سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷ - Tuesday 20 November 2018
بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

اردی‌بهشت خار چشم شده بود

«طرح مباحث زنان به نظر من دو بستر دارد. یک بستر آن است که بایدها را برای زنان تعیین می کند و بستر دیگر، بایدها را برای دیگران در ارتباط با زنان. بستر دوم یک منطقه ممنوعه است و اگر کسی در این بستر صحبت کند وارد منطقه ممنوعه شده. راهش هم ساده است؛ یک انگ فمینیست و همین به عنوان جرم کافی است.»

iran-emrooz.net | Sun, 02.11.2008, 13:30

گفت‌وگو با خانم توران ولیمراد، برنامه‌ساز مشهور تلویزیون
اعتماد / محبوبه حسین زاده


اشاره: این بار هم، پای همان مجسمه امیرکبیر در پارک قیطریه قرار گفت وگو گذاشتیم و باز هم یک دوشنبه دیگر. دفعه قبل صحبت از آینده اردی بهشت بود و این بار دیگر اردیبهشتی در کار نبود. توران ولیمراد تهیه کننده سابق برنامه اردی بهشت از فشارهایی می گوید که باعث توقف اردی بهشت بعد از ۱۸۷ بار روی آنتن رفتن شد و این روزها هم اردی بهشت با هویتی تغییریافته در حال پخش مجدد است. اردی بهشت که هر روز از ساعت ۱۲ تا یک بعدازظهر از شبکه چهار پخش می شد، با رویکردی نوین و جسورانه به طرح مباحث و موضوعات مربوط به زنان می پرداخت و به رغم اقبال بسیار از سوی مخاطبان با انتقاد شدید برخی مراکز و سایت ها و رسانه های محافظه کار روبه رو شده بود که نسبت به حضور فمینیست ها در رسانه ملی هشدار می دادند.فرشته ولیمراد که در گفت وگوی قبلی پیشنهاد شنبه های سفید برای حمایت از عدل اسلامی و رفع تبعیض از زنان داده بود این بار معتقد است در این شرایط حساس زنان باید با طرح چند سوال شفاف از طرح، نقشه و برنامه های کاندیداهای ریاست جمهوری آینده پاسخ بخواهند.



-از شروع کارتان در صدا و سیما برایمان بگویید.

ورود من به صدا و سیما در اردیبهشت سال ۵۸ بود از طریق دانشگاه، ولی نماندم چون آموزش و پرورشی بودم. سال ۶۰ رسماً تدریس و کارهای دیگر را رها کردم و کار تمام وقتم شد گروه کودک صدا و سیما. سال های نخودی و مدرسه موش ها و قصه های جنگل و «باز مدرسه‌ام دیر شد» که این یکی چانه زنی زیادی از من گرفت چون به دنبال نوآوری و شکستن کلیشه ها بودم و آن برنامه در حد خودش این گونه بود. یکی دیگر از برنامه هایی که وقت و کار زیادی از من گرفت هاچ، زنبور عسل بود ولی حیف که آخرش را خراب کردند. با اینکه داستان را خیلی تغییر داده بودم و بر همان اساس کل برنامه ها را بازنویسی می کردم. در همان سال تولیدات خارجی زیادی خریداری شده بود که با بازبینی آنها اشکالات فلسفی به محتوای آنها داشتم؛ یکی از این برنامه ها همین «هاچ، زنبورعسل» بود. داستان اصلی این گونه بود که در اولین قسمت، مادر هاچ توسط زنبورهای قرمز خورده می شد و هاچ در این دنیا تنها می ماند و در هر برنامه به یکی نزدیک می شد که او هم قصد خوردن او را می کرد و من سعی کرده بودم این تنهایی و تلخی و این خشونت زندگی مادی را تا جایی که امکان دارد از برنامه بگیرم. از ۱۰۰ قسمت این سریال، ۱۰ قسمت آخر به آقایی دیگر سپرده شد. جالب است که حالا با برنامه اردی بهشت هم همین معامله شد.

