شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۷ - Saturday 22 September 2018
بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

“هجمه به استقلال دانشگاه”

دفتر تحکیم وحدت: بررسی روند حوادث رخ داده در دانشگاههای کشور نشان از عزم و اراده جدی بخش کوچکی از اصولگرایان برای برخورد سرکوبگرایانه با دانشگاه دارد. به نظر می رسد طراحان اصلی این پروژه با نگاهی ساده اندیشانه تصمیم گرفته اند کاری را عملی کنند (خاموشی دانشگاه) که پیش از این بسیاری دیگر از عهده ان بر نیامده بودند.

iran-emrooz.net | Sun, 10.06.2007, 20:40

بیانیه تحلیلی شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
درباره وقایع اخیر در دانشگاههای کشور


ادوارنیوز: شورای مرکزی اتحادیه دانشجویی دفتر تحکیم وحدت با صدور بیانیه ای تحلیلی با عنوان "هجمه به استقلال دانشگاه" موضع این اتحادیه دانشجویی را در خصوص اتفاقات اخیر دانشگاههای کشور اعلام کرد متن بیانیه بدین شرح است:

نهاد دانشگاه از دیرباز همواره به عنوان محلی برای رشد و پرورش رشنفکران، دگراندیشان و تحول خواهان هدف برخورد و سرکوب دو جریان عمده بوده است؛ جریان اول تجدد ستیزان سنت پرستی بوده اند که با هرپدیده جدید و مدرنی به مخالفت می پردازند و حیات خود رادر عقب مانده نگاه داشتن جامعه و تداوم شیوه های قدیمی زیست می جویند. جریان دیگر حاکمان اقتدارگرایی هستند که با یک تضاد بنیادین در مواجهه با دانشگاه روبرو می باشند. آنها از سویی به متخصصان پرورش یافته در دانشگاه برای اداره جامعه نیازدارند و از سوی دیگر از کارکرد اگاهی بخشی و روشنگری دانشگاه که می تواند به سست شدن پایه های قدرت بی حساب و کتاب آنها منجر شود در هراس هستند.پیوند این دو جریان که دشمنی با استقلال دانشگاه را پیشه خود ساخته اند در سالهای اخیر موجب هجمه وسیع علیه اساتید، دانشجویان و تشکلهای دانشجویی مستقل شده است. هجمه ای که هدف آن از بین بردن استقلال دانشگاه است و تلاشی جهت کنترل دانشگاهها توسط دو جریان فوق است.

نگاهی به وقایع اخیر

هنوز اندکی از آغاز سال نو نگذشته بود که شاهد هجوم بی سابقه به دانشگاه مازندران و بازداشت 15 نفر ازدانشجویان این دانشگاه بودیم هر چند این هجوم با مقاومت دانشجویان مازندران و اتحاد فعالین دانشجویی سراسر کشور درهم شکسته شد اما پس از آن نیز سایر دانشگاههای کشورهای از جمله شیراز، لرستان ، زنجان ،علامه و... به تناوب و در ابعاد مختلف طعم این برخوردها را چشیدند. احضار بیش از دویست تن از دانشجویان به کمیته های انظباطی و یاصدور احکام سنگین در کمتر از یکماه ، بازداشت 29 دانشجو که 8 تن از انها همچنان در زندان هستند، تعطیلی 17 نشریه دانشجویی و ایجاد مشکل برای 5 نهاد دانشجویی گوشه ای از برخوردهای صورت گرفته با دانشگاهیان در روزهای گذشته بود. ودرنهایت نیز پروژه ای خاص برای دانشگاه امیرکبیر طراحی گردید دانشگاهی که به دلیل ایستادگی کم نظیر دانشجویان ان همیشه مایه مباهات فعالان دانشجویی بوده است. جعل چندنشریه دانشجویی و انتشار آنها با مطالبی موهن آغاز پروژه ای امنیتی بود که با هدف خاموشی دانشگاههای سراسر کشور طراحی شده بود. در شرایطی که مدیران مسئول این نشریات بر عدم دخالت خود در انتشار این مطالب تاکید می کردند شرکت کنندگان در تجمعات هماهنگ شده ازسوی نهادهای نظامی و شبه نظامی همراه با پشتیبانی رسانه ای و حمایت مدیران وزارت علوم خواستار انقلاب فرهنگی دوم شدند.لذا با توجه به این حوادث به نظر می رسد طراحان این هجوم هماهنگ به دانشگاههای کشوردردرجه اول تلاش می نمایند که اصلی ترین مشخصه دانشگاه که همان روحیه نقادی است را از بین ببرند و در این راه اقدامات زیر را در دستور کارخویش قرارداده اند:

