يكشنبه ۱ مهر ۱۳۹۷ - Sunday 23 September 2018
بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

بدترین وضعیت حقوق بشر در۲۰ سال گذشته

عفو بین‌الملل در روز ۱۰ دسامبر، روز جهانی حقوق بشر، در گزارش تازه‌ئی پس از انتخابات ریاست جمهوری در خرداد گذشته گفت: نقض حقوق بشر در ایران در حال حاضردر بدترین وضعیت در ۲۰ سال گذشته است.

iran-emrooz.net | Thu, 10.12.2009, 13:25


بیانیه مطبوعاتی
زبان اصلی: انگلیسی

عفو بین الملل: ایران پس از انتخابات شاهد شدیدترین خشونت در ۲۰ سال گذشته بود

عفو بین‌الملل در روز ۱۰ دسامبر، روز جهانی حقوق بشر، در گزارش تازه‌ئی پس از انتخابات ریاست جمهوری در خرداد گذشته گفت: نقض حقوق بشر در ایران در حال حاضردر بدترین وضعیت در ۲۰ سال گذشته است.

حسیبا حاج صحراوی، معاون برنامه خاورمیانه و آفریقای شمالی گفت: «رهبری ایران باید تضمین کند که اتهامات فراوان شکنجه، شامل تجاوز، قتل های غیرقانونی و دیگر تعدی ها به طور کامل و مستقلا مورد تحقیق قرار گیرد.»
«اعضای نیروهای شبه نظامی و مسئولانی که مرتکب تعدی ها شده اند باید سریعا پاسخ گوی اعمالشان باشند و به هیچ وجه نباید کسی اعدام شود.»

عفو بین الملل از مقام رهبری ایران آیت الله خامنه ای می خواهد به دو کارشناس اصلی حقوق بشری سازمان ملل برای کمک به انجام تحقیقات اجازه بازدید از ایران بدهد.

حسیبا حاج صحراوی گفت: «مقام رهبری باید به دولت دستور دهد گزارشگران سازمان ملل برای شکنجه و اعدام های فوری و خودسرانه را برای کمک به تضمین دقت و استقلال تحقیقات به ایران دعوت کند.»

«تحقیقات مقامات ایرانی تا به امروز ظاهرا بیشتر به قصد سرپوش گذاشتن بر تعدی ها بوده است تا کشف حقیقت.»
گزارش تازه نمونه هایی از تعدی های مقامات ایران را شرح می دهد که پیش از انتخابات خرداد، در طی آن و پس از آن با اعزام نیروی شبه نظامی بسیج و سپاه پاسداران به سرکوب اعتراض های توده ئی در مخالفت با نتایج انتخابات پرداختند.

گزارش شامل شهادت هایی از افرادی است که در طی اعتراض ها بازداشت شده اند و بعضی از آنها پس از آن ناگزیر از فرار از کشور گشته اند.

یکی از بازداشتیان پیشین می گوید او را در تمام مدت ۵۸ روز در بازداشتگاه بدنام کهریزک در یک کانتینر حبس کرده بودن و تنها پس از ۴۳ روز اجازه تماس با خانواده اش را به او دادند.

در طی بازجویی به او گفته شد که پسرش نیز بازداشت شده و در صورتی که خود او «اقرار» نکند به پسرش تجاوز خواهد شد. سپس او را به قدری با باتوم کتک زدند تا از هوش رفت. به گفته او بیش از ۷۰ بازداشتی دیگر در کانتینر در کنار او بوده اند.

یک بازداشتی پیشین دیگر، به نام علی خردنژاد، می گوید او امیر جوادی فر، یک دانشجو، را با لباس های پاره و پیشانی خونین دیده است و بعدا مطلع شده که او در اثر شکنجه و اذیت و آزارهای دیگر در طی بازداشت کشته شده است. پس از آن بود که این بازداشتی تصمیم گرفت با وجود خطر مشاهداتش را بیان کند.