- یعنی قرار است تهیه کننده اردی بهشت، مردی باشد که دغدغه حقوق زنان ندارد؟

همین طور است، البته از من خواستند مجری برنامه باقی بمانم که خب نمی شد. من به عنوان تهیه کننده برای برنامه هویتی قائل بودم. طوری که برنامه با همان هویت برای مخاطب معرفی می شد. همان طور که افراد شخصیت دارند یک برنامه تلویزیونی هم باید شخصیت داشته باشد که این شخصیت با تهیه کننده آن مشخص می شود. من شاخصه های شخصیتی اردی بهشت خودم را این گونه تعریف می کنم؛ زبان صریح و بی تکلف، شفافیت، شجاعت، صراحت و صداقت در گفتار، اسلام محوری، تلاش در جهت زدودن زنگار و خرافه و گرد و غبار از چهره اسلام راستین، قائل شدن احترام برای فهم و شعور مخاطب، پرداختن به مسائل و مشکلات واقعی زندگی و تلاش برای یافتن پاسخ های واقعی، آشنا بودن به مسائل روز زنان و خانواده ها و جوانان، اعتقاد به کرامت انسانی انسان به جای نادان و ناتوان فرض کردن او، اعتقاد به حق انتخاب انسان ها به عوض صغیر فرض کردن انسان ها اعم از زن و مرد، فدا نکردن حقیقت و عدالت به حق خواهی به عوض منفعت طلبی به اسم مصلحت اندیشی، پرداختن به اصل و گرفتار حاشیه نشدن و... من که فقط یک مجری برای این برنامه نبودم. خود من کارشناس محوری و در راس کارشناسی برنامه بودم. چطور می شود تهیه کننده یک برنامه آن هم یک برنامه گفت وگومحور عوض شود و هویت برنامه باقی بماند؟ چطور می شود در راس برنامه یی که قرار است به مسائل زنان بپردازد یک آقا باشد؟ جز اینکه مبنا تغییر کند یعنی اینکه مسائلی که مطرح می شود یا مسائل زنان نباشد یا طرح مسائل زنان از نگاه مردان باشد.

دو یا سه سال پیش آقای ضرغامی با تهیه کنندگان جلسه یی داشتند و آنجا مساله را مطرح کردند که خیلی درست و اصولی بود و آن نکته این بود که تهیه کننده باید در موضوعی که کار می کند، خودش بالاترین سطح از اطلاعات و شناخت را داشته باشد. خیلی از دقت نظر ریاست سازمان صدا و سیما در این مورد خوشم آمد. به نظر من درستش این بود که وقتی هویت یک برنامه تغییر می کند اسمش هم تغییر کند.

-چطور شد دیگر اردی بهشت پخش نشد؟ در گفت وگوی قبلی صحبت از ادامه برنامه بود، نه جلوگیری از پخش آن.

از روز اولی که ما برنامه را شروع کردیم، نظر رئیس محترم شبکه چهار این بود که این برنامه هیچ وقت قطع نخواهد شد. ۱۸۷ برنامه رفته بودیم که به شروع ماه مبارک رمضان رسیدیم. به من یادآوری کردند که از مخاطبان برنامه خداحافظی نکنم چون برنامه ادامه خواهد داشت. هنوز یک روز به تعطیلی مانده بود و ما حتی اسم میهمان برنامه آن روز سرکار خانم عفت شریعتی نماینده محترم مجلس را هم اعلام کرده بودیم و موضوع برنامه هم عملکرد مجلس در حوزه زنان بود که اجازه داده نشد برنامه روی آنتن برود. بعد از آن در هفته آخر ماه رمضان، در نشستی به من اعلام شد تهیه کننده را عوض کرده اند. البته تشکر می کنم که اقلاً این حق انتخاب را برای من گذاشتند که مجری بمانم. در همان جلسه خواهش کردم از دلایلی که این تغییر را موجه می کند، صحبت نشود. تغییر تهیه کننده، تعطیلی یا تولید یک برنامه و خط مشی و تعیین استراتژی از اختیارات مدیریت است و من اینها را می دانم. تصمیم ها هم برای تولید، هم برای تغییر، هم برای قطع و هم برای تعیین آدم ها از بالا به پایین است و نه از پایین به بالا. با همان قدرتی که برنامه گذاشته می شود به وسیله همان قدرت هم برنامه حذف می شود. اشکال در این نیست، اشکال در این است که چارچوب ها با اشخاص تعیین می شوند. هنوز نقص از عدم قانونمندی و تعیین ضابطه های مکتوب است که تکلیف آدم ها را معلوم کند. قانون و ضابطه ها با آدم ها و سلیقه آدم ها تعریف می شود.

