چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷ - Wednesday 14 November 2018
بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

کرزی باخت، عبدالله برد

«در واقع این ملاحظات کلان امنیتی افغانستان بود که از سر اجبار حامد کرزی را که برگزارکننده یکی از فاسدترین انتخابات ریاست جمهوری منطقه بود، به عبدالله عبدالله ترجیح داد و در انتخاب، بین دوراهی امنیت و دموکراسی، گزینه امنیت در افغانستان را برگزید و چالش برای دموکراسی را به بعد واگذار کرد.»

iran-emrooz.net | Thu, 05.11.2009, 9:59

اعتماد / فرزانه روستایی
.(JavaScript must be enabled to view this email address)

به رغم رئیس جمهور معرفی (بخوانید منصوب) شدن حامد کرزی، بر اساس بدیهی ترین داده‌های انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان، کرزی بازنده انتخابات و عبدالله عبدالله رقیب او برنده انتخابات ریاست جمهوری افغانستان است. در واقع این ملاحظات کلان امنیتی افغانستان بود که از سر اجبار حامد کرزی را که برگزارکننده یکی از فاسدترین انتخابات ریاست جمهوری منطقه بود، به عبدالله عبدالله ترجیح داد و در انتخاب، بین دوراهی امنیت و دموکراسی، گزینه امنیت در افغانستان را برگزید و چالش برای دموکراسی را به بعد واگذار کرد.

معنا و مفهوم عبارت فوق این است که به نظر می‌رسد رئیس جمهور اعلام شدن حامد کرزی ناشی از رای و اراده توده‌ها و شهروندان کشور افغانستان نبوده است بلکه مقارن شدن دو عامل حملات و فشارهای نظامی طالبان به خصوص در آستانه انتخابات و نیز شانتاژهای انتخاباتی کرزی و کمیسیون برگزاری انتخابات افغانستان در کنار تصمیم جامعه بین الملل برای بیش از این دستکاری نکردن سیستم آسیب پذیر کنونی منجر به بیرون آورده شدن دومین دور ریاست جمهوری افغانستان برای حامد کرزی شد.

حال این افغانستان است و یک رئیس جمهور برنده اما اعتبار از دست داده با حامیانی از شبکه تو در توی مافیای قدرت این کشور از یک سو، و دکتر عبدالله عبدالله نامزد بازنده یا کنار گذاشته شده اما پیروز و خوشنام که نسل جوانان افغان خواهان تغییر و اصلاحات از او حمایت می‌کنند و به رغم باختن صوری انتخابات، تلاش برای ساختن یک افغانستان آزاد و امن و به دور از فساد و شانتاژ دولت و دولتی‌ها را برای چهار سال آینده آغاز کرده است.

با روی کار آمدن دولت جدید امریکا موضوع آینده افغانستان و پاکستان در صدر لیست اولویت‌های سیاست خارجی امریکا قرار گرفت. در کنار رایزنی‌هایی که برای تغییر و اصلاح و فشار برای حذف طالبان پاکستان در کشور پاکستان جریان یافت، موضوع آینده افغانستان و کارایی دولت حامد کرزی به عنوان اولویت مباحث سیاست خارجی امریکا قرار گرفت.خیلی زود اعتراض به حکومت باندباز افغانستان و دولت فاسد و ناکارای کرزی و نیز عبور از کرزی یا ماندن کرزی به یکی از دو بحران جدی دولت اوباما در ارتباط با افغانستان تبدیل شد. بر همین اساس به یکباره حامد کرزی تبدیل به سوژه‌ای برای تهاجم تیم‌های اطلاعاتی و تحلیلگران اوضاع افغانستان و مقام‌های امریکایی شد. از همان ابتدا که دولت اوباما ریچارد‌هالبروک را به عنوان نماینده ویژه در حل بحران افغانستان و پاکستان از سوی دولت اوباما منصوب کرد ویترین دولت کرزی پی در پی مورد کنکاش رسانه‌ها و تحلیلگران حزب دموکرات و نیز کنگره امریکا قرار گرفت.

