بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

سياره‌ی بی‌مرگان

مهرانگیز رساپور (م.پگاه)


iran-emrooz.net | Tue, 30.08.2005, 4:33

نشريه الكترونيك "واژه"





حق با خواب‌های من است
                                 « زمين مسکن مناسبی نيست
                                    زمين صفر درشتی است
                                    که آن را تزيين کرده‌اند »



آنچه گذشت 
يک فلاکتِ تفريحی بود
مانندِ تصديق کردن در حال سقوط
يا درحال استفراغ خنديدن 
يا با سرفه کسی را بوسيدن



حضور ما در زمين 
يک شوخی بی‌ربط بود
مثل بی‌ربطی شاعر
                        با مهماتِ نظامی
                        يا امورحسابداری
                        يا کازينو

درزمين تنها
                مرض‌ها . . .  هدف دارند
و تنها مردگان 
                   همه صاحبِ مسکن‌اند
وتنها
        اسکلت‌ها همه خندان‌اند! 


زمين
زمينی که مانندِ سرطان
خود را به نفهمی زده است


ما همه 
          زاييده‌ی يک جماع موروثی
          مدام . . .
                     فريب فتح می‌کرديم

ما
 باور کرده بوديم
که با نعره‌هايمان
می‌توانيم دربرابر زلزله وتوفان 
                                         مصون بمانيم
و تنها جنازه‌هایمان
ما را به هم شبيه می‌کرد 

ما
به پيروی از يک قانون بيمار
                                      دفن می‌شديم


ببينيد
          بی آنکه بادی در ميان باشد
          درختان چنان با اطمينان می‌لرزند
          که انگار درست  ترسيده‌اند !
         ( آری 
            درست . . .  ترسيده‌اند! )

اينک 
من شما را به سفری دعوت می‌کنم
که عمری است منتظريد درخواب ببينيد
                                                 درخواب !

اين سفر يک معافيتِ ابدی است . . . از حماقت !



همسفران عزيز!
لطفآ عينک‌های ويژه‌ی " درکِ ديگر" را به چشم بگذاريد
اين عينک‌ها 
                 فرمول‌ها را ساده می‌کنند

استفاده از اين عينک‌ها
به مثابهِ خوردن ميوه‌ی ممنوع است
پس فرشتگان خاکی تندخو 
                                    مواظب باشند!


توجه!  توجه!
سفينه‌ی ما 
هرقرن را، در يک ثانيه می‌پيمايد

توجه!  توجه!
آنچه درزمين "عشق" ناميده می‌شد
دراين سفر همراِ ما نيست
( عشق دانه‌ای بود که درزمين
  برای به دام افکندن ما پاشيده بودند )

کسانيکه " مبايل" همراه داشته باشند
ازاين سفر فاصله می‌گيرند
( مبايل
  نشانه‌ی وجودِ فاصله بود ! )


اکنون شما 
ازپشتِ عينک‌هايتان می‌بينيد
که جنگی خونين ميان خاطره‌هايتان رخ داده است 
وتمامأ کشته شده‌اند !


آن ستاره که در درخشش مبالغه می‌کند
سياره‌ای است که درآن 
                               جشن ورودِ ما  برپاست 
و آن نقطه که دارد پاک می‌شود
زمين است
               که به يک قانون مکنده
                تسليم می‌شود



اينک ترسی گوارا
                    اجسام ما را تسخير می‌کند 
و ما
      دربرق يک دريافت
                               حل . . . می شويم 
وانسانی نوين
درهيئتی نوين
                  گام بر" سياره‌ی بی‌مرگان" خواهد نهاد.


.  .  .

يک زن شما را به زمين آورد
و يک زن شما را از زمين برد ! 
  


نظر شما درباره این مقاله:


Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.