلامی ندارد و هر دوی آنها حكمت معنوی هستند كه به قول‌هانری كربن، در پی تاسیس و تبیین فلسفه نبوی بوده‌اند.

طرح‌های از پیش شكست خورده‌ای همچون «مجمع عالی حكمت اسلامی»، كه بر پایه تجربه شكست خورده دیگری مثل «فرهنگستان علوم اسلامی» ارزیابی و فهم می‌شود، آینده‌ای معینی در قم خواهد داشت. قم المقدسه شهر فقه و شریعت و مرجعیت است. اصرار بر تمركز دانش فلسفه و علوم دیگر در قم، نه تنها باعث فروریختگی هیمنه حوزه علمیه آن شهر در جهان اسلام می‌شود، كه مسبب آمیزش بی‌دلیلی می‌شود كه به سود هیچكس نیست به جز شخصیت‌هایی نظیر غلامعلی حدادعادل كه هر روز در پی راه اندازی دفتری هستند تا ریاست آن را بر عهده بگیرند و علوم انسانی را اسلامی كنند. اما به نظر می‌رسد كه فعالیت‌های دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم و نهادهایی همانند موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی برای روزآمد شدن طلبه‌ها كافی است و تا كنون نیز موفق بوده است. انتظار بیش از این باعث هدر رفتن این موفقیت‌ها می‌شود. انتظاراتی كه با بخشنامه‌های حكومتی بر آن است كه حتی ساختمان و سكنای انجمن حكمت و فلسفه از تهران به قم منتقل شود. هنوز كه هنوز است باید به همفكران حدادعادل گوشزد كرد كه فلسفه، فلسفه است و ایرانی و اسلامی ندارد! به قول رضا داوری اردكانی ما فلسفه‌ای نداریم كه با دین همسو باشد، اما فلسفه‌ای داریم كه در یك حوزه دینی به وجود آمده باشد و به قول مرتضی مطهری پرسش‌های نویی را مطرح كرده باشد. از این رو ما مفتخریم كه فلسفه‌ای داریم كه در ایران زمین و در تمدن اسلامی بارور شده است و به دست ما رسیده است. باید از آن مواظبت كرده و به قول فارابی به دست نا اهلان نسپریم.

حاضران غائب و غائبان حاضر

پس از حرف و حدیث‌های فراوانی كه به دنبال لغو حمایت یونسكو از همایش روز جهانی فلسفه در ایران به وجود آمده بود، این همایش یكشنبه ۳۰ آبان با حضور رئیس قوه مجریه شروع شد و با حضور رئیس قوه قضائیه در مراسم اختتامیه به كار خود پایان داد. به نظر نمی‌رسد که در هیچ کجای دنیا همایشی برای فلسفه برگزار شود که رئیس قوه قضائیه آن کشور حسن ختام ماجرا باشد. البته حضور رئیس قوه مجریه نیز در همایشی که فیلسوفان در آن حضور دارند٬ مخصوص به کشور ما است. البته همه این اتفاقات از برکات حضور غلامعلی حدادعادل در محور این همایش بود. بگذریم!

این همایش كه در محل كتابخانه ملی برگزار شد، به دلیل حضور مقامات حكومتی، با حضور گستره نیروهای حفاظتی و امنیتی همراه بود. این افراد در ورودی‌ها ایستاده بودند و همه مهمانان و خبرنگاران و حتی فلاسفه وطنی نظیر كریم مجتهدی را تفتیش و بازرسی بدنی می‌كردند. چیزی كه طبق شنیده‌ها مورد اعتراض فیلسوفانی نظیر رضا داوری اردكانی در روز افتتاحیه نیز قرار گرفته است. در وهله بعد، حضور روحانیون قم و طلبه‌های مدارس دینی بیش از هر چیزی در این مراسم به چشم می‌خورد كه بعضا به همراه همسر و فرزندان خود به همایش روز جهانی فلسفه آمده بودند. در نمایشگاه جنبی همایش نیز، غرفه‌هایی برپا شده بود كه سهم قم و مراكز مذهبی، از سهم تهران و مراكز فلسفی بیشتر بود. اما به هر رو باید اذعان كرد كه با وجود همه این سخنان، این همایش، بزرگترین مراسم فلسفی بود كه به نحو بین المللی در ایران پس از انقلاب اسلامی برگزار شده بود. چه اینكه پیش از انقلاب نیز كنگره‌های عظیمی نظیر بزرگداشت ابن سینا و ملاصدرا برگزار شده بود.

اما به نظر می‌رسد كه همایش روز جهانی فلسفه با وجود نقاط و ضعف و قوتی كه داشت، در كارنامه انجمن حكمت و فلسفه ایران ماندگار می‌شود. همایشی كه با پیگیری‌های مدام و مداوم غلامرضا اعوانی به بار نشست. هر چند كه با عزل وی از ریاست همایش و جایگزینی رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی به جای وی، پاسخ این پیگیری‌ها داده شد! امری كه اعتراض بسیاری را در داخل كشور و همچنین خارج از ایران برانگیخت. تا آنجا كه برخی معتقدند اصلی ترین دلیل لغو حمایت یونسكو از همایش روز جهانی فلسفه در ایران، همین تغییر ناگهانی بوده است. اما به نظر می‌رسید كه با مقاومت اعوانی، بیش از نود درصد مهمانان خارجی به تهران آمده بودند و این كار یونسكو، ریزش مهمانان را به دنبال نداشته است. این امر نیز به دلیل پیگیری‌های اعوانی بود و نه حدادعادل. چه اینکه غلامعلی حدادعادل در مورد عدم حمایت یونسکو از همایش روز جهانی فلسفه در ایران به خبرنگاران گفته بود که «بهتر شد!» البته نباید از یک مقام حکومتی توقع داشت که موضع فرهنگی بگیرد.

