بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

حكايت‌های يك مسافر

ابراهيم اورامانى


iran-emrooz.net | Wed, 12.12.2012, 10:11

عكاس
نگران بود
زمانیکه فهمید
نمی‌تواند همانسان که هستیم
تصویری از ما خلق کند

*

وقتی زنگ در خانه‌ام بصدا در می‌آید
شگفتا
گل‌های باغچه می‌شکفند
بلبلم نغمه‌سرایی می‌کند
لبخندی بر لبانم نقش می‌بندد
همیشه احساس می‌کنم
تویی پشت در

*

گل‌های باغچه
از بخت سیاهشون گله دارند
آخه رو یقه‌ی پیراهنت
نمی‌بینمشون!

*

تنها سرزمینی که برای
به آرامش رسیدن
سراغ دارم
قلب توست!

*

فكر كن
اينهمە راه رو
فقط بخاطر تو
طى كردم.
وگرنه من طاقت
یه قدم برداشتن رو هم ندارم




شاعر از متولد ۱۹۶۳ از شهر حلبجه كردستان عراق
ترجمه از زبان كردى : نسيم مروهت جو


نظر شما درباره این مقاله:


Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.