-فکر نمی کنید فشارهایی که برای پایان این برنامه وارد شده است بیشتر از قدرت افرادی بوده که این برنامه را گذاشتند؟

چقدر می شود مقاومت کرد؟ نکته این است. از همان روز اولی که اردی بهشت روی آنتن رفت، فشارها شروع شد. روز دوم از من برنامه روز اول را خواستند و روز سوم برنامه روز دوم را. از همان ابتدا فشارها با تلفن ها و بعد نامه ها و ارزیابی ها شروع شد بعد هم با استفاده از سایت هایی که با گرفتن امکانات از برخی مراکز قدرت اداره می شوند و نامه های محرمانه و تلفن های طولانی بازخواست و جلساتی که بیشتر به جلسات محاکمه می مانست تا هر چیز دیگر. جالب اینجاست که اول از همه بعضی از خانم هایی که در مسند قدرت هستند و امکانات مردمی را در اختیار دارند تا برای زنان کار کنند و مشکلات زنان را حل کنند شروع به اعمال فشار بر برنامه کردند. جالب است در بعضی از این نشست ها رسماً اعلام می شد چرا برنامه اردی بهشت می گوید زن در انسان بودن تفاوتی با مرد ندارد. این بزرگان از روز اول بر اعمال فشار بر برنامه دست به کار شدند و همه راه ها را رفتند. یکی از خانم های نماینده مجلس گفته بود من برنامه اردی بهشت را تعطیل کردم. می خواهم بگویم اگر به دلیل اعمال فشار از جانب زنان بود، باید اردی بهشت در همان هفته دوم تعطیل می شد. موضوع آن هفته ما مجلس و خلأهای قانونی زنان بود و این عزیزان از اعتراض و سروصدا علیه برنامه هم چیزی کم نگذاشتند. به آن عزیز می گویم قدرت مردانه است و زنان ابزار.

-فکر می کنید چرا این همه مخالفت با پخش اردی بهشت وجود داشت؟

طرح مباحث زنان به نظر من دو بستر دارد. یک بستر آن است که بایدها را برای زنان تعیین می کند و بستر دیگر، بایدها را برای دیگران در ارتباط با زنان. بستر دوم یک منطقه ممنوعه است و اگر کسی در این بستر صحبت کند وارد منطقه ممنوعه شده. راهش هم ساده است؛ یک انگ فمینیست و همین به عنوان جرم کافی است. گوش کسی بدهکار نیست اگر شما 100 آیه و حدیث و روش معصومین را بیاورید که زن انسان است و حفظ کرامت انسانی زن واجب است رفتار با او باید انسانی باشد. یکی از حرف های اصلی ما در این برنامه این بود باید سیاستگذاری، قانونگذاری و بسترسازی برای اجرا و برای فرهنگسازی به گونه یی باشد که جامعه یی داشته باشیم که کرامت زن در آن حفظ شود. خوش ندارند کسی وارد شود و برای آقایان از تکلیف شان در این باب بگوید، یعنی جدی بگوید و پای حرفش بایستد یعنی پیگیر باشد والا شعار را که همه می دهند. قشنگش را هم می دهند، گناه اردی بهشت این بود که در این وادی وارد شده بود. اردی بهشت خار چشم شده بود چرا که از مراکز قدرت می خواست بسترسازی کند تا کرامت انسانی و حقوق انسانی زنان هم رعایت شود. چرا فقط بایدها برای زنان تعریف می شود؟ از رفتار صحیح خانوادگی و اجتماعی و فداکاری و صبوری و گذشتن از خود و... اینها همه هم خوب است و هم درست ولی دیگران که هم همسر و هم اعضای خانواده و هم جامعه و هم حکومت و هم سیستم است برای زنان چه کنند؟ چه کسی حقوق زنان را رعایت کند؟ مشکلات زنان کجا حل شود؟ اگر نشود چه می شود؟ اینجاست که رفتار می شود رفتار اعتراض. بالا رفتن میزان مهریه دلیل دارد وقتی قانون حمایتی از زنان وجود ندارد، وقتی مردان به شرط پولدار شدن می توانند زن دوم بگیرند، معلوم است که زنان هم به تجملات روی می آورند. چرا در این شرایط نباید مصرف لوازم آرایش در ایران بالا برود؟ نمی شود که در هر آسیب اجتماعی انگشت اتهام را به سمت زنان گرفت. این بی انصافی است دیگر.

