جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷ - Friday 16 November 2018
بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

نامه عباس امیرانتظام به دبیرکل سازمان ملل

«جامعه جهانی باید با تمام امکانات بر عملکرد نظام در رعایت حقوق بشر، و منجمله میثاق حقوق مدنی و سیاسی، و پروتکل‌های اختیاری آن نظارت کند. رعایت کامل موازین، استاندارها و الزامات حقوق بشری در ایران کلید حل بحران هسته‌ای و سایر بحران‌ها در منطقه است.»

iran-emrooz.net | Thu, 28.08.2008, 13:32

عالیجناب آقای بان کی مون.
دبیرکل محترم سازمان ملل متحد


به عنوان قدیمی‌ترین زندانی سیاسی – عقیدتی در نظام جمهوری اسلامی که بیش از ۲۹ سال از عمر خود را به جرم دفاع از حاکمیت ملی و استقرار دموکراسی در ایران در سیاهچالهای رژیم سپری کرده و الان نیز برای درمان بیماریهایی که منشأ آنها اقامت طولانی در زندان، سوء رفتار و سوء تغذیه و محرومیت از بهداشت می‌باشد در مرخصی استعلاجی بسر می‌برم و در شرایطی که افزایش تنش بین ایران و جامعه جهانی و بحران هسته‌ای، خطر یک جنگ دیگر در منطقه را به شدت جدی نموده است.

با احساس مسؤلیت نسبت به سرنوشت تک تک هموطنانم و با علم به میزان بالای حساسیت رژیم به اقدامات و فعالیت‌های خودم به نام دفاع از حق حیات و آزادی ملت ایران و به نام پاسداری از صلح پایدار در ایران و منطقه بحران زده خاورمیانه به شما متوسل شده و از طریق و با واسطه شما جامعه جهانی و وجدانهای بیدار بشری و نهادهای مدنی صلح طلب و طرفداران حقوق بشر در سراسر جهان را مخاطب قرار می‌دهم.

عالیجناب، خطر جنگ آنقدر جدی و فوری است که جز با بسیج تمامی امکانات جامعه جهانی در پشتیبانی از جنبش مدنی و مسالمت آمیز مردم ایران قادر به جلوگیری از آن نخواهیم بود.

گزینه‌هایی که در حال حاضر روی میز اعضای دائم شورای امنیت و رهبران سیاسی جهان قراردارد، حاصلی جز آسیب رسانی بیشتر به موجودیت مادی و معنوی ملت ایران ندارد. توضیح اینکه تشدید تحریم‌ها حتی به صورت هوشمندانه درد و رنج مردم ایران را بخاطر ایجاد محدودیت در حوزه‌های اقتصادی و تقویت باندهای قاچاق کالای دولتی و افزایش رانت خواری و تورم و بیکاری و ایجاد محدودیت در تهیه کالا و مایحتاج عمومی بتدریج و گام به گام ملت ایران را در گورهای دسته جمعه دفن خواهد نمود.

از طرف دیگر رژیم در مقابل فشارهای خارجی، اعمال فشارهای سیاسی و اجتماعی را بر فعالین سیاسی، مدنی و حقوق بشری افزایش داده و به بهانه مقابله با دشمن خارجی، فعالیت و حرکت‌های اعتراضی و آزادیخواهانه ملت ایران را غیر قابل تحمل اعلام خواهد کرد و با استفاده از فضای امنیتی، سرکوب و اختناق را به حداکثر رسانده و در فضای گورستانی، کل مردم ایران را به گروگان خواهد گرفت.

از این رو به نظر می‌رسد که مسؤلین نظام نه تنها تحریم‌های بین المللی، از جنس آنچه تا کنون اعمال شده را تهدیدی بر موجودیت خود ندانسته، بلکه از وجود چنین تحریم‌هایی استقبال نیز می‌کند. چرا که به آنها فرصت می‌دهد تا با اعلام شرایط جنگی، با مخالفان خود تسویه حساب نمایند. به همین ترتیب تهدید توسل به زور علاوه بر اینکه هزینه‌های غیر قابل جبرانی را بر مردم ایران تحمیل می‌کند، دست نظام جمهوری اسلامی ایران را در سرکوب بیشتر و تداوم سیاستهای غیر مسؤلانه و ماجراجویانه در کلیه عرصه‌هایی که امنیت مردم ایران و جامعه جهانی را به خطر می‌اندازد باز می‌گذارد.

