بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

به مناسبت یکصدمین سالگرد تولد شوستاکوویچ

ایراس


iran-emrooz.net | Fri, 13.10.2006, 11:38

در سالنهای کنسرت روسيه حتی زمانی که خالی است و به ظاهر سکوت حکمرانی می کند، آهنگ خوش و شورانگيز موسيقی دانان بزرگ کشور به گوش می رسد و وجود انسان را لبريز از شوق و هيجان می کند.چندی پيش يکصدمين سالگرد تولد شوستاکوويچ را نه فقط در روسيه بلکه ديگر کشورهای جهان نيز جشن گرفتند.
. به اين مناسبت کنسرتهايی با اجرای آهنگهای او برگزار کردند و برای يک بار ديگر يادش را زنده نگه داشتند.
دميتری دميتروويچ شوستاکوويچ (۱۹۷۵- ۱۹۰۶) يکی از بزرگترين موسيقيدانان معاصرروسی، پيانيست و استاد برجسته می باشد. لقب هنرمند ملی اتحاد جماهير شوروی در سال ۱۹۵۴و قهرمان کار سوسياليستی در سال ۱۹۶۶ در کارنامه وی قرار دارد. شوستاکوويچ در سالهای ۱۹۶۸، ۱۹۵۲، ۱۹۵۰، ۱۹۴۶، ۱۹۴۲، ۱۹۴۱ جوايز اتحاد جماهير شوروی را دريافت کرد. در سال ۱۹۵۴ جايزه بين المللی گرفت. وی عضو افتخاری آکادميها و دانشگاهای بسياری از کشورهای دنيا بود.
اجداد شوستاکوويچ لهستانی بودند ولی خود او روز ۲۵ ماه سپتامبر سال ۱۹۰۶ در شهر سن پيتربورگ به دنيا آمد و روز ۹ ماه اوت سال ۱۹۷۵ در مسکو از دنيا رفت. پدرش مهندس شيمی بود و به موسيقی علاقه زيادی داشت، مادرش پيانيست توانمندی بود و به تدريس ابتدايی پيانوفورته مشغول بود. شوستاکوويچ پس از اتمام مدرسه خصوصی موسيقی در سال ۱۹۱۹ وارد کنسرواتوار شهر پطروگراد شد و در آنجا در رشته پيانوفورته مشغول شد و کمی بعد آهنگسازی را شروع کرد. وی از زمان دانشجويی در رشته موسيقی کار می کرد. در سال ۱۹۲۳ کنسرواتوار را به عنوان پيانيست و در سال ۱۹۲۵ به عنوان آهنگساز به اتمام رساند.
مدرک کاری او، اولين سمفونی وی تلقی می شود. اجرای اين سمفونی مهمترين اتفاق در زندگی موسيقی اين هنرمند و همچنين شروع شهرت جهانی وی بود. در همين اولين سمفونی، می توان به وضوح مشاهده کرد که شوستاکوويچ سنت چايکوفسکی، ريمسکی، کارساکوف، موسورگسکی و ليادوف را ادامه می دهد. ويژگی اين سمفونی در جديت، قدرت و تباين های غير منتظره می باشد. در همين سالها شوستاکوويچ به عنوان پيانيست در کنسرتها شرکت می کرد. وی ديپلم افتخاری مسابقه بين المللی شوپن در ورشو را دريافت کرد.
پس از اولين سمفونی به مدت کوتاهی او روی ديگر آلات موسيقی، هنر خود را آزمايش کرد. وی به دنبال آلات موسيقی جديد بود. در همين زمان، اولين سونات برای پيانوفورته در سال ۱۹۲۶، نمايشنامه« حکمت»در سال ۱۹۲۷، دومين سمفونيم اکتبر» در سال ۱۹۲۷ و سومين سمفونی« اول می» در سال ۱۹۲۹ بوجود آمدند.
پيدايش سينما و تئاتر موزيکال باعث شد تا شوستاکوويچ نيز به ساختن اوپرا روی آورد. وی سوژه درام طبيعت زن، در شرايط ناعادلانه ساختار اجتماعی که هم نام داستان لسکوف بنام« کاترينا ايزمايلوا» بود را کار کرد. خود آهنگساز، اوپرا را« تراژدی- هجو» ناميد. زبان موسيقی زشت نمايی(کمدی حاد) اين اوپرا، با عناصر احساسی روسی همخوانی دارد. در سال ۱۹۳۴ اين اوپرا در لنينگراد و مسکو تحت عنوان «کاترينا ايزمايلووا» روی صحنه رفت، سپس در تئاترهای آمريکای شمالی و اروپا نمايش داده شد. اين اوپرا ۳۶ بار در لنينگراد، ۹۴ بار در مسکو روی صحنه رفت و همچنين در استکهلم، پراگ، لندن، زوريخ و کپنهاگ اجرا شد. البته بعدا آن را دوباره نامگذاری کردند. اين اوپرا يک پيروزی بود و به شوستاکوويچ به عنوان يک نابغه تبريک گفتند. استالين نمايشنامه« کاترينا ايزمايلوا» را در ماه ژانويه سال ۱۹۳۶ ديد و اوپرا، وی را شوکه کرد. واکنش استالين در سطور روزنامه ها با عبارت« درهم و برهم به جای موسيقی» تعبير شد. اين عبارت در روزنامه« پراودا» منتشر شد و برای سالهای طولانی مسير رشد موسيقی شوروی را تعيين کرد. چند روز پس از اين، روزنامه« پراودا» يک مقاله ديگر در مورد موسيقی با تيتر« دورويی باله» منتشر کرد، اين بار باله« نهر روشن» شوستاکوويچ با انتقادات جدی مواجه شد.