-خب زنان زیادی هم بودند که از برنامه شما حمایت کردند؟

زن و مرد ندارد. زنان و مردم می شوند ملت. در تعطیل شدن برنامه مخالفت ها از طرف بخشی از مراکز قدرت بود. یک وقت از مردم حرف می زنیم و یک وقت از مراکز قدرت. نمی خواهم بگویم که آیا نظر مردم برای مسوولان و مراکز قدرت ما مهم است یا خیر. ولی در مورد اردی بهشت نشان داده شد که نظر مردم حداقل در قطع کردن برنامه مهم نبود چون مردم برنامه را می خواستند همه این را می دانند. روشن است که مراکز قدرت از نفوذشان در بسترهای دیگر برای حفظ و گسترش و توجیه و عمق دادن به خودشان استفاده می کنند. نمی خواهم بگویم برنامه اردی بهشت مخالف نداشت ولی مخالفت ها نسبت به موافقان و طرفداران برنامه شاید بشود گفت دو درصد بود. عمده تماس ها و انعکاس های مردمی تعریف بود و دعای خیر و تقاضای تداوم برنامه. بعضی حتی خیلی دلسوزانه توصیه می کردند جوری عمل نکنید که برنامه تعطیل شود. مردم می بینند صداهای مختلف تا چه حد از صدا و سیما منعکس می شود. من نمی توانستم آنقدر مصلحت اندیشی کنم که هویت برنامه از بین برود؛ حاضر نبودم پای یک شیر بی یال و دم و اشکم انرژی بگذارم. خیلی ها می توانند برنامه یی را در مورد زنان روی آنتن ببرند که نه صدای زنان است، نه مشکلی از زنان را حل می کند و نه دردی را دوا می کند. اما من حاضر نبودم این کار را بکنم. خیلی از تماس ها با برنامه از جانب پدران دخترانی بود که در زندگی مشترک به مشکل برخورده بودند یا از جانب آقایانی که در زندگی مشترک مشکل داشتند و به دنبال راه حل بودند، یا نوجوانان و جوانانی که به دنبال برقرار کردن رابطه خوب و سالم با والدین شان. دو درصدی هم بودند کسانی که با نگرشی که نمی تواند حرف نو را بپذیرد و به استبداد و اعمال قدرت یکطرفه مردمدارانه معتقد است به نظر من این حسن یک برنامه است که نظرات مختلف و متفاوتی در مورد آن وجود داشته باشد. از همه مهم تر این بود که برنامه مخاطبان مختلف از همه طیف ها و به خصوص نخبگان و استادان و مسوولان و مردم عادی و دانشجویان و حوزویان و به ویژه جوانان را داشت و شبهات را پاسخ می داد. یکی از رازهای موفقیت برنامه اردی بهشت این بود که مخاطب باور کرده بود که برنامه مشکلات و مسائل واقعی جامعه را می شناسد و به جای بازی با کلمات و زدن حرف های پرتکلف به دنبال حل مشکل است. اردی بهشت در مسیر یک آسیب شناسی از عملکردها بود تا اسلام بهتر معرفی و اجرا شود و این را مخاطب دریافته بود. تلاشی بود برای عملی شدن اسلام به عوض شعار.

-خانم ولیمراد، در مصاحبه قبلی که در زمان پخش برنامه با هم داشتیم، می گفتید که تلاش تان این است که در حوزه زنان جلوتر از این برویم. می خواهم بپرسم الان که دیگر تهیه کننده برنامه اردی بهشت نیستید می خواهید در حوزه زنان چه کار کنید؟