1- تعطیلی تشکلهای منتقد: اقتدارگرایان پایان دادن به حیات انجمنهای اسلامی به عنوان یکی از اصلی ترین تشکلهای منتقد در دانشگاهها و همچنین ایجاد مشکل برای شوراهای صنفی ، کانونهای فرهنگی و علمی و نشریات دانشجویی منتقد و مستقل را در دستور کار خویش داده اند. در این راستا جلوگیری از برگزاری انتخابات انجمنهای اسلامی با توسل به بهانه های واهی از جمله اقدامات صورت گرفته در جهت رسیدن به این هدف است. اقداماتی که تبلور ان را می شود در دانشگاههای امیرکبیر وعلامه و همدان دید. نکته جالب این است که مسئولین وزارت علوم در این راه حتی قوانین موجود را نیز نادیده می گیرند قوانینی که خود به حربه ای برای سرکوب دانشجویان بدل گشته است ومتاسفانه میراث دوران اصلاح طلبان در شورای غیر قانونی انقلاب فرهنگی است. اما ولع اصولگرایان برای برخورد با دانشجویان به حدی است که حتی این قوانین نیز آنها را خشنود نمی سازد.خوشبختانه این اقدامات تا کنون با جدیت دانشجویان با شکست مواجه گردیده و رو سیاهی ان تنها برای کسانی که فیلم برخوردهای غیر قانونی و غیر اخلاقی انها با دانشجویان منتشر شده و موجبات انزجار افکار عمومی را فراهم اورده است.

2- کنارگذاشتن اساتید مستقل و دگراندیش: بی شک یکی از اهداف اصلی این اقدامات کنار گذاشتن اساتیدی است که در درجه نخست شرافت علمی واخلاقی خویش را حفظ کرده اند وبا ایمان به نقش روشنگر خود حاضر نیستند چشم خود را بر اشتباهات حاکمان ببندند. جریان سازی پیرامون مساله ای کوچک در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران برای تعمیم خواسته های طراحان پروژه سرکوب به اساتید صورت گرفت تا روند محرومیت اساتید مستقل از تدریس در قالبهایی چون بازنشسته کردن اجباری، عدم تمدید قرارداد و... سیرصعودی بگیرد.

3- ایجاد هراس عمومی: طراحان پروژه سرکوب دانشگاه که از مومنان به سیاست " النصر بالرعب" هستند معتقدند که با این محدودیتها وبرخوردها نه تنها دانشگاه را از وجود افراد ناراضی خالی می نمایند بلکه دیگران نیز حساب خود را کرده و با خودسانسوری در میان خطوط قرمز تعیین شده از سوی آنها محصور شده و کوچکترین فرصتی برای تحرک نخواهند داشت.

طراحان و مجریان سیاست سرکوب:

بررسی روند حوادث رخ داده در دانشگاههای کشور نشان از عزم و اراده جدی بخش کوچکی از اصولگرایان برای برخورد سرکوبگرایانه با دانشگاه دارد. در واقع هر چند بسیاری از اصولگرایان و نیروهای نظامی وشبه نظامی نزدیک به آنها خواهان ایجاد دانشگاهی فرمانبردارند اما همگی این نیروها با این بخش کوچک در این پروژه همراه نشدند و این گروه کوچک هنوز موفق به بسیج همه حاکمیت در پشت پروژه ای که به تنهایی طراحی نموده ، نشده است. این پروژه آنچنان نخ نما و مبتذل و تکراری بود که همراهی مراجع تقلید، احزاب ، فعالین سیاسی اصولگرا وائمه جمعه با این جریان در حوادث دانشگاه را در پی نداشت.
به نظر می رسد طراحان اصلی این پروژه مشاوران جوان تازه به خدمت گرفته شده باشند که با همکاری وزارت علوم وکمک برخی نهادهای نظامی و امنیتی با نگاهی ساده اندیشانه تصمیم گرفته اند کاری راعملی کنند (خاموشی دانشگاه) که پیش از این بسیاری دیگر از عهده ان بر نیامده بودند. در این راه مشاوران جوان که خود فاغ التحصیل سالهای اخیرند وکینه ای عمیق از شکل گیری جریانی مستقل در دانشگاهها به دل دارند نقش هماهنگ کننده و رابط با تشکلهای دولت ساخته را نیز بر گرفته و در کمیته های انضباطی و حراست به عنوان بازوی اجرایی به یاری طلبیده اند. بازوی قضایی این گروه نیز مطابق سالیان اخیرکسی نیست جز همان قاضی انگشت نما که سابقه ای طولانی در تعطیلی مطبوعات و بازداشت منتقدین و صدور احکام سنگین برای دانشجویان دارد.فردی که با زیر سوال بردن اولین اصل قضاوت یعنی بی طرفی پیش ازتکمیل پرونده دانشجویان امیر کبیر و در حالی که خود اذعان می دارد دانشجویان مسئولیت مطالب را نپذیرفته اند خبر از دخالت انها در انتشار مطالب موهن می دهد این خبر را در واقع می توان مجوزی برای اخذ اعترافات دروغین از دانشجویان تحت فشار تلقی نمود وعجیب اینکه با وجود شکست چنین بازی تکراری و کسالت آوری که بی اثری آن در افکار عمومی بارها امتحان شده اصرار فراوانی به ادامه ان وجود دارد.

علت سرکوب دانشگاه

باتوجه به وجود مراکز متعدد تصمیم گیری، تصمیمات احساسی و لحظه ای و تضاد منافع کانونهای قدرت درایران به نظر میرسد سرکوب دانشگاهها در راستای تحقق یکی از سه سناریوی زیر باشد:

سناریوی اول: انتقام کور از دانشگاهیان

انتقادات دانشگاهیان به دولتمردان نهم بارها انها را خشمگین نموده لذا برخوردهای صورت گرفته را می توان در راستای انتقام گیری از آنها تقلی نمود شاهد این مدعا نیز انتخاب دانشگاه امیر کبیر به عنوان محل اصلی برخورد و سرکوب دانشگاهیان است اعتراض فراگیر دانشجویان امیر کبیر به احمدی نژاد در 20 اذر1385 از دید ناظرانی که با روحیه هماورد طلبی و لجبازی کودکانه دولتمردان نهم اشنا هستند نمی توانست بی پاسخ بماند لذا پروژه انتشار مطالب موهن در دانشگاه امیر کبیر اجرا گردید تا دولتمردان نهم انتقام خویش را گرفته باشند. در واقع هرچند این هدف کودکانه می نماید اما از دولتمردانی که اقداماتی از این دست رویه انها گشته اصلا دور از انتظار نیست.