با این حال لیست فلاسفه و متفكرانی كه به این همایش نیامدند، به همان سنگینی لیست فلاسفه حاضر ارزیابی می‌شود. از نام‌هایی نظیر داریوش شایگان، مصطفی ملكیان، سید جواد طباطبایی، محمدرضا حكیمی، عبدالكریم سروش و سید حسین نصر كه بگذریم، از همه مشهود تر، تحریم پانل «فلسفه و حوزه عمومی» توسط جامعه شناسانی نظیر سارا شریعتی، تقی آزاد ارمكی، یوسف اباذری، محمد جواد غلامرضا كاشی و همچنین ناصر فكوهی بود، كه پیش از این قرار بود با حضور در همایش روز جهانی فلسفه، این پانل را اداره كنند. بدین ترتیب با عدم حضور این افراد، پانلی كه اشتیاق بسیاری از جوانان و دانشگاهیان را برانگیخته بود، از رونق افتاد و برگزار نشد. این درحالی است که یوسف اباذری به نمایندگی همه این جامعه شناسان به انجمن حکمت و فلسفه ایران وعده داده بود که در همایش حضور می‌یابند. حتی نحوه چینش سخنرانان در این پانل با نظر اباذری صورت گرفته بود. با توجه به این نکته که انجمن حکمت و فلسفه برای متقاعد کردن مقامات دولتی برای حضور جامعه شناسان در همایش روز جهانی فلسفه وقت زیادی گذاشته بود و رایزنی‌های فراوانی صورت گرفته بود عدم حضور این «جامعه شناسان اهل ایدئولوژی» را تنها باید ناشی از بی‌اخلاقی و کج سلیقگی و نه کنش سیاسی ازریابی کرد. چه اینکه تحریم برگزاری سخنرانی و همزمان ارائه مقاله و عقد قرارداد برای نگارش مقاله٬ جالب به نظر نمی‌رسد. البته ظاهرا تنها مقاله شریعتی و فکوهی در کتاب خلاصه مقالات همایش چاپ شده بود و نامی یا مقاله‌ای از اباذری٬ آزاد ارمکی و غلامرضا کاشی در کتاب همایش نبود. البته نام همه این افراد در بروشورها و کاتالوگ‌ها به چشم می‌خورد. اما مسئولین انجمن حکمت و فلسفه معتقدند که با همه این افراد قرارداد نگارش مقاله بسته شده بود. به هر حال بهتر بود که «جامعه شناسان اهل ایدئولوژی» از همان ابتدا که برای حضور در همایش به آنان رجوع شد٬ عذر می‌خواستند. نه اینکه روز همایش تلفن همراه خود را خاموش کرده و در خانه را به روی پیک موتوری نگشایند!

آن چیزی که به عهده من به عنوان ناظری که آگاه به روند برگزاری همایش است باید بگویم این است که زحمتی که انجمن حکمت و فلسفه ایران و به خصوص غلامرضا اعوانی در برپایی این همایش برده است٬ شایسته توجه است. اما نمی‌توان ناگفته گذاشت که به هر صورت همه چیز دست به دست هم داد تا بگوئیم بزرگترین همایش فلسفی در ایران بعد از انقلاب اسلامی در غیبت بزرگترین فیلسوفان ایرانی برگزار شد. فلاسفه‌ای مثل داریوش شایگان، مصطفی ملكیان، سید جواد طباطبایی، عبدالكریم سروش و از همه مهمتر سید حسین نصر و استادانی مثل محمدرضا حکیمی و حسن زاده آملی و روشنفکرانی نظیر مراد فرهادپور٬ عزت الله فولادوند٬ خشایار دیهیمی٬ بابک احمدی٬ محمود عبادیان٬ سیاوش جمادی و پژوهشگرانی نظیر بهالدین خرمشاهی، نصرالله پورجوادی٬ حسین ضیائی٬ پرویز ضیاء شهابی٬ عبدالکریم رشیدیان٬ علی پایا٬ محمد قائد٬ خسرو ناقد٬ احسان شریعتی٬ محمد سعید حنایی کاشانی و بسیاری دیگر٬ حاضران غائب همایش بودند. البته این همایش غائبان حاضری نیز داشت. ‌هانری کربن٬ علامه طباطبایی٬ جلال الدین آشتیانی و مهدی حائری یزدی از آن جمله‌اند. نام حاضران غائب و یاد غائبان حاضر٬ بلند و گرامی باد که اگر اینها نبودند از فلسفه ایرانی و اسلامی هیچ نداشتیم. ولی آیا همایش روز جهانی فلسفه نیز هیچ نداشت؟ پاسخ را خودتان بدهید.

http://www.hamedzare.com/post-13.aspx
http://www.hamedzare.com/post-14.aspx




Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.