پس اگر، نه جنگ و نه تحریم نمی‌تواند موجب تغییر رفتار نظام جمهوری اسلامی در پرهیز از ماجراجویی و تطبیق خود با الزامات صلح و امنیت بین المللی گردد، تنها گزینه ممکن، کمک به مردم ایران در مدیریت بحران و خروج از بن بست فعلی می‌باشد. به نظر من، رژیم جمهوری اسلامی تعلیق در برابر تعلیق و بسته پیشنهادی ۱+۵ را نخواهد پذیرفت چراکه این نظام به اکسیژن بحران برای تداوم حیات سیاسی خود نیاز دارد. از این رو پرونده هسته‌ای فرصت خوبی برای مسؤلین نظام فراهم آورده تا با تشدید بحران، اکسیژن لازم را برای حیات خود فراهم کنند.

اگر در ریشه‌ها و منشأ بحران تعقل و تعمق کنیم به راحتی در خواهیم یافت که بحران هسته‌ای ریشه در سیاست‌ها و برنامه‌های کلان نظام جمهوری اسلامی ایران دارد.

ساختار این حکومت به صورتی طراحی شده است که تولید بحران برای مردم ایران و منطقه و جامعه جهانی از عملکرد‌های متعارف آن می‌باشد، چراکه این حکومت به آزادی، دموکراسی، صلح و حق تعیین سرنوشت ملت خود هیچ اعتقادی ندارد و به همین دلیل هیچ نگرانی و دغدغه‌ای در مقابل مشکلات اقتصادی، امنیت روانی و مادی آن‌ها ندارد. و به راحتی حاضر است که کل مردم ایران را قربانی ماجراجویی خود کند. حکومتی که با مردم خود چنین رفتار می‌کند طبیعی است که برای اعمال خشونت و تهدید حق حیات مردم جهان از اعمال هیچ خشونتی ابایی ندارد.

عالیجناب، مردم ایران که قربانی سیاست‌های ماجراجویانه، جاه طلبانه، خودسرانه، خشونت بار، جنگ طلبانه و غیر انسانی این نظام هستند در صف مقدم مبارزه برای تغییر رفتار این نظام قرار دارند. از این رو شایسته است که جنابعالی با استفاده از تمام ظرفیت‌ها و امکانات سازمان تحت مدیریت خود، مردم ایران را در مبارزه برای حق تعیین سرنوشت و استقرار آزادی و دموکراسی یاری دهید. مسؤلیت شما در دفاع از صلح، امنیت بین المللی و حق حیات و آزادی مردم ایران و جهان بسیار سنگین است.

تاریخ در مقابل اقدامات شجاعانه و مسؤلانه شما سر تعظیم فرود خواهد آورد و در مقابل در خصوص عدم تحرک و مسؤلیت گریزی شما بی رحمانه قضاوت خواهد کرد. با نگاهی به تاریخ و تمدن ملت پرافتخار ایران، قضاوت خواهید نمود که ملت ایران این اهلیت و قابلیت را دارند که همانند مردم آزاد در سراسر دنیا سرنوشت خود را به دست گرفته و از امکانات و قابلیت‌های فرهنگی و مادی خود برای پیشبرد صلح و دموکراسی در جهان تلاش کنند.

شاید کمک به مردم ایران در این شرایط کار دشواری باشد ولی هزینه این امر هرچه که باشد از هزینه جنگ و تشدید بحران و ناامنی در منطقه و جهان کمتر است.

عالیجناب، مردم ایران دست یاری به سوی شما و با واسطه شما به مسؤلین و رهبران جهان و مردم آزاده و صلح طلب جهان دراز میکنند. کمک به مردم ایران، کمک به آینده بشریت است.

عالیجناب، تقاضای من (ما) از جنابعالی بسیار ساده و در عین حال فوق العاده مهم است. به عنوان مصداق اعتماد سازی در پرونده هسته‌ای و برای اینکه امکان کنترل و نظارت واقعی بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران ممکن باشد از جمهوری اسلامی بخواهید که تمامی کنوانسیون‌های پایه‌ای حقوق بشر، کنوانسیون‌های منع شکنجه، کنوانسیون الغاء کلیه اشکال تبعیض از زنان، و اساسنامه دیوان بین المللی کیفری را پذیرفته و به آن عمل کند. و جامعه جهانی نیز با تمام امکانات بر عملکرد نظام در رعایت حقوق بشر، و منجمله میثاق حقوق مدنی و سیاسی، و پروتکل‌های اختیاری آن نظارت کند. رعایت کامل موازین، استاندارها و الزامات حقوق بشری در ایران کلید حل بحران هسته‌ای و سایر بحران‌ها در منطقه است.