اجازه بدهید بپرسم در این سال ها چه کار کردیم؛ یعنی اینجا که امروز ما زنان در آن هستیم برمی گردد به اینکه ما در این جامعه چقدر کار کرده ایم، چطور خودمان را ساماندهی و مدیریت می کنیم و چطور از نیروهایمان درست استفاده می کنیم. ما موظف هستیم به بهترین شکل به تکلیف و وظیفه خود که احیای اسلام عزیز است، عمل کنیم. بعضی ها شاید تکلیف را این طور تعریف کنند که وقتی پست ها و سمت های اجرایی را به دست دیگری می سپاریم، تکلیف از ما ساقط می شود. اما با این روش به نتیجه نمی رسیم. با انقلاب اسلامی قرار بر این بوده و هست که جامعه بر اساس عدالت شکل بگیرد، عدالت در همه ابعاد یعنی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و غیره. از طرف دیگر عدالت یعنی رفع تبعیض و ظلم. بیایید موضوع زنان را بر همین مبنا نگاه کنیم. زن به گونه یی است که فرصت های زیادی از او به دلیل مادرشدنش و ضعیف تر بودنش از لحاظ جسمانی نسبت به مرد و به لحاظ خودخواهی ها گرفته می شود. از سوی دیگر ما معتقدیم اسلام، پاسخ نیاز بشر است، سعادت بشر در زندگی دنیا و آخرت. وقتی این دو را کنار هم می گذاریم، حمایت از زنان که در موضع ضعف هستند، می شود؛ حرکتی در جهت احیای اسلام یعنی نگاه و اعمال افراد در این ارتباط باید حرکت رفع تبعیض از زن و حمایت از او باشد. این می شود وظیفه همه. اگر این شد، می شود گفت اسلامی عمل می شود. نگرش اسلام این است که زن و مرد به لحاظ انسانی با هم مساوی هستند و بر همین اساس باید ابزارها و بستر رشدشان فراهم شود، هم زنان و هم مردان. نکته این است که زنان از این بسترسازی و از در اختیار داشتن این ابزارها محروم ترند. جمهوری اسلامی هم ادعا و هم تلاشش باید این باشد تا در داخل کشور بستر لازم را برای زنان فراهم کند و این الگو را به دنیا هم معرفی کند. خب الان وضعیت زنان با تعریف های جامعه یی اسلامی فاصله دارد. این مساله باید درست شود و به همین دلیل ما تکلیف داریم که در حوزه زنان کار کنیم. اردی بهشت راهی بود برای این مسیر. اگر اردی بهشت بود، بود، اگر نبود کار دیگری می کنیم.

- شما گفتید که شرایط امروز ما زنان برمی گردد به اینکه در این سال ها چه کار کردیم. از سوی دیگر معتقدید وضعیت زنان با شرایط مطلوب فاصله زیادی دارد.

خطایی که ما زنان تا الان داشته ایم این بود که اجازه دادیم نگاه ابزاری به زنان ادامه داشته باشد. از همان اول که رای می دادیم فرصت ها را در اختیار مردان می گذاشتیم. در حالی که وقتی از عملکرد مردان در ارتباط با حل و رفع مشکلات زنان ناراضی هستیم باید با همین قاعده مردمسالاری دینی وارد عمل شویم. جامعه ما جامعه مدنی است پس از ابزارهای جامعه مدنی باید برای پیشبرد اهداف مان بهره ببریم. با تشکل و هماهنگی باید بتوانیم نیروهایمان را مدیریت کنیم. نکرده ایم. ما خودمان عرصه های قدرت را به مردان واگذار کردیم و اجازه دادیم از ما استفاده ابزاری شود و تا وقتی با وحدت و انسجام حضور اجتماعی خودمان را بازنگری و بازتعریف نکنیم، همین است. چرا برنامه اردی بهشت تعطیل می شود؟ چون زنان نه قدرت سیاسی دارند، نه بلندگو. چرا نمی توانند آنچه را در عرصه اجتماعی می خواهند، داشته باشند؟ خطای دوم مان، اعتماد بیش از اندازه ما به افرادی بوده که شاید آدم های خوبی باشند ولی ذهن شان با مشکلات زنان آشنا نیست و اصلاً حل مشکلات زنان برایشان اهمیتی ندارد. واقعاً چرا باید تا این اندازه به آنها اعتماد کنیم؟ مگر خودمان چه ایرادی داریم که بخواهیم مردان یا زنان در خدمت مردان مشکل ما را حل کنند؟ نگاه ابزاری به زن در حضور سیاسی و اجتماعی زنان خودش را نشان داده است. به دلیل رقابت برای به دست گرفتن مراکز قدرت، جناح های مختلف شکل می گیرند. اما باز در این جناح ها هم زنان ابزاری شده اند برای ایجاد فرصت برای به قدرت رسیدن مردان. در این احزاب به زن ها سهمیه و جیره می دهند و باز این سهمیه را هم مردانه تعریف می کنند. ما زنان توانمند، متعهد، مدیر و مدبر کم نداریم. معتقدم مسائل زنان فراجناحی است. زنان باید ابتدا اهداف، مشکلات و معضلات خودشان را دسته بندی و اولویت بندی کنند و بر همین اساس با هم به انسجام و اتحاد برسند. همان زنانی که در انقلاب سهم بیشتری داشتند در این سال ها از مراکز قدرت چه سهمی برده اند؟ نمی شود همواره به مردان اعتماد کنیم تا آنان برای ما تصمیم گیری کنند. نتیجه تصمیم گیری مردان را هم در ماده ۲۳ لایحه حمایت از خانواده دیدیم. هر چقدر زمان از دست بدهیم همین طور به عقب می رویم. ما زنان در حق خودمان کوتاهی کردیم.

