شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۷ - Saturday 22 September 2018
بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

اشکان دژآگاه و ماجراهای خودداری از سفر به اسرائیل!

مسابقه با تیم‌های اسرائیلی همیشه مشکلی برای بازیکنان ایرانی شاغل در تیم‌های اروپائی بوده و هست. رژیم ایران در این رابطه کاسه داغ‌تر از آش است، در حالیکه خود فلسطینی‌ها بارها با تیم‌های اسرائیلی بازی کرده و می‌کنند و کشورهای عربی نیز مدت‌هاست که این مساله را برای خود حل کرده‌اند.

iran-emrooz.net | Thu, 11.10.2007, 15:03

این روزها یک جوان ۲۱ ساله ایرانی مرد اول بحث‌های محافل سیاسی ، ورزشی و همچنین رسانه‌های آلمان شده است: اشکان دژآگاه که در تاریخ ۵ ژوئیه ۱۹۸۶ در تهران بدنیا آمده در برلین بزرگ شده و فوتبال را در باشگاه رینیکندورف فوکسه آموخته و بعدا در تنیس بورسیا و هرتابرلین دنال کرده است. وی اکنون بازیکن خط میانی باشگاه ولفسبورگ و همچنین تیم ملی جوانان زیر ۲۱ سال آلمان است. کسانی که اخبار ورزشی را دنبال می‌کنند ، قبل از اشکان با نام اردشیر دژآگاه معروف به ادی آشنائی دارند. اردشیر که او هم قبلا در تیم آماتورهای باشگاه هرتابرلین بازی می‌کرد بدلیل مهارتش در نمایش با توپ معروف بود و یکبار همراه رونالدینهو، فرانچسکو توتی، مندلینو و لوپز در یک فیلم تبلیغاتی شرکت وسائل ورزشی نایک بازی کرده و با شیرینکاری‌هایش شهرتی بهم زده بود. ادی که بعدها در فوتبال آلمان موفقیت زیادی کسب نکرده بود به ایران رفت و اکنون عضو تیم پیکان تهران است که در رده یازدهم لیگ برتر باشگاهای ایران قرار دارد.

اشکان دژآگاه درخشش خود را مدیون باشگاه هرتابرلین است و در حقیقت از استعدادهائی است که در این باشگاه شکوفا شده است. این اولین بار نیست که نام او در مطبوعات آلمان مطرح می‌شود. قبلا او بخاطر رانندگی با یک اتومبیل فاقد بیمه ، تصادف با آن ، فرار از محل تصادف و همچنین حاضر نشدن در جلسه دادگاه مدتی مورد بحث رادیو و مطبوعات ورزشی و محلی برلین بود و همین ماه گذشته به ۴۰ هزار یورو جریمه و ۲ ماه محرومیت از رانندگی محکوم گردید. بار دوم زمانی بود که او در حین عضویت در باشگاه هرتا ، مخفیانه مذاکراتی را با باشگاه ولفسبورگ جهت انتقال بدانجا شروع کرد که هم باعث چند جلسه محرومیت او از بازی در برلین شد و هم آقای هونس مدیر باشگاه هرتا این بحث را به مطبوعات کشاند که آیا این شیوه درستی است که با پیشنهاد چنین مبلغ گزافی (۸۰ هزار یورو دستمزد ماهانه) به یک جوان در این سن و سال او را از باشگاهی که آموزشش داده قر بزنند و اصولا با چنین روشهائی آینده این جوان و فضای فوتبال باشگاهی آلمان چه خواهد شد؟

