جمعه ۳۰ شهريور ۱۳۹۷ - Friday 21 September 2018
بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

يك سال گذشت، به درد گذشت... به درد!!!

يكسال گذشت از روزی كه پدرانمان و برادرانمان و رفقايمان با آن غول آهنی سقوط كردند. يكسال گذشت بدون پيگری فاجعه. بدون اينكه مشخص شود چه كسانی شهيد بابك گوهری را مجبور به پرواز كردند‌؟

iran-emrooz.net | Sun, 03.12.2006, 14:48

٣٦٥روز، يكسال گذشت از روزی كه پدرانمان و برادرانمان و رفقايمان با آن غول آهنی سقوط كردند. از آن روزی كه شهر يك پارچه سياه پوش شد. از ان شبی كه خيلی از چشمها به در خشك شد تا پدر دررا باز كند و با لبخند هميشگی به خانه بيايد. يكسال گذشت با همه سختی‌هايش. غم سنگينی بود. مردان بزرگی آن روز در ميان شعله‌های آتش سوختند. و يكسال گذشت و امروز در آستانه ورود به سالی جديد ما ايستاده‌ايم و شما را نظاره می‌كنيم.
يكسال گذشت بدون پيگری فاجعه. بدون اينكه مشخص شود چه كسانی شهيد بابك گوهری را مجبور به پرواز كردند‌؟ سخنان مادر شهيد گوهری را در شب يكصدمين روز شهادت شهدای سی ١٣٠ به خاطر بياوريد. شهيد گوهری قصد پريدن نداشت. مجبورش كردند كه بپرد. هنوز پس از يكسال كسی نفهميده كه چه كسی او را مجبور كرد. دادگاهی تشكيل شد كه بی‌شباهت به خيمه‌شب بازی نبود
در آْستانه ساگرد سقوط فاجعه بار هواپيمای سی -١٣٠ كه حامل اصحاب رسانه و نظاميان بود ، باز هم لكه ننگی ديگر بر دامن دولت و وزارت دفاع سهل انگار دولت نهم نمايان شده است. كارنامه سياه دولت نهم و وزارت دفاع در سقوط هواپيماهای نظامی حاكی از بی‌كفايتی و بی‌تدبيری مسولان مر بوطه دارد.
از ميانه آذر ٨٤ كه داغ بزرگی بر دلمان نشست تا امروز ما خانواده‌های شهدای فاجعه سقوط سی ١٣٠ شاهد فراز و نشيب بسيار بوده ايم.
از فرافكنی‌های دستگاه قضايی تا قولهای مكرر پيگيری و سخنانی كه تنها بار خبری داشت برای روزنامه‌ها تا جديت در پيگيری امور.
با گذشت تقريبا يك سال از سقوط هواپيمای 130C- ارتش در ١٥ آذر ماه سال گذشته و كشته شدن ٩٤ سرنشين هواپيما كه ٦٨ نفر آنها از جامعه مطبوعاتی و رسانه‌های كشور بودند ، خلبان هواپيما عامل اصلی سقوط اين هواپيما شناخته شد. در اين مدت خانواده كشته شدگان ، چندين بار با ارسال نامه و يا حضوراً با مسئولان خواستار مشخص شدن عاملان اين حادثه شده‌اند.
در طی اين مدت شاهد بوديم كه بارها دستهايی از پشت پرده قصد در جمع كردن پرونده اين فاجعه بدون يافتن مقصر اصلی به تبرئه مجرمين و متهمين حقيقی اين فاجعه بپردازد.

