بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

شب یلدا

نعمت آزرم


iran-emrooz.net | Thu, 18.12.2008, 21:06

.(JavaScript must be enabled to view this email address)




برای دختر فرزانه‌ام میترا
که به فرهنگ ایران عشق می ورزد




یلدا
    بلندترین لحظه های قامت ِ تاریکی
در آستان ِ سُجده به روشنسرای زایش خورشید:
                                                            میترا!
یلدا
    شمار ِ بازپسین نبض های طاقت تاریکی
در زادروز ِ مهر جهان پیرا:
مهر سوار به گردونۀ طلائی ِ گیتی سپار ِ نیرومند
با نیمتاج ِ تافته از نیزه های نور
ایزد بزرگ بانوی پیمان و مهر
مهرنگاهبان ِ بوم و بر ِ ایران
این چشمزخم دیده فراوان
از دستبرد و ترکتاز انیران
مهر نُماد پاک اهورا
تازندۀ گشوده جهان با سپاه نور
                                        برآیان ز کوهسنگ خراسان و تاخته تا مغرب
پاشندۀ درخشش ِ آئین ِ مهر در زمانۀ تاریک
                                                         روی باختران
بخشندۀ شناسنامه و آئین زادروز به عیسا!

*

یلدا
     شب دراز ِ نخفتن
تا صبحگاه، پرپر ِ خاموشی ِ ستاره شمردن
و شادمان میان ِعزیزان به بانگ نوشانوش
از مهر و مهربانی و پیمان و عشق، سخن کردن
ز آئینه های یک یک دل ها غبار زدودن
یلدا
      شب ِ حکایت ِ خورشید های نو دمندۀ بسیار آرزوی نیک
                                                                              شنفتن
با سفرۀ بزرگ شب چلـّه
                              ایستاده کنارش سرو
با سبز و سرخترین های هدیۀ این آب و خاک:
سرو و انار و سیب و از این دست گونه گونه فراوان
با بوسۀ پیاپی ِ لب ها و جام ها
با نرمتاب ِ رقص ِ شعله در آتشدان

*

یلدا
   شب درود به خورشید و پشت به تاریکی
با یار نارگونه
                  انار رسیده
                                دانه کردن و خوردن
بر پرده بندهای درون انار تأمل کردن
بر نام و یاد بند نشینان ِ ناگزیر درود فرستادن
در آرزوی ِ لحظۀ آزادی 
بر بند و بند ساز و مدرسۀ بندگی برآشفتن

*

یلدا
    بلندترین شب
یلدا
     شبی بلند نه آن سان ولی دراز که تاب آوَرَد،
تا من حدیث ِ حسرت ِ دیرین ِ بازدیدن ِ خورشید بر فراز ِ دماوند را تمام بگویم!
یارا
     حکایت من و ما
                          قصه ای بلندتر از یلداست!
عمری به راه چشمۀ خورشید و راه بی پایان
راهی درشتناک که از راستای برزخ دیروزهای گمشده تا فرداست!
باری مگر شراره ای از آفتاب ِ سینۀ البرز را - به فالی نیک-،
در عمق چشم های ِ درخشان و مهربان تو در این شب سیاه بجویم!
و بوی آشنای وحشی گل های سرخ درۀ دربند را،
از لاله برگ های لبان تو بشنوم!
آن عطر را دوباره ببویم!



    پاریس ۱۸ دسامبر ۲۰۰۸


نظر شما درباره این مقاله:


Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.