ناکارایی شخص کرزی به این لحاظ زیر ذره بین نقد و کنکاش قرار گرفت که بسیاری از تحلیلگران اعتقاد داشتند شیوه حکومتداری وی باعث شده دولت امریکا به دومین معضل سیاست خارجی خود در افغانستان دچار شود یعنی بلاتکلیفی برای ادامه حضور نظامی یا تخلیه سربازان امریکایی از افغانستان و واگذاشتن اوضاع این کشور به حال خود. در شرایطی که تداوم حملات طالبان، امریکایی‌ها را تحت فشار قرار داده بود تا تکلیف خود را در افغانستان روشن کنند به نظر می‌رسید برگزاری انتخابات ریاست جمهوری این کشور می‌تواند فرصتی باشد تا شرایط سیاسی و امنیتی افغانستان مورد بررسی و کارشناسی بیشتری قرار گیرد.

در آستانه انتخابات و در حالی که تعداد و شدت حملات به دولت کرزی هر هفته افزایش می‌یافت، دو گرایش هم در گردانندگان و تحلیلگران دموکرات سیاست خارجی امریکا در مورد افغانستان شکل گرفت؛ یک گرایش بر رفتن و نماندن کرزی حتی برای یک لحظه تاکید داشت اما گرایش دوم که با نظر جمهوریخواهان همخوانی بیشتری داشت ضمن اذعان به ناکارایی دولت کرزی و تاکید بر اینکه حکومت کرزی نقشی اساسی در اقبال مردم به سوی طالبان داشته بر این نکته اتفاق یافتند که طرح عبور از کرزی به آنجا ختم نشود که اولین رئیس جمهور منتخب مردم افغانستان که در واقع اولین اداره کننده کشور بر اساس توافقنامه بن در سال ۲۰۰۱ بوده، با اتهام فساد و بی لیاقتی از حلقه روابط سیاسی افغانستان صورت پذیرد. همین‌ها معتقد بودند عبور از کرزی با لحاظ همه جوانب روانشناسی جامعه قومی و قبیلگی افغانستان باید صورت پذیرد. طیف فوق معتقد بود ادامه حملات به کرزی و حذف حمایت امریکا از او ممکن است به فروپاشی کل روابط قدرت در افغانستان منجر شود و یک روز صبح همه شاهد آن باشند که طالبان کاخ ریاست جمهوری را در کابل به اشغال خود درآورده است.

به نظر می‌رسد راه حلی که برای عبور از کرزی و اصلاح امور و نه فروپاشیدن افغانستان پیدا شد، این بود که با برگزاری دومین دور انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، و با ادامه حمایت ضمنی جامعه بین الملل و امریکایی‌ها از کرزی و دادن امتیازات دیگری به او برای ماندن در قدرت، دومین دور ریاست جمهوری افغانستان با نظارت دقیق جامعه بین الملل انجام شود و به نوعی با تشویق حمایت‌های عمومی، قومی و قبیلگی جامعه افغانستان، جامعه جهانی یک بار دیگر دولت کرزی را تحمل یا تجربه کند. به عبارت دیگر این فقط اجبار و استیصال جامعه جهانی و تحلیلگران امریکایی بود که یک انتخاب بد را برای اجتناب از انتخاب بدتر ترجیح داد.

اما نحوه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و فساد کمیسیون برگزاری انتخابات و خرید و فروش گسترده آرا به نفع کرزی به علاوه افشای اینکه تقریباً تمام دستگاه‌های دولتی به نفع کرزی فعالیت کرده اند، معضل جدیدی را در افغانستان به وجود آورد به نحوی که امریکایی‌ها و جامعه جهانی به یکباره با انتخاباتی مواجه شدند که بر اساس ابتدایی ترین معیارهای برگزاری یک انتخابات، غیرقابل اعتنا و استناد بود.

بحث ابطال انتخابات، تکرار انتخابات یا به مرحله دوم کشیدن انتخابات ریاست جمهوری در شرایطی که حتی ناظران سازمان ملل نیز آن را بی اعتبار معرفی کردند، مشکل جدیدی بود که باید راه حلی برای آن پیدا می‌شد. بی تردید ابطال آرای برخی از حوزه‌ها و اعلام کشیده شدن انتخابات به دور دوم و نیز تعیین زمان بندی برگزاری دور دوم انتخابات ریاست جمهوری دومین امتیازی بود که جامعه جهانی برای کرزی قائل شد.