آقای رييس جمهور
لحظه‌ای از پشت نقاب رياست جمهوری بيرون بيايد ، فرض كنيد شما همچنان شهردار هستيد و كس ديگری رييس جمهور.
٤ سقوط هواپيمای نظامی آن هم در كمتر از يك سال مبين چه نكته‌ای می‌تواند باشد‌؟
سقوط سی ۱۳۰
سقوط فالكن سپاه
سقوط آنتونوف سپاه
سقوط هلی كوپتر
چقدر بايد هزينه داد‌؟
آيا ان عدالتی كه شما از ان در عين بی‌صداقتی دم می‌زنيد حكم نمی‌كند تا خودتان از خودتان شرمنده باشيد‌؟
آيا عدالتی كه شما از ان بيشترين سو استفاده‌ها را كرده ايد حكم نمی‌كند تا وزير بی تدبير و بی‌مسوليت ، وزرات دفاع شما استيضاح شود؟
آيا وقت آن نرسيده است كه به جای شاخ و شانه كشيدن برای ديگر دولت‌ها كمی به فكر ملت خودتان باشيد.
چقدر بايد هزينه داد تا انرژی هسته‌ای حق مسلم ما باشد‌؟
هنوز خانواده‌های شهدای هواپيمای سی-١٣٠ سالگرد شهادت عزيزانشان را برگذار نكرده‌اند كه خبر سقوط هواپيمايی ديگر باعث شود خود را در جای آسيب‌ديدگان اين حادثه ببينند.
با هر سقوطی كه دليل اصلی ان بی‌كفايتی مسولان است ، باعث می‌شود تا دوباره آن لحظات اوليه سقوط هواپيمای سی-١٣٠ در قلبمان زخمی عميق را نشانه‌گذاری كند. لحظه به لحظه‌ای كه منتظر خبر زنده بودن عزيزانمان بوديم را تداعی كند.
در نامه‌ای كه به آقای حداد نوشته بودم بر اين نكته تاكيد داشتم كه بايد روند پيگيری پرونده شفاف و در محيطی فرا جناحی صورت گيرد.
اولين كاری كه می‌شد در اين راه قدم گذاشت استيضاح اول شخص مسوول اين حادثه بود. كه به دليل ملاحظات سياسی و جناحی صورت نگرفت وحالا ما شاهد هستيم كه در طول يك سال ٤ هواپيمای نظامی، ٤ سقوط نظامی ، اتفاق افتاده است.
اگر از سقوط هواپيما در مشهد و اصفهان و شيراز فاكتور بگيريم، ٤ سقوط هواپيما نظامی ماحصل ١٨ ماه كار شبانه روزی شماست!
فكر نمی‌كنيد اگر بيشتر بخوابيد بهتر است‌؟
جناب آقای احمدی نژاد...
انچه مسلم است، اين است كه مولفه‌ای به نام جان انسان‌ها برای شما بسيار بی اهميت است. اين را می‌شود از پوشش خبری سقوط اخير فهميد.
آقايان كمی فقط كمی فكر كنيد شايد چندی ديگر هواپيمای شما تغيير مسير بدهد و به مسير بی بازگشتی برود. آنروز چه می‌كنيد؟ به آن روز فكر كنيد و برای چند دقيقه فقط چند دقيقه خودتان را جای ما بگذاريد آيا باز هم سئوال بی‌جواب می‌ماند؟ واقعا هيچ دولت مردی پيدا نمی‌شود كه جواب ما را بدهد؟ افسوس كه در اين ديار مردان كسانی هستند كه زير خروار‌ها خاك خوابيده‌اند. زمانی اين ديار پر بود از شير مردانی كه به هر قيمتی جلوی ناعدالتی می‌ايستاند كجا رفتند حالا آن مردان؟ يعنی همه آنها در غولهای آهنی سوختند؟

آقای رئيس جمهور! مسئول محترم حسن اجرای قانون اساسی!
مگر قرار نبود كه برای اين پرونده ملی دادگاهی علنی تشكيل شود‌؟ مگر نبايد در چنين دادگاهی هيئت منصفه‌ای آگاه و نماينده تمامی اقشار جامعه و همچنين شكات و خانواده‌های شهدای اين فاجعه حاضر ميبودند‌؟ مگر دراين پرونده چه بود كه بايد غير علنی می‌شد‌؟
اصولا پرونده‌هايی را غير علنی اعلام ميكنند كه موارد آن يا موجب خدشه در عفت عمومی و يا خدشه در امنيت ملی تلقی شود. مسئله شهادت پدر و برادران ما مصداق قانونی كداميك بود‌؟ چه كسی و چه جنايتی روی داده بود كه مسئله امنيت ملی در آن مطرح بود‌؟ مگر نبايد نمايندگان افكار عمومی يعنی اصحاب رسانه و در واقع صاحب عزاهای اين فاجعه دهشتبار در دادگاه حاضر باشند‌؟ پس چه شد‌؟ به كدامين دليل اينان را از حضور در دادگاه منع كرديد‌؟ مگر می‌خواستيد كدام فاجعه را و كدام مقصر را لاپوشانی كنيد‌؟
شايد بتوان ديگران را با افتتاح كردن سدی به اسم شهيدشان ساكت كرد. شايد بتوان ديگران با تهديد و ارعاب (در صورت لزوم نمونه خواهم گفت) ساكت كرد.
تاريخ ايينه عبرت مومن است. نگاه كنيد چگونه جسمه شاه سر نگون شد ، صدام با چه فلاكت و خواری دستگير شد. بخوانيد خاطرات سران نظام گذشته را كه چگونه اسرار كسانی را كه روزی دست بوسشان بودند را افشا می‌كنند. نمی‌بينيد‌؟
بياد بياوريد روزی كه مراسم تحليف را به جا می‌اورديد ، سر مست و شاد از قدرت ، سر خوش و خندان از پيروزی ، انقدر سرخوش بوده‌ايد كه نمی‌دانيد به چه قسم خورده ايد. نمی‌دانيد قسم خورده‌ايد تا حافظ جان و مال و ناموس مردم و ملت باشيد.
اقای احمدی نژاد به جای نامه نوشتن به روسای ديگر دول كه اثری جر تحقير و سر افنكندگی ملت ايران نداشته است. نگاهی به خودتان كنيد. نگاهی به اطراف، به مشاوران.
در اخر ، روزی پرده‌ها خواهد افتاد ، حقايقی را كه هم من می‌دانم و هم شما اشكار خواهد شد. طبق گفته خدا ، وای به روزی كه مردم اسرار حاكمينشان را بفهمند....
ديگر ادامه دادن اين متن تجربه ميخ آهنی است و سنگ!
تنها به قول خواجه شيراز:
تو پنداری كه بدگو رفت و جان برد‌؟
حسابش با كرام الكاتبين است
مشو حافظ ز كيد زلفش ايمن
كه دل برد و كنون در بند دين است

والسلام علی من التبع الهدی
http://www.hazfiat.com




Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.