حسیبا حاج صحراوی گفت: «مقامات باید نشان دهند که دست از تعدی های انجام شده در تابستان گذشته برداشته اند. آنها اکنون باید تضمین کنند که روش های برقراری نظم در اعتراض ها کاملا با موازین بین المللی اجرای قانون سازگار است و بسیج و دیگر نیروهای خشن را از خیابان ها بیرون ببرند.»

«تمام کسانی که دستگیریا بازداشت می شوند باید از شکنجه یا دیگر اذیت و آزارها محفوظ بمانند، زندانیان عقیدتی باید آزاد شوند و تمام کسانی که در محاکمه های ناعادلانه شامل «محاکمه های فرمایشی» که مضحکه ئی از عدالت بود محکوم شده اند، یا باید پرونده شان مورد بازنگری قرار گیرد یا آزاد شوند. تمام احکام اعدام باید کاهش یابد و تمام کسانی که هنوز محاکمه نشده اند باید از محاکمه های عادلانه برخوردار شوند.

سرکوب اعتراض ها ادامه داشته است. در طی سه هفته پیش از ۱۶ آذر، روز ملی دانشجو در ایران، ده ها تن از فعالان بازداشت و عده¬ئی دیگر از تحصیل محروم شدند و در آن روز شرکت کنندگان در تظاهرات با باتوم و گاز اشک آور مورد حمله و ضرب و شتم قرار گرفتند و بیش از ۲۰۰ نفر دستگیر شدند.

تحقیقات بین المللی
سطح تحقیقات دولتی که تاکنون انجام شده، بیشتر به نظر می رسد به قصد پنهان کردن حقیقت باشد تا آشکار کردن آن.
مقامات ایرانی دو هیأت را برای تحقیقات در باره بحران پس از انتخابات از جمله رفتار با بازداشتیان تعیین کرده اند: یک کمیسیون مجلس و یک هیأت سه نفره قضایی.

جزئیات کامل ماموریت و اختیارات این دو هیأت اعلام نشده و یافته های هیأت مجلس نیز منتشرنشده است.
مانفرد نواک، گزارشگر ویژه سازمان ملل برای شکنجه وفیلیپ آلستون، گزارشگر ویژه سازمان ملل برای اعدام های فراقضایی، فوری و خودسرانه درخواست سفر به ایران کرده اند و هنوز در انتظار جواب مقامات به سر می برند.
حسیبا حاج صحراوی گفت:«این وظیفه مقامات است که به موارد گسترده نقض حقوق بشر درطی ناآرامی ها به روشی آشکار، شفاف و پاسخگویانه رسیدگی کنند.»

رقم رسمی کشته شده گان در خشونت های پس از انتخابات 36 نفر اعلام شده است. مخالفان رقم مربوطه را بیش از ۷۰ نفر اعلام کرده اند.

پس از انتخابات، حداقل ۴۰۰۰ نفر در سراسر ایران دستگیر شدند. در هنگام نگارش این گزارش، حداقل ۲۰۰ نفر در زندان باقی مانده اند و برخی از آنها پس از فروکش کردن ناآرامی اولیه دستگیر شده اند.
پایان/

یادداشت برای سردبیران

با وجود درخواست های متعدد، از زمان کوتاهی پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ تا کنون، مقامات ایرانی مانع دیدار عفو بین الملل از ایران برای تحقیق در باره نقض حقوق بشر در طی ۳۰ سال گذشته شده اند. در حداقل پنج سال گذشته، سفارت ایران در لندن نیز بارها از دیدار یا نامه نگاری با عفو بین الملل سر باز زده است.

برای درخواست مصاحبه با یکی از اعضای گروه تهیه این گزارش در عفو بین الملل لطفا با شماره تلفن 442074135566+ یا نشانی پست الکترونیکی .(JavaScript must be enabled to view this email address) تماس بگیرید.