سناریوی دوم: فرار از پاسخگویی

دولت نهم که با وعده اوردن پول نفت بر سر سفره مردم و تاکید بر عدم دخالت در حوزه خصوصی مردم بر سرکار امد، امروز در محاصره مطالبات انباشته شده و متراکم مردمی قرار گرفته که نه تنها کوچکترین بهبودی در اوضاع اقتصادی خود احساس نمی کنند بلکه شاهد برخوردهای شدید و امنیتی درحصوصی ترین زوایای زندگی شخصی خود هستند. مجموعه سیاستهای غلط اقتصادی در کنار باند بازی و فامیل سالاری باعث گشته است رشد اقتصادی کشور با وجود افزایش شدید قیمت نفت سیر قهقرایی بپیماید به گونه ای که براساس پیش بینی های معتبر رشد اقتصادی کشور در سال اینده به رقم 6/4 درصد کاهش می یابد و با پیمودن سیری قهقرایی در سه سال آینده به رقم 3/3 درصد خواهد رسید.همچنین با افزایش شدید فساد در میان دولتمردان رتبه سلامت مدیران ایرانی تنزلی شدید یافته و ایران با سقوطی پانزده پله ای در رتبه جهانی 105 قرار گرفت و دراین میان افزایش سالانه 500 هزار بیکار در کنار تورم فزاینده مشکلات فراوانی را به وجود اورده است در این شرایط است که بسیاری معتقد هستند که حاکمان که خود را عاجز از حل مشکلات فوق می بینند به دو اقدام همزمان روی آورده اند از یکسو در داخل کشور سرکوب منتقدان را دنبال می نمایند که در این میان می توان به برخوردهای صورت گرفته با روزنامه نگاران، فعالین زن، کارگران، معلمان و فعالین سیاسی اشاره نمود لذا برخورد با دانشگاهیان نیز در ادامه پروژه کلان برخورد با منتقدان است که در سطح عمومی جامعه در حال اجراست و از انجا که دانشگاهیان روحیه نقادی بیشتری داشتند در این میان بیشتر مورد هجوم واقع می شوند هر چند باید به این نکته نیز توجه نمود که در کنار بحران کارآمدی هراس حاکمیت از بحران مشروعیت ، از بین رفتن امکان اعمال سلطه از سوی حاکمان ، بالا گرفتن اعتراضات و رشد نیروهای جامعه مدنی نیز مزید علت گشته است تا حاکمان با شدت بیشتری به سرکوب نیروهای مدنی بپردازند.

درعرصه خارجی نیز دولت به دشمن تراشی روی آورده است. بی شک یکی از بهترین راههای فرار ازپاسخگویی به مطالبات مردمی و توجیه سرکوب کلیه منتقدان در همه حکومتهای ایدئولوژیک معرفی دشمن خارجی به عنوان مسئول اوضاع نابسامان جامعه است. در این حالت دشمن خارجی به گونه ای معرفی می شود که با سنگ اندازی و توطئه هدفی جز جلوگیری از پیشرفت و ترقی ملل تحت سلطه ندارد.در راستای این پروژه دشمن سازی در عرصه بین الملل می توان به سخنان چند باره و بی ضرورت احمدی نژاد در مورد اسرائیل ویا سایر کشورهای غربی اشاره کرد. در واقع این سخنان را می توان تلاشی برای داغ کردن تنور یک جنگ احتمالی و محدود علیه ایران ارزیابی نمود. جنگی که در این نگاه بهترین توجیه اقتدارگرایان جهت عدم تحقق خواسته هایشان است و لذا از ان استقبال نیز می نمایند