اولین امتیاز و آوانسی که به کرزی داده شد نادیده گرفتن ناکارایی پنج ساله او در اداره امور افغانستان بود، اما دومین امتیاز بزرگی که به کرزی داده شد این بود که تخلفات گسترده انتخاباتی نیز بر اساس یک مصلحت اندیشی منطقه‌ای نادیده گرفته و توافق شد تا نتیجه یک انتخابات بی اعتبار در مرحله دوم معلوم شود.

برخی از تحلیلگران معتبر اعتقاد دارند کناره گیری عبدالله عبدالله با رای و اراده خود وی صورت نگرفته است یعنی همان اراده‌ای که بر اساس ملاحظات امنیتی همه ناکارایی‌های پنج سال گذشته حامد کرزی و تخلفات انتخابات ریاست جمهوری را در مقایسه با خطر فروپاشی به یکباره افغانستان به دست طالبان هیچ انگاشتند، همانان با اصرار از عبدالله خواستند با فداکاری به خاطر آینده افغانستان و با انصراف از شرکت در دور دوم ریاست جمهوری، اجازه دهد شرایطی فراهم شود که جامعه متزلزل و آسیب دیده افغانستان با یک جابه جایی رادیکال که احتمالاً هضم آن سخت خواهد بود، مواجه نشود.

آقای دکتر عسگر موسوی استاد دانشگاه کابل و از مشاوران عبدالله عبدالله معتقد است «شلیطه گری» حامد کرزی نقش قابل توجهی داشت برای اینکه در دوراهی «امنیت و دموکراسی» جامعه جهانی به ویژه وزارت خارجه امریکا گزینه امنیت را انتخاب کند. بر این اساس است که امروزه بسیاری در افغانستان معتقدند حامد کرزی پیروز اما بی اعتبار بازنده انتخابات افغانستان است و عبدالله عبدالله که از ادامه مبارزات ریاست جمهوری انصراف داده عملاً پیروز انتخابات است.

جدا از نتایج خوب و بد انتخابات ریاست جمهوری اخیر افغانستان، ظهور تدریجی اما پرشتاب جنبش تغییر و اصلاح در این کشور بحران زده به نظر می‌رسد مهم ترین تحول سیاسی - اجتماعی افغانستان پس از سقوط طالبان در ۲۰۰۱ باشد.

از این قاعده مهم نمی‌توان غافل شد که طالبان در حال حاضر در بسیاری از مناطق شمال، جنوب، شرق و غرب این کشور به عنوان یک تهدید امنیتی حضوری جدی دارد و با تداوم حملات نظامی و مدیریت حملات انتحاری از مهم ترین صحنه گردانان روابط داخلی افغانستان است. با این حال بعد از طالبان، احتمالاً جنبش اصلاح و تغییری که عبدالله عبدالله آن را نمایندگی می‌کند، به عنوان اولین اپوزیسیون رسمی و نام و نشان دار قوی ترین نیروی سیاسی- اجتماعی است که جامعه افغانستان آن را تجربه می‌کند. تجربه‌ای که انتخابات ریاست جمهوری اخیر افغانستان از خود باقی گذاشت، بر ترک خوردن بخش‌هایی از روابط قومی، قبیلگی و مذهبی جامعه سنتی افغانستان حکایت دارد؛ جبهه بندی‌هایی که می‌توان از آن به عنوان آثار بروز یک جامعه نسبتاً باز اشاره داشت.

در انتخابات اخیر طیف‌های وسیعی از پشتون‌ها از عبدالله عبدالله که یک نسبت او به تاجیک‌ها می‌رود، حمایت کردند. هزاره‌های شیعه از کرزی سنی حمایت کردند و درصدی از سنی‌ها به بشردوست یک نامزد شیعه ریاست جمهوری رای دادند. تحولات اخیر هرچند فرصت آن را نیافت تا در یک انتخابات ریاست جمهوری سالم و بدون شائبه فساد و تقلب نمایان شود آثار شکل گرفتن پایه‌هایی از تسامح و تساهل را در جامعه سنتی و به شدت بسته افغانستان به نمایش گذاشت.