سند عمومی
********
برای اطلاعات بیشتر با دفتر مطبوعاتی عفو بین الملل در لندن، انگلستان تماس بگیرید:

شماره تلفن 442074135566+ یا نشانی پست الکترونیکی .(JavaScript must be enabled to view this email address)

گزارش های موردی

مورد ۱
ترانه موسوی، ۲۸ ساله، در روز ۷ تیر به همراه بیش از ۲۰۰۰ نفر تظاهرکننده دیگر برای بزرگداشت کشته شده گان ناآرامی ها به مسجد قبا در شمال مرکزی تهران رفت.

در آن روز عفو بین الملل گزارش های مختلفی دریافت کرد حاکی از این که نیروهای امنیتی خیابان های اطراف مسجد را بستند و ده ها نفر را دستگیر و پس از بازجویی در محل آزاد کردند. در حدود ۴۰ نفر گویا به بازداشتگاهی در خیابان پاسداران در نزدیکی منتقل و در اتاق بزرگی بازداشت شدند. برخی از آنها مورد بازجویی قرار گرفتند.

گفته می شود که ترانه موسوی، مثل بسیاری دیگر، پس از بازجویی آشفته و پریشان بود، گرچه معلوم نیست به او چه گفته شده است. سپس برخی از بازداشتیان را از آنجا احتمالا به زندان اوین و برخی دیگر را به یک کلانتری منتقل کردند. گویا ترانه موسوی در آنجا باقی ماند.

از اطلاعات گردآوری شده به وسیله عفو بین الملل چنین برمی آید که او در حدود پنج ساعت پس از دستگیری ناپدید شده است. چند روز بعد، پدر و مادر او از طریق یک تلفن کننده ناشناس مطلع شدند که به او تجاوز شده و او پس از سعی به خودکشی به بیمارستان امام خمینی در کرج منتقل شده است.

پدر و مادر او در بیمارستان متوجه شدند که نام او در بیمارستان ثبت نشده است. به آنها گفته شد که یک پرستار شخصی با مشخصات ترانه موسوی را دیده است، اما او را در حال بیهوشی از آنجا برده اند.

بنا به گزارش های تایید نشده، ترانه موسوی در روزهای بعد در زندان اوین مورد اذیت و آزار قرار گرفته، اما معلوم نیست که چه زمانی این اتفاق افتاده است.

بنا به گزارش، یک مقام ناشناس هجده روز پس از دستگیری او به پدر و مادرش اطلاع داده که یک جنازه سوخته که مشخصاتش با مشخصات ترانه موسوی تشابه دارد در بیابان های بین کرج و قزوین پیدا شده است.

خانواده او که تحت تهدید قرار گرفته بودند تا در باره سرنوشت دخترشان علنا حرفی نزنند برای تحویل گرفتن جنازه به قزوین رفتند. در آن زمان، پدر و مادر او به شدت مضطرب بودند و هیچ حرفی نمی زدند، حتا نمی گفتند که او را در کجا دفن خواهند کرد.

در روز ۲۶ تیر، وبلاگ نگارها به مورد ترانه موسوی پرداختند و آن را با کمیته پیگیری تعدی های پس از انتخابات تحت هدایت مهدی کروبی و میر حسین موسوی مطرح کردند. گمان می رود که مقامات زمانی که به زور این کمیته را در ماه سپتامبر تعطیل کردند، اسناد مربوط به ترانه موسوی را نیز ضبط کردند.

مورد ۲
ابراهیم مهتری، ۲۶ ساله، دانشجوی کامپیوتر است که قبلا از ادامه تحصیل محروم شده بود. او در ماه نوامبر از رنج و عذاب خود برای عفو بین الملل گفت.

مهتری در تاریخ ۲۹ مرداد در جلوی دفتر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی دستگیر شد. اسلحه¬ئی را به سوی او نشانه رفتند و او پس از شوک الکتریکی از حال رفت.

او می گوید او را به محلی در شرق تهران بردند که به یک اردوگاه نظامی می ماند. او را در سلولی به اندازه های تقریبی ۳/۱ در ۲ متر تنها گذاشتند که در تابستان گرم تمام مدت چراغی در آن روشن بود. از نوشته های روی دیوار آشکار بود که عده زیادی به تازگی دستگیر شده بودند.