پس از مقالات روزنامه پراودا تقريبا تمام آثار شوستاکوويچ که تا سال ۱۹۳۶ خلق شده بودند از دنيای روزمره فرهنگی پاک شدند. آهنگساز مجبور بود اولين اجرای سمفونی شماره ۴ خود که می بايست پاييز سال ۱۹۳۶ اجرا شود را کنسل کند و اين سمفونی برای اولين بار در سال ۱۹۶۱ اجرا شد. اوپرای" کاترينا ايزمايلوا" فقط از سال ۱۹۶۲ در کشور مجدداً اجرا شد. اجرای آهنگهای سالهای ۱۹۲۰ به استثنای سمفونی شماره ۱ و چند موسيقی ظريف تا سال ۱۹۶۰ در اتحاد جماهير شوروی ممنوع بود.
سمفونيهای شماره ۴ (سال ۱۹۳۲) و شماره ۵(سال ۱۹۳۷) و شماره ۶(سال ۱۹۳۹) مرحله جديدی در هنر شوستاکوويچ بود. وی با گسترش ژانر سمفونی، اهميت بيشتری برای موسيقی مجلسی و ابزارآلات موسيقی قائل می شد. به اين ترتيب پيدايش روش های واضح، روشن، ظريف و متعادلی چون سونات برای ويولون سل و پيانوفورته ، اولين کوارتت سيمی و... مهمترين واقعه حيات موسيقی تلقی می شد.
سمفونی هفتم شوستاکوويچ (سال ۱۹۴۱) يادگار جنگ کبير ميهنی است و ادامه آن سمفونی شماره هشت بود. بيشترين توجه شوستاکويچ در سالهای پس از جنگ به ژانر آوازخوانی بود.
موج جديد حمله به شوستاکوويچ در خبرگزاريها، در سال ۱۹۳۶ شروع شد. او بايد از ديکتاتور تبعيت کند به اين ترتيب شوستاکوويچ به اشتباهات خود پی برد و با «آهنگ در مورد جنگلها» در سال ۱۹۴۹،« بر ميهن ما خورشيد می تابد» سال ۱۹۵۲ و با ساختن موسيقی هايی برای فيلمهای تاريخی و جنگی- وطن پرستی موقعيت خود را بهتر کرد. به موازات ساخت اين آهنگها وی آثار هنری ارزشمندی که برای اجرا در کنسرت مناسب بودند را خلق کرد. به عنوان مثال کنسرت شماره ۱ ويولون همراه با ارکستر، گروه آوازخوانی« از اشعار ملی يهوديان» که هر دو در سال ۱۹۴۸ نوشته شدند و کوارتت سيمی شماره ۵و۴ (سال ۱۹۵۲ و ۱۹۴۹) فقط پس از مرگ استالين اجرا شدند.
سبک سمفونی شوستاکوويچ بهترين نمونه استفاده از ژانر کلاسيک می باشد که در سمفونيهای شماره ۱۱ و ۱۲ آشکار است. ادامه ميراث بتهون در سمفونی شماره ۱۳ مشاهده می شود. منظومه «اعدام استپان رازين» (سال ۱۹۶۴) نقطه اوج در هنر شوستاکوويچ بود.
سمفونی شماره ۱۵ شوستاکوويچ که در سال ۱۹۷۱ نوشته شد ترکيبی از بهترين مراحل هنری اين موسيقيدان بزرگ بود. حجم عظيم و سطح بسيار بالای آثار شوستاکوويچ نه فقط بر سرنوشت و تاريخ موسيقی ميهنی بلکه در گسترش فرهنگ جهانی نيز تاثيرگذار بود.
با اين وجود در روسيه احساس سردی نسبت به شوستاکويچ وجود دارد ولی در اروپا او را در ميان اولين خانواده بزرگترين موسيقدانان قرن ۲۰ قرار می دهند. به نظر می رسد که در روسيه عامل سردی نسبت به آثار شاستاکويچ ريشه در اين تفکر داشته است که: « در اين جا مشکلات به اندازه کافی وجود دارد پس چرا در کنسرتها روحمان را به چندين قسمت کنيم».
شوستاکوويچ مانند آينه بود، هر شخصی می توانست در آن خودش را ببيند. اين خصوصيت هنرمندان بزرگ است.

"ایراس، مؤسسه مطالعات روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز"

------------------

دميتری شوستاکويچ، خلق سمفونی هفت‌ام خود، سمفونی لنين‌گراد، را در شرايط دشوار محاصره‌ی اين شهر در جنگ جهانی دوم آغاز کرد. سه موومان اول با سرعت‌ای خيره‌کننده به اتمام رسيدند. در اينجا می‌توانيد موومان‌ اول، جنگ، و موومان سوم و سرزمين مادری من را، با رهبری رودلف بارشای با ارکستر سمفونی WDA بشنويد.
موزيکولونيا


نظر شما درباره این مقاله:


Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2018
e-mail:
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.