-الان باید برای جبران اشتباهات چه کار کرد، چه راهکار و پیشنهادی دارید؟

ما انتخابات ریاست جمهوری آتی را در پیش داریم. ماده ۲۳ لایحه نشان داد به یک نقطه چرخش سیر نزولی در ارتباط با زنان رسیده ایم. آنچه در جریان است، نشان می دهد دولتمردان نسبت به زنان چگونه فکر می کنند و چه کار می کنند. چقدر انرژی ما زنان در این یک سال هدر رفت تا توانستیم جلوی تصویب نشدن این ماده را در مجلس بگیریم.جای تاسف این است که این تهمت ها به اسلام عزیز است. نگاهی که اسلام را سیاه، متحجر و خشن نسبت به زنان نشان می دهد و این واقعاً خطرناک است. فکر می کنم طرح چند سوال شفاف را مطرح کنیم و از کاندیداهای ریاست جمهوری و بعد از آن از کاندیداهای مجلس و از مسوولان بپرسیم و از آنان پاسخ بخواهیم. پاسخ روشن و شفاف و نه حرف های کلی. نگذاریم این مساله به سکوت بگذرد، که نگاه شان به مسائل زنان چیست و در ارتباط با زنان می خواهند چه کنند؟ ما زنان در هر جایی می توانیم صدای این سوالات را بلند کنیم. این سوالات را به گوش جامعه برسانیم و بعد پاسخ بخواهیم تا مشخص شود طرح و نقشه و برنامه شان نسبت به زنان چیست. باید پاسخ بخواهیم و به کلی گویی ها بسنده نکنیم. زنان، تاج سر ما هستند، زنان در اسلام کرامت دارند. درست است که زنان در اسلام کرامت دارند اما شما چگونه می خواهید این کرامت انسانی را در اندیشیدن، در بستر اجرا و در زندگی جاری و عملی کنید. آیا زنان در این جامعه تحقیر نمی شوند؟ قوانین حمایتی نسبت به زنان چگونه است؟ برای فرهنگ سازی در حفظ کرامت انسانی زنان چه برنامه هایی دارید؟ بعد از پاسخ به این سوالات باید بگویند که با چه استراتژی، چه برنامه و چه طرح هایی می خواهند عمل کنند؟ آیا زنان به عنوان نیمی از جمعیت این کشور که همواره آرای بیشتری در انتخابات نسبت به مردان داشته اند، اینقدر ارزش ندارند که بدانند قرار است چه تصمیمی برای آنان گرفته می شود؟ ۳۵ میلیون زن باید بدانند نگرش کاندیداهای ریاست جمهوری نسبت به آنان چگونه است. اگر کرامت انسانی زن مراعات نشود خانواده ناسالم خواهد بود و در نتیجه فرزندان در یک خانواده ناسالم رشد خواهند کرد. زن، اïم و ریشه خانواده است و حفظ حرمت، کرامت و هویت انسانی او حفظ خانواده و جامعه سالم است. این سال ها کافی بود که به ما نشان دهد تغییر نگرش مردان نسبت به زنان خودبه خود اتفاق نمی افتد و یک برنامه ریزی و حرکت سیاستمدارانه لازم است.




Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.