بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

ترانه‌ی تنهایی تیهو

جهان آزاد


iran-emrooz.net | Mon, 18.08.2014, 10:33


۱
آشیانم،
از خاشاکِ پیرارین
در صخره‌های ساده‌ی البرز بود؛
اگر تیهو بودم!

و شاد،
بال در بال ِ باد
                  هر بامداد،     
پهنای دره‌ها را
در پروازی کوتاه ـ
                    می‌سرودم؛
اگر تیهو بودم!
 
نه زبان تازیانه؛ 
نه زوزه‌ی تازی،
و نه آوار آوارگی
تنها زمزمه‌ی عشق،
در باران بهاری کوهستان!

۲
یک صبح آفتابی فروردین،
در غوغای زاغان
و هیاهوی بدبده‌ها
سجعی تازه می‌خواندم:
با گلویی اُخرایی؛
تا همدمی،
            همبالی،
                     همترانه‌ای،
گـُل ـ آوازم را
             به کرشمه،
سینه بر سبزه،
                  فرو ساید،
و غریزه  جاودانگی را،
با من،
آهنگی نو
          ساز کند،
آهنگی نو؛
چونان «دادآفرید»*
که «باربد»ش
در بوستان خسرو،
آغاز کرده بود:  
تا کوه را
زیبا تر از بُتِ فرخار
در ترانه‌ی تیهوهای نوبال 
بشکوفاند   
«سبز در سبز»!

۳
نه کابوس قفس،
و نه پروای ِگردش ِ تاریخ،
نه رنج خانه بدوشی،
آری
بال و پری برای پریدن
                           داشتم
و سرپناهکی از سنگ
                          نیز!
در دامن نوازش البرز
باری،
        اگر تیهو بودم!           
 
و پرندگی، 
           گشتی شادمانه بود
با پروبال رنگین عاطفه
در آسمان دره 
که آژنگ ابرش
در پرند مه‌آلود وهم می‌پوشانید.

۴
خوشا برف بهمن!
خوشا برف بهمن!
که خرام عاشقانه ی جفتم
                           بر دامنش
گلو بندی از گلبرگ یاس
                             می‌تنید
در شیب  آشیانه.
 
و دماوند را
            که شرمگینانه
سر در ململ مه
فرو پوشانده بود
در رختِ نوعروسان 
برتختگاه البرز
               می‌نشاند،
با دامنی افشان،
از تپه‌های مازوکش 
تا  صخره‌های نقره‌ای طالش! 

۵
تا بود،
ارزانی ِ ارزن و سنجاقک
و سیرسیرک
در جلگه‌های سبز کیا سر بود، 
و غم نان
           نبود!
تا بود،
خنکای سیمابی لغزان
در دره‌های مخمل اوجا بود،
و غم تشنگی نبود، 
اگر تیهو بودم!

نه حسرت دانستن
نی وحشت دوزخ
و نه انتظار مرگ.
حتی؛
گمان ِ کمین ِ شغالان را
جهشِ رنگین کمان ِ پروازم
                            ـ کوتاه ـ
به یاوه می‌پیوست!
و بغض روباهان را
در نای می شکست!

۶
حسرت؛ 
تنها پرواز شاهینی
درصبح خونین شبیخون
                             بود،
نه هجوم  کفتاران.
اگر تیهو بودم!

 

*داد آفرید، بت فرخار و سبز در سبر، سه آهنگ از ساخته‌های باربد


نظر شما درباره این مقاله:


Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.