او را منظما با چشمان بسته برای بازجویی می بردند. در آنجا او را به «همکاری با شبکه های فیس بوک» و وبگاه های متعلق به مخالفان، اعتراض به نتیجه انتخابات و همکاری با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی متهم کردند.
بازجویان مرتب در حال فیلم برداری از او می خواستند که «اعترافات» خود را بنویسد و گاهی نیز دوربین را خاموش می کردند و به شکنجه او مشغول می شدند.

او می گوید: «آنها بارها به صورتم می زندند؛ زیر چشمانم، روی گردنم و سرم را با سیگار سوزاندند. مرا از سر تا پا از جمله بازوان و پاها مورد ضرب و شتم قرار دادند. مرا تهدید به اعدام و تحقیرم کردند...»

او شرح داد که چطور در اثر یک ضربه مشت به دهانش یکی از دندان هایش شکسته و شکنجه گران یک شیئی باریک را در سوراخ های بینی و مقعد او فرو کرده اند. سرانجام او «اعترافاتی» را که آنها می گفتند امضا کرد. تنها در روز آخر بازداشت، در حالی که به زحمت به هوش بود، به او اجازه دادند با پزشک دیدار کند.

ابراهیم مهتری پنج روز پس از بازداشت آزاد شد. او را با اتومبیل به خیابانی بردند و در حال خونریزی و نیمه بیهوش بیرون انداختند. معاینه در پزشکی قانونی که در حالی انجام شد که روشن نبود او کیست، ادعای او در مورد شکنجه را تایید و مستدل کرد. در این معاینه معلوم شد که در جاهای مختلف بدن او، از جمله در اطراف مقعدش، کبودی و سیاه شدگی، سائیدگی و سوختگی وجود دارد.

اما به محض این که مشخص شد که جراحت های او در اثر شکنجه به وسیله ماموران دولتی به وجود آمده و نه در پی آدم ربایی به وسیله جنایتکاران، تمام اسناد و مدارک ناپدید شد، به استثنای کپی گزارش پزشکی که ابراهیم مهتری توانسته بود کپی کند و پیوست این گزارش است.

مقامات از تحقیق در باره ادعاهای ابراهیم مهتری سر باز زده اند و به او و خانواده اش گفته اند که در صورتی که درباره شکنجه هایش چیزی بگویند عواقب شدیدی در انتظارشان خواهد بود.

مورد ۳
عفو بین الملل از طریق فعالان حقوق بشر در ایران، گروهی که در باره نقض حقوق بشر در ایران گزارش می دهد، از یک مورد دیگر شکنجه مطلع شده است.

یک بازداشتی ناشناس در باره تعدی به او در بازداشتگاه کهریزک سخن می گوید. او را ۵۸ روز در کانتینری در آنجا نگه داشته اند و تنها در روز چهل و سوم به او گفته اند در کجاست و اجازه داده اند با خانواده اش تماس بگیرد.

«به ما دستبند و چشم بند زدند و با کامیون به محلی ناشناس بردند... ما را به زیرزمین بردند... وقتی که چشم بندم را برداشتند، فهمیدم که در داخل یک کانتینر هستم. یک چراغ ۱۰۰ وات و یک مجرای هوا برای ورود هوا در آنجا بود. در داخل کانتینر ۷۵ نفر بودیم.

«در یکی از جلسات بازجویی، فیلمی از پسرم در خیابان های تهران نشانم دادند. بازجویم گفت که پسرم را بازداشت کرده اند و اگر من اعتراف نکنم به او تجاوز خواهند کرد. پس از تماشای فیلم اختیارم را از دست دادم و شروع کردم به فریاد کشیدن. به آنها التماس کردم به پسرم کاری نداشته باشند. به قدری مرا با باتوم زدند که از هوش رفتم و مرا به کانتینر برگرداندند.»
پایان




Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.