عالیجناب برای درمان بیماری‌های خود می‌باید هر لحظه به پزشکان معالج خود دسترسی داشته باشم. بازگرداندن مجدد اینجانب به زندان، ممکن است مرگ مرا در پی داشته باشد. من این هزینه سنگین را در مقابل نجات مردم ایران از خطر جنگ و فقر و سرکوب و قحطی، فلاکت و کشتار دسته جمعی، فرار مغزها و نابودی فرهنگی با خاطری آسوده و خیالی راحت می‌پذیرم و عمداً می‌خواهم مسؤلیت اخلاقی شما را سنگین کنم تا در فراتر از قالب‌های سنتی رفتار و فعالیت دبیر کل سازمان ملل متحد، با استفاده از تمامی ظرفیت‌های جامعه جهانی و با دست زدن به ابتکارات جدید و سازنده، موجبات اجرای موازین حقوق بشر را در ایران فراهم کنید.

اینجانب مایل هستم جزییات طرح و پیشنهاد خود را با نمایندگان و کارشناسان مورد اعتماد جنابعالی به بحث بگذارم.

مطمئن باشید که ملت بزرگ ایران تا همیشه تاریخ، قدردان و سپاسگزار شما خواهد بود.


عباس امیرانتظام
قدیمی‌ترین زندانی سیاسی عقیدتی ایران
در بیست و نهمین سال زندان

*

از هموطنان عزیزم تقاضا دارد که دیدگاه ها و پیشنهادات خود را جهت تکمیل و اصلاح مواضع اعلام شده در نامه به دبیرکل سازمان ملل متحد را به اینجانب منعکس نمایند. چنانچه به رغم انتقادات به این مواضع ، راه حل پیشنهادی اینجانب را برای بیرون رفتن از بن بست موجود مفید و مؤثر می دانند، در آن صورت به هر طریقی که صلاح می دانند پشتیبانی خود را به دفتر دبیرکل سازمان ملل منعکس نموده و برای شکل گیری یک گفتمان ملی در این خصوص تلاش نمایند. دست همه شما عزیزان را به گرمی می فشارم.