سناریوی سوم: سرکوب در داخل همراه با چرخش بزرگ در سیاست خارجی

از سوی دیگر این احتمال نیز وجود دارد که با توجه به اینکه از سویی مجموعه سیاستهای غلط در عرصه بین المللی مشکلات فراوانی را برای دولتمردان به وجود اورده و آنها را با بن بست مواجه نموده و از سوی دیگر مشکلات داخلی وعدم اقبال عمومی مردم به سیاسیتهای دولتمردان نهم نیز مزید بر علت گردیده است، انها به فکر چرخشی بزرگ در سیاست خارجی بیفتند. در واقع این همان راهی است که بسیاری از مستبدان در جهان طی کرده اندومی کوشند با اتکا به عوامل خارجی خود را حاکمیت خود را تثبیت نمایند. لذا سفرهای خارجی مکرر نمایندگان حاکمیت و بهبود رابطه با مصر و آغاز مذاکره با آمریکا را می توان در این راستا ارزیابی نمود. مذاکرات و ارتباطاتی که نه با انگیزه تأمین منافع ملی که تثبیت حاکمان در قدرت است. حاکمیتی که از مشروعیت ناامید شده اکنون برای حفظ خود در قدرت با عدول ازمواضع اصولگرایانه به خارج از مرزها مینگرد و دراین میان برای توجیه بدنه ایدئولوژیک خود در این تخطی از شعارهای اصولگرایانه باید پروژه هایی دیگر را طراحی نمایند. اظهارات تند و توخالی علیه اسرائیل در کنار تلاش فراوان برای دوستی با متحدان اسرائیل از این گونه است. درداخل نیز پروژه هایی مانند برخورد با بد حجابی، اراذل و اوباش و پروژه دانشگاه امیر کبیر در حال اجراست تا پتانسیل اعتراضی حامیان ایدئولوژیک از مقابل نهاد ریاست جمهوری به خیابانها سردر دانشگاه امیر کبیر انتقال یابد. از این نگاه عقب نشینی در جبهه سیاست خارجی باید با پیشروی در جبهه داخلی همراه باشد تا مرهمی بر زخمهای حامیان اندک اما ایدئولوژیک حکومت نهاده شود و در این میان دانشگاه یکی از بهترین محلهای پیشروی و بحران سازی برای آنها است.

این مساله که در نهایت کدامیک از کانونها و محافل قدرت می تواند پروژه خود را به پیش ببرد واینکه در روزهای آینده شاهد جنگ یا چرخش بزرگ خواهیم بود، سوالاتی است که پاسخ به آن به زمان بیشتری نیازدارد اما تمامی محافل این محافل تاریک که پروژه خود را دنبال می نمایند به خوبی واقفند که اقداماتشان در تعارض با منافع ملی کشور است و بی شک با انتقاد گسترده منتقدان و به خصوص جامعه دانشگاهی مواجه می گردد این مساله باعث گردیده است که این گروهها بر سر حذف منتقدان با هم توافق داشته باشند و لذا شاهد هجمه ای سنگین به دانشگاههای کشور هستیم.

اما حافظه تاریخی این ملت بارها چنین هجمه هایی را بر علیه دانشگاه شاهد بود ه است اما دانشگاهیان با وجود هزینه های فراوانی که پرداخته اند هیچگاه در برابر اینگونه حملات خاموش نشده اند و هر بار پرتوان وبا انگیزه تر از گذشته راه آزادی و دموکراسی را پیوده اند و همچنان نیز معتقدیم اتحاد و پایداری دانشگاهیان در مقابل این هجوم همه جانبه در کنار اتحاد نیروها و جنبشهای تحول خواه در سطح کلان جامعه تنها راه خروج دانشگاه و کشور از دامن بحران کنونی است.

در پایان از کلیه اصحاب عرصه اطلاع رسانی ، اساتید ، روشنفکران و فعالین سیاسی و مدنی که در روزهای سخت جنبش دانشویی از دانشجویان حمایت نمودند تشکر کرده وحمایت خود بی دریغ خود را از 8 دانشجوی دربند دانشگاه امیر کبیر اعلام م نماییم ومعتقدیم پروژه اعتراف گیری از این دانشجویان که با سکوت توأم با رضایت وزارت علوم ، همکاری قوه قضائیه ، نیروهای امنیتی و نظامی و صحنه گردانی مشاوران جوان در جریان است پروژه ای نخ نما و بی ارزش است وحتی انتشار اعترافاتی تحمیل شده نیز نمی تواند آبروی از دست رفته طراحان این پروژه را به آنان باز گرداند که تجربه گذشته و تکذیب اعترافات در فضای آزاد بعد از زندان روسیاهی را بر اعتراف گیرندگان گذاشته است. پرونده سازی هایی از این دست گواه این مدعاست که افتاب قدرتمندان و زورمداران رو به غروب است ، زمانی می رسد که حاکمان پاسخگوی اعمال خویش باشند روزی که چندان دور نیست

یک شاخه در سیاهی جنگل
به سوی نور فریاد می کشد

شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
خرداد ماه 1386




Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.