صورت بندی‌های سیاسی امروز افغانستان شاهد حضور و قدرت گرفتن جنبش نرم و قدرتمندی است که عبدالله عبدالله به عنوان نماد آن، از انتخابات کناره گیری می‌کند اما از مردم دعوت می‌کند در دور دوم انتخابات شرکت کنند. وی بازی را به رقیب واگذار می‌کند اما در جامعه‌ای که هنوز تا به دندان مسلح است به هوادارانش توصیه می‌کند از هرگونه اعتراض خشونت آمیز اجتناب کنند. بی تردید حامد کرزی فرصت‌های بسیاری را در افغانستان از دست داد، اما آینده افغانستان از آن جنبش آبی اصلاح و اعتراض است.

نظر کاربران:

سلام! چندروز پیش، دقیقا در روز۱۱ آبان، مطلبی را در سایت پیک خواندم که برایم عجیب بود. اکنون میبینم که خانم فرزانه روستایی نیز درست همین تحلیل را ارائه داده است.
تیتر پیک نت چنین بود: "انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان انصراف دکتر عبدالله یعنی قطعی شدن سقوط کرزای"
هرکسی خواست میتواند این تحلیل خلاصه را در همان سایت بخواند. اما من میخواهم روی مطلب دیگری انگشت بگذارم. متاسفانه بسیاری از نیروهای چپ سابق فریفته آمریکا شده اند و در مسیر ایجاد رابطه با آمریکا حتی به منافع ملی ایران بی توجهی نشان داده و از تشنج زدایی در روابط بین الملل، بخصوص رابطه ایران و امریکا که درست هم هست، برداشتی تسلیم طلبانه دارند. آنان توجهی به نقشه های آمریکا و خطر بسیار بزرگی که از این جهت میتواندمتوجه کشور ما باشد ندارند.
خانم فرزانه در نوشته قبلی خود در این سایت، بدرستی روی این خطر، خطری که از شرق ایران را تهدید میکند وحتی خطری برای کل منطقه است، تاکید کرد. آمریکا در این تحولات تنها به فکر سروری خود در منطقه است.دفاع لفظیش از دمکراسی دروغی بیش نیست و در هرجا لازم باشد، دمکراسی را برای منافع خود قربانی کرده و خواهد کرد.همانطور که خانم فرزانه روستایی مطرح کرده اند،آمریکا با حمایت دربست از نیروهای ارتجاعی پاکستان ودر آوردن غول طالبان از بطری ,مانع و سنگ بزرگی در مسیر تحولات دمکراتیک در منطقه بوده است.
حفظ سروری آمریکا دراین منطقه با رشد دمکراسی در تضاد است. طالبانی که امروز موی دماغ آمریکا هم هست، هرگز نمیتواند بوسیله نیروهای فاسد و ارتجاعی سرکوب شود. سیاست این نیروها در پاکستان و افغانستان خودزمینه رشد طالبان است. نیروهای مترقی ایران باید روی نیروهای دمکراسی خواه پاکستان و افغانستان حساب و حمایت کنند نه اینکه برای نیروهای ارتجاعی بصرف مخالفتشان با جمهوری اسلامی و تائید آمریکا دست زده و هورا بکشند.
بهرام


*

من با این تحلیل زیاده از حد خوش باورانه که مشابه اش را در نوشته ها و گفته های فرید زکریا دیده و شنیده ام آلرژی پیداکرده‌ام. چرا باید وقتی سیستم سیاست خارجی ناکارآمد آمریکا و اتحادیه اروپا خرابکاری میکند و نتیجه اش را هم بارها آزموده اعتراض نکرد؟ صدسال است غرب در کشورهایی مثل ایران-مصر-عربستان-عراق و... تکرار میکند فعلا امنیت...بعدا برای دموکراسی وقت داریم!
کی این وقت خواهد آمد؟ سود زودگذر منافع تک کشورهای غربی در افغانستان و از همه بدتر نبود نوآوری در برنامه ریزان سیاست خارجی این کشورها جهان را به آینده تاریک تری سوق خواهد داد. درواقع نوبد امنیت و هزاران معضل دیگر در کشورهایی مثل افغانستان دراثر کشتن جنین دموکراسی درست در زمانهایی که درد زایمان آن شروع شده بود به دلیل ترس از دست دادن مادر توسط غرب صورت گرفته و بارها و بارها تکرار شده. درایران ۱۹۵۴ و البته حالا در سیاست تاسف برانگیر منفعلانه اوباما نسب به ایران همه و همه تکرار زمان سیاه حال در آینده ای سیاه تر خواهد بود. غرب نیاز به سیاست خارجی نوآورانه تر است.




Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.