عباس امیرانتظام
۶ شهریور ۱۳۸۷



Your Excellency Ban Ki-moon
The Esteemed Secretary-General of the United Nations


I am writing to you as the longest-held political prisoner in the Islamic Republic of Iran, and as a prisoner of conscious who has spent more than 29 years of his life in the regime’s dungeons for the crime of defending popular sovereignty and establishing democracy in Iran. I am currently on medical furlough in order to receive necessary treatment for medical conditions, the origins of which are the long imprisonment, as well as the maltreatment, malnutrition, and lack of medical care during my imprisonment. I am writing to you at a time of high tensions between Iran and the world community, the nuclear crisis, and the danger of another war.
Although cognizant of the regime’s extreme sensitivity about my activities, nevertheless I feel responsibility for the welfare of my compatriots. For the sake of defending the Iranian people’s rights to life and liberties, as well as for the sake of guarding peace in Iran and the crisis-ridden Middle East region, I am appealing to you. Through you and with your interjection, I appeal to the global community, humanity’s conscious, civil society institutions engaged in peace-building, and human rights supporters around the world.
Your Excellency,
The danger of war is so acute that only with mobilizing all the possible capabilities of the global community in support of the non-violent civil rights movement of the Iranian people, could we prevent this looming war.
The options that are on the table for the permanent members of the Security Council and the political leaders around the world, could not have any results other than increased harm to the material and ethical existence of the Iranian people. Increased sanctions, even smart sanctions, will increase the pain and suffering of the Iranian people with increased restrictions in the economic realm. These sanctions will only strengthen the regime-related smuggling groups as well as increase corruption, inflation, and unemployment. These sanctions will create shortages of various commodities and public necessities, which will gradually bury the Iranian people in mass graves.
On the other hand, the ruling regime will use the pretext of confronting foreign pressures to increase pressures on political, civil rights, and human rights activists in Iran. Under the excuse of confronting the enemy, the ruling regime will declare movements of the Iranian people for their freedoms and rights as unacceptable. The ruling regime will use the security environment in order to crush all movements of the civil society and bring absolute repression. Under such eerie conditions the regime will be taking the entire population of Iran as hostages.
For these reasons, it appears that the officials of this regime not only do not regard the kind of sanctions that have been imposed so far as any threat to their survival, but also welcome such sanctions. These sanctions will provide the regime the opportunity to declare war conditions, so that they could retaliate against the dissidents. In the same vein, threatening violence, in addition to creating irreparable costs for the Iranian people, will provide the officials of the Islamic Republic of Iran the opportunity to increase repression at home, and continue the irresponsible and adventurist policies in all realms that will endanger the security of the Iranian people and those of the global community.
Neither war nor sanctions could change the behavior of the Islamic Republic regime in pursuing adventurism and accepting the necessities of international peace and security. Therefore, the only possible option is assisting the Iranian people to take leadership in managing their affairs and find an exit from the current impasse. In my opinion, the officials of the Islamic Republic will not accept freeze for freeze, nor will they accept the package of incentives offered by 5+1, because this regime needs crisis for its survival like one needs oxygen. For this reason, the nuclear dossier has provided the officials of the regime an opportunity to increase tensions, the necessary oxygen for regime survival.
If we think about and analyze the root causes of the nuclear crisis, we will easily discover that this crisis has its roots in the policies and strategic plans of the system of the Islamic Republic of Iran.
The Islamic Republic’s system has been so structured that producing crisis for the Iranian people as well as for the region and the global community have been its routine behaviors. This regime does not believe in freedom, democracy, peace, and the right of the people to choose their own destiny. That is why this regime is not concerned and worried about economic difficulties, psychological security, and financial security of the Iranian people. And this regime does not hesitate to sacrifice the entire population of Iran for its adventurism. For a regime which has such behavior towards its own population, naturally this regime will not hesitate to engage in any kind of violence towards others and threaten the right of existence of other peoples around the world.
Your Excellency,
The Iranian people, who are the primary victims of this regime’s adventurist, arrogant, selfish, violent, bellicose, and inhumane policies, are at the forefront of the struggles to change the behavior of this regime. Therefore, it would be auspicious, if your excellency would utilize all the capabilities and abilities of the United Nations to help the Iranian people in the struggle to determine their own destiny and to establish freedom and democracy. Your responsibility in defending peace, international security, and the rights to lives and liberties of the Iranian people and the people of the world is a grave responsibility.
If you take brave and responsible actions, history will honor you. And conversely, if you do not take brave and responsible actions, history will judge you harshly. When you look at the history and civilization of the honorable people of Iran, you would judge that the Iranian people have the capabilities and abilities of the free people around the world to choose their own destiny and utilize their cultural and material capabilities to advance peace and democracy.
Perhaps the costs of helping the Iranian people under these conditions is very hard. But such costs are far less than the costs of war and increased crisis and insecurities in the region and the world.
Your Excellency,
The people of Iran extend their hands in solidarity to you, and through you to leaders around the world, as well as to freedom-loving and peace-loving people around the world. Helping the Iranian people is helping the future of human kind.
Your Excellency,
My plea to you is very simple and at the same time is extremely significant. Demand the Islamic Republic to accept and implement all the primary conventions on human rights, conventions against torture, conventions against all forms of discrimination against women, and international criminal court’s treaty and laws as part of the confidence-building in the nuclear dossier and in order to have real control and monitoring of the nuclear activities. And the global community should utilize all its capabilities to monitor the regime’s respecting human rights, including charter of civil and political rights, and its voluntary protocols. Complete abiding of all human rights rules, norms, standards, and obligations in Iran is the key to solving the nuclear crisis as well as other crises in the region.
Your Excellency,
For the treatment of my medical conditions, I need to have access to my physicians at a moment’s notice. Returning me to prison again, may cause me to die. I am prepared to accept this heavy price with ease of mind in order to save the Iranian people from war, poverty, repression, starvation, catastrophe, mass killings, brain drain, and cultural destruction. By mentioning the possibility of my death, I wish to increase your moral responsibility so that you will go beyond traditional norms and activities of the Secretary-General of the United Nations, and utilize all of the resources of the global community and use new and creative policies for the implementation of human rights rules and norms in Iran.
I am prepared to discuss the details of my plans and suggestions with your representatives and the experts whom you trust.
You can be certain that the great nation of Iran will be eternally grateful to you.
Sincerely yours,

Abbas Amir-Entezam
The Longest-Held Political Prisoner of Conscience
Serving the 29th Year of Imprisonment
July 18, 2008




Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.