اکنون بار سوم است که نام دژآگاه – اما این بار در ابعادی وسیع- مطرح می‌شود. ماجرا از این قرار است که تیم ملی زیر ۲۱ سال آلمان قرار است برای مسابقه با تیم ملی زیر ۲۱ سال اسرائیل بدان کشور سفر کند. مسابقه با تیم‌های اسرائیلی همیشه مشکلی برای بازیکنان ایرانی شاغل در تیم‌های اروپائی بوده و هست. همانطور که می‌دانید رژیم ایران در این رابطه کاسه داغ‌تر از آش است و در حالیکه خود فلسطینی‌ها بارها با تیم‌های اسرائیلی بازی کرده و می‌کنند و کشورهای عربی نیز مدت‌هاست که این مساله را برای خود حل کرده‌اند ، اما رژیم ایران بهیچوجه رضایت نمی‌دهد و در ۲۷ سال گذشته همه جا از رودرروئی با ورزشکاران اسرائیلی خودداری کرده است. این مساله نه تنها بارها جوانان ایرانی را از دستیابی به عنوان‌های با ارزشی محروم کرده است (و بیچاره‌ها بعدا باید جلوی دوربین‌ها و مطبوعات ایرانی رضایت کامل خود را از این عملشان ابراز کرده و کلی هم شعار بدهند) بلکه تاثیر نامطبوعی هم در مناسبات ورزشی که حداقل تلاش ظاهری اینست که از سیاست جدا بوده و پیام آور دوستی بین ملتها باشد می‌گذارد.

در سالهائی که وحید‌ هاشمیان و علی کریمی در باشگاه بایر مونیخ بازی می‌کردند هر دو در بازیهای این باشگاه در مقابل تیم‌های اسرائیلی تمارض کردند و باشگاه هم با اعلام رسمی این مریضی سروته قضیه را هم آورد. اما چطور شد که در مورد دژآگاه مسئله این چنین حاد شد و مورد بحث قرار گرفت؟ از یک طرف باید به وضعیت نسبتا حاد رابطه سیاسی ایران و کشورهای غربی در این مقطع توجه داشت و از طرف دیگر بی‌مسؤلیتی مدیر برنامه‌های دژآگاه باضافه جوانی و کم تجربگی خود او که براحتی طعمه خبرنگار نشریه نه چندان خوشنام بیلد آلمان گشت (این ماجرا آدم را بیاد ‌هاینریش بل و تصویری که او از این روزنامه در کتاب "آبروی بر باد رفته کاترینا بلوم" بدست داده می‌اندازد).

دژآگاه ابتدا به مسؤلین تیم ملی آلمان اعلام داشت که بدلایل شخصی قادر به سفر به اسرائیل نیست و این امر از طرف آنها پذیرفته شد. ماتیاس سامر مدیر تیم‌های ملی جوانان آلمان دلایل او را مورد قبول اعلام کرد. اما دژآگاه که یا مشاور خوبی نداشت و یا شروشور خودش بود بجای اینکه از هر اظهار نظر دیگری در این زمینه خودداری کند ، تن به پاسخ به سؤلات خبرنگار بیلد داد و درست یا نادرست خبرنگار بیلد از صحبتهایش با او این نقل قول را در روزنامه یادشده آورد که "من بدلایل سیاسی به اسرائیل سفر نمی‌کنم". همین کافی بود تا طوفانی در محافل سیاسی و ورزشی آلمان برپا شود.

شارلوته کنوبلوخ رئیس نهاد قدرتمند "شورای مرکزی یهودیان آلمان" خود وارد گود شد و خواستار اخراج دژآگاه از تیم ملی زیر ۲۱ ساله‌های آلمان شد، دیتر گراومن معاون او از این عمل بعنوان بایکوت یهودیان توسط دژآکاه نام برد ، رونالد پوفال دبیر کل اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان از دژآگاه خواست که پیراهن تیم ملی آلمان را پس بدهد. آقای سوانسیگر رئیس فدراسیون فوتبال آلمان (از حزب دموکرات مسیحی) با یک عقب گرد اعلام کرد که ما اشتباه کردیم بدون تعمق خواسته دژآگاه را پذیرفتیم و من شخصا با او گفتگو کرده و وضعیت او را در تیم ملی مشخص خواهم کرد. نه اظهارات نرم تر افرادی مثل ماتیاس سامر، فولکر بک از حزب سبزها؛ نه اظهار تفاهم‌های خوانندگان بیلد و نه توضیح مجدد دژآگاه در برلینر سایتونگ که اشاره‌ای داشت به وضعیت برادرش که اکنون در ایران بازی می‌کند، وضعیت فامیلهایش در ایران و همچنین بخطر افتادن امکان سفرش به ایران ، هیچکدام نتوانست تغییری در وضعیت بدهد و از حدت قضیه بکاهد.

باحتمال قوی اشکان دژآگاه دیگر به تیم ملی جوانان آلمان دعوت نخواهد شد و قید رفتن به تیم ملی بزرگسالان آلمان را هم باید بزند. اگرچه بعید است تغییری در وضعیت فعلی او بعنوان بازیکن ثابت تیم ولفسبورگ پیش بیاید ، اما در نقل و انتقالات آتی بعید است باشگاهی به ریسک درد سرهای احتمالی داشتن چنین بازیکنی تن بدهد و در بازار بعنوان کالائی که زده کوچکی دارد و باید ارزانتر بفروش برسد حساب خواهد شد. روزنامه بیلد هم که حسابش جداست که معروف است می‌تواند یک بازیکن دست چندم را به تیم ملی بیاورد و بهترین بازیکن را هم روانه باشگاهای دست دوم کند.

اما از طرف دیگر فدراسیون فوتبال ایران – که این روزها حماسه اشکان دژآگاه را در بوق و کرنا می‌دمد – باید خوشحال هم باشد که بازیکنی مثل او (که شش ماه پیش برخلاف شاپور امیرزاده بازیکن ‌هانزا روستوک از پذیرش دعوت فدراسیون و شخص سرمربی وقت تیم ملی برای شرکت در بازیهای غرب آسیا در اردن به این دلیل که هنوز تصمیمی برای بازی در تیم ملی ایران یا آلمان نگرفته ، خودداری کرده است) فعلا راه دیگری جز بازی برای تیم ملی ایران ندارد. ما هم جنبه مثبت قضیه را می‌گیریم که تیم ملی در کنار آندرانیک تیموریان و جواد نکونام یک بازیکن قوی دیگر حط میانی پیدا کرده است.

حسن جعفری



نظر کاربران:


يک جوان ۲۱ ساله ممکنه فوتباليست خوبی باشه ولی از لحاظ فکری هنوز آنقدر ها پخته نيست که بتونه اين جور مسايل را بدرستی تجزيه و تحليل کنه.
او دارد قربانی سياستهای احمقانه رژيم می شود. او شديدا به يک راهنمای خوب با حداقل ۴۵ سال سن احتياج دارد که تاريخ و فرهنگ ايران و اروپا را بخوبی بشناسد.
حميد

*

دوستان کاتولیکتر از پاپ بگویند آیا دژآگاه بعنوان یک شهروند آلمانی از این حق برخوردار است که بنا به هر دلیلی که برای خودش محترم است از بازی در مسابقه ی آلمان و اسرائیل سرباز زند یا اینکه دوستان مخالفت مدنی را چیز دیگری می فهمند.
نیما

*

اعتبار و فوتبال اشکان دژاگاه دارد قربانی سیاست های ضد اسرائیلی و ضد جهانی جمهوری اسلامی میشود . شرکت نکردن اشکان از بازی در اسرائیل نشان از ترس و عواقب آن است. اگر ما از یک نظام دمکراتیک و آرام برخوردار بودیم هرکز این ماجرا برای این جوان فوتبالیست پیش نمی آمد . نرفتن به اسرائیل و بازی نکردن با این تیم توهین به ورزش و مردم اسرائیل است.
اگر اسرائیل و یا امریکا بد است، تمام بدی ها را جمهوری اسلامی با هم دارد و قهرمان استبداد و نقض خشن حقوق بشر است.
هادی


*

خوشحال هستم که این جوان را از بازی در تیم ملی جواانان محروم و از رشد و ترقی در زمینه فوتبال آلمان محروم کنند.
ایرانیان سرانجام باید یاد گیرند که حرف و سخن بی‌مالیات نیست.
رضا...


*

به نظر من ولی عضویت چنین فوتبالیستی در تیم ملی جای افتخار و خوشحالی ندارد. کسی که به خاطر مصلحت خود و با وجود همه امکاناتی که در غرب دارد، تن به پیشبرد سیاستهای ضدبشری جمهوری اسلامی میدهد و مبلغ سیاستهای ضداسراییلی و ضدیهود میشود، جای خوشحالی برای ما نباید داشته باشد.
پریسا




Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.